امانی: استمرار مقاومت با حذف رهبران متوقف نمیشود/ سید حسن نصرالله؛ نماد پیوند شیعه عرب با جمهوری اسلامی
به گزارش خبرگزاری آنا، مجتبی امانی، سفیر سابق ایران در لبنان در نشست علمی «تحلیل ابعاد شخصیتی و جایگاه تاریخی شهید سید حسن نصرالله در پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی» اظهار کرد: اگر بخواهم در میان ویژگیهای شهید سید حسن نصرالله، یک ویژگی مشترک با رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران را انتخاب کنم، بهرغم تفاوتهایی که میان فضای لبنان و ایران وجود دارد، باید به یکی از وجوه هنرمندی ایشان در محیط لبنان و راهبری مردم اشاره کنم؛ آن ویژگی، پیوند و ارتباط دائمی با مردم بود.
وی افزود: شهید سید حسن نصرالله در طول ۳۳ سال دبیرکلی حزبالله همواره تلاش میکرد مردم را همراه خود نگه دارد. این ویژگی بسیار مهمی بود که ما در طول تاریخ انقلاب اسلامی نیز شاهد آن بودهایم. حضرت امام خمینی (ره) مشکلات بزرگ کشور را با مردم حل کرد.
امانی ادامه داد: از نگاه برخی دولتمردان، بهخصوص دولت موقت در اوایل انقلاب اسلامی، این تصور وجود داشت که مردم انقلاب کردهاند و پس از آن باید به خانههای خود بروند و مسئولان امور را اداره کنند؛ اینکه مردم هر روز به خیابان نیایند، تظاهرات نکنند و مطالبهگری نداشته باشند. در مقابل، نگاه حضرت امام (ره) این بود که مردم باید در صحنه حضور داشته باشند و ارتباط میان مردم و انقلاب حفظ شود.
ارتباط مستمر با مردم؛ رمز استمرار نهضت
سفیر سابق ایران در لبنان با اشاره به شیوه ارتباطی امام خمینی (ره) و رهبر شهید انقلاب اسلامی با اقشار مختلف جامعه گفت: سخنرانیها، دیدار با هنرمندان، دیدار با اقشار مختلف، دیدارهای میدانی، دیدار با نخبگان و ارتباط مستمر با مردم، از جمله وجوهی بود که در سیره حضرت امام (ره) و رهبر شهید انقلاب اسلامی وجود داشته است.
وی تصریح کرد: شهید سید حسن نصرالله نیز با وجود فضای امنیتی شدیدی که از سالهای گذشته بر زندگی ایشان حاکم بود، این ارتباط را قطع نکرد و ارتباطات مستمر خود را به مناسبتهای مختلف حفظ کرد. حتی حضورهای میدانی ایشان در برابر رسانهها و سخنرانی معروف عاشورا، نشاندهنده همین ارتباط مستمر با مردم بود.
امانی گفت: این ارتباط موجب میشود اگر رهبری به شکلی توسط دشمن حذف شود، نگرانی از ادامه راه، انتخاب رهبری جدید و استمرار خط و پیمانی که میان مردم و نهضت شکل گرفته، وجود نداشته باشد.
وی افزود: شهید سید حسن نصرالله به این موضوع بسیار اهمیت میداد که این ارتباط حفظ شود؛ بهگونهای که ارزشها و آرمانهای او در میان مردم تکرار میشد و خود او نیز به بخشی از هویت مردم تبدیل شده بود.
حذف رهبر، شکست نهضت نیست
سفیر سابق ایران در لبنان اظهار کرد: وقتی شهید سید حسن نصرالله به شهادت رسید، نهتنها آثار منفی در مردم و نهضت مشاهده نشد، بلکه همانگونه که در ایران پس از رحلت حضرت امام (ره) شاهد بودیم، مردم بیش از گذشته در صحنه حضور پیدا کردند.
