آیا الگوریتم شبکههای اجتماعی در حال از بین بردن سلیقه شخصی است
سلیقه، ویژگیای شخصی است؛ چیزی که از تجربههای فردی، محیط زندگی، فرهنگ، خانواده و علایق هر فرد شکل میگیرد. لباس پوشیدن نیز یکی از شخصیترین راههای بیان این سلیقه است، اما با گسترش شبکههای اجتماعی، روند شکلگیری سلیقه آرامآرام تغییر کرده است. امروز بسیاری از انتخابهای ما پیش از آنکه از درون خودمان آغاز شوند، از میان پیشنهادهای الگوریتمی دستچین میشود.
«الکساندرا هیلدرث»، نویسنده و تحلیلگر مد، معتقد است امروز از روی شیوه لباس پوشیدن افراد میتوان تا حدی میزان حضور آنها در شبکههای اجتماعی را حدس زد. او میگوید این موضوع به شوخی رایجی میان او و «ریان فین»، دیگر تحلیلگر مد، تبدیل شده است؛ زیرا به گفته آنها، تنها با قدم زدن در سطح شهر میتوان تشخیص داد افراد تحت تأثیر کدام تیکتاکر یا حتی کدام حراجهای آنلاین لباس قرار گرفتهاند. این شوخی، به باور آنها، بازتاب واقعیتی است که در آن الگوریتمها بیش از گذشته بر انتخابهای پوششی افراد اثر میگذارند.
الگوریتم در حال هدایت سلیقه شخصی است
الگوریتم برای نگه داشتن کاربر در پلتفرم، محتوایی را نمایش میدهد که احتمال بیشتری دارد مورد توجه او قرار بگیرد. اگر کاربری چند تصویر از یک سبک لباس را ببیند، ذخیره کند یا روی آن مکث کند، سیستم همان سبک را بارها و بارها به او پیشنهاد میدهد. در ظاهر، این فرایند قرار است تجربه کاربر را شخصیتر کند؛ اما در عمل، او را در چرخهای از تصاویر مشابه قرار میدهد؛ چرخهای که کارشناسان از آن با عنوان «اتاق پژواک الگوریتمی» یاد میکنند.
الهام گرفتن از ترندها یا خرید لباسی که در شبکههای اجتماعی دیدهایم، لزوماً به معنای از بین رفتن سلیقه شخصی نیست. مسئله زمانی نگرانکننده میشود که فرایند انتخاب از فرد گرفته شود؛ یعنی به جای آنکه هر کس با توجه به شخصیت، نیاز، سبک زندگی و سلیقه خود تصمیم بگیرد چه بپوشد، صرفاً همان چیزی را انتخاب کند که الگوریتم بارها و بارها مقابل چشمش قرار داده است
به همین صورت، کاربر کمتر فرصت رویارویی با سبکهای متفاوت را پیدا میکند. آنچه بیشتر میبیند، آشناتر و جذابتر به نظر میرسد و احتمال انتخاب آن محصول افزایش پیدا میکند. به این ترتیب، الگوریتم دیگر فقط سلیقه فرد را تشخیص نمیدهد، بلکه بهتدریج در شکلگیری همان سلیقه نیز نقش ایفا میکند.
الهام گرفتن یا کپیبرداری؟
نمونه این روند را میتوان در موجهای اخیر کپیبرداری از استایل چهرههای مشهور دید. این دست ویدئوها به یکی از پرجستوجوترین ترندهای شبکههای اجتماعی تبدیل شده است. هزاران ویدئو و پست با عنوان «لباس پوشیدن مثل آن شخص مشهور» یا «چگونه استایل او را بازسازی کنیم» منتشر شده است و کاربران، به جای الهام گرفتن از عناصر مختلف برای ساختن سبک شخصی خود، تلاش میکنند ظاهر یک فرد را تا حد امکان بازتولید کنند.
