منطق «ایامالله» و تولد ایران مقتدر در پیام حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای
خبرگزاری آنا ــ بهمناسبت فرارسیدن هفته دفاع مقدس و تقارن آن با دومین سالگرد شهادت پرچمدار مقاومت، شهید سیدحسن نصرالله، پیامی مهم و راهبردی از سوی رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای صادر شد. پیامی که با تمسک به آیه شریفه «وَذَکِّرْهُم بِأَیّامِ الله»، دفاع مقدس هشتساله را نه صرفاً یک رویداد نظامی در گذشته، بلکه سرچشمه هویت ملی، کانون عزت اسلامی و نقطه عزیمت بازدارندگی همهجانبه ایران امروز تبیین کرده است.
در همین راستا، مجتبی سلطانی احمدی، دانشیار دانشگاه پیام نور و مدیر گروه تاریخ پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری آنا به واکاوی ابعاد، نشانهشناسی تاریخی و دلالتهای سیاسی و تمدنی این پیام پرداخته است. متن کامل این گفتوگو در ادامه از نظرتان میگذرد.
پیوند میان حافظه دفاع مقدس، مقاومت منطقهای و اقتدار ملی
سلطانی احمدی در آغاز با اشاره به هندسه کلی پیام گفت: این پیام را میتوان در سه مدار بههمپیوسته بازخوانی کرد: نخست، تبیین جایگاه دفاع مقدس در فلسفه تاریخ انقلاب اسلامی بر پایه مفهوم قرآنی ایامالله؛ دوم، ترسیم مؤلفهها و شاخصهای عینی ایران قوی در برابر تحقیر تاریخی دوره وابستگی؛ و سوم، بازخوانی تمدنی شخصیت و مکتب شهید سیدحسن نصرالله. معظمله با کنار هم قرار دادن این سه محور، نشان دادند که اقتدار دفاعی امروز و امتداد جبهه مقاومت در منطقه، جوشش مستقیم همان ایستادگی هشتساله ملت ایران است.
وی افزود: انتخاب آیه شریفه «وَذَکِّرْهُم بِأَیّامِ الله» در مطلع کلام، جهتگیری راهبردی متن را روشن میسازد. در این دستگاه فکری، یادآوری دفاع مقدس یک نوستالژی یا مرثیهسرایی تاریخی نیست؛ بلکه فراخوانی است برای بازخوانی سنن الهی در نصرت مؤمنان، جهت بازتولید آن اراده در مواجهه با چالشهای معاصر.
دفاع مقدس؛ تجلی «ایامالله» در تقابل با نظام سلطه
این تاریخپژوه انقلاب اسلامی درباره تحلیل تاریخی جنگ تحمیلی در پیام خاطرنشان کرد: در این پیام، تحمیل جنگ هشتساله صرفاً به جاهطلبی رژیم بعث تقلیل نمییابد، بلکه بهمثابه واکنش کینهتوزانه شبکه سلطه جهانی پس از برهم خوردن بساط استعمار بازخوانی میشود. پیش از انقلاب اسلامی، بیگانگان سرنوشت و مقدرات این کشور را تعیین میکردند و حکومت پهلوی مجری بیچونوچرای اوامر سفارتخانهها بود. وقوع انقلاب، این موازنه تحقیرآمیز را در هم شکست و جنگ تحمیلی مهمترین طراحی دهه نخست برای بازگرداندن ایران به مدار انقیاد بود.
سلطانی احمدی تصریح کرد: ایشان با ارجاع به تجارب تاریخی ملت ایران از جمله کودتای ۲۸ مرداد علیه نهضت ملی نفت، نشان میدهند که تخاصم جبهه استکبار با استقلال این سرزمین، ریشهای دیرینه دارد و دفاع مقدس، نقطه گسست نهایی از قرنها انفعال و پذیرش زورگویی بیگانگان است.
استعاره «ققنوس انقلاب»؛ تولد قدرت در دل شعلههای تهدید
وی با اشاره به تعبیر برجسته «ققنوسوار برخاستن» در متن پیام اظهار داشت: یکی از زندهترین تصاویر در این پیام، تصویر برخاستن ققنوسوار نظام اسلامی از خاکستر جنگ و فشارها است. هدف دشمن از راهاندازی جنگ تحمیلی و تداوم تحریمها و توطئهها، فرسایش و فروپاشی نظام نوپای اسلامی بود؛ اما منطق مقاومت باعث شد تهدید به بزرگترین فرصتِ بالندگی بدل شود. دفاع مقدس به تعبیر دقیق، کارخانه تولید قدرت، ابتکار، خودباوری و خودکفایی شد.
این استاد دانشگاه افزود: معظمله تأکید دارند که این الگوی ققنوسوار در تمام حوادث دشمنساخته پس از جنگ نیز تکرار شده است؛ یعنی هرگاه فشارها علیه ایران اوج گرفته، خروجی آن به ارتقای ظرفیتهای عملیاتی، انسجام اجتماعی و استحکام زیرساختهای کشور انجامیده است. در کنار این اقتدار، توجه به سرمایه معنوی و اخلاقی جنگ نیز پررنگ است؛ جایی که شهیدان و جانبازان، اسوههای زنده اخلاق، شجاعت، اخلاص و انسانیت معرفی میشوند.
صورتبندی «ایران قوی»؛ عبور از تحقیر تاریخی به بازدارندگی فعال
سلطانی احمدی با اشاره به تقابلهای مفهومی در متن گفت: ستون فقرات این پیام، دوگانه مستمر «آن روزها» و «این روزها» است. این شگرد روایی نشان میدهد که موقعیت برتر کنونی ایران اتفاقی نیست، بلکه دستاورد پرهزینه چند دهه مقاومت فعال است. آن روزها نماد سرسپردگی، فقدان هویت مستقل و هراس از قدرتها بود؛ اما این روزها معرف کشوری است که دست برتر را در موازنه منطقهای دارد.
وی ادامه داد: ایشان نشانههای ملموسی برای این اقتدار ارائه میدهند: از یک سو ژئوپلیتیک امنیت در خلیج فارس و تنگه هرمز که نماد حاکمیت ملی و تغییر قطعی موازنه دریایی است؛ و از سوی دیگر گسترش عمق راهبردی و بازدارندگی، بهگونهای که سران نظام سلطه و حامیان جنایتپیشه آنان در مواجهه با صلابت رزمندگان اسلام، در پی پناهگاه میگردند.
پیوند وثیق مردم و حاکمیت؛ بنیان واقعی بازدارندگی
این پژوهشگر تاریخ معاصر درباره جایگاه تودههای مردم در این منظومه تأکید کرد: پیام، قدرت را صرفاً در زرادخانهها و تجهیزات نظامی خلاصه نمیکند؛ بلکه جوهره اصلی ایران قوی را حضور میلیونی، آمادگی آحاد مردم و وحدت اقوام گوناگون میداند. اعلام آمادگی عمومی و حضور پرشور در خیابانها، هم به رزمندگان میدان شجاعت و پشتگرمی میبخشد و هم در محاسبات دشمن تولید خطای راهبردی و رعب محاسباتی میکند.
وی افزود: توجه ویژه معظمله به نقشآفرینی بانوان و پیشگامی آنان در عرصههای حمایت و ایثار، بیانگر وسعت نگاه به مشارکت عمومی در دفاع از کیان کشور است؛ بدین معنا که مقاومت، سرمایهای همگانی و فراجنسیتی است که تار و پود جامعه ایرانی را پیوند زده است.
تحول در الگوی دلیری؛ پیشگامی بانوان در عصر مقاومت
سلطانی احمدی با اشاره به فراز ماندگار پیام پیرامون نقش زنان گفت: یکی از درخشانترین و عمیقترین فرازهای پیام معظمله، بازتعریف مفهوم دلیری با تکیه بر جایگاه بانوان است؛ آنجا که میفرمایند: روزهایی بود که عنصر دلیری مردمان این مرز و بوم، با مردانش شناخته میشد؛ امّا اینک در روزهایی هستیم که بانوان در بعضی از عرصههای حضور دلیرانه، از مردان سبقت میگیرند. این عبارت، نه یک تعارف سیاسی، بلکه اذعان به یک تحول شگرف جامعهشناختی و هویتی در بستر انقلاب اسلامی است.