امانی ادامه داد: این موضوع در واقع برنامهای را که دشمن برای ضربه زدن به نهضت از طریق حذف رهبر طراحی کرده بود، با شکست مواجه میکند. حذف رهبر به معنای شکست نهضت نیست. ما این موضوع را در رحلت حضرت امام (ره) و استمرار انقلاب اسلامی، در شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی و همچنین در شهادت سید حسن نصرالله مشاهده کردهایم.
وی با اشاره به شرایط لبنان گفت: تفاوت مهم این بود که در لبنان، دشمن تلاش کرد افرادی را که احتمال میدادند به رهبری حزبالله برسند نیز هدف قرار دهد؛ از جمله شهید سید هاشم صفیالدین و افراد دیگری که در این مسیر مورد حمله قرار گرفتند.
هنر سید حسن نصرالله در مدیریت جامعه طایفهای لبنان
امانی در ادامه با اشاره به تفاوت رهبری در ایران و لبنان اظهار کرد: یک وجه دیگر درباره رهبری شهید سید حسن نصرالله، تفاوت شرایط لبنان با ایران بود. در لبنان، رهبری حزبالله اگر تمام توان خود را نیز به کار بگیرد، در نهایت مسئولیت مستقیم او در محدوده جامعه شیعی قرار دارد، در حالی که دیگر گروهها و طوایف لبنان الزاماً به مفهوم ولایت فقیه اعتقاد ندارند.
وی افزود: لبنان یک نظام طایفهای دارد که از ادیان مختلف اسلام و مسیحیت و همچنین طوایف گوناگون درون این ادیان تشکیل شده است؛ از سنی و شیعه و دروزی و علوی گرفته تا طوایف مختلف مسیحی مانند مارونی، ارتدوکس، پروتستان، ارمنی و کلدانی.
سفیر سابق ایران در لبنان تصریح کرد: شهید سید حسن نصرالله مسئولیت جامعه شیعی لبنان را بر عهده داشت، اما در عین حال باید نگاه کاملی به مسائل مربوط به کلیت لبنان نیز میداشت. این موضوع یکی از تفاوتهای مهم مدیریت ایشان با شرایط جمهوری اسلامی ایران بود.
تبدیل شیعیان لبنان از ابزار دخالت خارجی به جریان مقاومت
امانی با اشاره به تاریخ حضور و نقش شیعیان در لبنان گفت: یکی از مسائلی که در دوره مدیریت شهید سید حسن نصرالله و پیش از ایشان، شهید سید عباس موسوی و امام موسی صدر، مورد توجه قرار داشت، مسئله حمایت رژیم شاهنشاهی از شیعیان لبنان بود.
وی ادامه داد: شاه با تأثیرپذیری از سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، به دنبال آن بود که شیعیان لبنان را بهعنوان مجموعهای که بتواند اتحاد موجود در آنجا را بر هم بزند، وارد ماجرا کند. شیعیان لبنان عمدتاً در جنوب این کشور و در مجاورت رژیم صهیونیستی ساکن بودند و طراحی آمریکا و اسرائیل این بود که این جامعه در مقابل فلسطینیهای سنیِ طردشده و اخراجشده از فلسطین قرار گیرد.
امانی افزود: اگر حمایتهای شاه از شیعیان لبنان و مبالغی را که در این زمینه پرداخت میشد، در خاطرات منصور قدر، آخرین سفیر شاه در لبنان، بررسی کنیم، باید پرسید چرا شاه از شیعیان لبنان حمایت مالی میکرد و به دنبال جذب نظر امام موسی صدر بود. امام موسی صدر این موضوع را بهخوبی درک کرده بود و از طریق ارتباطات خود به این مسئله توجه داشت.
وی گفت: پس از انقلاب اسلامی، رویکرد جمهوری اسلامی ایران نسبت به این مسئله بهطور کامل تغییر کرد. در داخل لبنان نیز به این طراحی دشمن پی برده بودند و زمانی که جنبش «امل» بهعنوان افواج مقاومت لبنانی شکل گرفت، با وجود درگیریهایی که در آن دوره با فلسطینیها داشت، مسیر مقاومت شکل دیگری پیدا کرد.
