چرا تجاوزات در خاورمیانه جهان را ناامن‌تر کرد؟

در حالی که واشنگتن و تل‌آویو تلاش دارند حمله به ایران را در چارچوب اهداف امنیتی خود توجیه کنند، شواهد نشان می‌دهد این اقدام نه‌تنها به ثبات منجر نشده، بلکه با گسترش تهدیدات ترکیبی و افزایش آسیب‌پذیری‌های جهانی، امنیت بین‌المللی را در مسیر خطرناک‌تری قرار داده است.

به گزارش خبرگزاری آنا، اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایالات متحده و ایران، فرصت موقتی برای بررسی یک تجاوز نظامی فشرده فراهم کرده است تا بر ابعاد تحلیلی عواقب این تجاوز پرداخت و نشان داد چگونه رویکرد تهاجمی یکجانبه، ثبات بین‌المللی را قربانی جاه‌طلبی‌های کوتاه‌مدت کرده است.

این درگیری با ایجاد تنش در مسیر‌های حیاتی انرژی، اقتصاد‌های جهانی را تحت فشار قرار داده و زنجیره‌ای از ناامنی‌ها را به راه انداخته است. منتقدان معتقدند عدم توجه به ابعاد بلندمدت، این تجاوز را به اشتباهی استراتژیک تبدیل کرده که فراتر از خاورمیانه، کل سیستم امنیتی جهانی را آسیب‌پذیر کرده است. در واقع، تجاوز مشترک به جای تقویت ثبات، بی‌ثباتی مطلقی را خلق کرده است که جهان را در موقعیتی خطرناک‌تر قرار می‌دهد.

ظهور تهدیدات نرکیبی و جابه‌جایی خطر به فضای غیرنظامی

تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل در ظاهر علیه ایران انجام شده است، اما در باطن ریسک تغییر الگوی درگیری به سمت تهدیدات ترکیبی در سراسر جهان را به شدت افزایش داده است. این تهدیدات شامل عملیات ترور، حملات سایبری، خرابکاری، عملیات روانی و اجبار اقتصادی می‌شوند که ابزار‌های نامتقارن در جهان برای تحمیل هزینه‌های مداوم بر طرف‌های مقابل در درگیر‌های جهانی هستند و قدرت تاثیرگذاری را در سطوح جهانی حفظ می‌کنند. نتیجه مستقیم این رویکرد، جابه‌جایی خطر از میدان‌های نظامی سنتی به فضای غیرنظامی بوده که اتفاقا آسیب‌پذیری‌های ایالات متحده در آن بسیار بالاست.

جمعیت داخلی آمریکا که در برابر سیاست‌های تجاوزکارانه ایالات متحده عمیقاً چند دسته هستند، در برابر عملیات اطلاعاتی به شدت آسیب‌پذیر شده و ظهور بازیگران نوظهور و مستقل دفاع را پیچیده‌تر کرده است. علاوه بر این، آسیب‌پذیری سایبری به نقطه بحرانی رسیده است. به اعتقاد کارشناسان آمریکایی علی‌رغم تلاش آمریکا برای نمایش قدرت سایبری، دفاع سایبری این کشور الان عملاً رها شده و آژانس امنیت سایبری و زیرساخت‌های این کشور عملا در بدترین شرایط خود قرار دارند.

کارشناسان بر این باورند که ضعف زیرساختی که اتفاقا سیاست‌های داخلی آمریکا را نیز تحت تاثیر قرار داده است، جهان را در معرض اختلالات سایبری گسترده قرار داده و زیرساخت‌های حیاتی، تأمین‌کنندگان پزشکی و سیستم‌های فناوری اطلاعات را ممکن است در آینده‌ای نزدیک به چالش بکشد. با توجه به رویداد‌های داخلی حساس مانند انتخابات میان‌مدتی، این آسیب‌پذیری‌ها امنیت جهانی را بیش از پیش به خطر انداخته‌اند.

داده به عنوان منبع مزیت و آسیب‌پذیری در جنگ معاصر

اما درگیری داده‌ها که امروز جهان شاهد آن است، نقش هوش مصنوعی و پهپاد‌ها را در جنگ‌افزایی معاصر به اثبات رسانده است. در حالی که جهان چهار سال جنگ اوکراین را نظاره‌گر بود، اکنون در منطقه‌ای متفاوت و خاورمیانه اثبات شد که این الگو و استفاده از داده روش غالب جنگ آینده خواهد بود. اما همزمان، همین جنگ داده به یک آسیب‌پذیری جدی برای شرکت‌های فناوری تبدیل شده است و شاهد بودیم که مراکز داده در خلیج فارس هدف قرار گرفته‌اند که آسیب اقتصادی منطقه‌ای و اختلال احتمالی در سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی را به همراه داشته است.

این حملات سه هدف همزمان دارند:

  • ضربه به اقتصاد منطقه
  • مختل کردن توان نظامی
  • و ارسال پیام مستقیم به شرکت‌های بزرگ فناوری مانند آمازون وب سرویس، مایکروسافت و دیگران که اکنون اهداف استراتژیک محسوب می‌شوند.

بازی مستقیم این شرکت‌ها در تقابلات نظامی دامنه ریسک آنها را تغییر داده است چرا که اقدامات تهاجمی آمریکا و اسرائیل با ایجاد شرایط تنش دیجیتال، امنیت دیجیتال جهان و زیرساخت ابری را که ستون فقرات اقتصاد و تجارت بین‌المللی است، به طور جدی به خطر انداخته‌اند.

افزایش ریسک و الهام‌بخشی به ناامنی‌های جهانی

حملات تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل در منطقه خاورمیانه ریسک کوتاه‌مدت تروریسم بین‌المللی را به شکل قابل توجهی بالا برده است. مقیاس ترور رهبران و مقامات کشورها، که نسبت به گذشته بدون واکنش بین‌المللی انجام می‌شود، شرایطی را ایجاد کرده که ممکن است به سایر کشور‌ها و مناطق جهان نیز کشیده شود. این تجاوز‌ها همچنین حملات ضدصهونیستی را نیز تشدید کرده است.

چنین ریسک‌هایی هرچند ممکن است در برخی موارد و در ظاهر حمله نظامی برآمده از قدرت تعبیر شوند، اما در کل جهان را ناامن‌تر کرده و انتقاد افکارعمومی برای چنین سیاست‌های تهاجمی را به همراه دارند. الان نیز حتی پس از آتش‌بس مشروط در منطقه، این احتمال وجود دارد که با کوچکترین حرکت اشتباه باز هم درگیری‎‌ها شعله‌ور شوند.

بهره‌برداری قدرت‌های نوظهور از توجه تقسیم‌شده ایالات متحده

درگیری‌های خاورمیانه موقعیت و فرصت استراتژیک کوتاه و بلند مدت  به قدرت‌های نوظهور بخشیده و در نتیجه شرایط امنیتی برای واشنگتن را در چندین جبهه همزمان پیچیده کرده است. تقسیم توجه نظامی و ظرفیت اطلاعاتی آمریکا به خاورمیانه، تمرکز بر سایر نقاط جهان از جمله بر اوکراین را ضعیف کرده و به مسکو اجازه داده است ابتکار عمل را باز یابد و عملیات خود را با شرایط مطلوب‌تر پیش ببرد.

قیمت‌های بالاتر انرژی نیز درآمد روسیه را بین ۴۵ تا ۱۵۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ افزایش داده و مستقیماً ماشین جنگ آن را تأمین مالی کرده است. کاهش فشار تحریم‌ها بر روسیه و حتی ایران نیز یکی از ستون‌های اصلی استراتژی اقتصادی ایالات متحده را تضعیف کرده است. این عوامل در کنار تسریع پیوند‌های عملیاتی میان محور‌های رقیب، محیط امنیتی چندوجهی را چالش‌برانگیرتر کرده‌اند.

فشار بر انسجام فراآتلانتیک و اتحاد‌های غربی

تجاوز نظامی آمریکا به ایران بدون مشورت با شرکای ناتو، انسجام اتحاد‌های آتلانتیک و فراآتلانتیک را به شدت تحت فشار قرار داده است. دولت‌های اروپایی با سؤالات داخلی دشواری رو‌به‌رو شده‌اند، زیرا عقده عمومی نسبت به مداخله نظامی در خاورمیانه عمیقاً مورد تردید جوامع اروپایی است و عواقبی مانند جریان پناهندگان، اختلال اقتصادی و چالش‌های امنیتی مستقیما به جای آمریکا بر اروپا تحمیل شده است.

مشکل شرایط استراتژیک اروپا نیز مهم است و باید در هر تحلیلی مورد توجه قرار بگیرد چرا که جنگ در خاورمیانه، حمایت پایدار از اوکراین برای اروپا را سخت‌تر کرده و کاهش ذخایر موشک‌های دفاع هوایی، امنیت اروپا را نیز تحت تأثیر قرار داده است. این امر قابل اتکار بودن ایالات متحده به عنوان ضامن امنیتی را زیر سؤال برده و اروپا را به سمت تقویت تولید دفاع بومی اروپا و حرکت به سمت استقلال استراتژیک شتاب بخشیده است. هممچنین اقدامات یکجانبه آمریکا و اسرائیل، اتحاد‌های عربی و غربی را نیز نه تقویت، بلکه در معرض شکاف و تردید قرار داده است.

پس می‌توان گفت تجاوزات آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه، با وجود ادعا‌های مکرر مقامات آمریکا، امنیت جهانی را از طریق ایجاد تهدیدات ترکیبی، آسیب‌پذیری داده، ریسک تروریسم، بهره‌برداری رقبا، فشار بر اتحاد‌های غربی، ضعف دریایی و اختلال در روابط منطقه‌ای به طور سیستماتیک به خطر انداخته است. چنین رویکردی نه تنها ثبات را به همراه نداشته، بلکه جهان را به سمت ناامنی پایدارتر سوق داده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر