بازخوانی تبارشناختی علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی‌سیاسی در ایران

از «علم‌الاجتماع» تا جامعه‌شناسی‌سیاسی؛ علوم اجتماعی چگونه در ایران نهادینه شد؟

دانشگاه بهشتی
سیدمحمود کمال‌آرا، مدیر دپارتمان جامعه‌شناسی‌سیاسی انجمن مطالعات غرب‌آسیا، در یادداشتی با بازخوانی تبارشناختی علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی‌سیاسی در ایران، مسیر شکل‌گیری و نهادینه‌شدن این حوزه را از تأسیس مدرسه علوم سیاسی و ورود مفاهیم جدید درباره دولت و جامعه تا شکل‌گیری جامعه‌شناسی دانشگاهی و تأسیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران بررسی کرده است.

به گزارش خبرگزاری آنا، متن این یادداشت به شرح زیر است:

یکی از نقاط مهم در تاریخ نهادهای جدید آموزش سیاسی در ایران، تاسیس مدرسه علوم سیاسی در سال ۱۲۷۸ خورشیدی است. این مدرسه در دوره مظفرالدین‌شاه و با ابتکار میرزا نصرالله‌خان مشیرالدوله و فرزندش میرزا حسن‌خان پیرنیا شکل گرفت و در آغاز، بیش از آنکه نهادی برای آموزش جامعه‌شناسی باشد، ماموریت تربیت نیروی انسانی مورد نیاز دستگاه دیپلماسی و دولت را دنبال می‌کرد. در برنامه آموزشی آن، موضوعاتی همچون تاریخ، جغرافیا، اقتصاد، حقوق و روابط بین‌الملل جای داشت. لذا در این بحث نمی‌توان مدرسه علوم سیاسی را آغاز جامعه‌شناسی در ایران دانست چراکه اهمیت آن در این بحث بیشتر از آن جهت است که یکی از نخستین نهادهایی بود که مطالعه منظم امور سیاسی، حقوقی و اداری را در قالب آموزش جدید دانشگاهی و حرفه‌ای سازمان داد. لیکن از همین‌جا می‌توان نخستین حلقه زنجیره‌ای را دید که بعدها به علوم اجتماعی متصل شد، چراکه دولت جدید برای اداره جامعه در حال تغییر، به دانش‌هایی نیاز داشت که فقط به قواعد حقوقی محدود نباشند و بتوانند جامعه، جمعیت، نهادها و رفتارهای اجتماعی را نیز موضوع مطالعه قرار دهند.

صدیقی و عبور از «علم‌الاجتماع» به جامعه‌شناسی دانشگاهی

با تاسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳، آموزش علوم انسانی جدید وارد مرحله‌ای تازه شد. در این دوره هنوز جامعه‌شناسی به عنوان یک رشته مستقل دانشگاهی تثبیت نشده بود و اصطلاح «علم‌الاجتماع» نیز در ادبیات آموزشی رایج بود. غلامحسین صدیقی پس از بازگشت از فرانسه در سال ۱۳۱۷ به دانشگاه تهران پیوست و در تثبیت آموزش دانشگاهی جامعه‌شناسی نقشی محوری ایفا کرد. در سال‌های نخست، تدریس مباحث جامعه‌شناسی پیش از تثبیت یک گروه آموزشی مستقل وجود داشت و همانطور که گفته شد اصطلاح «علم‌الاجتماع» نیز در فضای علمی کشور استفاده می‌شد و یحیی مهدوی نیز در دهه ۱۳۲۰ کتابی با عنوان «علم‌الاجتماع» منتشر کرد. در همین دوره، تلاش برای یافتن معادل‌های فارسی برای مفاهیم جامعه‌شناسی ادامه یافت و اصطلاح «جامعه‌شناسی» به تدریج تثبیت شد. 

گام مهم بعدی تصویب اساسنامه موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۷ بود. اساسنامه این موسسه در ۲۵ فروردین ۱۳۳۷ در شورای دانشگاه تهران تصویب شد و غلامحسین صدیقی ریاست آن را بر عهده گرفت و احسان نراقی به مدیریت موسسه منصوب شد. این نهاد، علوم اجتماعی را بیش از گذشته به پژوهش تجربی و مسائل واقعی جامعه ایران نزدیک کرد. پژوهش درباره شهرها، روستاها، جمعیت، خانواده، طبقات و دیگر مسائل اجتماعی به تدریج جایگاه بیشتری در فعالیت‌های این حوزه پیدا کرد. بنابراین مسیر تاریخی این مهم را می‌توان به مرحله انتقال دانش جدید در مرحله اول، نهادسازی دانشگاهی در مرحله دوم و تولید دانش تجربی درباره جامعه ایران در مرحله سوم تقسیم کرد.

