فخرزاده: فرهنگ جهادی، محاسبات دشمن درباره توان ایران را تغییر داد/ حیدریمقدم: باید تجربه دفاع مقدس را برای حل مسائل امروز بازخوانی کنیم
به گزارش خبرگزاری آنا، حجتالاسلام والمسلمین سعید فخرزاده، مدیر دفتر ثبت و تدوین دستاوردهای انقلاب اسلامی حوزه هنری، در نشست علمی تحلیل ابعاد و جایگاه تاریخی دفاع مقدس هشتساله در پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی که امروز دوشنبه ۱۳ مهر در پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی برگزار شد، اظهار کرد: حضرت امام خمینی (ره) روش خاصی را دنبال کردند که در نهایت به پیروزی انقلاب اسلامی منجر شد.
وی افزود: امام خمینی (ره) برای پیشبرد نهضت، صرفاً به دنبال تشکیل یک تشکیلات یا حزب و فعالیت از طریق نخبگان خاص نبودند، بلکه ارتباط مستقیم و گستردهای با مردم برقرار کردند. در ۱۴ تا ۱۵ سالی که از قیام ۱۵ خرداد تا پیروزی انقلاب اسلامی سپری شد، نگاه امام این بود که باید سطح آگاهی و باور مردم تغییر کند؛ چراکه این تغییر در سطح باور مردم بود که آنها را به صحنه میآورد.
فخرزاده ادامه داد: حضور مردم در صحنه، مبتنی بر آگاهی عمومی بود و از آنجا که این حرکت بر پایه احساسات صرف شکل نگرفته بود، بهراحتی نیز قابل آسیبدیدن نبود. حضرت امام با آگاهسازی مردم، از طریق شاگردان و نیروهایی که در اختیار داشتند، صدور اطلاعیهها و ایراد سخنرانیها، بستر تحول و شکلگیری انقلاب اسلامی را فراهم کردند.
شکلگیری ساختارهای انقلابی برای اداره کشور
مدیر دفتر ثبت و تدوین دستاوردهای انقلاب اسلامی حوزه هنری گفت: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، انقلابیونی که انقلاب را به ثمر رسانده بودند، با این واقعیت مواجه شدند که اکنون باید کشور را اداره کنند. در آن مقطع این احساس وجود داشت و البته احساس درستی نیز بود که ساختارهای بهجامانده از رژیم پهلوی، از ساختار نظامی گرفته تا ساختار اداری، قادر نیستند نیازهای انقلاب را تأمین کنند.
وی تصریح کرد: این ساختارها نمیتوانستند با سرعت مورد نیاز انقلاب، فرآیند تحول، اجرای عدالت، رفع مظلومیت و توسعه کشور را پیش ببرند؛ بنابراین بهتدریج ساختارهایی بر پایه تفکرات انقلابی شکل گرفت که از آنها به عنوان نهادها و ساختارهای انقلابی یاد میکنیم.
فخرزاده بیان کرد: شکلگیری این نهادهای انقلابی موجب شد حرکت، رشد، توسعه، ایستادگی و مقاومت در جامعه تقویت شود و ظرفیتهای جدیدی برای پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی به وجود آید.
فرهنگ جهادی؛ فراتر از وظیفه عادی اجتماعی
وی با اشاره به نقش فرهنگ انقلابی در تحولات پس از انقلاب اسلامی عنوان کرد: نکته بسیار مهمی که وجود داشت، شکلگیری فرهنگی بود که میتوان از آن با عنوان فرهنگ انقلابی یاد کرد و این فرهنگ بعدها در قالب فرهنگ جهادی نیز تداوم پیدا کرد.
مدیر دفتر ثبت و تدوین دستاوردهای انقلاب اسلامی حوزه هنری افزود: فرهنگ انقلابی در واقع یک باور درونی و نوعی رابطه میان انسان و خداوند است که در کنار آن، فرد نسبت به شرایط اجتماعی احساس تعهد میکند؛ تعهدی که فراتر از وظیفه عادی یک فرد در قبال جامعه است.
وی ادامه داد: در یک جامعه، وظایف مشخصی برای افراد تعریف میشود؛ برای مثال پرداخت مالیات یا اختصاص بخشی از زمان برای انجام کار و ارائه خدمات اجتماعی. اما زمانی که نگاه جهادی شکل میگیرد، افراد فراتر از این وظایف معمول عمل میکنند و ظرفیت بیشتری از خود برای خدمت به جامعه اختصاص میدهند.
فخرزاده گفت: فردی که دارای روحیه جهادی است، در کنار انجام وظایف قانونی و اجتماعی خود، برای کمک به دیگران، انجام امور خیر و حمایت از نیازمندان نیز وقت و توان خود را اختصاص میدهد. بسیاری از تحولاتی که در زمینه محرومیتزدایی در مناطق مختلف کشور شکل گرفت، با مشارکت مردم و بر پایه همین روحیه رقم خورد.
روحیه جهادی و نقش آن در دفاع مقدس
وی خاطرنشان کرد: همین روحیه که فراتر از ظرفیت و انتظاری بود که جامعه بهطور عادی از افراد داشت، موجب شد انسانهایی در جامعه حضور پیدا کنند که توانستند خلأها را پر کنند و بسیاری از محاسبات درباره ظرفیت و توانمندی ایران را تغییر دهند.
مدیر دفتر ثبت و تدوین دستاوردهای انقلاب اسلامی حوزه هنری تأکید کرد: همین توان، تفکر و اندیشه در دوران دفاع مقدس نیز خود را نشان داد و به یکی از عوامل مهم در شکلگیری مقاومت و ایستادگی مردم ایران تبدیل شد.
فخرزاده ادامه داد: زمانی که جنگ هشت سال دفاع مقدس آغاز شد، ساختار نظامی کشور تا حد زیادی دچار فروپاشی شده بود. بخش قابل توجهی از نیروهای لشکر خوزستان را نیروهای بومی تشکیل میدادند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز ارتباطات و پشتیبانیهای گذشته از بین رفته بود. در چنین شرایطی، حتی تأمین سلاح و تجهیزات اولیه نیز با مشکلات جدی مواجه بود.
وی افزود: با وجود این شرایط، تعداد نیروهای ما در مقایسه با نیروهای دشمن بسیار کمتر بود و همین مسئله موجب شد دشمن در روزهای ابتدایی جنگ پیشرویهایی داشته باشد. با این حال، مردم با دست خالی در برابر دشمن ایستادگی کردند. مقاومت مردم دزفول و ایستادگی نیروها در منطقه کرخه از جمله نمونههای مهمی بود که مانع از تحقق هدف عراق برای رسیدن به پشت دزفول و محاصره خوزستان شد.
دفاع مقدس؛ آغاز مسیر خودکفایی نظامی
این کارشناس با اشاره به شرایط کشور در طول هشت سال دفاع مقدس اظهار کرد: ما جنگ را در شرایطی آغاز کردیم که بسیاری از امکانات اولیه را در اختیار نداشتیم، اما در طول هشت سال نهتنها اجازه ندادیم دشمن به اهداف خود برسد، بلکه تحریمها و محدودیتها باعث شد نیروهای ما به سمت ساخت تجهیزات مورد نیاز حرکت کنند.
فخرزاده ادامه داد: ابتدا ساخت سادهترین تجهیزات و سلاحها آغاز شد و بهتدریج به ساخت نارنجک، آرپیجی، سیم خاردار، مین و تجهیزات دیگر رسیدیم. این روند نشان میدهد که دفاع مقدس بهصورت مستقیم موجب ایجاد بخشی از توانمندیهای داخلی شد و بهصورت غیرمستقیم نیز زمینه رشد بسیاری از صنایع و فناوریهای کشور را فراهم کرد.
وی تصریح کرد: این تأثیر فقط در حوزه نظامی نبود و در زمینههایی مانند سنگرسازی، بیمارستانسازی، توسعه پزشکی و بسیاری از بخشهای دیگر نیز شاهد شکلگیری توانمندیهای جدید بودیم.
جنگ و شکلگیری ظرفیتهای جدید در حوزه پزشکی
فخرزاده با اشاره به وضعیت نظام بهداشت و درمان کشور در سالهای ابتدایی پس از انقلاب گفت: در آن مقطع، وضعیت بهداشتی و درمانی کشور حتی نسبت به بسیاری از کشورهای منطقه مناسب نبود و تعداد زیادی از پزشکان نیز کشور را ترک کرده بودند. در برخی مناطق محروم حتی برای ارائه خدمات اولیه پزشکی با کمبود پزشک مواجه بودیم.
وی افزود: به همین دلیل مجبور شدیم تدابیر جدیدی اتخاذ کنیم و دورههای فشردهای را برای نیروهایی که بهصورت بسیجی وارد میدان میشدند برگزار کنیم تا بتوانند بخشی از نیازهای اولیه درمانی در شرایط جنگ را برطرف کنند. این تجربهها بعدها به توسعه ظرفیتهای پزشکی کشور کمک کرد.
حملات دشمن به صنعت نفت و شکلگیری توان بازسازی داخلی
این کارشناس با اشاره به حملات گسترده عراق به زیرساختهای نفتی کشور اظهار کرد: یکی از نیازهای اساسی کشور در دوران جنگ، تأمین سوخت بود و دشمن نیز تلاش میکرد با حمله به مراکز نفتی، پالایشگاهها و شبکه توزیع سوخت، این توانمندی را از کشور بگیرد.
وی ادامه داد: پالایشگاهها و مراکز ذخیره و توزیع سوخت بارها مورد حمله قرار گرفتند، اما نیروهای متخصص صنعت نفت توانستند در مدت کوتاهی این مراکز را دوباره فعال کنند. این در حالی بود که پیش از انقلاب، صنعت نفت کشور بهشدت به کارشناسان و شرکتهای خارجی وابسته بود.
فخرزاده افزود: در طول جنگ، نیروهای صنعت نفت بارها با چنین شرایطی مواجه شدند و با وجود حملات متعدد، توانستند زیرساختهای آسیبدیده را بازسازی و فعالیت آنها را از سر بگیرند. این تجربه به تدریج موجب شد بخش مهمی از دانش و توان فنی صنعت نفت در داخل کشور شکل بگیرد.
بازسازی پالایشگاه آبادان با تکیه بر توان داخلی
وی با اشاره به حملات گسترده به پالایشگاه آبادان گفت: پالایشگاه آبادان در همان سالهای ابتدایی جنگ بهشدت آسیب دید و بخشهای گستردهای از آن از بین رفت. بازسازی چنین مجموعهای در شرایط عادی میتوانست سالها زمان ببرد و هزینه بسیار سنگینی به کشور تحمیل کند، اما نیروهای داخلی وارد میدان شدند.
فخرزاده ادامه داد: یکی از مشکلات جدی این بود که بخش زیادی از مهماتی که به پالایشگاه اصابت کرده بود، منفجر نشده بود. جمعآوری و خنثیسازی این مهمات مدت زیادی زمان برد، اما پس از آن نیروهای صنعت نفت، نیروهای متعهد و بسیجی بهصورت شبانهروزی برای بازسازی پالایشگاه تلاش کردند.
وی خاطرنشان کرد: در نهایت، پالایشگاه آبادان دوباره سرپا شد و این تجربه، نقطه عطفی در مسیر خودکفایی صنعت نفت بود. نیروهایی که در بازسازی این پالایشگاه تجربه کسب کرده بودند، بعدها در بازسازی و توسعه دیگر پالایشگاهها نیز نقشآفرینی کردند و به تدریج بخش قابل توجهی از این صنعت بومی شد.
از تجربه دفاع مقدس تا توسعه صنایع کشور
فخرزاده تأکید کرد: آثار دفاع مقدس تنها به حوزه نظامی محدود نشد و تجربهای که در آن دوران به دست آمد، در بسیاری از صنایع کشور مورد استفاده قرار گرفت. در حوزه کشاورزی نیز با توسعه ظرفیتهای داخلی، در تولید محصولاتی مانند گندم به سمت خودکفایی حرکت کردیم و در برخی محصولات حتی ظرفیت صادرات نیز ایجاد شد.
وی افزود: در صنعت سیمان نیز نمونه مشابهی وجود داشت. پیش از انقلاب برای ساخت کارخانههای سیمان به شرکتها و فناوریهای خارجی وابسته بودیم، اما با وقوع انقلاب و سپس آغاز جنگ، بسیاری از قراردادها متوقف شد و متخصصان داخلی ناچار شدند خودشان برای رفع این نیاز وارد میدان شوند.
فخرزاده ادامه داد: در ابتدا از مشاوران خارجی استفاده میشد، اما به تدریج دانش ساخت کارخانههای سیمان در داخل کشور بومی شد و تعداد زیادی کارخانه سیمان ایجاد شد که توانست بخش مهمی از نیاز کشور را تأمین کند.
بومیسازی زیرساختها نتیجه تجربه سالهای دفاع مقدس
وی خاطرنشان کرد: این روند در حوزههای مختلف ادامه پیدا کرد و حتی امروز بخش قابل توجهی از قطعات و تجهیزات مورد استفاده در مترو نیز در داخل کشور تولید میشود. اگرچه ممکن است تولید برخی قطعات از نظر اقتصادی توجیه نداشته باشد، اما بخش عمده تجهیزات و قطعات مورد نیاز، از ریل و سایر اجزا گرفته تا تجهیزات فنی، در داخل کشور قابل تولید است.
فخرزاده گفت: بسیاری از این توانمندیها ریشه در همان تجربهای دارد که نیروهای متخصص کشور در دوران دفاع مقدس به دست آوردند؛ یعنی زمانی که به دلیل تحریم و محدودیت، مجبور شدیم روی پای خود بایستیم و نیازهای اساسی کشور را با اتکا به توان داخلی تأمین کنیم.
فخرزاده با اشاره به خاطرهای از یکی از خلبانان دوران دفاع مقدس گفت: این خلبان که وظیفه جابهجایی نیروها را بر عهده داشت، تعریف میکرد که در یکی از مناطق فرود آمده و با جوان ۱۹ سالهای مواجه شده است که دستش بهشدت مجروح شده بود و برای او پانسمان انجام داده بودند.
وی ادامه داد: این خلبان میگفت زمانی که میخواستم فرود بیایم، دیدم یکی از نیروها به من اشاره میکند که فرود بیایم. پس از فرود متوجه شدم حاج قاسم سلیمانی است که به دلیل جراحت، نیاز به عمل جراحی دارد، اما حاضر نیست منطقه را ترک کند. قرار شد پزشک بیاید و همانجا او را عمل کند.
پیوند عاطفی فرمانده و رزمندگان
فخرزاده افزود: نکته جالب این بود که رزمندگان چنان با حاج قاسم ارتباط عاطفی داشتند و او را دوست داشتند که رفتاری بسیار صمیمانه با او داشتند. زمانی که قرار بود حاج قاسم سوار هواپیما شود، تعدادی از رزمندگان دور او جمع شده بودند و از او میخواستند که چه زمانی برمیگردد.
وی گفت: آنها با حالت عاطفی خاصی با حاج قاسم خداحافظی میکردند و حتی برای بدرقه او شکلات پخش کردند. این صحنه برای کسی که از بیرون به آن نگاه میکرد، شاید عجیب بود و این سؤال را ایجاد میکرد که چرا این رزمندگان تا این اندازه به فرمانده خود علاقه دارند.
فخرزاده ادامه داد:، اما وقتی بارها به جبهه رفتم و با این بچهها ارتباط برقرار کردم، متوجه شدم با چه انسانهایی مواجه هستیم. این ایثارگری و محبت، کاملاً خالصانه بود. حتی به یاد دارم با خودم فکر میکردم اگر بخواهم کاری برای این بچهها انجام دهم، حاضرم یک جعبه کفش تهیه کنم و برای آنها بیاورم؛ چراکه این رزمندگان با کمترین امکانات، خالصانه در میدان حضور داشتند.
فرهنگ دفاع مقدس در رفتار روزمره رزمندگان
وی با بیان اینکه فرهنگ دفاع مقدس فقط در میدان نبرد خلاصه نمیشد، اظهار کرد: وقتی از فرهنگ دفاع مقدس صحبت میکنیم، باید به نوع غذا خوردن، نحوه ارتباط فرماندهان با نیروها، پوشش و حتی سبک زندگی آنها توجه کنیم.
