معمای گندم در ایران؛ فناوری به‌تنهایی امنیت غذایی را تضمین می‌کند؟

گندم
گسترش کشاورزی دانش‌بنیان، آرزوی تحقق‌نیافته‌ای است که میان تئوری‌های حمایتی و واقعیت‌های اقتصادیِ مزرعه گیر کرده است. در حالی که کارشناسان بر ضرورت ورود هوش مصنوعی و بذرهای نوین به صنعت گندم تأکید دارند، کارشناس کشاورزی، هشدار می‌دهد که تا زمان اصلاح زنجیره اقتصادی گندم، آرد و نان و رفع مانع خرد شدن اراضی، فناوری تنها یک شعار نمادین باقی خواهد ماند؛ چرا که شرکت‌های دانش‌بنیان تا زمانی که انگیزه‌ای برای بازگشت سرمایه نبینند، در مزارع را به روی نوآوری نخواهند گشود.

گروه اقتصادی خبرگزاری آنا، مهدی سروی، کارشناس کشاورزی- امنیت غذایی، ستون فقرات اقتدار هر کشوری است و در این میان، گندم به‌عنوان محصولی استراتژیک، نقش محوری در این امنیت ایفا می‌کند. سال‌هاست که در محافل کارشناسی بر ضرورت عبور از کشاورزی سنتی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های شرکت‌های دانش‌بنیان، بذر‌های اصلاح‌شده و فناوری‌هایی نظیر هوش مصنوعی برای افزایش بهره‌وری تأکید می‌شود. اما واقعیت تلخ ماجرا اینجاست که تا زمانی که اقتصادِ زنجیره اصلاح نشود، تزریق فناوری به تنهایی گره‌ای از کار تولید باز نخواهد کرد.

نکته کلیدی در این میان، مفهوم جذابیت اقتصادی است. شرکت‌های دانش‌بنیان و بخش خصوصی، موتور محرک نوآوری در صنعت گندم هستند. آنها می‌توانند با توسعه بذر‌های باکیفیت و تکنیک‌های نوین، هزینه‌های تولید را کاهش و عملکرد در واحد سطح را افزایش دهند. اما چه انگیزه‌ای برای ورود این بازیگران به عرصه وجود دارد؟ تا زمانی که اقتصاد زنجیره گندم، آرد و نان گرفتار قیمت‌گذاری‌های غیرواقعی و نابسامانی‌های ساختاری باشد، سرمایه‌گذار خصوصی نه تنها انگیزه‌ای برای ورود نخواهد داشت، بلکه سرمایه خود را به حوزه‌هایی با بازدهی تضمین‌شده‌تر می‌برد.

در واقع دولت با یک دوراهی جدی روبروست: یا باید با پذیرش هزینه‌های سنگین، مستقیماً بارِ سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی و پژوهشی را به دوش بکشد، یا با اصلاح ساختار اقتصادی این زنجیره، فضای کسب‌وکار را برای حضور بازیگران خصوصی جذاب کند. راه میانه، که همان وضعیت فعلی است، جز اتلاف منابع و تداوم وابستگی، نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت.

در کنار چالش‌های اقتصادی، خرد شدن اراضی نیز دومین مانع جدی تولید است. وقتی میانگین اندازه اراضی کشاورزی در ایران به حدود ۳ هکتار رسیده است، تولید اقتصادی گندم عملاً با بن‌بست مواجه می‌شود. در چنین ابعاد کوچکی، صرفه اقتصادی تولید گندم در مقایسه با سایر محصولات جایگزین، به شدت افت می‌کند و کشاورز به‌طور طبیعی تمایل می‌یابد به سمت محصولاتی برود که سودآوری کوتاه‌مدت بیشتری برایش دارند.

این روندِ موریانه‌وارِ کوچک‌شدن زمین‌های کشاورزی، امنیت غذایی کشور را هدف گرفته است. کاهش تولید داخلی که ناشی از عدم صرفه اقتصادی و خرد شدن اراضی است، مستقیماً به معنای افزایش وابستگی به واردات خواهد بود. وابستگی به واردات یعنی خروج ارز از کشور و گره زدن سفره مردم به نوسانات قیمت‌های جهانی و چالش‌های زنجیره تأمین بین‌المللی.

بنابراین، سخن گفتن از کشاورزی دانش‌بنیان بدون اصلاح ساختارِ اقتصادِ زمین و زنجیره ارزش گندم، سخنی در خلأ است. سیاست‌گذار باید بداند که فناوری تنها زمانی به مزرعه می‌آید که کشاورزی، نه یک فعالیتِ معیشتیِ زیان‌ده، بلکه یک کسب‌وکارِ سودآور تلقی شود. اگر برای این معادله پیچیده، امروز چاره‌ای اندیشیده نشود، فردا برای تأمین نان، هزینه‌هایی گزاف‌تر از اصلاحات ساختاری امروز پرداخت خواهیم کرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر