اقتصاد گردشگری ایران با محدودیت پرواز متوقف نمیشود
محمد شریف ملکزاده، رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای خبرگزاری آنا، نوشت: روز جهانی گردشگری را به مردم ایران، خانواده بزرگ گردشگری کشور، فعالان بخش خصوصی، سرمایهگذاران، کارآفرینان، هتلداران، دفاتر خدمات گردشگری، راهنمایان و همه کسانی که برای معرفی ایران به جهان تلاش میکنند، تبریک میگویم.
امروز جهان از گردشگری سخن میگوید، اما برای ایران گردشگری تنها یک صنعت نیست؛ گردشگری بخشی از هویت، فرهنگ، اقتصاد و آینده ایران است.
ایران سرزمینی است که تاریخ در آن نفس میکشد؛ از تخت جمشید و میراث تمدنی ایران تا حرم مطهر امام رضا (ع)، از کویرهای آرام تا جنگلهای شمال، از خلیج فارس تا دریای خزر و از شهرهای تاریخی تا روستاهای بکر و کمترشناختهشده، مجموعهای از ظرفیتهای کمنظیر گردشگری را در اختیار دارد.
آیا میخواهیم فقط صاحب این ظرفیتها باشیم یا آنها را به مزیتی بزرگ اقتصادی و فرهنگی برای ایران تبدیل کنیم؟ پاسخ روشن است؛ ایران باید از «کشور دارای جاذبههای گردشگری» به «کشور صاحب اقتصاد گردشگری» تبدیل شود.
این تحول با نگاه سنتی اتفاق نمیافتد و نیازمند سرمایهگذاری جدید، زیرساخت مناسب، حملونقل رقابتی، فناوری، آموزش نیروی انسانی، بازاریابی بینالمللی و، مهمتر از همه، حضور قدرتمند و واقعی بخش خصوصی است.
محدودیتهای ایجادشده در برخی مسیرهای پروازی میتواند گردشگری ایران را تحت تأثیر قرار دهد، اما به معنای توقف کامل گردشگری کشور نیست. گردشگری ایران در شرایط کنونی با اختلال در دسترسی و نااطمینانی در برنامهریزی سفر مواجه است، اما این تصور که فعالیت گردشگری بهطور کامل متوقف شده، صحیح نیست. فعالان این حوزه همچنان در حال فعالیت هستند و ادامه بخشی از پروازها نیز نشان میدهد بازار گردشگری کاملاً از کار نیفتاده است.
در بررسی وضعیت پروازها باید میان مسیرها و شرکتهای هواپیمایی مختلف تفاوت قائل شد و نمیتوان محدودیت یک شرکت یا یک مسیر را به معنای توقف کامل شبکه حملونقل هوایی دانست.
برای گردشگری ورودی، مسئله تنها دسترسی به بلیت نیست. هشدارهای سفر، امکان بازگشت، شرایط مرزی و پوشش بیمه نیز در تصمیم گردشگران و برگزارکنندگان تور تأثیرگذار است و افزایش نااطمینانی میتواند باعث تعویق یا لغو سفر شود.
شرایط موجود میتواند موجب کاهش فروش تورهای تفریحی ورودی شود، اما میزان این کاهش را بدون آمار دقیق رزروها و ورود گردشگران نمیتوان تعیین کرد. گردشگری داخلی و زمینی باید جداگانه بررسی شود. ادامه بخشی از سفرهای داخلی نشاندهنده تداوم فعالیت در این حوزه است، اما این موضوع به معنای جبران کامل درآمد گردشگری خارجی نیست.
حفظ اشتغال در صنعت گردشگری اهمیت دارد. بنگاههای گردشگری در شرایط فعلی، همزمان با کاهش فروش، با هزینههایی مانند حقوق کارکنان، اجاره، نگهداری و بازپرداخت مطالبات مشتریان مواجه هستند و همین مسئله فشار نقدینگی را افزایش میدهد.
تحول در صنعت گردشگری بدون حضور واقعی بخش خصوصی امکانپذیر نیست و باید زمینه سرمایهگذاری، رقابت، نوآوری و توسعه محصولات جدید گردشگری فراهم شود. ایران برای تبدیل شدن به مقصدی مهم در گردشگری، علاوه بر زیرساختهای جدید، به بازاریابی بینالمللی، آموزش نیروی انسانی، استفاده از فناوری و طراحی محصولات متناسب با بازارهای هدف نیاز دارد.
توسعه گردشگری داخلی، بازار کشورهای همسایه و گردشگری تخصصی نیز ضروری است. گردشگری فرهنگی، خوراک، صنایع دستی و تجربههای محلی میتواند بخشی از ظرفیتهای مغفول صنعت گردشگری ایران را فعال کند.