فخرزاده افزود: اگر خاطرات مربوط به حضور رهبر انقلاب در میان رزمندگان و همچنین سادهزیستی فرماندهان را مرور کنیم، متوجه میشویم که بسیاری از این ویژگیها در جبهه وجود داشت. این فرهنگ در رفتار روزمره افراد جاری بود و صرفاً یک شعار نبود.
ساختار دفاع مقدس و شکلگیری فرهنگ بسیجی
وی با اشاره به تفاوت ساختارهای نظامی رسمی با فضای حاکم بر جبهههای دفاع مقدس گفت: ما درباره این موضوع بسیار بحث میکردیم که چرا چنین روحیهای در جبهه شکل گرفته است. یکی از پاسخها این بود که در جبهه، به دلیل نزدیک بودن نیروها به یکدیگر و شرایط خاص جنگ، این امکان فراهم شده بود که روابط انسانی و ارزشی میان فرمانده و رزمنده شکل متفاوتی پیدا کند.
فخرزاده ادامه داد: در ساختارهای رسمی نظامی معمولاً گفته میشود فرمانده باید اقتدار و اتوریته خود را حفظ کند. اگر فرمانده بخواهد با سرباز خود صمیمی شود، با او غذا بخورد یا در کنار او بنشیند، ممکن است تصور شود اقتدار فرماندهی او از بین میرود. همچنین در برخی ساختارها معتقدند فرمانده نباید در خط مقدم حضور داشته باشد؛ زیرا اگر فرمانده آسیب ببیند، ساختار فرماندهی نیز آسیب خواهد دید.
وی تصریح کرد:، اما این بافت و ساختار در جبهههای دفاع مقدس به این شکل نبود. احساس میکنم یکی از ویژگیهای مهم این دوره این بود که ساختار انقلابی اجازه داد فرهنگ بسیجی ظهور و بروز پیدا کند.
فرماندهانی که از نیروهای خود انتقادپذیر بودند
فخرزاده گفت: بچههای سپاه که خودشان از نیروهای انقلاب بودند، اجازه دادند این روحیه شکل بگیرد و آنقدر فضای ارتباطی میان فرمانده و نیروها باز بود که یک بسیجی میتوانست حتی از فرمانده کل سپاه انتقاد کند.
وی با اشاره به خاطرهای از محسن رضایی و شهید صیاد شیرازی اظهار کرد: خود آقای صیاد برای من تعریف میکرد و میگفت خوش به حالت. وقتی پرسیدم چرا، گفت در ساختار ارتش وقتی فرمانده دستوری میدهد، همه فرماندهان اطاعت میکنند؛ اما در سپاه اینگونه نیست و گاهی نیروها دستور فرمانده سپاه را نیز بدون بحث نمیپذیرند.
فخرزاده ادامه داد: دلیل این موضوع این بود که بچههای سپاه خودشان را صاحب نظر میدانستند و معتقد بودند باید برای انجام یک عملیات توجیه شوند. فرمانده باید آنقدر درباره عملیات توضیح میداد و بحث میکرد تا نیروها قانع شوند که این عملیات از نظر عقلانی و عملیاتی درست است.
وی تأکید کرد: من خودم شاهد چنین صحنههایی بودم که نیروها درباره تصمیمهای فرماندهان بحث میکردند و فرمانده نیز به جای اینکه صرفاً بر جایگاه خود تکیه کند، تلاش میکرد آنها را توجیه کند. همین روحیه، یکی از ویژگیهای مهم فرهنگ بسیجی و دفاع مقدس بود.
«عباس حیدریمقدم آرانی»، نویسنده و تاریخنگار دفاع مقدس، در ادامه این نشست اظهار کرد: تفاوت ایامالله با سایر ایام، در همین نکتهای است که رهبر معظم انقلاب در آیه پنجم یادآوری کردند. ایشان به ریشههای رسیدن به این مرحله اشاره کردند و به نظر من لازم است در این زمینه با نگاهی چالشی صحبت کنیم.
وی افزود: ما در گزارشها و روایتهایی که از دفاع مقدس ارائه کردهایم، نتوانستهایم مفهوم ایامالله را بهدرستی منتقل کنیم و این مفهوم را به نسل امروز سرایت دهیم. نتوانستهایم برای نسل امروز تبیین کنیم که چرا جنگ هشتساله مقدس است. چگونه ممکن است جنگی که حاصل آن کشتهشدن انسانها، خرابی و در ظاهر عقبماندگی است، مقدس باشد؟ تقدس این جنگ از کجا ناشی میشود و چه ویژگیهایی دفاع مقدس را از یک جنگ معمولی متمایز کرده است؟
حیدریمقدم ادامه داد: حضرت امام خمینی (ره) نیز در نخستین موارد به این موضوع اشاره کردند. من معتقدم در دل چالشها، چالهها و گرههای پنهان نیز پیدا میشوند. تا زمانی که یک موضوع به چالش کشیده نشود، بسیاری از گرههای جامعه و مسائل پنهان آن آشکار نمیشود؛ بنابراین باید برخی مسائل را به چالش کشید تا حساسیتها ایجاد شود و جامعه نسبت به آنها توجه بیشتری پیدا کند.