سید حسن نصرالله؛ نماد پیوند شیعه عرب با جمهوری اسلامی
سفیر سابق ایران در لبنان اظهار کرد: این روند در دوره شهید سید حسن نصرالله به سطح بالای خود رسید؛ به این معنا که توانست شیعه را از یک ابزار دخالت خارجی به نفع اسرائیل، به یک جریان مقاومتی در برابر اسرائیل تبدیل کند. این نکته مهمی بود که با مدیریت شهید سید حسن نصرالله به اوج خود رسید.
امانی ادامه داد: اقدام مهم دیگری که شهید سید حسن نصرالله درباره جامعه شیعه انجام داد، مقابله با تلاش دشمن برای ایجاد شکاف و دوقطبی میان «شیعه عرب» و «شیعه فارس» بود.
وی افزود: حتی در دوران جنگ ایران و عراق، تلاش میشد این تصور ایجاد شود که یک «شیعه عرب» وجود دارد که باید هویت و منافع خود را از «شیعه فارس» جدا کند و شیعیان عرب دارای مفاخر و چارچوب تصمیمگیری مستقل از جمهوری اسلامی هستند.
امانی تصریح کرد: شهید سید حسن نصرالله به نمادی تبدیل شد که نشان میداد شیعه میتواند هم عرب باشد و هم با جمهوری اسلامی ایران همراه باشد و به این ترتیب، بر تلاشهایی که برای ایجاد شکاف میان شیعیان عرب و جمهوری اسلامی صورت میگرفت، مهر بطلان زد.
وی خاطرنشان کرد: در بحرین، عربستان، کویت و بسیاری از کشورهای دیگر، شیعیان عرب حضور دارند و دشمن تلاش میکرد این جوامع را از جمهوری اسلامی ایران جدا و نسبت به آن زاویهدار کند؛ اما شهید سید حسن نصرالله نشان داد که هویت عربی و تشیع، منافاتی با همراهی و همبستگی با جمهوری اسلامی ایران ندارد.
سفیر سابق ایران در لبنان، در ادامه تحلیل خود به پیام اخیر رهبر انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: این پیام به سه موضوع مهم پرداخته که یکی از آنها سالگرد شهادت سید حسن نصرالله بود. در این پیام، عباراتی که آقای سلطانی بیان کردند، ابعاد شخصیتی شهید نصرالله را ترسیم میکند.
امیر قهرمان عرب؛ نماد بزرگ خیرخواهی
امانی افزود: عبارات «قهرمان عرب»، «نماد بزرگ خیرخواه صادق ملت خود و مکتب خود» و «تلفیق خواست مردم با خواست مکتب»، «رجل عظمت شامات بعد از انبیا و اوصیا»، صفاتی است که رهبر انقلاب برای شهید سید حسن نصرالله برشمردند. همچنین تمجید از رهبری جناب قاسم، در ادامه تأییدهای همیشگی ایشان است و در اینجا نیز تکرار شد.
روزهای برجسته تاریخ لبنان
این تحلیلگر مسائل منطقه با اشاره به تعبیر «روزهای برجسته تاریخ لبنان» گفت: این روزها مایه سرافرازی ملت لبنان و مجاهدان و سرافکندگی کسانی است که وعدههای دشمن را باور میکنند. این اشاره مستقیم به تلاشهایی بود که دولت لبنان در حال انجام آن است؛ افرادی که در هفت دوره گذشته به وعدههای دشمن چوب دوختهاند.
هشدار نسبت به مذاکرات کنونی
امانی بیان کرد: اخیراً یکی از مشاوران سیاسی رئیسجمهور لبنان که نقش برجستهای در مذاکرات داشته، اظهار کرده است که اگر اسرائیلیها همچنان مسیر زورگویی و بیتوجهی خود را ادامه دهند، قطعاً حزبالله و ایران برنده خواهند شد و وعدههای آنان باورپذیر میشود.