تبار جامعه‌شناسی‌سیاسی؛ از حقوق اساسی تا مطالعه نیروهای اجتماعی

جامعه‌شناسی‌سیاسی در ایران مسیری مشابه جامعه‌شناسی عمومی نداشت. بخشی از مباحثی که امروز در حوزه جامعه‌شناسی سیاسی قرار می‌گیرند در دوره‌های پیشین در چارچوب حقوق اساسی، علوم سیاسی، نظریه دولت و مطالعات احزاب و نهادهای سیاسی مطرح می‌شدند. در این میان، ترجمه آثار موریس دوورژه از جمله Sociologie politique به قلم ابوالفضل قاضی اهمیت خاصی داشت که از این طریق به تقویت پیوند میان حقوق اساسی، علوم سیاسی و تحلیل جامعه‌شناختی سیاست کمک کرد. بنابراین جامعه‌شناسی سیاسی در ایران به تدریج در فضای میان‌رشته‌ای حقوق اساسی، علوم سیاسی و جامعه‌شناسی شکل گرفت که در آن مطالعه دولت، احزاب، انتخابات، نیروهای اجتماعی و مشروعیت سیاسی از مرزهای سنتی حقوقی فراتر می‌رفت. در دهه‌های بعد، آثار و تدریس پژوهشگرانی مانند حسین بشیریه، حسین نقیب‌زاده و علیرضا ازغندی به گسترش ادبیات دانشگاهی جامعه‌شناسی سیاسی در ایران کمک کرد.

دولت، جامعه و شکل‌گیری ادبیات جامعه‌شناسی سیاسی ایران

اگر تاریخ علوم اجتماعی ایران را از زاویه تحول پرسش‌های آن دنبال کنیم، یکی از مهم‌ترین تغییرات، عبور تدریجی از مطالعه نهادهای رسمی دولت به مطالعه رابطه متقابل دولت و جامعه بود. همانطور که پیشتر اشاره شد، در نخستین مراحل، سیاست اغلب از منظر قانون اساسی، ساخت اداری و سازمان رسمی حکومت مطالعه می‌شد اما با گسترش ادبیات جامعه‌شناسی سیاسی، پرسش‌های تازه‌ای درباره نقش طبقات اجتماعی، گروه‌های ذی‌نفوذ، احزاب، نیروهای مذهبی، جنبش‌های اجتماعی و شکاف‌های اجتماعی در شکل‌دهی به سیاست مطرح شد. انقلاب مشروطه، شکل‌گیری دولت متمرکز در دوره پهلوی، ملی‌شدن صنعت نفت، تحولات اجتماعی و اقتصادی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ و انقلاب ۱۳۵۷، هر یک به نحوی نسبت میان ساخت دولت، نیروهای اجتماعی و سازمان‌های سیاسی را در معرض پرسش قرار می‌دادند. پژوهش ارواند آبراهامیان درباره ایران میان انقلاب مشروطه و انقلاب ۱۳۵۷ نیز دقیقا بر همین پیوند میان سازمان‌های سیاسی و نیروهای اجتماعی و نیز بر نقش تقسیمات طبقاتی و قومی در تحولات سیاسی تاکید دارد. از همین منظر، ادبیات جامعه‌شناسی سیاسی ایران به تدریج چند مسئله اساسی همچون منابع قدرت دولت، استقلال یا وابستگی دولت به گروه‌های اجتماعی، نقش طبقات در تحولات سیاسی، چگونگی شکل‌گیری مشروعیت و نسبت میان دولت متمرکز و جامعه سازمان‌یافته را در مرکز توجه قرار داد.

