کاظمی قمی: اخراج نظامیان آمریکا از عراق یک شکست راهبردی برای واشنگتن است/ ایران اگر دست برادری بدهد، تا آخر می‌ایستد

کاظمی قمی
سفیر اسبق ایران در عراق، با اشاره به اخراج نظامیان آمریکایی از عراق گفت: این اقدام را باید یک شکست راهبردی برای آمریکا، نه‌فقط در عراق، بلکه در سطح منطقه و در سیاست خارجی واشنگتن دانست.
نویسنده : علی رحمانی

به گزارش خبرگزاری آنا، حسن کاظمی قمی سفیر اسبق ایران در عراق در نشست بررسی موضوع اخراج نظامیان آمریکا از عراق اظهار کرد: این موضوع امروز در سطح جهانی، منطقه‌ای و همچنین در داخل عراق، یکی از مسائل مهم و قابل توجه است.

وی درباره انتخاب واژه «اخراج» به جای «خروج» نظامیان آمریکایی گفت: انتخاب این واژه دارای بار معنایی است و باید درباره آن با دقت صحبت کرد.

کاظمی افزود: اخراج نظامیان آمریکایی از عراق در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ را می‌توان یک شکست راهبردی برای آمریکا دانست؛ شکستی که نه‌فقط در عراق، بلکه در سطح منطقه و در سیاست خارجی ایالات متحده نیز قابل ارزیابی است.

نقش مقاومت عراق

سفیر اسبق ایران در عراق با اشاره به اینکه اخراج نظامیان آمریکایی نخستین نمونه از این اتفاق در عراق نیست، گفت: در روند تحولات عراق، گروه‌های مقاومت و جریان‌های مردمی که با هدف کمک به شکل‌گیری نظام سیاسی عراق، مقابله با اشغالگری و مبارزه با تروریسم نیابتی شکل گرفته بودند، نقش بی‌بدیلی در این روند ایفا کردند.

وی ادامه داد: این گروه‌ها در طول سال‌های گذشته در برابر حضور و اشغالگری آمریکا مقاومت کردند و همین مقاومت در نهایت در شکل‌گیری شرایط کنونی و اخراج نظامیان آمریکایی تأثیرگذار بود.

مخالفت گسترده با اشغالگری 

کاظمی قمی تأکید کرد: البته مخالفت با اساس اشغالگری آمریکا محدود به گروه‌های مقاومت نبود و بخش گسترده‌ای از مردم عراق نیز با حضور نظامی آمریکا مخالف بودند.

وی گفت: بنابراین، اخراج نظامیان آمریکایی را باید برآیند مخالفت و مقاومت طیف گسترده‌ای از مردم عراق و جریان‌های سیاسی و مقاومت دانست؛ موضوعی که نشان می‌دهد مخالفت با حضور نظامی آمریکا در عراق ابعاد گسترده‌ای داشته است.

تشدید مقاومت، خروج آمریکا از منطقه را تسریع می‌کند

کاظمی‌قمی در ادامه با اشاره به رویکرد آمریکا در منطقه اظهار کرد: آمریکایی‌ها به دنبال کسب منافع خود، حتی منافع نامشروع، هستند و بدون توجه به منافع ملت‌های منطقه عمل می‌کنند.

وی افزود: اگر بگوییم آمریکایی‌ها در اخراج از عراق با یک شکست راهبردی مواجه شده‌اند، باید توجه داشت که این شکست می‌تواند روند خروج نظامیان آمریکا از منطقه را نیز تسریع کند.

تردید کشور‌های منطقه نسبت به نقش آمریکا

سفیر اسبق ایران در عراق با اشاره به مقاومت ملت ایران و نقش نیرو‌های مسلح کشور در تحولات اخیر گفت: مقاومت ۱۵ماهه ملت ایران در برابر جنگ تحمیلی و همچنین عملکرد نیرو‌های مسلح کشور در هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، موجب شده است تردید‌هایی جدی در میان حکام کشور‌های عربی منطقه درباره نقش آمریکا در تأمین امنیت آنها شکل بگیرد.

کاظمی‌قمی ادامه داد: امروز این پرسش برای کشور‌های منطقه مطرح است که آیا آمریکایی‌ها واقعاً می‌توانند برای آنها امنیت‌آفرین باشند یا خیر؟

وی با اشاره به پیمان دفاعی میان عربستان سعودی و آمریکا گفت: فارغ از ماهیت این پیمان، اهداف آن و اینکه در آینده چه میزان توفیق خواهد داشت، نکته قابل توجه این است که عربستان سعودی با وجود همه همکاری‌ها و تعاملات امنیتی، نظامی و دفاعی با آمریکا، وارد عرصه جدیدی از همکاری‌های دفاعی شده است.

ضرورت شکل‌گیری نظام امنیتی جدید در منطقه

کاظمی‌قمی با اشاره به گسترش دامنه جنگ در منطقه اظهار کرد: پیش از آغاز جنگ، در پیش‌بینی‌های امام شهید ما این موضوع مطرح شده بود که اگر جنگی آغاز شود، دامنه آن به منطقه کشیده خواهد شد. امروز شاهد تحقق این مسئله هستیم و جنگ عملاً به کشور‌های مختلف منطقه سرایت کرده است.

وی افزود: در میانه این جنگ، تماس‌ها و ارتباطات کشور‌های منطقه با جمهوری اسلامی ایران نیز افزایش یافته است و این مسئله نشان می‌دهد کشور‌های منطقه به دنبال راهی برای رهایی از این وضعیت و ایجاد یک سازوکار جدید امنیتی هستند.

سفیر اسبق ایران در عراق با اشاره به پیام رهبر معظم انقلاب گفت: در این پیام نیز بر برادری و همدلی کشور‌های منطقه و توجه به دشمن اصلی، یعنی آمریکا، تأکید شده است. کشور‌های منطقه باید با همکاری یکدیگر به سمت ایجاد یک نظام جدید امنیتی حرکت کنند.

اخراج آمریکا؛ دستاوردی برای محور مقاومت

کاظمی‌قمی تأکید کرد: یکی از دستاورد‌های مقاومت در عراق این است که اخراج نظامیان آمریکایی می‌تواند مقدمه‌ای برای تسریع روند خروج نیرو‌های نظامی آمریکا از کل منطقه باشد.

وی ادامه داد: ملت ایران به پا خاست و نیرو‌های مسلح کشور نیز در میدان عمل وارد شدند. در کنار این مسئله، امروز حرکت‌هایی در داخل کشور‌های منطقه نیز شکل گرفته و زمینه‌های اعتراض مردمی نسبت به وضعیت موجود در حال پدیدار شدن است.

آثار اخراج آمریکا بر محور مقاومت

کاظمی‌قمی گفت: قطعاً اخراج نظامیان آمریکا از عراق آثار و پیامد‌های مثبتی برای محور مقاومت خواهد داشت و این مسئله به‌تدریج خود را در تحولات منطقه نشان خواهد داد.

وی افزود: امروز با وجود همه تهدیدات سنگین و فشار‌هایی که بر ملت‌های منطقه وارد می‌شود، شاهد ادامه مقاومت هستیم؛ تهدید‌ها و حملاتی که در بسیاری موارد حتی چارچوب‌های اخلاقی و انسانی را نیز رعایت نمی‌کنند و نمونه‌های آن را در غزه، یمن و لبنان مشاهده می‌کنیم.

کاظمی‌قمی تأکید کرد: با وجود همه این سختی‌ها و فشارها، مقاومت در منطقه همچنان ادامه دارد و تحولات اخیر نشان می‌دهد که ملت‌های منطقه بیش از گذشته به ضرورت اتکا به ظرفیت‌های داخلی و همکاری میان کشور‌های منطقه پی برده‌اند.

مقاومت؛ برای دفاع از منافع مردم 

این دیپلمات ایرانی تأکید کرد: امروز باید به فلسفه تشکیل جریان‌های مقاومت توجه کنیم. مقاومت جریانی نبود که برای مقابله با مردم شکل گرفته باشد؛ بلکه برای مقابله با زیاده‌خواهی اشغالگران و مبارزه با تروریسمی ایجاد شد که با حمایت آمریکا و غرب شکل گرفته بود و متأسفانه برخی کشور‌های همسایه نیز در این روند به آن کمک کردند.

وی افزود: مقاومت در عراق از تمامیت ارضی این کشور دفاع کرد و فلسفه شکل‌گیری آن، دفاع از منافع مردم عراق بود. در لبنان و یمن نیز شرایط به همین شکل بود.

کاظمی‌قمی ادامه داد: اگر تهدید علیه منافع ملی عراق یا سایر کشور‌های منطقه برطرف شود، طبیعتاً شرایط تغییر خواهد کرد. در چنین شرایطی، سلاح باید در اختیار دولت قرار گیرد و این همان موضعی است که جمهوری اسلامی ایران نیز همواره بر آن تأکید داشته است.

