«پسران فریدون»؛ وقتی شاهنامه دوباره به صحنه میآید
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، شاهنامه فردوسی مجموعهای از قصههایی نیست که فقط متعلق به گذشته باشند. بسیاری از روایتهای آن، از قدرت و سیاست گرفته تا خانواده، حسادت، رقابت، برادرکشی و میل به تصاحب، همچنان در جهان امروز قابل خواندن و تفسیرند. شاید به همین دلیل است که هر بار یک گروه نمایشی سراغ شاهنامه میرود، این پرسش مطرح میشود که قرار است صرفاً یک داستان کهن را بازسازی کند یا میتواند از دل آن، معنایی تازه برای مخاطب امروز بیرون بکشد.
«پسران فریدون» از همین نقطه آغاز میکند؛ از قصه پادشاهی که جهان را میان سه فرزندش تقسیم میکند، اما تصمیمی که قرار است عدالت و آرامش را برقرار کند، در نهایت به یکی از تلخترین تراژدیهای اساطیری ایران منجر میشود.
یک داستان قدیمی با پرسشهایی کاملاً امروزی
در روایت شاهنامه، فریدون پس از آنکه سه پسرش، سلم، تور و ایرج، را میآزماید، جهان را میان آنان تقسیم میکند. ایرج سهم ایران را میگیرد و دو برادر دیگر صاحب سرزمینهای دیگر میشوند. اما تقسیم قدرت نهتنها پایان اختلافها نیست، بلکه آغاز حسادت و کینهای میشود که در نهایت به قتل ایرج میانجامد.
همین خط داستانی، ظرفیت زیادی برای یک اجرای نمایشی دارد؛ زیرا مسئله اصلی فقط یک افسانه یا داستان حماسی نیست. «پسران فریدون» میتواند درباره قدرت، سهمخواهی، تبعیض، حسادت، رقابت خانوادگی و پیامدهای تصمیمهایی باشد که در ظاهر برای ایجاد نظم گرفته میشوند، اما در عمل، زمینهساز بحران میشوند.
در واقع، تراژدی فریدون و پسرانش را میتوان فراتر از یک روایت اسطورهای خواند؛ داستانی درباره این پرسش که وقتی قدرت تقسیم میشود، آیا عدالت واقعاً برقرار شده است؟
انتخابی جسورانه برای نخستین تجربه تئاتری علیرضا معتمدی
«پسران فریدون» نخستین تجربه نمایشنامهنویسی و کارگردانی تئاتر علیرضا معتمدی محسوب میشود؛ چهرهای که پیش از این در سینما با فیلمهایی مانند «رضا»، «چرا گریه نمیکنی؟» و «دختر پریخانوم» شناخته شده است.
اما رابطه معتمدی با شاهنامه به این پروژه محدود نمیشود. او در یادداشتی که همزمان با اجرای نمایش منتشر شده، از علاقهای طولانی به شاهنامه سخن گفته و توضیح داده که از سال ۱۳۷۵ و با نمایشنامهای به نام «پرنده باران» بر اساس داستانهای شاهنامه، به شکل جدیتری به این جهان ادبی نزدیک شده است. او همچنین گفته است که طی سالهای گذشته بیش از ۱۰ نمایشنامه و فیلمنامه با محوریت شاهنامه نوشته و سالها برای به صحنه بردن این آثار تلاش کرده است؛ بنابراین حضور او در «پسران فریدون» را نمیتوان صرفاً یک ورود ناگهانی یک فیلمساز به تئاتر دانست؛ این پروژه ظاهراً ادامه مسیری است که او سالها پیش آغاز کرده است.
ترکیب بازیگران؛ نقطه قوت مهم نمایش
یکی از برگهای برنده «پسران فریدون»، انتخاب بازیگران آن است؛ ترکیبی از چهرههای شناختهشده سینما، تلویزیون و تئاتر که از همان زمان اعلام نامها، توجه زیادی را متوجه نمایش کرد.
امیر آقایی، نازنین بیاتی، امیررضا دلاوری، ساغر رجبی، پاشا رستمی، پدرام شریفی، یسنا میرطهماسب و امیرکاوه آهنینجان، بازیگران اصلی معرفیشده نمایش هستند. در ادامه نام مارال قادری، سارا خدادادی، حنا خواجهعلی و سپیده مولوی نیز به عنوان دیگر بازیگران اثر اعلام شده است.