یکی از نمونه‌های مهم این رویکرد، مفهوم «دولت رانتیر» است که حسین مهدوی در مقاله مشهور خود در سال ۱۹۷۰، در بحث الگوهای توسعه اقتصادی دولت‌های رانتیر، ایران را نیز در این چارچوب بررسی کرد. اهمیت این مفهوم برای مطالعات ایران در آن بود که رابطه میان درآمدهای حاصل از منابع خارجی، ساختار اقتصادی و ظرفیت دولت برای تامین منابع خود را به موضوعی برای تحلیل تبدیل می‌کرد. در کنار این رویکرد، جامعه‌شناسی تاریخی ایران نیز مسیر دیگری را برای توضیح رابطه دولت و جامعه دنبال کرد. همایون کاتوزیان در آثار خود بر ویژگی‌های تاریخی رابطه دولت و جامعه در ایران و مسئله تداوم و گسست در ساخت سیاسی تاکید کرده در مقابل، آثار آبراهامیان بیشتر بر نیروهای اجتماعی، طبقات، سازمان‌های سیاسی و تعارضات اجتماعی در تاریخ معاصر تمرکز دارند. لذا کنار هم گذاشتن این رویکردها نشان می‌دهد که ادبیات جامعه‌شناسی سیاسی ایران یک دستگاه نظری یکدست نبوده و مجموعه‌ای از رهیافت‌های متفاوت برای پاسخ به یک پرسش مشترک است که قدرت سیاسی در ایران چگونه با ساخت اجتماعی، منافع گروه‌ها و تحولات تاریخی درهم‌تنیده شده است؟ گفتنی است این پرسش نیز پس از انقلاب هم شکل‌های تازه‌ای پیدا کرد و پژوهش‌های جامعه‌شناختی درباره موضوعاتی مانند مشروعیت، مشارکت، رابطه دولت و جامعه، نهادهای ایدئولوژیک، طبقات اجتماعی و دگرگونی‌های فرهنگی را وارد بحث و مطالعه شدند. 

جمع بندی

در پایان باید گفت پاسخ به این پرسش که چه کسانی علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی سیاسی را وارد ایران کردند را نمی‌توان در چند نام خلاصه کرد. غلامحسین صدیقی، یحیی مهدوی، احسان نراقی، ابوالفضل قاضی و نسل‌های بعدی استادان و پژوهشگران، هر یک در مرحله‌ای از این فرایند نقش داشته‌اند. آنچه در این تبارشناسی نشان می‌دهد، فرایند تبدیل یک دانش انتقال‌یافته به یک حوزه نهادمند و مسئله‌محور است که ابتدا مفاهیم و روش‌ها منتقل شدند، سپس نهادهای علمی شکل گرفتند و در مرحله بعد، مسائل جامعه ایران به موضوع پژوهش تجربی و نظری تبدیل شدند. از این منظر، جامعه‌شناسی سیاسی در ایران را نه می‌توان بعنوان یک دانشی وارداتی دانست و نه بعنوان دانشی بومی تلقی کرد بلکه باید آن را حاصل تعامل میان سنت‌های نظری جهانی، نهادهای علمی داخلی و مسائل تاریخی جامعه ایران تلقی کرد.

1.منابع فارسی
•    بشیریه، حسین. (۱۳۷۴). جامعه‌شناسی سیاسی: نقش نیروهای اجتماعی در زندگی سیاسی. تهران: نشر نی.
•    دوورژه، موریس. (۱۳۷۶). جامعه‌شناسی سیاسی. ترجمه ابوالفضل قاضی شریعت‌پناهی. تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران.
•    قاضی شریعت‌پناهی، ابوالفضل. (۱۳۸۷). بایسته‌های جامعه‌شناسی سیاسی. ترجمه از موریس دوورژه. تهران: نشر میزان.
•    کاتوزیان، همایون. (۱۳۸۶). دولت و جامعه در ایران: انقراض قاجار و استقرار پهلوی. ترجمه حسن افشار. تهران: نشر مرکز.
•    کاتوزیان، همایون. (۱۳۸۷). ایرانیان: دوران باستان تا دوره معاصر. ترجمه علی‌اکبر مهدیان. تهران: نشر مرکز.
•    کاتوزیان، همایون. (۱۳۸۹). ایران: جامعه کوتاه‌مدت و سه مقاله دیگر. تهران: نشر نی.
2.منابع انگلیسی
•    Katouzian, H. (2004). The short-term society: A study in the problems of long-term political and economic development in Iran. Middle Eastern Studies, 40(1), 1–22. https://doi.org/10.1080/00263200412331301867
•    Mahdavy, H. (1970). The patterns and problems of economic development in rentier states: The case of Iran. In M. A. Cook (Ed.), Studies in the Economic History of the Middle East: From the Rise of Islam to the Present Day (pp. 428–467). Oxford University Press.
•    Katouzian, H. (2007). Iranian History and Politics: The Dialectic of State and Society. Routledge.
3.سایر منابع
•    دانشگاه تهران. تاریخچه دانشگاه تهران و مؤسسات و دانشکده‌های علوم اجتماعی. اسناد و اطلاعات تاریخی دانشگاه تهران.
•    مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران. اسناد و تاریخچه تأسیس و فعالیت مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی. دانشگاه تهران.

انتهای پیام/

ارسال نظر