وی افزود: اشاره رهبر انقلاب به افرادی که به وعدههای دشمن چشم دوختهاند، در واقع هشداری است که این مرحله از تاریخ به مرحله دیگری وارد میشود و یک اتفاق جدی رخ خواهد داد و مدفونان فراموش خواهند شد. این نوع نگرانیها و توافقات هیچ اثری نخواهد داشت و این اقدام را میتوان بیتدبیری و حتی شاید خیانت تعبیر کرد. مذاکره لبنان با رژیم صهیونیستی، راه آینده را نه بر اساس مقاومت، بلکه خلاف آن مشخص میکند.
از نابودی اسرائیل تا غلبه بر آن؛ تحول در راهبرد سید
امانی در بخش دیگری از سخنان خود به تحول راهبرد شهید نصرالله درباره اسرائیل پرداخت و گفت: بحث نابودی اسرائیل ابتدا از سوی حضرت امام مطرح شد؛ «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود.»، اما اقناع کشورها، بهویژه کشورهای حامی اسرائیل، به این موضوع که اسرائیل بر اساس شاکله اشغالگری خود باقی نخواهد ماند و سقوط خواهد کرد، مسئله سختی بود. این موضوع با موانع دیپلماتیک و موانع باورپذیری روبهرو بود.
دیالوگ خصوصی با سید درباره آینده مقاومت
سفیر سابق ایران در لبنان افزود: آنچه از اوایل طوفانالأقصی در صحبتهای سید دنبال میکردم و در یک دیدار خصوصی با ایشان مطرح شد، این بود که این مرحله، مرحله نابودی اسرائیل نیست. این شاید خلاف برداشتهای رایج باشد، اما به دلیل باورناپذیر بودن این موضوع بود.
وی تأکید کرد: پیروزیهای هفت اکتبر این موضوع را در نزد بسیاری باورپذیر کرد، اما سید پس از هفتم اکتبر به این جمعبندی رسید که ما در مرحله نابودی اسرائیل نیستیم، بلکه در مرحله غلبه بر اسرائیل یا به تعبیر ایشان «ضربهفنی» هستیم. ایشان حتی از تعبیر «ما بر اسرائیل با امتیاز پیروز میشویم، نه با ضربه» استفاده کردند.
روایتی تاریخی از رستم فرخزاد
امانی در پایان این بخش از سخنان خود با اشاره به گذشت زمان، به یک حکایت تاریخی اشاره کرد و گفت: یاد حکایت رستم فرخزاد افتادم؛ آن فرمانده نامدار ایرانی که در زبان پیامبر بود و اسبی به نام «شبیز» داشت. بارها گفته بود اگر کسی خبر مرگ شبیز را برایم بیاورد، او را خواهم کشت.
وی افزود: سه سال پیش از طوفانالأقصی، اگر کسی در محافل عمومی میگفت «اسرائیل باید نابود شود»، با شدت با او برخورد میشد؛ «چطور میخواهید کشوری عضو سازمان ملل را نابود کنید؟»، اما اسرائیلی که توسط غرب و آمریکا پرورانده شده بود، همانند اسب شبیز برای رستم بود.
یادآوری ترور اسحاق رابین
سفیر سابق ایران در لبنان یادآور شد: وقتی اسحاق رابین ترور شد، مرحوم آقای هاشمی گفتند «این دست انتقام خدا بود»، اما چه غوغایی در اروپا به راه افتاد؛ «چرا نخستوزیر را کشتید؟» رابین به دلیل اختلافات داخلی بر سر اسرائیل بزرگ و خیانت به آن توسط عوامل تندروی داخلی ترور شده بود. آن زمان نیز اروپا واکنش شدید نشان داد. ما با جهانی روبهرو هستیم که درک درستی از تحولات منطقه ندارد.
درحال تکمیل...
انتهای پیام/