وی تشریح کرد: در این نگاه، شجاعت و دلیری از انحصار میدانهای سخت نظامی مردانه خارج شده و به یک زیست اجتماعی آگاهانه و اثرگذار تبدیل گشته است. معظمله هوشمندانه نشان میدهند که زن مسلمان ایرانی امروز، تکیهگاه اصلی ثبات اجتماعی و پیشران شجاعت عمومی است؛ بانویی که نهتنها مشوق مردان در دفاع و ایثار است، بلکه در بصیرت، کنشگری میدانی و ایستادگی بر آرمانها، جلوتر از محاسبات مرسوم حرکت میکند و الگویی نو از فاعلیت تاریخی زن ارائه میدهد.
شهید سیدحسن نصرالله؛ امیر قهرمان و چهره تمدنساز شامات
سلطانی احمدی در بخش دیگری از این تحلیل، به توصیف شهید سیدحسن نصرالله در پیام پرداخت و گفت: شهید نصرالله در این پیام، تنها یک رهبر چریکی یا دبیرکل حزبالله نیست؛ بلکه چهرهای تمدنساز، مؤمن و خیرخواهی صادق برای امت اسلامی و تاریخ شامات بازشناسی میشود. عباراتی، چون امیر قهرمان عرب و نماد بزرگ جبهه مقاومت، بیانگر تکریم جایگاه مردی است که توانست با تکیه بر ایمان و صدق در گفتار و عمل، جغرافیای کوچک لبنان را به کانون ایستادگی در برابر صهیونیسم بینالملل تبدیل کند.
وی افزود: پیام تصریح میکند که نصرالله با سلوک صادقانه خویش اعتماد عمومی را احیا کرد. تجلیل از رهبری شیخ نعیم قاسم بهعنوان ادامهدهنده این عَلم، حامل این پیام روشن است که مکتب مقاومت قائم به اشخاص نیست؛ بلکه جریانی ریشهدار و زاینده است که با شهادت علمدارانش، رویشهای تازهای به میدان میآورد.
فرجام دو راهبرد؛ جاودانگی مقاومت و تباهی سازش
سلطانی احمدی با اشاره به هشدارهای پایانی پیام بیان داشت: در فرازهای پایانی، تقابلی بنیادین میان دو رویکرد ترسیم شده است: راهبرد مقاومت و پایمردی، و سراب سازش و امید بستن به وعدههای نظام استکبار. معظمله بهروشنی تبیین کردهاند که مجاهدان راه حق و ایستادگان در برابر رژیم غاصب صهیونیستی در حافظه تاریخ ماندگار خواهند شد؛ درحالیکه مروجان کرنش و تسلیم در برابر اشغالگران، سرنوشتی جز سرافکندگی و فراموشی در پیش ندارند.
افقهای روشن؛ تداومِ راهِ عزت و اقتدار
مجتبی سلطانی احمدی در بخش پایانی گفتوگو تصریح کرد: این پیام در یک جمله، روایت بازگشتناپذیری ایران از عصر وابستگی به عصر اقتدار است. معظمله با پیوند زدن خاطره دفاع مقدس به حوادث جاری منطقه، نشان میدهند که الگوی مقاومت، نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه یک ضرورت تمدنی برای حفظ استقلال و هویت ملی است.
وی افزود: آنچه این متن را از یک بیانیه عادی متمایز میکند، نگاه امیدوارانه و رو به آینده آن است. پیام نه برای سوگواری و توقف در گذشته، بلکه برای تجهیزِ روحی و فکری جامعه جهت مواجهه با چالشهای پیشرو صادر شده است. تأکید ایشان بر اینکه ایران هرگز به دوران پیش از استقلال باز نخواهد گشت، یک گزاره قطعی است که پشتوانه آن، خون شهدا و بلوغ سیاسی ملت ایران است.
سلطانی احمدی در پایان خاطرنشان کرد: در نهایت، این پیام فراخوانی است برای تداوم عزت. تکیه بر سنتهای الهی، اعتماد به ظرفیتهای درونی و نگاه به افقهای روشن پیروزی، ارکان اصلی این منظومه فکری است؛ منظومهای که آینده را نه در اتکا به دشمن، بلکه در ایستادگی فعال و تبدیل تهدیدها به فرصتهای قدرت، ترسیم میکند.
انتهای پیام/