ایران در کنار دولت عراق

وی با اشاره به مذاکرات ایران و آمریکا در دوران اشغال عراق گفت: زمانی که عراق تحت اشغال آمریکا بود و آمریکایی‌ها حاضر نبودند این کشور را ترک کنند، به دلیل گرفتار شدن در یک باتلاق امنیتی، مجبور شدند با ایران مذاکره کنند.

این دیپلمات ایرانی افزود: دولت عراق از ایران درخواست کمک کرد و جمهوری اسلامی ایران نیز به این درخواست پاسخ مثبت داد. آمریکایی‌ها در ابتدا به دنبال مذاکره دوجانبه با ایران بودند، اما جمهوری اسلامی ایران تأکید کرد که مسئول پرونده امنیتی عراق، دولت عراق است و اگر قرار باشد مذاکره‌ای صورت گیرد، دولت عراق باید در آن حضور داشته باشد.

کاظمی‌قمی ادامه داد: به همین دلیل، ایران نپذیرفت که مذاکرات صرفاً دوجانبه باشد و در نهایت مذاکرات به شکل سه‌جانبه میان ایران، آمریکا و عراق برگزار شد.

مقابله با کاپیتولاسیون در عراق

وی با اشاره به توافقنامه راهبردی مورد نظر آمریکا برای عراق گفت: آمریکایی‌ها در سند توافقنامه راهبردی که می‌خواستند عراقی‌ها آن را امضا کنند و به تأیید پارلمان برسانند، بر چند موضوع تأکید داشتند.

کاظمی‌قمی افزود: یکی از مهم‌ترین موارد، بحث مصونیت قضایی و سیاسی نیرو‌های آمریکایی بود؛ به این معنا که نظامیان آمریکایی در صورت ارتکاب جرم در عراق، از پیگرد قضایی مصون باشند. این همان مسئله‌ای بود که امام خمینی (ره) نیز در گذشته با آن مخالفت جدی کرده بود.

وی ادامه داد: موضوع دوم این بود که در چارچوب توافق امنیتی، آمریکا خود را مسئول امنیت عراق می‌دانست و عملاً تعیین می‌کرد که چه چیزی تهدید محسوب می‌شود. بر این اساس، اگر آمریکا از سوی کشور همسایه عراق احساس تهدید می‌کرد، می‌توانست آن را مبنای اقدام نظامی قرار دهد و دولت عراق نیز باید در دفع آن تهدید با آمریکا همکاری می‌کرد.

تجربه افغانستان و درس‌های آن

کاظمی‌قمی با اشاره به تجربه افغانستان اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران با مشورت‌هایی که به رهبران عراق ارائه کرد، نسبت به خطرات چنین توافقی هشدار داد و مسئولان عراقی نیز هوشیارانه از پذیرش آن خودداری کردند.

وی افزود: در افغانستان متأسفانه چنین اتفاقی رخ داد. آمریکا فشار زیادی به حامد کرزای، رئیس‌جمهور وقت افغانستان، وارد کرد تا این سند را امضا کند، اما او با مشورت‌هایی که دریافت کرده بود، از امضای آن خودداری کرد.

این دیپلمات ایرانی ادامه داد: پس از آن، دولت اشرف غنی روی کار آمد و این توافق را امضا کرد. نتیجه نیز آن شد که اشرف غنی در شرایطی از کابل فرار کرد که نیرو‌های مقابل تا دروازه‌های پایتخت پیشروی کرده بودند. این تجربه نشان داد که پذیرش چنین توافق‌هایی چه پیامد‌هایی می‌تواند برای استقلال و امنیت یک کشور داشته باشد.

شکست راهبردی آمریکا در منطقه 

کاظمی‌قمی گفت: آمریکایی‌ها به‌طور جدی به دنبال در اختیار گرفتن پرونده امنیتی و راهبردی کشور‌های منطقه بودند، اما مقاومت در برابر این روند، یک گام مهم بود.

وی افزود: جبهه مقاومت نیز در این روند تأثیرگذار بود و اخراج نظامیان آمریکایی از عراق می‌تواند گام نخست برای تسریع خروج نیرو‌های نظامی آمریکا از منطقه باشد.

این دیپلمات ایرانی با اشاره به تحولات اخیر اظهار کرد: این مسئله برای آمریکا یک شکست راهبردی در سطح بین‌المللی و جهانی محسوب می‌شود. کشوری که مدعی قدرت و برتری بود، امروز در برابر مقاومت ۱۵ماهه ملت ایران و همچنین حملات به مواضع و پایگاه‌های نظامی خود در منطقه، ناچار به تغییر آرایش و جابه‌جایی نیروهایش شده است.

افزایش آسیب‌پذیری پایگاه‌های آمریکا

کاظمی‌قمی با اشاره به جابه‌جایی نیرو‌های آمریکایی گفت: آمریکایی‌ها ناچار شده‌اند بخشی از نیرو‌های خود را از منطقه خارج کرده و آنها را در نقاطی مانند فلسطین اشغالی و اردن مستقر کنند. البته این جابه‌جایی، انجام عملیات علیه آنها را دشوارتر می‌کند، اما از سوی دیگر، تمرکز نیرو‌ها در مناطق محدود می‌تواند آسیب‌پذیری آنها را افزایش دهد.

وی افزود: از سوی دیگر، آمریکایی‌ها برای حفظ توان نظامی خود ناچارند ناو‌های خود را در مناطق دورتر مستقر کنند که این مسئله نیز اجرای عملیات را برای آنها دشوارتر می‌کند.

کاظمی‌قمی ادامه داد: در عملیات‌های اخیر نیز شاهد بودیم که هوافضای جمهوری اسلامی ایران مواضع و پایگاه‌های آمریکا در منطقه، از جمله در اردن، را هدف قرار داده است. این تحولات نشان می‌دهد که جابه‌جایی و تمرکز نیرو‌های آمریکایی، لزوماً به معنای کاهش آسیب‌پذیری آنها نیست.

پایان حضور نظامی آمریکا، پایان مداخله نیست 

این دیپلمات ایرانی تأکید کرد: اخراج نظامیان آمریکایی به معنای پایان دخالت آمریکا در عراق یا پایان اقدامات ضد امنیتی این کشور در عراق نیست. آمریکایی‌ها از حضور نظامی خود در عراق اهداف مشخصی داشتند و بنابراین باید توجه داشت که خروج نظامیان، به‌تنهایی به معنای پایان نفوذ آمریکا نخواهد بود.

وی افزود: با اخراج نظامیان آمریکایی، حاکمیت و استقلال عراق یک گام دیگر به سمت کامل شدن برداشته است، اما این مسیر هنوز به پایان نرسیده است. عراق در حوزه امنیتی یک گام مهم به جلو برداشته، ولی همچنان با چالش‌های دیگری مواجه است.

گروگان‌گیری اقتصادی عراق 

کاظمی‌قمی در پایان گفت: آمریکایی‌ها امروز ابزار‌های دیگری را در عراق در اختیار دارند و از آنها برای اعمال فشار استفاده می‌کنند. یکی از مهم‌ترین این ابزارها، حوزه اقتصادی است و می‌توان گفت اقتصاد عراق همچنان در بخش‌هایی تحت فشار و نفوذ آمریکا قرار دارد.

وی تأکید کرد: بنابراین، برای تکمیل روند استقلال و حاکمیت ملی عراق، باید علاوه بر خروج نظامیان آمریکایی، به ابعاد اقتصادی و دیگر ابزار‌های نفوذ آمریکا نیز توجه جدی شود.

شکل‌گیری پایگاه‌های آمریکا در منطقه

این شخصیت سیاسی و دیپلماتیک اضافه کرد: پس از پایان جنگ ایران و عراق، طراحی جدیدی برای حمله صدام به کویت شکل گرفت. اگر تاریخ آن مقطع را مرور کنیم، مشخص می‌شود که امام خمینی (ره) پیش از آن هشدار داده بود که اگر صدام از جنگ با ایران خلاصی پیدا کند، به سراغ کشور‌های منطقه خواهد رفت.

وی افزود: امام راحل بار‌ها تأکید کرده بود که به صدام اعتماد نکنید و از او در جنگ علیه ایران حمایت نکنید. پس از پایان جنگ، صدام با ارتشی حدود یک میلیون نفر، اقتصادی ورشکسته و کشوری تخریب‌شده مواجه بود و این پرسش مطرح بود که با چنین شرایطی چه خواهد کرد.

کاظمی‌قمی ادامه داد: در نهایت، صدام به کویت حمله کرد و آمریکا نیز وارد این بحران شد. آمریکایی‌ها می‌توانستند پس از خارج کردن ارتش عراق از کویت، مسیر را ادامه دهند و حتی بغداد را هدف قرار دهند؛ چراکه ارتش عراق در آن شرایط توان و تاب‌آوری لازم را نداشت، اما این کار را انجام ندادند.

جنگ خلیج فارس؛ بهانه‌ای برای حضور آمریکا

وی اظهار کرد: به نظر می‌رسد هدف اصلی آمریکا این بود که تهدیدی در منطقه ایجاد شود تا زمینه حضور نظامی و ایجاد پایگاه‌های آمریکا در کشور‌های منطقه فراهم شود. از همان مقطع، فشار‌ها بر کشور‌های عربی افزایش یافت و حضور نظامی آمریکا در منطقه گسترش پیدا کرد.

این دیپلمات ایرانی افزود: در همان مقطع، فشار‌هایی نیز بر جمهوری اسلامی ایران وارد شد تا ایران وارد جنگ شود، اما موضع جمهوری اسلامی کاملاً روشن بود؛ ایران با هر نوع اشغالگری و تجاوزگری مخالف بود و حتی اجازه نداد آمریکایی‌ها از فضای هوایی ایران برای انجام عملیات خود استفاده کنند.

کاظمی‌قمی تأکید کرد: از همان دوره، آمریکایی‌ها شروع به تقویت پایگاه‌های نظامی خود در منطقه کردند و امروز شاهدیم که از این ظرفیت‌ها علیه ملت‌های منطقه، جمهوری اسلامی ایران، یمن و دیگر کشور‌های منطقه استفاده می‌شود.

اخراج نظامیان آمریکا؛ آغاز یک روند جدید

وی با اشاره به تحولات اخیر منطقه گفت: فضایی که امروز در منطقه در حال شکل‌گیری است و روند اخراج نظامیان آمریکایی که از سپتامبر آغاز شده، به نظر من می‌تواند به سرآغاز خروج آمریکا از منطقه تبدیل شود.

کاظمی‌قمی افزود: البته باید توجه داشت که مقاومت در عراق، لبنان و یمن، صرفاً به موضوع حضور آمریکا محدود نمی‌شود و هرکدام از این کشور‌ها مسائل داخلی و منافع ملی خود را دارند؛ اما سؤال این است که چرا آمریکا در مسائل داخلی این کشور‌ها دخالت می‌کند؟

اقتصاد عراق؛ اهرم فشار آمریکا

این شخصیت سیاسی و دیپلماتیک با اشاره به وضعیت اقتصادی عراق اظهار کرد: حدود ۹۰ درصد درآمد عراق از صادرات نفت تأمین می‌شود، اما بخش قابل توجهی از درآمد‌های نفتی این کشور در حساب‌ها و سازوکار‌های مالی تحت نظارت آمریکا قرار دارد.
وی افزود: این مسئله نشان می‌دهد که حتی اگر حضور نظامی آمریکا در عراق کاهش پیدا کند، واشنگتن همچنان ابزار‌های دیگری برای اعمال فشار در اختیار دارد.

کاظمی‌قمی ادامه داد: پس از تجاوز عراق به کویت، با چراغ سبز آمریکا قطعنامه‌ای در شورای امنیت سازمان ملل متحد تصویب و تحریم‌ها علیه عراق آغاز شد. در ادامه نیز موضوع مناطق پرواز ممنوع مطرح شد و در سال ۲۰۰۳ رژیم صدام سرنگون شد.

وی تأکید کرد: مردم عراق در آن دوران، پس از سال‌ها تحمل فشار، شکنجه و ظلم حکومت صدام، هزینه‌های سنگینی پرداختند؛ اما با گذشت نزدیک به سه دهه، هنوز بخش‌هایی از اقتصاد این کشور تحت فشار و نفوذ خارجی قرار دارد.

زمینه‌سازی برای حرکت‌های مردمی در عراق 

کاظمی‌قمی گفت: به اعتقاد من، اخراج نظامیان آمریکایی می‌تواند زمینه‌ساز حرکت‌های مردمی در داخل عراق برای رهایی از وضعیت اقتصادی و پایان دادن به گروگان‌گیری اقتصادی این کشور توسط آمریکا باشد.

وی افزود: عراق باید در مسیر تکمیل استقلال و حاکمیت ملی خود حرکت کند و این مسیر باید ادامه پیدا کند.

چرا آمریکا به عراق و افغانستان آمد؟

این دیپلمات ایرانی با طرح این پرسش که «آمریکایی‌ها چرا به عراق آمدند؟» اظهار کرد: اگر بتوانیم علت و انگیزه اصلی حضور آمریکا در کشور‌های منطقه را به‌درستی تبیین کنیم، تحلیل تحولات امروز نیز روشن‌تر خواهد شد.

وی با اشاره به اشغال افغانستان در سال ۲۰۰۱ گفت: بهانه اصلی آمریکا برای لشکرکشی به افغانستان، مسئله امنیت جهانی و مقابله با تروریسم عنوان شد. این ادعا پس از حملات ۱۱ سپتامبر و انفجار برج‌های دوقلو در نیویورک مطرح شد.

کاظمی‌قمی ادامه داد: آمریکایی‌ها اعلام کردند که القاعده مسئول این حملات بوده است و حتی درباره ملیت عوامل این عملیات نیز گزارش‌هایی منتشر شد که بخش عمده‌ای از آنها را اتباع عربستان سعودی معرفی می‌کرد.

وی افزود: با این حال، آمریکا به افغانستان حمله کرد؛ چراکه القاعده در آنجا حضور داشت و واشنگتن مدعی بود که برای مقابله با این جریان و تأمین امنیت جهانی وارد افغانستان شده است.

از مجاهدین عرب تا شکل‌گیری القاعده 

سفیر سابق ایران در کشور‌های منطقه یادآور شد: ارتش شوروی با هدف اشغال افغانستان وارد این کشور شد، اما در نهایت با مقاومت مردم افغانستان شکست خورد و از این کشور خارج شد. این موضوع خود بحث مستقلی دارد.

وی افزود: جریان‌های مجاهدین عرب که بعد‌ها بخشی از آنها به القاعده تبدیل شدند، در افغانستان حضور داشتند، اما پس از پایان جنگ افغانستان، بسیاری از آنها به کشور‌های خود بازگشتند. برای نمونه، اسامه بن‌لادن پس از بازگشت به عربستان وارد فعالیت‌های اقتصادی و زندگی عادی شد.

این دیپلمات ایرانی ادامه داد: پس از مدتی، همین افراد به‌عنوان یک تهدید مطرح شدند و با فشار سرویس‌های اطلاعاتی برخی کشورها، از جمله عربستان، از این کشور‌ها خارج شدند. بخشی از این جریان ابتدا در سودان مستقر شد و پس از وقوع چند عملیات، زمینه برای انتقال آنها به افغانستان فراهم شد.

سابقه شکل‌گیری جریان‌های تروریستی

وی اظهار کرد: اگر به روند شکل‌گیری جریان‌هایی مانند «عرب‌افغان‌ها» و سپس القاعده نگاه کنیم، می‌بینیم که بخش مهمی از این تحولات در دوره تجاوز ارتش شوروی به افغانستان رخ داد؛ دوره‌ای که آمریکا و برخی کشور‌های دیگر نیز در افغانستان حضور و فعالیت داشتند.

سفیر اسبق ایران در کشور‌های منطقه افزود: پس از آن، در دوره نخست حاکمیت طالبان، آمریکایی‌ها با این استدلال که امنیت جهانی در معرض تهدید تروریسم قرار گرفته است، وارد افغانستان شدند و رهبری مبارزه جهانی با تروریسم را بر عهده گرفتند.

وی ادامه داد: این در حالی است که از سوی دیگر، منتقدان سیاست آمریکا معتقدند این کشور همزمان از رژیم‌هایی در منطقه حمایت کرده که اقدامات آنها علیه غیرنظامیان با انتقاد‌های جدی مواجه بوده است.

مبارزه با تروریسم؛ استدلال آمریکا برای حضور در منطقه

کاظمی‌قمی با اشاره به تحولات عراق و ظهور داعش گفت: در اظهارات برخی مقامات آمریکایی نیز ادعا‌هایی درباره نقش آمریکا در تحولات مربوط به داعش مطرح شده است. از جمله دونالد ترامپ در مقاطعی درباره نحوه عملکرد دولت اوباما در عراق و سوریه سخن گفته و مدعی شده بود که در مواردی که داعش در محاصره قرار می‌گرفت، آمریکایی‌ها به آن کمک کرده‌اند.

وی افزود: همچنین درباره عملیات نظامی آمریکا در منطقه و نحوه هدف قرار دادن گروه‌های مسلح، گزارش‌ها و اظهارات مختلفی مطرح شده که بررسی دقیق هرکدام نیازمند بحث جداگانه است.

هدف آمریکا؛ شکل‌دهی نظم جدید در منطقه

این دیپلمات ایرانی با اشاره به تحولات پس از فروپاشی شوروی گفت: پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا به دنبال شکل‌دهی به نظمی بود که در آن نقش محوری و فرماندهی واحدی در سطح جهانی داشته باشد.

وی افزود: برای تحقق چنین هدفی، منطقه غرب آسیا و خاورمیانه از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود؛ منطقه‌ای که بخش مهمی از منابع انرژی جهان را در اختیار دارد و تحولات سیاسی و امنیتی آن می‌تواند بر اقتصاد و سیاست بین‌الملل تأثیر بگذارد.

کاظمی‌قمی ادامه داد: از این منظر، حضور آمریکا در افغانستان و سپس عراق را نمی‌توان صرفاً در چارچوب مبارزه با تروریسم یا ادعای وجود سلاح‌های کشتار جمعی تحلیل کرد. به اعتقاد من، این تحولات در چارچوب طرح گسترده‌تری برای شکل‌دهی به نظم جدید در منطقه قابل بررسی است.

افغانستان؛ مقدمه‌ای برای حرکت به سوی عراق 

وی گفت: پس از پایان مرحله اصلی حضور آمریکا در افغانستان، در داخل آمریکا بحث‌های جدی درباره این موضوع شکل گرفت که آیا واشنگتن باید به سمت ایران حرکت کند یا عراق را هدف قرار دهد.

سفیراسبق ایران در کشور‌های منطقه افزود: در این مقطع، از داخل ایران نیز سیگنال‌هایی به آمریکایی‌ها منتقل شد و آنها تا حدی توانستند شرایط افغانستان را تثبیت کنند. حتی برخی مقامات آمریکایی به نقش ایران در شکل‌دهی به ساختار سیاسی جدید افغانستان اذعان کرده‌اند.

وی ادامه داد: با این حال، جمع‌بندی آمریکایی‌ها این شد که به سمت عراق حرکت کنند؛ زیرا از نگاه آنها، قرار گرفتن عراق در اختیار آمریکا می‌توانست موقعیت ایران را در منطقه تضعیف کند.

اشغال عراق و اهداف چهارگانه آمریکا

کاظمی‌قمی با اشاره به تجربه هشت سال دفاع مقدس ملت ایران اظهار کرد: یکی از محاسبات آمریکا این بود که پس از تجربه مقاومت ایران در جنگ هشت‌ساله، حمله مستقیم به ایران هزینه بالایی خواهد داشت. به همین دلیل، اشغال عراق به‌عنوان گام نخست برای شکل‌دهی به «خاورمیانه جدید» دنبال شد.
وی افزود: آمریکایی‌ها در اشغال عراق چند هدف اصلی را دنبال می‌کردند. نخست، ایجاد نظامی با الگوی مورد نظر آمریکا بود؛ نظامی که الزاماً بر پایه مردم‌سالاری مورد نظر مردم عراق تعریف نشده بود.

سفیر اسبق ایران در کشور‌های منطقه ادامه داد: هدف دوم، تثبیت و دائمی کردن حضور نظامی آمریکا در عراق بود. هدف سوم، بازسازی و سازمان‌دهی نیرو‌های مسلح عراق بر اساس الگوی مورد نظر آمریکا و هدف چهارم نیز مدیریت روابط خارجی عراق بود.

نگرانی کشور‌های منطقه از گسترش حضور آمریکا

وی اظهار کرد: اگر این اهداف در عراق به‌طور کامل محقق می‌شد، می‌توانست زمینه را برای گسترش نفوذ آمریکا در سایر کشور‌های منطقه نیز فراهم کند.
کاظمی‌قمی افزود: پس از اشغال عراق، نگرانی و هراس زیادی در میان حکام کشور‌های منطقه شکل گرفت؛ چراکه این پرسش مطرح بود که پس از عراق، نوبت کدام کشور خواهد بود.

وی با اشاره به دیدار‌های خود با برخی مقام‌های منطقه گفت: یکی از مقام‌های بلندپایه عراقی در گفت‌وگویی که با او داشتم، از فضای حاکم بر کشور‌های عربی منطقه پس از اشغال عراق سخن می‌گفت و تأکید داشت که بسیاری از رهبران منطقه نگران بودند که هدف بعدی آمریکا قرار گیرند.

سقوط صدام؛ نتیجه فرسایش داخلی 

این دیپلمات ایرانی با اشاره به سقوط حکومت صدام گفت: در آن مقطع، آمریکایی‌ها سرمست از پیروزی سریع خود بودند، اما اگر تاریخ آن دوره را دقیق‌تر بررسی کنیم، سقوط حکومت صدام صرفاً ناشی از قدرت نظامی آمریکا نبود.

وی افزود: بخش مهمی از این سقوط به فرسایش داخلی نظام صدام، فاصله گرفتن حکومت از مردم و تضعیف ساختار‌های سیاسی و اجتماعی عراق بازمی‌گشت. آمریکا از این شرایط استفاده کرد و توانست در مدت کوتاهی ساختار سیاسی موجود را فروبپاشد.

مخالفت ایران با طرح آمریکا برای اشغال عراق 

این شخصیت سیاسی با اشاره به شرایط بین‌المللی در زمان حمله آمریکا به عراق گفت: قواعد بین‌الملل و نظام مدیریت جهانی در آن مقطع دستخوش تغییر شده بود. آمریکا برای اشغال عراق حتی نتوانست مجوز شورای امنیت سازمان ملل را به دست آورد.

وی افزود: با این حال، جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا تشخیص داد که طرح آمریکا برای منطقه، طرحی خطرناک است و نباید موفق شود. بر همین اساس، ایران حمایت از مردم عراق و شکل‌گیری یک نظام سیاسی جدید در این کشور را در دستور کار قرار داد.

ایران؛ مخالف اشغال نظامی عراق 

این دیپلمات ایرانی با اشاره به فضای حاکم بر جهان در سال ۲۰۰۳ اظهار کرد: در شرایطی که بسیاری از کشور‌ها و حتی قدرت‌های بزرگ تحت تأثیر قدرت آمریکا قرار گرفته بودند، جمهوری اسلامی ایران بر ضرورت حمایت از مردم عراق تأکید داشت.

وی ادامه داد: حتی فرانسه و آلمان که در آن مقطع با جنگ آمریکا همراهی نکردند، تحت فشار و تحریم سیاسی واشنگتن قرار گرفتند و آمریکا اعلام کرد که آنها نباید در روند بازسازی عراق حضور داشته باشند.

حمایت از شکل‌گیری نظام سیاسی جدید در عراق

وی تأکید کرد: سیاست منطقی، حکیمانه و عزتمندانه جمهوری اسلامی این بود که برای رهایی عراق از اشغال و ناکام گذاشتن طرح آمریکا در خاورمیانه، به‌جای لشکرکشی نظامی، از ظرفیت‌های داخلی عراق برای شکل‌دهی به یک نظام سیاسی جدید حمایت کند.

این شخصیت سیاسی افزود: مردم عراق، عشایر، مراجع دینی و گروه‌های مقاومت، ظرفیت‌های مهمی بودند که می‌توانستند در برابر اشغالگری ایستادگی کنند. در ادامه نیز شکل‌گیری حشد شعبی نشان داد که ظرفیت‌های داخلی عراق تا چه اندازه می‌تواند در مقابله با تهدیدات مؤثر باشد.

نقش شهید سلیمانی در حمایت از مقاومت عراق

وی گفت: این رویکرد به‌درستی از سوی امام شهید ما تشخیص داده شد و برای کمک به مردم عراق، فرمانده رشیدی همچون حاج قاسم سلیمانی در این مسیر قرار گرفت تا در کنار عراقی‌ها برای مقابله با تهدیدات و شکل‌گیری ساختار جدید سیاسی و امنیتی این کشور تلاش کند.

آمریکا و تلاش برای مهندسی سیاسی عراق

وی با اشاره به اقدامات آمریکا پس از اشغال عراق اظهار کرد: آمریکایی‌ها قصد خروج از عراق را نداشتند و به دلیل اینکه منافع آنها با منافع مردم عراق همخوانی نداشت، سیاست‌های خود را دنبال کردند.

این دیپلمات ایرانی ادامه داد: در نهایت، روند سیاسی عراق با تشکیل دولت موقت و دولت انتقالی آغاز شد و سپس موضوع تدوین قانون اساسی در دستور کار قرار گرفت.

وی افزود: آمریکایی‌ها حتی پیش از ورود به عراق، با همکاری شماری از حقوقدانان عراقی، پیش‌نویس قانون اساسی موردنظر خود را آماده کرده بودند و هزاران مستشار و ده‌ها مستشار ارشد را برای مشاوره در زمینه دولت و حاکمیت در نظر گرفته بودند. این اقدامات نشان می‌داد که آمریکا از مدت‌ها قبل برای آینده سیاسی عراق برنامه‌ریزی کرده بود.

خلف وعده آمریکا در قبال مخالفان صدام

وی با اشاره به ارتباط آمریکا با گروه‌های مخالف صدام پیش از حمله به عراق گفت: آمریکایی‌ها پیش از حمله، جلساتی با رهبران معارض در وین، لندن و صلاح‌الدین برگزار کرده بودند. در آن جلسات این موضوع مطرح بود که مخالفان عملیات را انجام دهند و آمریکا در صورت نیاز از آنها حمایت کند.

وی ادامه داد:، اما بعداً سفیر آمریکا تعدادی از معارضان را در ترکیه جمع کرد و پیام رئیس‌جمهور آمریکا را برای آنها قرائت کرد که بر اساس آن، واشنگتن اعلام کرده بود به عراق حمله خواهد کرد، این کشور را اشغال و نظام موجود را سرنگون خواهد کرد و در صورت نیاز از مخالفان کمک خواهد گرفت.