الگوریتم شبکههای اجتماعی نیز با نمایش مکرر همین محتوا، این موج را تقویت میکند؛ بهطوری که یک استایل مشخص در مدت کوتاهی به انتخاب هزاران یا حتی میلیونها نفر تبدیل میشود. در چنین فضایی، فرایند انتخاب لباس بیش از آنکه از پرسش «چه چیزی به شخصیت، نیاز و سلیقه من نزدیکتر است؟» آغاز شود، از این سؤال شروع میشود که «چگونه میتوانم شبیه این فرد لباس بپوشم؟»
البته الهام گرفتن از ترندها یا خرید لباسی که در شبکههای اجتماعی دیدهایم، لزوماً به معنای از بین رفتن سلیقه شخصی نیست. مسئله زمانی نگرانکننده میشود که فرایند انتخاب از فرد گرفته شود؛ یعنی به جای آنکه هر کس با توجه به شخصیت، نیاز، سبک زندگی و سلیقه خود تصمیم بگیرد چه بپوشد، صرفاً همان چیزی را انتخاب کند که الگوریتم بارها و بارها مقابل چشمش قرار داده است. لباس یکی از شخصیترین ابزارهای بیان هویت است. انتخاب هر لباس، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، روایتی از علایق، تجربهها و نگاه فرد به جهان را با خود حمل میکند. اگر این انتخابها بیش از آنکه از تأمل شخصی سرچشمه بگیرند، محصول تکرار مداوم پیشنهادهای الگوریتمی باشد، این پرسش مطرح میشود که هویت پوششی ما تا چه اندازه بازتاب خود ماست و تا چه اندازه بازتاب چیزی است که شبکههای اجتماعی برایمان انتخاب کرده است.
همه تقصیرها را نمیتوان به گردن الگوریتم انداخت. برندهای فستفشن، اینفلوئنسرها و سود اقتصادی شبکههای اجتماعی نیز در این روند نقش دارند. الگوریتم معمولاً آنچه را که از قبل محبوب شده، با سرعت بیشتری تکثیر میکند. همین تکثیر مداوم باعث میشود یک سبک خاص، بیش از هر زمان دیگری به عنوان انتخاب طبیعی یا سلیقه خوب شناخته شود
این روزها کمتر کسی برای توصیف یک استایل از ویژگیهای ظاهری آن استفاده میکند. در عوض، نام ترندها جای توصیف را گرفته است. حتی بسیاری از خریداران هنگام جستوجوی لباس، به جای آنکه رنگ، مدل یا جنس مورد نظر خود را جستوجو کنند، نام همین ترندها را وارد میکنند. به نظر میرسد الگوریتم، زبان جدیدی برای توصیف سلیقه ساخته است.
بازار نیز از الگوریتم پیروی میکند
این روند فقط بر خریداران اثر نگذاشته، بلکه بازار را نیز تغییر داده است. بسیاری از فروشندگان و تولیدکنندگان بزرگ پوشاک در جهان، پیش از طراحی یا سفارش محصولات جدید، ترندهای پینترست، اینستاگرام و تیکتاک را بررسی میکنند. آنها میدانند هر سبکی که بیشتر در فید کاربران دیده شود، شانس بیشتری برای فروش خواهد داشت. به همین دلیل، فاصله میان تصویری که در شبکههای اجتماعی فراگیر میشود و لباسی که وارد بازار میشود، هر روز کمتر شده است. الگوریتم در اینجا فقط سلیقه مصرفکننده را هدایت نمیکند؛ بلکه بر تصمیم تولیدکننده نیز اثر میگذارد.
آیا اثری از سلیقه شخصی باقی مانده است؟
در این میان، برخی کارشناسان هشدار میدهند که مسئله فقط شبیه شدن ظاهر افراد نیست. اگر همه از یک منبع مشترک الهام بگیرند، تنوع فرهنگی و خلاقیت فردی نیز بهتدریج کاهش پیدا میکند. وقتی میلیونها نفر هر روز با مجموعه تقریباً یکسانی از تصاویر مواجه میشوند، طبیعی است که انتخابهای آنها نیز به یکدیگر نزدیکتر شود.
در این میان، همه تقصیرها را نمیتوان به گردن الگوریتم انداخت. برندهای فستفشن، اینفلوئنسرها و سود اقتصادی شبکههای اجتماعی نیز در این روند نقش دارند. الگوریتم معمولاً آنچه را که از قبل محبوب شده است، با سرعت بیشتری تکثیر میکند. همین تکثیر مداوم باعث میشود یک سبک خاص، بیش از هر زمان دیگری به عنوان انتخاب طبیعی یا سلیقه خوب شناخته شود.
الگوریتم شبکههای اجتماعی ذاتاً دشمن سلیقه شخصی نیست، اما اگر تنها مرجع الهام و انتخاب ما شود، این خطر وجود دارد که آنچه انتخاب شخصی مینامیم، بیش از آنکه حاصل تأمل و تجربه فردی خودمان باشد، از پیشنهادهایی تأثیر بگیرد که بارها و بارها پیش چشممان قرار گرفته است.
انتهای پیام/