ایامالله؛ روزهایی که همچنان زندهاند
این نویسنده و تاریخنگار دفاع مقدس تصریح کرد: وقتی از ایامالله سخن میگوییم، یعنی باور داریم که در یک مقطع خاص، خداوند رحمت و برکات ویژهای را در جامعه ظهور داده است. به همین دلیل است که همچنان از دستاوردهای دفاع مقدس استفاده میکنیم و هرجا با یک موفقیت مواجه میشویم، آن را به روحیه جهادی نسبت میدهیم.
وی گفت: هر زمان که میخواهیم درباره موفقیت یک مدیر صحبت کنیم، میگوییم مدیریت او جهادی است و ریشه این نوع مدیریت را در فرهنگ دفاع مقدس جستوجو میکنیم. از سوی دیگر، هرجا با عقبماندگی مواجه میشویم، این سؤال مطرح میشود که چرا دوباره از ساختار و مدیریت جهادی دوران دفاع مقدس استفاده نمیکنیم.
حیدریمقدم آرانی ادامه داد: بنابراین دفاع مقدس دارای ویژگیهایی بوده که همچنان میتواند در جامعه جاری و مؤثر باشد. اعتقاد به اینکه دفاع مقدس یکی از ایامالله بوده، به این معناست که با روزهایی خاص مواجه بودهایم که میتوان همچنان از تجربه و الگوهای آن برای بازکردن گرههای جامعه در طول زمان استفاده کرد.
تجربه دفاع مقدس؛ الگویی برای حل مسائل امروز
وی خاطرنشان کرد: جامعه ما هر زمان که به بنبست میرسد، به سراغ افرادی میرود که تجربهای از دوران دفاع مقدس دارند. نمونه آن را میتوان در انتخاب افرادی برای مسئولیتهای مهم مشاهده کرد؛ افرادی که تجربه دفاع مقدس و مدیریت در آن دوران را در کارنامه خود دارند.
این تاریخنگار دفاع مقدس با اشاره به پیام رهبر معظم انقلاب درباره دفاع مقدس گفت: برداشت من این است که تأکید بر ایامالله، پیامی درباره ضرورت بازخوانی سنتهای الهی برای نصرت مؤمنان دارد. ایامالله روزهایی نیستند که در گذشته دفن شده باشند، بلکه همچنان زندهاند و به مؤمنان یادآوری میکنند که باید این تجربهها را بازخوانی کنند تا از آنها الگو بگیرند و بدانند نصرت الهی چگونه محقق شده است.
چرا نخبگان از مسیر عادی زندگی خود عبور کردند؟
حیدریمقدم آرانی با طرح پرسشهایی درباره رفتار شخصیتهای دوران دفاع مقدس اظهار کرد: وقتی به زندگی شخصیتهایی مانند شهید مصطفی چمران نگاه میکنیم، این سؤال مطرح میشود که چرا فردی با جایگاه علمی برجسته و تحصیلات دانشگاهی، مسیر زندگی خود را رها میکند و وارد عرصه دفاع میشود؟ چرا فردی که میتوانست در جایگاههای علمی و مدیریتی قرار گیرد، مسیر دیگری را انتخاب میکند؟
وی افزود: همین سؤال درباره افرادی مانند شهید مهدی باکری نیز مطرح است. چرا فردی که شهردار ارومیه بوده و میتوانسته مسیر مدیریتی خود را ادامه دهد، وارد میدان دفاع مقدس میشود و مسئولیتهای دیگری را میپذیرد؟ چرا افرادی با استعداد، تحصیلات و موقعیتهای اجتماعی متفاوت، در یک نقطه مشترک به میدان دفاع مقدس وارد شدند؟
ضرورت آسیبشناسی تاریخنگاری دفاع مقدس
این نویسنده و پژوهشگر با تأکید بر ضرورت بازنگری در شیوه روایت دفاع مقدس گفت: باید در تاریخنگاری دفاع مقدس آسیبشناسی داشته باشیم و ببینیم گره کار کجاست. چرا هنوز نتوانستهایم آنچه را که موجب تقدس دفاع مقدس شد، بهدرستی برای جامعه امروز تبیین کنیم؟
وی ادامه داد: مسئله فقط یک فرد یا یک کتاب نیست؛ ما با یک مسئله گسترده مواجه هستیم. باید بررسی کنیم که چرا نتوانستهایم ابعاد این تجربه بزرگ را بهدرستی منتقل کنیم و چرا مفهوم تقدس دفاع مقدس برای نسل امروز همچنان نیازمند تبیین و بازخوانی است.
ضرورت تربیت الگوهای اثرگذار در جامعه
حیدریمقدم آرانی ادامه داد: ما در حوزههای مختلف افراد و ظرفیتهای بسیار زیادی داریم. در حوزه علمیه، دانشگاه، مدارس، مجموعههای فرهنگی، ائمه جمعه و جماعات و بسیاری از بخشهای دیگر، افراد متعددی حضور دارند که میتوانند در جامعه اثرگذار باشند.
وی افزود: باید از خودمان بپرسیم چرا نتوانستهایم در برخی موارد درسآموز باشیم و تأثیرگذاری لازم را داشته باشیم. به نظر میرسد یکی از مشکلات این است که هرکدام از ما بخشی از مسئولیت را به دیگری واگذار کردهایم و نوعی فرافکنی شکل گرفته است؛ بهگونهای که هر فرد یا مجموعهای، درصدی از مسئولیت را متوجه دیگری میداند و در نهایت همه به دنبال سلب مسئولیت از خود هستند.