مقاومت عراق؛ آغاز عقب‌نشینی آمریکا

این شخصیت سیاسی با اشاره به روند تحولات پس از اشغال عراق گفت: با گذشت زمان و افزایش مقاومت، شرایط به جایی رسید که آمریکایی‌ها مجبور شدند وارد مذاکره شوند و حتی نیرو‌های نظامی خود را شبانه از جنوب عراق و بصره به سمت کویت منتقل کنند.
وی افزود: اخراج نیرو‌های آمریکایی از عراق در ۳۰ سپتامبر را باید یکی از مراحل مهم این روند دانست؛ روندی که نشان‌دهنده ناکامی تدریجی سیاست‌های آمریکا در عراق است.

انتقال میدان تقابل به جبهه‌های مقاومت

وی با اشاره به تحولات پس از ناکامی آمریکا در عراق اظهار کرد: پس از اینکه آمریکایی‌ها در عراق با شکست مواجه شدند، محور عملیات‌های خود را به سمت جبهه‌های دیگر مقاومت منتقل کردند.

وی ادامه داد: تحولات لبنان در سال ۲۰۰۶، جنگ‌های سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۱۰، بیداری اسلامی در سال ۲۰۱۱، آغاز حمله به سوریه، ایجاد داعش در سال ۲۰۱۴ و ورود این گروه به سوریه و عراق، حمله ائتلاف به رهبری عربستان به یمن در سال ۲۰۱۵ و همچنین جنگ ۵۱ روزه غزه، همگی در چارچوب تقابل با جبهه و محور مقاومت قابل بررسی هستند.

شکست‌های زنجیره‌ای در برابر محور مقاومت

این دیپلمات ایرانی تأکید کرد: اگر این تحولات را در کنار یکدیگر قرار دهیم، مشاهده می‌کنیم که آمریکا و متحدانش در سال‌های گذشته درگیر مقابله با جبهه مقاومت و محور مقاومت بوده‌اند و در بسیاری از این عرصه‌ها با شکست مواجه شده‌اند.

وی افزود: امروز نیز مسئله فلسطین شرایط خاصی دارد و باید با توجه ویژه‌ای به آن نگاه کرد.

اخراج آمریکا از عراق؛ یک شکست راهبردی

وی گفت: آنچه امروز در عراق شاهد آن هستیم، نخستین شکست راهبردی آمریکا نیست، اما یکی از مهم‌ترین نشانه‌های شکست راهبردی سیاست‌های واشنگتن در منطقه است؛ شکستی که نشان می‌دهد الگوی حضور و مدیریت آمریکا در غرب آسیا با چالش جدی مواجه شده است.

شکست آمریکا در برابر ایران؛ پایان ماجرا نیست 

این دیپلمات ایرانی با اشاره به تقابل امروز آمریکا با ملت ایران گفت: آمریکا تاکنون در این مصاف شکست خورده است، اما این پایان ماجرا نیست و ما باید مسیر خود را با قدرت ادامه دهیم.

وی افزود: نکته مهم این است که اخراج نظامیان آمریکا از عراق به این معنا نیست که آمریکایی‌ها دیگر در این کشور دخالت نخواهند کرد یا عراق را به حال خود خواهند گذاشت. تجربه افغانستان و دیگر کشور‌ها نیز نشان داده است که آمریکا به‌سادگی از اهداف خود دست نمی‌کشد.

خروج نظامی؛ پایان مداخله آمریکا نیست

وی با اشاره به روند تحولات عراق اظهار کرد: آمریکایی‌ها پس از شکست‌های پیاپی، مجبور شدند لباس نظامی را از تن خارج کنند و از عراق خارج شوند، اما این به معنای پایان حضور و سیاست‌های آنها نبود. هر جا با شکست مواجه شدند، مسیر و ابزار‌های دیگری را برای دنبال کردن اهداف خود انتخاب کردند.

این شخصیت سیاسی ادامه داد: در عراق نیز با توجه به موقعیت راهبردی این کشور، آمریکا به‌سادگی دست از اهداف خود نخواهد کشید و تلاش خواهد کرد از ابزار‌ها و شیوه‌های دیگری برای اثرگذاری بر تحولات عراق استفاده کند.

حاکمیت عراق باید در همه عرصه‌ها کامل شود 

وی تأکید کرد: اخراج نظامیان آمریکایی یک شکست برای واشنگتن است، اما کار هنوز تمام نشده است. عراق باید سیادت و حاکمیت خود را در همه عرصه‌های سیاسی و امنیتی به‌طور کامل تثبیت کند.

اقتصاد؛ اهرم جدید فشار آمریکا بر عراق

وی یکی از مهم‌ترین ابزار‌های احتمالی آمریکا برای ادامه فشار بر عراق را حوزه اقتصادی دانست و گفت: امروز باید بپذیریم که اقتصاد عراق همچنان تحت تأثیر و فشار آمریکاست.

وی افزود: صدام جنایت‌هایی انجام داد، اما چرا باید مردم عراق همچنان هزینه آن را بپردازند؟ سؤال اساسی این است که چرا مردم عراق باید تحت فشار اقتصادی ناشی از سیاست‌های آمریکا قرار داشته باشند؟

این دیپلمات ایرانی ادامه داد: به نظر من، اخراج نظامیان آمریکا می‌تواند زمینه‌ساز یک مطالبه عمومی و ملی در عراق باشد؛ مطالبه‌ای که مردم، رهبران سیاسی، نمایندگان مجلس، دولتمردان و اندیشمندان این کشور دنبال کنند و آن، رهایی عراق از وابستگی و فشار اقتصادی آمریکا است.

«پایان حضور نظامی» و آغاز همکاری امنیتی؟

وی با اشاره به مواضع آمریکا درباره آینده روابط با عراق اظهار کرد: آمریکایی‌ها امروز می‌گویند خروج نظامی به معنای پایان حضور نظامی است، اما آغاز همکاری‌های امنیتی در چارچوب توافقات میان دو کشور خواهد بود و موضوعاتی مانند آموزش و سازماندهی نیرو‌ها را دنبال خواهند کرد.
وی افزود: با این حال، قرائن و شواهد نشان می‌دهد که آمریکا همچنان تلاش خواهد کرد در حوزه امنیتی عراق نقش و نفوذ خود را حفظ کند.

استفاده از خاک عراق علیه کشور‌های منطقه 

این شخصیت سیاسی گفت: یکی از نگرانی‌های جدی این است که آمریکا از جغرافیای عراق برای اقدامات امنیتی علیه دشمنانی که خود واشنگتن در شکل‌گیری یا تقویت آنها نقش داشته است، استفاده کند. 

وی ادامه داد: اظهارات مقام‌های آمریکایی درباره گروه‌های مسلح و موضوع انتقال سلاح نیز نشان می‌دهد که این مسئله همچنان مطرح است. اگر چنین اقداماتی ادامه پیدا کند، با منافع ملی، حاکمیت و سیادت عراق تعارض جدی خواهد داشت.

تهدید داعش همچنان باید جدی گرفته شود 

وی درباره احتمال بازگشت ناامنی به عراق نیز هشدار داد و گفت: آیا تهدید داعش به‌طور کامل از بین رفته است؟ داعش امروز ممکن است جغرافیا و سرزمین مشخصی در اختیار نداشته باشد، اما سلول‌های تروریستی آن همچنان وجود دارند.

وی افزود: بنابراین نمی‌توان احتمال وقوع اقدامات تروریستی در عراق را به‌طور کامل منتفی دانست. تجربه سال ۲۰۱۰ نیز نشان داد که همزمان با خروج نیرو‌های آمریکایی، موجی از ناامنی در عراق شکل گرفت و فضای روانی خاصی ایجاد شد؛ به‌گونه‌ای که این تصور القا می‌شد که با خروج آمریکا، امنیت عراق نیز از بین خواهد رفت.

عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی

این دیپلمات ایرانی در ادامه با اشاره به سیاست‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه گفت: آمریکا و رژیم صهیونیستی همچنان تلاش می‌کنند از ظرفیت برخی کشور‌های منطقه و حکام وابسته برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند. طرح ابراهیم نیز صرفاً موضوع عادی‌سازی روابط نیست، بلکه علنی‌سازی روابطی است که پیش از این در سطوح مختلف وجود داشته است.

عراق و ظرفیت راهبردی اربعین

وی با اشاره به جایگاه عراق در تحولات منطقه اظهار کرد: عراق از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. آنچه امام راحل فرمودند که «راه قدس از کربلا می‌گذرد»، امروز در راهپیمایی عظیم اربعین قابل مشاهده است.

وی افزود: اربعین می‌تواند یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌ها برای شکل‌گیری یک جریان بزرگ مردمی در حمایت از فلسطین و مقابله با رژیم اشغالگر باشد. این ظرفیت عظیم اجتماعی و مردمی، موضوعی نیست که آمریکا و رژیم صهیونیستی بتوانند به‌سادگی از کنار آن عبور کنند.