این ترکیب بهخصوص از آن جهت اهمیت دارد که «پسران فریدون» برای انتقال یک داستان اسطورهای، به بازیهایی نیاز دارد که بتوانند شخصیتهایی فراتر از تیپهای آشنای افسانهای خلق کنند.
در چنین متنی، بازیگر نباید صرفاً «پادشاه»، «شاهزاده» یا «برادر حسود» باشد؛ شخصیت باید برای تماشاگر امروز قابل لمس شود. یکی از نقاط قوت اجرای «پسران فریدون» را میتوان در همین تلاش برای فاصله گرفتن از شخصیتهای صرفاً نمادین و نزدیک شدن به مناسبات انسانی قصه جستوجو کرد.
بازیهایی که اجازه نمیدهند قصه زیر سایه نامها قرار بگیرد
حضور بازیگران سلبریتی در تئاتر همیشه یک شمشیر دولبه است. از یک سو نامهای شناختهشده میتوانند مخاطب بیشتری را به سالن بیاورند، اما از سوی دیگر، اگر بازیها صرفاً بر شهرت بازیگران متکی باشند، متن و اجرا خیلی زود آسیب میبیند.
در «پسران فریدون»، اما اهمیت ترکیب بازیگران در این است که حضور چهرههای شناختهشده صرفاً به یک ویترین تبلیغاتی محدود نمانده و بازیها در خدمت پیشبرد فضای دراماتیک اثر قرار گرفتهاند.
بازیگران اصلی تلاش میکنند شخصیتهای اسطورهای را از حالت چهرههایی دور و دستنیافتنی خارج کنند و به انسانهایی با میل، ترس، حسادت، خشم و انتخابهای قابل فهم تبدیل کنند.
به همین دلیل، حتی برای مخاطبی که شاهنامه را بهخوبی نمیشناسد، روابط میان شخصیتها قابل دنبال کردن است؛ و این ویژگی برای اثری که بر پایه یک داستان کهن شکل گرفته، امتیاز مهمی محسوب میشود.
مسئله اصلی نمایش، خود شاهنامه نیست؛ مسئله انسان است
شاید مهمترین ویژگی «پسران فریدون» را باید در انتخاب داستان آن جستوجو کرد. در ظاهر، با یک قصه تاریخی-اسطورهای مواجهیم؛ اما در لایه زیرین، نمایش درباره انسانهایی است که با مسئله قدرت مواجه میشوند.
فریدون تصمیم میگیرد جهان را میان فرزندانش تقسیم کند. اما آیا تقسیم قدرت به معنای تقسیم عدالت است؟ آیا فرزندی که سهم بیشتری میخواهد الزاماً شرور است؟ آیا ایرج صرفاً یک قربانی است؟ و آیا فریدون، با تمام شکوه و قدرتش، در شکلگیری تراژدی بیتقصیر است؟ این پرسشهاست که میتواند قصه را از یک بازسازی ساده شاهنامهای جدا کند.
در واقع، جذابیت داستان فریدون و پسرانش در این است که هیچچیز با پایان یک تصمیم تمام نمیشود. تصمیم فریدون تازه آغاز بحران است.
تالار وحدت و بازگشت یک روایت ملی
انتخاب تالار وحدت برای اجرای «پسران فریدون» نیز اتفاقی قابل توجه است. تالار وحدت در سالهای مختلف میزبان پروژههای بزرگ موسیقایی و نمایشی بوده و انتخاب آن برای اثری با چنین ابعاد و موضوعی، به پروژه وزن و اعتبار بیشتری میدهد.
حسین مسافرآستانه، کارگردان و مدرس تئاتر، نیز در اظهارنظری درباره انتخاب «پسران فریدون» برای اجرا در تالار وحدت، بر اهمیت موضوع اثر و ترکیب عوامل آن تأکید کرده و داستان برگرفته از شاهنامه و ترکیب عوامل را از نقاط قوت پروژه دانسته است. او البته تأکید کرده که در شورای انتخاب فعلی تالار حضور ندارد و درباره چرایی انتخاب اثر نمیتواند اظهارنظر قطعی داشته باشد.
این نکته اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد «پسران فریدون» صرفاً به دلیل حضور چند بازیگر مشهور مورد توجه قرار نگرفته و موضوع اثر نیز در بحث درباره جایگاه آن در تالار وحدت مطرح بوده است.