تاریخنگاری دفاع مقدس باید الگوها را به نسل جدید منتقل کند
این نویسنده و تاریخنگار دفاع مقدس با تأکید بر نقش تاریخنگاری در انتقال مفاهیم دفاع مقدس به نسل جدید گفت: تاریخنگاری جنگ میتواند و باید حس ایامالله بودن، اسوه بودن و الگو بودن دفاع مقدس را به نسل جدید منتقل کند. یک تاریخنگاری که از ویژگیهای علمی و هنرمندانه برخوردار باشد، میتواند این مفاهیم را به شکل مؤثری به نسل جدید انتقال دهد.
وی تصریح کرد: اگر در این زمینه توفیق لازم حاصل نشود، بخشی از این آسیب به نوع تاریخنگاری ما از دفاع مقدس بازمیگردد. باید بررسی کنیم که آیا نوع تاریخنگاری جنگ ما، در کنار همه دستاوردهای مثبت آن، در غافلگیریهای اولیه ما در جنگهای تحمیلی دوم و سوم نیز نقشی داشته است یا خیر.
ضرورت بازنگری در روایت فرماندهان جنگ
حیدریمقدم آرانی ادامه داد: چند روز پیش با یکی از دوستان مشترکمان درباره همین موضوع صحبت میکردم و این مسئله در ذهنم شکل گرفت که همانطور که دفاع مقدس و توفیقات ما در جنگ تحمیلی، در جنگهای بعدی و شکلگیری جبهه مقاومت نقش داشت و حتی مخالفان ما نیز به این مسئله معترف هستند، باید بررسی کنیم که آیا نوع تاریخنگاری جنگ ما نیز در برخی غافلگیریهای اولیه در جنگهای بعدی نقش داشته است یا نه.
وی خاطرنشان کرد: یکی از مشکلات تاریخنگاری ما این است که عموماً به سمت مدح و فضای قدسیسازی از چهرهها حرکت کردهایم و کمتر به ابعاد واقعی و مدیریتی شخصیتها پرداختهایم. در حالی که یک فرمانده میتواند فردی متدین، مؤمن و حتی شهید باشد، اما در یک مقطع تصمیم مدیریتی اشتباهی گرفته یا دچار قصور مدیریتی شده باشد و این تصمیم، آسیبهایی را به یک لشکر وارد کرده باشد.
حیدریمقدم آرانی تأکید کرد: بیان این واقعیتها به معنای تخریب شخصیتها نیست، بلکه برای فهم دقیقتر تاریخ و انتقال تجربه به نسلهای بعد ضروری است. اگر قرار است تاریخ دفاع مقدس برای نسل جدید درسآموز باشد، باید نقاط قوت و ضعف، موفقیتها و خطاهای مدیریتی نیز در کنار یکدیگر روایت شوند.
سادهزیستی فرماندهان؛ بخشی از فرهنگ دفاع مقدس
حیدریمقدم آرانی ادامه داد: من در مقطعی فرمانده محور خرمشهر بودم و آن زمان شرایط فرماندهی با امروز تفاوت زیادی داشت. وقتی امروز فیلمهای آن دوران را میبینم، مشاهده میکنم که حتی مسئولان و فرماندهان ارشد نیز هیچ تغییری در محیط و شرایط زندگی خود ایجاد نمیکردند. با همان پیراهنهای خاکی و ساده در میان نیروها حضور داشتند و خبری از تشریفات و امکانات اضافی نبود.
وی افزود: این مسئله نشان میدهد که در آن دوران، مسئولیت و فرماندهی با تشریفات و هزینههای اضافی همراه نبود. فرماندهان و مسئولان خود را از بدنه نیروها جدا نمیکردند و در همان شرایطی زندگی میکردند که رزمندگان و مردم حضور داشتند.
حضور مردم؛ عاملی برای برهم زدن محاسبات دشمن
این نویسنده و تاریخنگار دفاع مقدس با اشاره به نقش مردم در دفاع مقدس گفت: تا زمانی که جنگ آغاز شد و مردم وارد میدان شدند، بسیاری از معادلاتی که در محاسبات دانشگاهی و نظامی وجود داشت، برهم خورد. اگر مردم وارد صحنه نمیشدند، مشخص نبود سرنوشت مقاومت چه میشد.
حیدریمقدم آرانی ادامه داد: یکی از ویژگیهای مهم بسیج و دفاع مقدس همین حضور مردمی بود. در محاسبات نظامی معمولاً گفته میشود نیروی آفندی باید چند برابر نیروی مدافع باشد، اما در خرمشهر شاهد شرایط متفاوتی بودیم. تعداد نیروهای مدافع خرمشهر حدود پنج هزار نفر بود، در حالی که نیروهای دشمن چندین برابر این تعداد بودند.
خرمشهر؛ نمونهای متفاوت از معادلات کلاسیک جنگ
وی تصریح کرد: مقاومت خرمشهر نمونهای بود که بسیاری از معادلات کلاسیک جنگ را به هم زد. دشمن با نیرویی بسیار بیشتر وارد میدان شده بود، اما مدافعان خرمشهر با وجود کمبود نیرو و تجهیزات، مدت قابل توجهی مقاومت کردند و اجازه ندادند دشمن بهسادگی به اهداف خود دست پیدا کند.
این تاریخنگار دفاع مقدس خاطرنشان کرد: ارزش دفاع مقدس را باید در همین نقاط جستوجو کرد؛ جایی که مردم و نیروهای رزمنده با وجود نابرابری شدید، در مقابل دشمن ایستادند و محاسبات معمول نظامی را تغییر دادند.