طرح‌های آمریکا برای آینده فلسطین

این شخصیت سیاسی با اشاره به تحولات فلسطین گفت: رسانه‌ها باید به‌طور جدی به طرح‌هایی که آمریکا برای آینده فلسطین دنبال می‌کند، بپردازند. امروز در کرانه باختری، روند شهرک‌سازی و یهودی‌سازی با قدرت ادامه دارد و موضوع الحاق این مناطق به سرزمین‌های اشغالی نیز دنبال می‌شود.

وی ادامه داد: در غزه نیز بخش قابل‌توجهی از سرزمین تحت اشغال قرار گرفته است و در قالب طرح موسوم به «صلح ترامپ»، موضوع جابه‌جایی و اخراج مردم غزه از سرزمین خودشان مطرح شده است.

جابه‌جایی فلسطینیان؛ بخشی از طرح آمریکا

وی تأکید کرد: باید پرسید اگر قرار است مردم غزه از سرزمین خود خارج شوند، آنها را به کجا خواهند برد؟ یکی از طرح‌هایی که در مقاطعی از سوی آمریکایی‌ها دنبال شده، انتقال فلسطینیان به مناطقی در شمال‌غرب عراق و بخش‌هایی از اردن بوده است.

وی افزود: این موضوع تازه‌ای نیست و در دوره اشغال عراق نیز ایده‌هایی از این دست مطرح شده بود. پیش از آن نیز گزینه‌هایی مانند صحرای سینا مورد بررسی قرار گرفته بود، اما امروز با توجه به شرایط منطقه، اجرای چنین طرح‌هایی با موانع جدی مواجه است.

خروج نظامی آمریکا؛ آغاز یک مرحله جدید

وی خاطرنشان کرد: بنابراین نباید خروج نظامی آمریکا از عراق را پایان مداخلات این کشور دانست. آمریکا پس از شکست در عرصه نظامی، تلاش خواهد کرد از ابزار‌های اقتصادی، امنیتی، سیاسی و منطقه‌ای برای ادامه نفوذ خود استفاده کند و عراق و کشور‌های منطقه باید نسبت به این مرحله جدید هوشیار باشند.

فشار بر کرانه باختری؛ طرحی برای جابه‌جایی فلسطینیان

این دیپلمات ایرانی با اشاره به تحولات فلسطین گفت: فارغ از مسئله حاکمیت و سیادت بر بیت‌المقدس، فشار‌هایی که امروز بر مردم کرانه باختری وارد می‌شود، بسیار جدی است. صهیونیست‌ها تلاش می‌کنند مردم این منطقه را تحت فشار قرار دهند و آنها را به سمت اردن کوچ دهند.
وی افزود: در میانه این تحولات، اتفاقات مهمی در فلسطین در حال وقوع است که باید با دقت و جدیت درباره آنها فکر کرد و نباید اجازه داد افکار عمومی از این مسائل غافل شود.

ضرورت حمایت از مقاومت فلسطین

وی با اشاره به فعالیت گروه‌های مقاومت فلسطینی اظهار کرد: حماس و جهاد اسلامی همچنان به مبارزه خود ادامه می‌دهند، اما ظرفیت مقاومت در منطقه نیز باید به شکل‌های مختلف، حتی به‌صورت نمادین و سیاسی، از مقاومت فلسطین حمایت کند.

این شخصیت سیاسی ادامه داد: امروز شاهد هستیم که حتی در کشور‌های اروپایی نیز اعتراض‌ها و تحلیل‌های مختلفی درباره اقدامات رژیم صهیونیستی در کرانه باختری شکل گرفته است. نباید فراموش کرد که پایه‌گذاری این رژیم اشغالگر با نقش‌آفرینی قدرت‌های غربی، از جمله انگلیس، صورت گرفت.

تهدید‌های امنیتی علیه عراق همچنان پابرجاست 

وی در ادامه با اشاره به تهدید‌های امنیتی پیش روی عراق گفت: با وجود خروج نیرو‌های نظامی آمریکا، تهدیدات علیه عراق همچنان وجود دارد. امروز در بخشی از شمال عراق شاهد حضور نظامی ترکیه هستیم و همچنین گروه‌هایی که با ترکیه مخالف هستند، در بخش‌هایی از خاک عراق حضور دارند.

وی افزود: البته اکنون میان دولت عراق و برخی از این گروه‌ها موضوع خلع سلاح و برقراری صلح در حال پیگیری است، اما تهدید‌های دیگری نیز وجود دارد؛ از جمله بقایای رژیم بعث که همچنان به دنبال بازگشت به قدرت هستند و به کمتر از در اختیار گرفتن حکومت نیز رضایت نمی‌دهند.

لزوم انحصار سلاح در دست دولت عراق

این دیپلمات ایرانی تأکید کرد: از کشور‌های جنوبی خلیج فارس نیز عراق تهدید‌های مستقیم و غیرمستقیم کم ندیده است؛ بنابراین یک اصل مورد اتفاق همه جریان‌های سیاسی عراق این است که پس از شکل‌گیری نظام سیاسی جدید، سلاح باید در اختیار دولت باشد.

وی ادامه داد: البته مقاومت و حشد شعبی در شرایطی شکل گرفتند که عراق با تهدیدات جدی مواجه بود. مرجعیت دینی، دولت عراق و جریان‌های مقاومت در آن مقطع نقش مهمی در مقابله با تهدیدات داشتند و جمهوری اسلامی ایران نیز در همین چارچوب به درخواست دولت و مرجعیت عراق وارد میدان شد.

حشد شعبی؛ بخشی از ساختار نیرو‌های مسلح عراق

وی با اشاره به تحولات مربوط به حشد شعبی گفت: موضوع ساختار، سازماندهی و حقوق نیرو‌های حشد شعبی در عراق همچنان در حال پیگیری است و این موضوع در چارچوب ساختار نیرو‌های مسلح عراق مطرح شده است.

وی افزود: مواضع دولت عراق نیز نشان می‌دهد که این کشور همچنان با تهدیدات مختلف مواجه است و طبیعی است که برای مقابله با این تهدیدات، باید ساختار امنیتی و دفاعی خود را تقویت کند.

کنترل مرزها؛ ضرورت حاکمیت ملی عراق 

این شخصیت سیاسی گفت: یکی از اقدامات مهمی که دولت عراق باید انجام دهد، اعمال کنترل کامل بر همه مرز‌های این کشور است. حاکمیت ملی زمانی معنا پیدا می‌کند که دولت مرکزی بر مرزها، امنیت و تمامیت ارضی کشور کنترل داشته باشد.

وی درباره روند گفت‌و‌گو میان دولت عراق و حشد شعبی نیز اظهار کرد: موضوع انضباط سلاح و سازماندهی نیروها، یک مسئله داخلی عراق است و باید در همین چارچوب دنبال شود. به نظر می‌رسد این روند با گفت‌و‌گو و تفاهم ادامه پیدا خواهد کرد و نباید اجازه داد به یک چالش داخلی تبدیل شود.

آمریکا در ایران؛ پنج محور جنگ و فشار

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تقابل آمریکا با ایران گفت: آمریکایی‌ها در حوزه نظامی دستاوردی در برابر ایران نداشتند، اما امروز با پنج نوع عملیات و تهدید علیه جمهوری اسلامی مواجه هستیم؛ عملیات نظامی، دیپلماسی، جنگ اقتصادی، جنگ امنیتی و اجتماعی و همچنین جنگ رسانه‌ای و شناختی.

وی افزود: در حوزه اقتصادی نیز مسئله تشدید تحریم‌ها و محاصره اقتصادی مطرح است و در کنار آن، شاهد اعمال فشار‌هایی در حوزه حمل‌ونقل و ارتباطات هوایی هستیم.

محاصره هوایی؛ فشار آمریکا بر مردم منطقه

این دیپلمات ایرانی با اشاره به محدودیت‌های پروازی اخیر گفت: هیاهویی که آمریکایی‌ها درباره برخی محدودیت‌های پروازی ایجاد کردند، تا حدی برای آن بود که شکست و پیروزی عراقی‌ها را تحت‌الشعاع قرار دهند، اما واکنش مردم، مسئولان، گروه‌های جهادی، علما، مراجع و دولتمردان عراق نشان داد که مسئله برای آنها کاملاً روشن است.

وی تأکید کرد: اینکه یک طرف خارجی بخواهد برای عراق تصمیم بگیرد و فرودگاه‌های این کشور را تعطیل کند، نقض آشکار سیادت و حاکمیت ملی عراق است.

بازگشایی فرودگاه نجف؛ مطالبه حاکمیت ملی

وی ادامه داد: روز گذشته اعلام شد که فرودگاه نجف بازگشایی می‌شود و پرواز‌های میان ایران و نجف از سر گرفته خواهد شد. اما مسئله فقط بازگشایی یک فرودگاه نیست؛ مسئله این است که مردم عراق می‌خواهند تمام فرودگاه‌های کشورشان تحت اختیار و تصمیم دولت عراق فعالیت کنند.

این دیپلمات ایرانی افزود: اگر آمریکایی‌ها در برابر این مطالبه مقاومت کنند، با واکنش و خشم مردم عراق مواجه خواهند شد؛ چراکه این مسئله متعلق به یک گروه یا جریان خاص نیست، بلکه مسئله‌ای مربوط به حاکمیت ملی عراق است.