کارگردانی؛ آزمونی جدی برای یک فیلمساز
ورود علیرضا معتمدی از سینما به تئاتر، یکی از جذابترین بخشهای این پروژه است. تئاتر برخلاف سینما امکان قطع کردن، تدوین و بازسازی ندارد. بازیگر در برابر تماشاگر نفس میکشد و ریتم نمایش باید در لحظه شکل بگیرد؛ بنابراین «پسران فریدون» برای معتمدی صرفاً یک پروژه جدید نیست؛ نوعی آزمون برای انتقال جهان ذهنی او از مدیوم سینما به صحنه است.
از این منظر، انتخاب شاهنامه برای نخستین تجربه تئاتری نیز انتخابی کمریسک نیست. متن اسطورهای، شخصیتهای متعدد، جهان حماسی و انتظار مخاطب از شکوه بصری، همه کارگردان را با چالشهای جدی مواجه میکنند.
اما علاقه قدیمی معتمدی به شاهنامه باعث شده این انتخاب بیش از آنکه یک تجربه تبلیغاتی باشد، به نظر بخشی از دغدغه شخصی و هنری او برسد.
چرا «پسران فریدون» برای امروز حرف دارد؟
شاید مهمترین دلیل جذابیت نمایش این باشد که تراژدی آن در زمان گذشته متوقف نمیشود. ماجرای سه برادر، در ظاهر متعلق به جهان اسطوره است، اما مفاهیمی مانند رقابت برای قدرت، حسادت، نابرابری، سهمخواهی و قربانی شدن فرد در مناسبات قدرت، هنوز هم برای مخاطب معاصر قابل درکاند.
همین فاصله میان «زمان داستان» و «زمان تماشاگر» میتواند یکی از مهمترین ظرفیتهای اثر باشد؛ اینکه مخاطب پس از دیدن یک داستان شاهنامهای، تنها با یک روایت تاریخی از سالن خارج نشود، بلکه درباره رفتار آدمهای امروز فکر کند.
یک پروژه پرستاره با یک دغدغه جدی
«پسران فریدون» از ابتدا با یک امتیاز بزرگ وارد صحنه شد: ترکیب قابل توجه بازیگران. امیر آقایی، نازنین بیاتی، پدرام شریفی، یسنا میرطهماسب و دیگر بازیگران نمایش، برای مخاطب امروز چهرههایی آشنا هستند و همین مسئله باعث شده نمایش بتواند بخشی از مخاطبان سینما را نیز به سمت تئاتر بکشاند.
اما ارزش پروژه در نهایت نباید فقط با تعداد چهرههای شناختهشده سنجیده شود. اهمیت واقعی آن زمانی مشخص میشود که این نامها در خدمت یک روایت منسجم قرار بگیرند؛ روایتی که هم از جذابیت صحنه بهره ببرد و هم اجازه دهد تراژدی شاهنامه برای مخاطب امروز دوباره زنده شود.
از این منظر، «پسران فریدون» را میتوان تلاشی برای نزدیک کردن شاهنامه به مخاطب امروز دانست؛ نه از مسیر بازگویی صرف یک داستان قدیمی، بلکه از طریق برجسته کردن مناسبات انسانی و قدرتی که در دل آن داستان وجود دارد.
شاهنامهای که هنوز تمام نشده است
فریدون در شاهنامه جهان را میان سه پسر تقسیم میکند؛ اما آنچه باقی میماند، نه نظم و آرامش، که حسادت و خون و انتقام است.
شاید همین پایان تلخ است که داستان را همچنان زنده نگه داشته است.
«پسران فریدون» در تالار وحدت میکوشد این تراژدی کهن را بار دیگر پیش چشم تماشاگر قرار دهد؛ با گروهی از بازیگران شناختهشده، کارگردانی فیلمسازی که سالها با شاهنامه زیسته و متنی که در مرکز آن، یک سؤال ساده اما جدی قرار دارد: «آیا میتوان قدرت را تقسیم کرد، بدون آنکه بذر کینه را کاشت؟»
شاید پاسخ این سؤال، برخلاف قدمت چند هزار ساله قصه، هنوز برای انسان امروز هم به اندازه همان روزهای اساطیری تازه و جدی باشد.
انتهای پیام/