پیشنهاد من برای عبور از شرایط فعلی، «پیمان ملی تداوم سفر» است. این طرح میتواند با مشارکت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، دستگاههای مرتبط و بخش خصوصی اجرا شود.
این برنامه باید در سه بازه زمانی دنبال شود؛ ۷۲ ساعت برای رسیدگی به وضعیت مسافران، ۳۰ روز برای تثبیت فعالیت کسبوکارهای گردشگری و ۹۰ روز برای اجرای آزمایشی یک مدل اقتصادی قابل توسعه.
در مرحله نخست باید مرجع مشترکی برای ارائه اطلاعات تأییدشده و پیگیری پروندههای مسافران ایجاد شود. هر مسافر گرفتار باید مسئول مشخصی برای پیگیری داشته باشد و وضعیت مسیر، تغییر رزرو، اسکان اضطراری و شرایط بازپرداخت برای او روشن باشد.
در مرحله دوم، حمایتهای احتمالی دولت باید هدفمند و در چارچوب منابع و اختیارات قانونی باشد و همزمان حقوق مسافران و اشتغال موجود حفظ شود. در مرحله سوم نیز میتوان با مشارکت داوطلبانه آژانسها، هتلها و شرکتهای حملونقل، برای چند مقصد و بازار منتخب بستههای گردشگری محدود و قابل اجرا طراحی کرد.
همچنین پیشنهاد ایجاد «اتاق معامله گردشگری» مطرح است. هدف از این سازوکار، تبدیل ظرفیتهای موجود به قراردادهای واقعی است؛ هتل ظرفیت خود را اعلام کند، آژانس تقاضای واقعی ارائه دهد و بخش حملونقل نیز ظرفیت تأییدشده در اختیار داشته باشد. خروجی این فرایند باید بسته گردشگری قابل فروش با مسئولیتهای روشن و پشتوانه مالی مشخص باشد.
مسیرهای جایگزین، از جمله مسیرهای زمینی، ریلی و ترکیبی، نیز باید با رعایت الزامات ایمنی، مجوزها و شرایط عملیاتی بررسی شوند. معرفی یک فرودگاه در کشور همسایه بهتنهایی راهکار کامل نیست و موضوعاتی مانند ویزا، مرز، انتقال بار، اقامت احتمالی و مسئولیت هر بخش از مسیر باید مشخص شود.

در توسعه بازار باید سه مسیر همزمان دنبال شود؛ نخست، گردشگری داخلی در مناطق دارای شرایط مناسب؛ دوم، بازار کشورهای همسایه بر اساس دسترسی و تقاضای واقعی؛ و سوم، توسعه محصولات تخصصی گردشگری.
گردشگری داخلی نمیتواند بهطور کامل جایگزین درآمد ارزی گردشگری خارجی شود و مسیرهای زمینی نیز تمام ظرفیت شبکه هوایی را جبران نمیکنند، اما این ابزارها میتوانند مکمل یکدیگر باشند.
موفقیت برنامههای گردشگری باید با شاخصهایی مانند میزان تحقق سفرهای فروختهشده، زمان بازپرداخت، سود پس از هزینههای اختلال، اشتغال حفظشده و درآمد کسبوکارهای محلی سنجیده شود.
گردشگری ایران ظرفیت بزرگی دارد، اما تبدیل این ظرفیت به درآمد پایدار به قرارداد روشن، دسترسی قابل اتکا، زیرساخت مناسب و پاسخگویی نیاز دارد. ایران نباید صرفاً صاحب جاذبههای گردشگری باشد، بلکه باید این ظرفیتها را به مزیتی اقتصادی و فرهنگی تبدیل کند؛ مسیری که بدون سرمایهگذاری جدید، زیرساخت مناسب، نیروی انسانی توانمند و حضور واقعی بخش خصوصی امکانپذیر نخواهد بود.
این روایت باید با زبان امروز، ابزارهای نوین و مشارکت نسل جدید کارآفرینان و سرمایهگذاران به جهان معرفی شود.
در روز جهانی گردشگری، آرزو نمیکنم ایران روزی به مقصد بزرگ گردشگری جهان تبدیل شود؛ بلکه معتقدم ایران این ظرفیت را دارد و وظیفه ما این است که آن را به واقعیت تبدیل کنیم.
بیایید ایران را آنگونه که شایسته آن است به جهان معرفی کنیم؛ ایران، سرزمین تاریخ، فرهنگ، طبیعت و مهماننوازی؛ ایران، مقصدی برای امروز و فرصتی برای آینده.
در پایان، روز جهانی گردشگری را به مردم ایران و خانواده بزرگ گردشگری کشور تبریک میگویم.
انتهای پیام/