فشار آمریکا، منافع کشور‌های منطقه را نیز هدف می‌گیرد

وی گفت: آمریکا در تقابل خود با ملت ایران، صرفاً با یک نظام سیاسی مواجه نیست؛ بلکه با ملت ایران مواجه است و برای تحقق اهداف خود توجهی ندارد که اقداماتش چه خسارت‌هایی به دیگر کشور‌ها وارد می‌کند.

وی ادامه داد: وقتی مسیر‌های پروازی بسته می‌شود، تنها ایران آسیب نمی‌بیند؛ عراق، ترکیه و دیگر کشور‌های منطقه نیز متضرر می‌شوند. یکی از دلایل ناکامی سیاست آمریکا همین است که در پیگیری اهداف خود، منافع دیگر کشور‌ها را نادیده می‌گیرد و طبیعی است که این کشور‌ها در برابر چنین فشار‌هایی مقاومت کنند.

عراق از مرحله فشار نیز عبور خواهد کرد

این شخصیت سیاسی اظهار کرد: همان‌گونه که آمریکا در عرصه‌های مختلف تلاش می‌کند فشار را بر ایران و کشور‌های منطقه افزایش دهد، در موضوع محاصره و فشار اقتصادی و هوایی نیز عراق با چالش‌هایی مواجه خواهد شد.

وی افزود: ممکن است آمریکایی‌ها تلاش کنند این فشار‌ها را به کشور‌های مختلف نیز منتقل کنند، اما آنچه از مواضع و غیرت مردم عراق مشاهده می‌کنم، این است که مردم این کشور از این مرحله نیز عبور خواهند کرد و اجازه نخواهند داد حاکمیت و استقلال عراق تحت تأثیر فشار‌های خارجی قرار گیرد.

آمریکایی‌ها به هیچ‌کس وفادار نیستند؛ جمهوری اسلامی اگر دست برادری بدهد، تا آخر می‌ایستد

کاظمی قمی، سفیر اسبق ایران در عراق، در پاسخ به سؤال خبرنگار آنا درباره اینکه با توجه به سرمایه‌گذاری بلندمدت آمریکا و رژیم صهیونیستی روی برخی مهره‌های عمدتاً جوان در سیاست عراق، چه تضمینی وجود دارد که روابط ایران و عراق به سمت «سوریه‌ای شدن» پیش نرود و چه تمهیداتی باید برای جلوگیری از تکرار این سناریو اندیشیده شود، اظهار کرد: آمریکایی‌ها به هیچ‌کسی وفادار نیستند. این را به نقل از یکی از بزرگان عراق عرض می‌کنم.

وی ادامه داد: یکی از نخست‌وزیران عراق مورد تأکید آمریکایی‌ها برای نخست‌وزیری بود. با یکی از رهبران کرد که صحبت می‌کردیم، می‌گفت واقعاً نمی‌شود به آمریکایی‌ها اعتماد کرد. آمریکایی‌ها پیش از سرنگونی رژیم صدام، نزدیک به ۳۰ سال با برخی جریان‌ها همکاری داشتند، اما در بزنگاه که می‌رسد، دست خود را می‌کشند.

کاظمی قمی افزود:، اما جمهوری اسلامی این‌گونه نیست. اگر دست برادری و همکاری بدهد، واقعاً تا آخر می‌ایستد؛ چه در نقطه مقابل جمهوری اسلامی باشید و چه در کنار آن. سؤال این است که آمریکایی‌ها به چه کسی دست وفاداری داده‌اند و تا آخر پای آن ایستاده‌اند؟ آنچه برای آنها مهم است، منافع خودشان است.

دو ابزار آمریکا؛ تهدید و تطمیع

سفیر اسبق ایران در عراق با بیان اینکه یکی از کار‌هایی که آمریکایی‌ها انجام می‌دهند، پرونده‌سازی است، گفت: آنها معمولاً دو ابزار «تهدید و تطمیع» را دنبال می‌کنند.

وی افزود:، اما آیا ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های موجود در عراق محدود به چند نفری است که آمریکایی‌ها روی آنها سرمایه‌گذاری کرده‌اند و در جایگاه‌های حساس قرار گرفته‌اند؟ قطعاً این‌گونه نیست.

کاظمی قمی ادامه داد: افرادی که ۳۰ سال با آمریکایی‌ها در تعامل بوده‌اند، در فرآیند سیاسی عراق حضور دارند و برای بسیاری از آنها، توجه به منافع داخلی و ملی خودشان به مراتب مهم‌تر از توجه به بیگانگان است.

یکی از دلایل موفقیت ایران در عراق، داشتن «یار و یاور» بود

وی درباره تجربه جمهوری اسلامی ایران در عراق گفت: یکی از دلایل توفیقات جمهوری اسلامی در عراق این بود که یار و یاور داشتیم. ما مردم را داشتیم و گروه‌ها را داشتیم. برای مثال، سپاه بدر را در نظر بگیرید. در دوران جنگ تحمیلی صدام، این افراد در کنار ملت ایران و علیه صدام جنگیدند، چون دشمن مشترک داشتند.

سفیر اسبق ایران در عراق تصریح کرد: این یک ظرفیت انقلابی و اسلامی بود. واقعیت این است که وقتی صدام رفت، این ظرفیت‌ها باید در اداره امور عراق نقش‌آفرین می‌شدند؛ چراکه اینها با صدام جنگیده بودند، نه با آمریکایی که از صدام حمایت کرده بود.

کاظمی قمی ادامه داد: نباید این ظرفیت‌ها را نادیده بگیریم. وقتی آمریکا وارد عراق شد و آن را اشغال کرد، نخستین پیامش این بود که «کشور اشغال شده است». حتی به ما اعلام کردند که مسئولیت دیپلماتیک وجود ندارد و هر عراقی که بخواهد از مرز‌ها عبور کند و بدون هماهنگی وارد کشور شود، او را به عنوان تروریست دستگیر خواهند کرد.

وی افزود: در چنین شرایطی، نیرو‌های جهادی که در ایران بودند، از جمله نیرو‌های بدر و نیرو‌هایی که با شهید حاج قاسم سلیمانی ارتباط داشتند، در برابر این وضعیت ایستادند.

ظرفیت‌های اجتماعی و سیاسی عراق را نباید نادیده گرفت

کاظمی قمی با تأکید بر اینکه آمریکا در برابر این ظرفیت‌ها کاری نمی‌تواند بکند، گفت: ما نباید این ظرفیت‌ها را نادیده بگیریم. البته آمریکایی‌ها همچنان به دنبال «عنصرسازی» و ایجاد چهره‌های مورد نظر خود هستند.

وی در عین حال تأکید کرد: نباید به‌راحتی به افراد اتهام بزنیم. ممکن است برداشت و تصور یک فرد این باشد که امروز عراق باید از این وضعیت خارج شود و به یک کشور توسعه‌یافته و نمونه در منطقه تبدیل شود و برای این هدف باید به دنبال جذب سرمایه باشد.

سفیر اسبق ایران در عراق ادامه داد: آمریکایی‌ها سرمایه دارند؛ بنابراین ممکن است فردی به دنبال استفاده از این ظرفیت باشد. این مسئله لزوماً به معنای وابستگی او به آمریکا نیست. جامعه جهانی فقط آمریکا نیست. این مفهوم به معنای آن نیست که باید اجازه داد عناصر وابسته به آمریکا در چرخ‌دنده‌های مسیر اداره کشور قرار بگیرند، اما باید تجربه و شرایط داخلی عراق را نیز در نظر گرفت.

چرا جمهوری اسلامی در سوریه وارد عمل شد؟

کاظمی قمی درباره تجربه سوریه نیز اظهار کرد: جمهوری اسلامی بنا به درخواست حکومت سوریه وارد این کشور شد. دلیل همکاری جمهوری اسلامی با سوریه کاملاً روشن بود. نخست اینکه سوریه در خط مقدم مبارزه با رژیم اشغالگر قرار داشت. سوریه از مقاومت فلسطین حمایت می‌کرد و به مقاومت لبنان نیز کمک می‌کرد.

وی افزود: در دوره زمامداری بشار اسد، حجم کمک و مساعدت به مقاومت لبنان و فلسطین قابل مقایسه با دوره پدر او نبود. در دوران جنگ تحمیلی هشت‌ساله نیز دولت سوریه یکی از معدود دولت‌هایی بود که در کنار جمهوری اسلامی و ملت ایران قرار گرفت.

از «بیداری اسلامی» تا شکل‌گیری گروه‌های تروریستی

سفیر اسبق ایران در عراق گفت: به بهانه بیداری اسلامی، آمریکایی‌ها تلاش کردند انحرافی در این روند ایجاد کنند که یکی از نمونه‌های آن سوریه بود.

وی ادامه داد: اگر یادتان باشد، اولین جرقه اعتراضات در سوریه از درعا و در جنوب این کشور آغاز شد. ابتدا یک حرکت دانش‌آموزی بود که به تدریج به حرکتی مردمی تبدیل شد.