مقاومت رزمندگان در جزایر مجنون
حیدریمقدم آرانی در ادامه با اشاره به مقاومت رزمندگان در جزایر مجنون گفت: کسانی که در جزایر مجنون ایستادند و در آن شرایط دشوار مقاومت کردند، اگر در کربلا و عاشورا نیز حضور داشتند، قطعاً در کنار امام حسین (ع) مقاومت میکردند. اهمیت این مقاومت در آنجا بود که رزمندگان میدانستند حفظ جزایر مجنون برای ادامه دفاع و جلوگیری از پیشروی دشمن اهمیت زیادی دارد.
وی تأکید کرد: این نمونهها نشان میدهد که دفاع مقدس فقط یک جنگ نظامی نبود، بلکه عرصهای برای بروز ایمان، ایستادگی، مسئولیتپذیری و حضور مردم بود؛ مؤلفههایی که باید در تاریخنگاری دفاع مقدس بهدرستی روایت و به نسلهای بعد منتقل شود.
حیدریمقدم ادامه داد: بر اثر آتش بسیار شدید و وحشتناک دشمن، تصمیم گرفتیم عقبنشینی کنیم، اما جزایر مجنون باید حفظ میشد. رزمندگان در آنجا چنان مقاومت کردند که امروز حضرت آقا نیز در پیامهای خود از این مقاومت درسآموز یاد میکنند.
وی افزود: شهید عبدالله میثمی درباره کسانی که در جزایر مجنون ایستادگی و مقاومت کردند، گفته بود اگر این افراد در کربلا هم حضور داشتند، امام حسین (ع) را تنها نمیگذاشتند.
ققنوس؛ نماد فداکاری و ایستادگی
این نویسنده و تاریخنگار دفاع مقدس با اشاره به استفاده رهبر انقلاب از واژه ققنوس گفت: ققنوس یک پرنده نادر است که خود را فدا میکند و در این تعبیر، نمادی از انسانهایی است که برای حفظ زندگی و امنیت ملت ایران، جان خود را به خطر میاندازند.
وی ادامه داد: افرادی را داشتهایم که شش یا هفت ماه در تونل، بدون آب و هوای مناسب و با حداقل امکانات زندگی کردند و خود را برای دفاع از کشور فدا کردند. امروز وقتی میزان حقوق و امکانات برخی از این نیروها را میبینیم، واقعاً باید شرمنده باشیم.
حیدریمقدم با اشاره به خاطرهای از یک برنامه تلویزیونی اظهار کرد: در برنامه به وقت ایران، فردی از نیروهای نظامی در بندرعباس درباره شرایط خدمت خود صحبت میکرد و میگفت در بدترین شرایط زندگی و با حداقل امکانات، مشغول خدمت است. این موضوع نشان میدهد میان فداکاری این نیروها و امکاناتی که در اختیار آنها قرار دارد، فاصله زیادی وجود دارد.
ضرورت انتقال فرهنگ دفاع مقدس به نسلهای آینده
وی با بیان اینکه باید برای تداوم فرهنگ دفاع مقدس برنامهریزی کرد، گفت: به نظر من باید نشستها و جلسات تخصصی برگزار شود و بررسی کنیم که چه باید کرد تا فرهنگ دفاع مقدس همچنان در جامعه جاری و زنده بماند.
حیدریمقدم ادامه داد: دروغ گفتن در میدان جنگ معنا ندارد. وقتی یک بسیجی در میدان مین قرار میگیرد و انگشت یا پایش منفجر میشود، دیگر جایی برای شعار و حرفهای غیرواقعی باقی نمیماند. بسیاری از آنچه در دفاع مقدس اتفاق افتاد، با شواهد و قرائن عقلی قابل اثبات است.
وی افزود: ما در کنار توکل و ایمان، از معنویت بزرگی برخوردار بودیم و همین معنویت به رزمندگان قدرت ایستادگی میداد. اینکه فرد در کنار سنگر خود گودالی برای قبرش حفر میکرد، به این معنا بود که آماده شهادت است و میدانست ممکن است در نهایت به دست دشمن کشته شود؛ اما با وجود این، تصمیم داشت تا آخرین نفس بایستد.
فرهنگ ایستادگی، حاصل مجموعهای از مؤلفههاست
این نویسنده و تاریخنگار دفاع مقدس تأکید کرد: مجموعه همین مؤلفهها بود که فرهنگ مقاومت را در دفاع مقدس شکل داد. باید بررسی کنیم علت این ایستادگی چه بود و چرا رزمندگان تا این اندازه پای کار میایستادند.
وی با اشاره به خاطراتی از فرماندهان دفاع مقدس گفت: آقای بختیاری نیز در خاطرات خود به این موضوع اشاره میکند. در میدان جنگ، فرماندهانی مانند شهید احمد کاظمی با وجود تمام سختیها، روحیهای داشتند که امروز باید آن را برای نسل جدید تبیین کنیم.
ضرورت اصلاح برخی روایتهای نادرست از دفاع مقدس
حیدریمقدم با اشاره به روایت مشهور آزادسازی خرمشهر اظهار کرد: گاهی برخی غلطهای مصطلح در روایت دفاع مقدس تکرار میشود. برای نمونه، جملهای به امام خمینی (ره) نسبت داده میشود که خرمشهر را خدا آزاد کرد، در حالی که باید در نقل دقیق این روایتها دقت کنیم.