کاظمی قمی تصریح کرد: مواضع جمهوری اسلامی در آن مقطع را ببینید. تا زمانی که حرکت، مردمی بود، نگاه جمهوری اسلامی به دولت دمشق این بود که با مردم تعامل و مدارا کند؛ چه در ارتباط با مناطق جنوب و چه در رابطه با برادران کرد در شمال سوریه.

وی افزود: جمهوری اسلامی دولت سوریه را به ایجاد تغییراتی در شیوه حکمرانی، تقویت آزادی‌های سیاسی، توجه به رسانه‌ها، مشارکت دیگران در حکومت و برگزاری انتخابات تشویق می‌کرد؛ اینکه تنها یک جریان حاکم نباشد و حقوق کرد‌ها و دیگر شهروندان سوری نیز مورد توجه قرار گیرد. مواضع جمهوری اسلامی در آن مقطع در همین چارچوب بود.

کاظمی قمی ادامه داد:، اما از زمانی که به بهانه بیداری اسلامی، حرکت‌های تروریستی آغاز شد و آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشور‌های دیگر شروع به ایجاد و تقویت گروه‌های مسلح کردند، شرایط تغییر کرد. در آن مقطع دولت دمشق از جمهوری اسلامی درخواست کرد که در برخورد با این گروه‌ها وارد عمل شود و جمهوری اسلامی و جریان مقاومت نیز در همین چارچوب اقدام کردند.

امروز مردم سوریه نتیجه تحولات را می‌بینند

وی با اشاره به تحولات سوریه گفت: تعاملات جمهوری اسلامی با مردم و جریان‌های مختلف سوریه همچنان وجود دارد و این موضوع مهمی است. امروز جریان اخوان و مردم اهل سنت سوریه نیز شرایط موجود را مشاهده می‌کنند. آنها می‌بینند که پس از سقوط نظام بشار اسد چه اتفاقاتی در سوریه رخ داده است.

سفیر اسبق ایران در عراق افزود: امروز بمباران‌های اسرائیل در مواضع سوریه را دیده‌اید. به محض سقوط نظام، اسرائیل آمد و بسیاری از پادگان‌ها و مراکز مهم سوریه را منهدم کرد. اسرائیل در جنوب نیز وارد برخی مناطق شد و آنها را اشغال کرد.

وی ادامه داد: آمریکا هم از سوی دیگر می‌گوید تحریم‌ها را از سوریه برداشته است؛ اما وضعیت معیشتی مردم سوریه نسبت به دوره بشار اسد به مراتب بدتر شده است.

کاظمی قمی گفت: جریان‌هایی که با یکدیگر همکاری کردند، امروز با تعارض‌های جدی مواجه شده‌اند. حتی آمریکا به سوریه فشار می‌آورد تا این کشور را به سمتی ببرد که در لبنان نیز مسائلی ایجاد کند؛ اما سوریه تاکنون زیر بار این فشار‌ها نرفته است. اگر به شرایط امروز سوریه نگاه کنیم، می‌بینیم که مردم این کشور با وضعیت بسیار دشواری مواجه هستند.

تجربه سوریه و مسئولیت آمریکا در قبال جنایات اسرائیل

کاظمی قمی در پایان خاطرنشان کرد: تجربه‌ای که امروز در سوریه وجود دارد، این است که آیا آمریکا و کاخ سفید در چارچوب سیاست‌های خود واقعاً به دنبال حل مشکلات مردم منطقه هستند یا خیر؟ آیا نتیجه سیاست‌های آمریکا چیزی جز جنایات رژیم صهیونیستی بوده است؟

وی افزود: اگر آمریکایی‌ها می‌گفتند مشکل سوریه، ایران است، امروز که جمهوری اسلامی در سوریه حضور ندارد، باید پرسید چرا همچنان این وضعیت ادامه دارد؟

سفیر اسبق ایران در عراق ادامه داد: جمهوری اسلامی حتی امروز نیز تلاش می‌کند به مردم سوریه کمک کند. ما در چارچوب دیپلماسی همسایگی دنبال این هستیم که چه اقداماتی می‌توان انجام داد تا رژیم اشغالگر از اشغالگری در سوریه دست بردارد و حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه به مردم این کشور بازگردد.

پیوستن برخی کشور‌های منطقه به فشار‌های هوایی علیه ایران

کاظمی قمی در ادامه با اشاره به موضوع عراق اظهار کرد: متأسفانه دولت عراق در مقطعی به محاصره و محدودیت‌های هوایی پیوست.

وی گفت: از نگاه من و بسیاری از کارشناسان، امروز شاهد هستیم که برخی کشور‌های همسایه، از جمله جمهوری آذربایجان و برخی کشور‌های دیگر، به این فشار‌ها و محدودیت‌های هوایی پیوسته‌اند و اقداماتی انجام داده‌اند که چندان قابل قبول نبوده است.

سفیر اسبق ایران در عراق افزود: سؤال این است که با توجه به این شرایط، آینده این تحولات را چگونه باید پیش‌بینی کرد و چه چشم‌اندازی پیش روی روابط کشور‌های منطقه قرار دارد؟

رابطه داعش و آمریکا؛ واقعیت‌های مبارزه با تروریسم

کاظمی قمی درباره داعش و رابطه آن با ایالات متحده نیز گفت: اصل ارتباط و مناسبات میان داعش و آمریکا قابل انکار نیست.

وی ادامه داد:، اما سؤال اساسی اینجاست که دولت سابق سوریه برای مبارزه با داعش و سایر گروه‌های افراطی چه اقداماتی انجام داد؟ آیا واقعاً به توصیه‌ها و هشدار‌های ما توجه کردند و اهمیت تهدید را پذیرفتند؟

وی افزود: اگر ضرباتی که داعش و سایر گروه‌های تروریستی در سوریه و عراق وارد کردند، وارد نمی‌شد، آنها می‌توانستند بخش‌های مهمی از سوریه و عراق را به اشغال خود درآورند.

کاظمی قمی تصریح کرد: داعش مگر اعلام نکرده بود که تمام عتبات مقدسه را منفجر خواهد کرد؟ مگر این گروه فرصت پیدا نکرد که اقدامات تروریستی گسترده‌ای انجام دهد و حتی در مجلس شورای اسلامی عملیات تروریستی انجام دهد؟

سوریه در خط مقدم مبارزه با داعش قرار داشت

سفیر اسبق ایران در عراق اظهار کرد: سوریه تمام‌قد در برابر داعش ایستاد. جریان مقاومت نیز با کمک نیرو‌هایی همچون زینبیون، فاطمیون و دیگر گروه‌های مقاومت و همچنین حزب‌الله، در برابر این تهدید ایستادگی کرد.

وی افزود: بنابراین نمی‌توان منکر شد که حکومت سوریه در برابر داعش کوتاهی نکرد. بشار اسد نیز در این زمینه کوتاهی نکرد.

کاظمی قمی ادامه داد: واقعیت این است که سوریه در آن دوران با تحریم‌های سنگین و خسارت‌های گسترده مواجه شد و ارتش این کشور نیز برای مقابله با چنین جنگی نیازمند افزایش تاب‌آوری و کسب تجربه بود.

انتقال تجربه‌های نظامی ایران به ارتش سوریه

وی گفت: ارتش سوریه در ابتدای ورود به جنگ با گروه‌های مسلح و تروریستی، تجربه کافی برای مقابله با جنگ‌های چریکی و نامتقارن نداشت.

سفیر اسبق ایران در عراق افزود: در واقع ارتشی بود که در بسیاری از موارد به شکل کلاسیک عمل می‌کرد؛ وارد منطقه می‌شد و ضربه می‌زد، بدون اینکه ملاحظات و الزامات جنگ‌های نامتقارن و چریکی را به‌طور کامل در نظر بگیرد.

کاظمی قمی تصریح کرد: در طول این سال‌ها، تجربیات جمهوری اسلامی ایران نیز به سوریه منتقل شد؛ از جمله در زمینه عملیات رزم شبانه و شیوه مواجهه با نیرو‌های چریکی و گروه‌های مسلح. این تجربیات به تدریج موجب تحول در توانایی‌های ارتش سوریه شد.

عراق و تجربه متفاوت در مقابله با داعش

وی در پایان با تأکید بر تفاوت شرایط عراق و سوریه گفت: البته شرایط عراق با سوریه متفاوت بود. در عراق، خود نظام سیاسی و نیرو‌های عراقی در برابر داعش ایستادند و نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت.

کاظمی قمی افزود: عراق نیز در مقابله با داعش تجربه مهمی به دست آورد و ظرفیت‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و نظامی این کشور در برابر این تهدید فعال شدند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: بنابراین، برای ارزیابی آینده عراق و سوریه باید تفاوت‌های ساختاری، اجتماعی و سیاسی این دو کشور را در نظر گرفت و نمی‌توان تجربه یکی را به‌طور کامل به دیگری تعمیم داد.

انتهای پیام/

ارسال نظر