وی ادامه داد: آنچه در خاطرات فرماندهان آمده، نشان میدهد شهید احمد کاظمی نیز پشت بیسیم درباره آزادسازی خرمشهر سخن گفته و از تعبیر خداوند در پیروزی استفاده کرده است؛ بنابراین باید میان روایتهای دقیق تاریخی و تعبیرهایی که بعدها به شکلهای مختلف نقل شدهاند، تفاوت قائل شویم تا تاریخ دفاع مقدس به درستی به نسلهای آینده منتقل شود.
روحیه مطالبهگری و نقدپذیری در جبهه
حیدریمقدم با اشاره به یکی از خاطرات خود از دوران دفاع مقدس گفت: من نیروی پیاده گردان بودم در خط مقدم جنگ، در مقطعی با شهید احمد کاظمی مواجه شدم. من یک کاری کرده بودم شهید کاظمی از من پرسید چرا این کار را کردی. گفتم به این دلیل. گفت اهل کجا هستی، گفتم بچه کاشانم. گفت بچه کاشان و اینقدر با جرات. با شنیدن این موضوع با روحیه خاصی با من برخورد کرد.
وی ادامه داد: در ادامه با شهید کاظمی درباره برخی مسائل بحث کردیم و من صریحاً از عملکرد او انتقاد کردم. اتفاقاً از اینکه او را نقد کردم ناراحت نشد، بلکه از این موضوع استقبال کرد و اجازه داد حرفم را کامل مطرح کنم.
حیدریمقدم افزود: به او گفتم ما میدانیم پس از هر عملیاتی که با موفقیت انجام میشود، معمولاً از حدود ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۱ صبح روز بعد، گردانهای زرهی عراق برای پاتک آماده میشوند. سؤال من این بود که چرا پس از هر عملیات موفق، اقدام ویژهای برای استفاده از ابتکار و خلاقیت نیروها انجام نمیشود و چرا همیشه منتظر آغاز عملیات بعدی هستیم.
وی اظهار کرد: به دلیل همین انتقاد، من را به فرماندهی آورد و اجازه داد تا موضوع را تا پایان دنبال کنم و حرفم را بزنم. این رفتار نشان میداد که در آن فضای دفاع مقدس، نقد کردن فرمانده نهتنها ممنوع نبود، بلکه میتوانست زمینهای برای اصلاح و خلاقیت بیشتر باشد.
دفاع مقدس؛ فوران قله دلاوری و غیرت ایرانی
این نویسنده و تاریخنگار دفاع مقدس در بخش دیگری از سخنان خود گفت: اگر بخواهیم در یک جمعبندی کوتاه درباره دفاع مقدس صحبت کنیم، باید بگوییم دفاع مقدس فوران یک قله خفته از دلاوری، غیرت و ظرفیتهای ایرانی بود.
وی افزود: دهها کشور در آن دوران در مقابل ایران قرار گرفتند و جنگ گستردهای علیه کشورمان شکل گرفت، اما همین شرایط موجب شد آن قله خفته بیدار شود و ظرفیتهایی که شاید پیش از آن کمتر دیده شده بود، در دفاع مقدس خود را نشان دهد.
بسیج؛ پل ارتباطی میان مردم و حاکمیت
حیدریمقدم با اشاره به نقش بسیج در دوران دفاع مقدس تصریح کرد: دفاع مقدس و بسیج، ستون ارتباطی میان حاکمیت و ملت ایران بودند. بسیج توانست این ارتباط را در سختترین شرایط کشور تقویت کند و مردم را به شکل مستقیم در دفاع از کشور و حل مسائل وارد میدان کند.
وی ادامه داد: بسیاری از ظرفیتهایی که بعدها در حوزههای مختلف کشور شکل گرفت، ریشه در همان تجربه دفاع مقدس و مدیریت جهادی نیروها داشت.
دفاع مقدس؛ خاستگاه مدیریت خلاق و جهادی
حیدریمقدم تأکید کرد: یکی از مهمترین دستاوردهای دفاع مقدس، شکلگیری مدیریت خلاق و جهادی بود. افرادی که در آن دوران مسئولیت میپذیرفتند، منتظر امکانات و ساختارهای آماده نمیماندند و با استفاده از کمترین امکانات، راهحلهای جدید پیدا میکردند.
وی افزود: امروز هر مدیری که از مدیریت جهادی صحبت میکند، باید بداند که نمونه واقعی این مدیریت در دفاع مقدس شکل گرفت. بسیاری از همان جهادگران اگر امروز در ساختار اجرایی کشور قرار بگیرند، ظرفیت اداره یک وزارتخانه را دارند؛ زیرا در سختترین شرایط، تجربه مدیریت، تصمیمگیری و حل بحران را به دست آوردهاند.
دفاع مقدس؛ پشتوانه مدیریت بحران و نخبگی کشور
این نویسنده و تاریخنگار دفاع مقدس در پایان خاطرنشان کرد: دفاع مقدس را باید یک سرمایه ملی و یک مروارید درخشان برای کشور دانست. این دوران نهتنها یک تجربه نظامی، بلکه پشتوانهای برای مدیریت بحران، تربیت نیروهای نخبه، شکلگیری مدیریت جهادی و استفاده از ظرفیتهای مردمی کشور بود.
وی گفت: اگر بخواهیم از ظرفیتهای دفاع مقدس برای آینده کشور استفاده کنیم، باید این تجربهها را دقیق استخراج، تبیین و به نسلهای بعد منتقل کنیم؛ چراکه بخش مهمی از توان مدیریتی و نخبگی کشور در همان میدانها شکل گرفت.
انتهای پیام/