علت ماندگاری آوینی چه بود؛ از خلق مستند روایت فتح تا بومیسازی سینما بر پایه تفکر شیعی
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در سالروز شهادت سید مرتضی آوینی، (بیستم فروردین ماه) نگاهی به ابتکاراتی که او را به چهرهای ماندگار در سینمای ایران تبدیل کرد، ضروری به نظر میرسد. آوینی را بیش از هر چیز بهعنوان «نظریهپرداز سینمای اسلامی» و خالق مجموعه مستند «روایت فتح» میشناسند، اما ماندگاری او تنها به دلیل ثبت تصاویر جنگ نبود، بلکه حاصل نگاه فلسفی و روش منحصربهفردی بود که او در مواجهه با سینما و رسانه در پیش گرفت.
در ادامه به شرح ابتکارات و ایدههایی میپردازیم که آوینی را ماندگار کرد:
۱. بنیانگذاری «سینمای اشراق»؛ نگاهی عرفانی به جنگ
آوینی به دنبال ساخت سینمایی نبود که صرفاً به بازنمایی سطحی و نظامی از جنگ بپردازد. او نظریه «سینمای اشراق» (Illuminationist Cinema) را مطرح کرد که برگرفته از عرفان و فلسفه شیعی بود. در این نگاه، جبهههای جنگ صرفاً یک میدان نبرد فیزیکی نبود، بلکه حکم یک «مقام عرفانی» را داشت که رزمندگان در آن به نوعی فنا و اتحاد با حقیقت میرسیدند.
او با تکیه بر مفاهیمی مانند «حق» و «باطل» و بهرهگیری از آموزههای عاشورایی، روایت خود را از یک گزارش خبری صرف به یک حماسه عرفانی ارتقا داد. این رویکرد، تصویری متفاوت از جنگ ارائه میکرد که ریشه در باورهای عمیق مذهبی جامعه ایران داشت.
۲. تحول در تکنیک و سبک مستندسازی
آوینی در روش فیلمسازی خود تحولی بنیادین ایجاد کرد که او را از گزارشگران سنتی جنگ متمایز میساخت:
· همذاتپنداری با رزمنده: او و گروه همراهش معتقد بودند برای درک «حقیقت» جنگ، باید با رزمندگان زندگی کنند. آنها همان لباس را میپوشیدند، همان غذا را میخوردند و همان خطرات را تحمل میکردند. این سبک زندگی مشترک به فیلمهای او عمقی معنوی میبخشید.
· پرهیز از شعارزدگی و کلیشه: آوینی از فیلمسازی شعارزده و «جاعلانه» (ساختگی) که در اخبار معمول بود، بیزار بود. گروه او برای ثبت لحظات، زمان زیادی را در جبهه میماندند تا «دیگری» (رزمنده) را کشف کنند و عادتهای ساختگی روبهدوربین از بین برود.
· تمرکز بر ساحت درونی: او علاقهای به فیلمبرداری از پیروزیهای نظامی و استراتژیهای جنگی نداشت، بلکه تمرکز اصلی اش بر روی «بسیجی» و جهانبینی درونی او بود. او به دنبال ثبت سیر و سلوک روحی یک انسان در بحبوحه آتش بود.
۳. تئوری «بازپسگیری رسانه» از غرب
یکی از عمیقترین ابتکارات فکری آوینی، تحلیل او از سینما به عنوان یک «رسانه غربی» بود. برخلاف برخی که سینما را یک «ظرف خالی» میدانستند که هر محتوایی را میتوان در آن ریخت، آوینی با الهام از ایده «غربزدگی» جلال آلاحمد معتقد بود که سینما ذاتاً حامل پیام و جهانبینی غربی است.
او هدف خود را «کشیدن دندان این مار» (همان رسانه) و تغییر ماهیت آن دانست. او به دنبال خلق زبانی سینمایی بود که در عین استفاده از فناوری مدرن، کاملاً در خدمت ارزشهای انقلاب اسلامی باشد. این تلاش آگاهانه برای بومیسازی و «اسلامیسازی» فرم سینما، او را به یک نظریهپرداز برجسته تبدیل کرد.
۴. از میان برداشتن مرز میان زندگی و آثار
ماندگاری آوینی فقط به خاطر فیلمهایش نیست، بلکه به خاطر تلفیق زندگی شخصی و حرفهایاش است. او که در جوانی زندگی مدرن و به قول دوستانش «هیپیوار» داشت، پس از انقلاب دست به «تحقیر نفس» زد و تمام نوشتههای پیشین خود را سوزاند تا تولدی دوباره بیابد.
او در نهایت در سال ۱۳۷۲ در منطقه فکه بر اثر انفجار مین به شهادت رسید. این پایان، روایت زندگی او را کامل کرد و او را از یک فیلمساز به یک «شهید» تبدیل نمود. مقام معظم رهبری او را «سید شهیدان اهل قلم» نامیدند و روز ۲۰ فروردین به نام «روز هنر انقلاب اسلامی» نامگذاری شد.
۵. خلق یک حماسه جمعی به نام «روایت فتح»
مجموعه ۶۳ قسمتی «روایت فتح» نه تنها یک مستند، بلکه به تعبیر بسیاری از کارشناسان به «لنز نگاه جامعه ایران به جنگ» تبدیل شد. پخش هفتگی این مجموعه در اوج جنگ، یک تجربه جمعی ایجاد کرد که مخاطب را درگیر یک روایت ملی و فراملی میکرد. حتی امروز نیز بازپخش این مجموعه، حس نوستالژی و تعلق خاطر خاصی را در نسلهای مختلف زنده میکند.
حماسه جمعی به نام «روایت فتح»
الف) تولد یک ایده نوین در بحبوحه جنگ
سال ۱۳۶۵، در اوج حملات همهجانبه عراق به شهرهای ایران، آوینی و گروهش (که بعدها به «گروه جهاد» معروف شدند) به این نتیجه رسیدند که گزارشهای معمول خبری و فیلمهای کلیشهای صداوسیما نمیتوانند ماهیت این جنگ را منتقل کنند. آنها تصمیم گرفتند مجموعهای مستند بسازند که نه «خبر» و نه «فیلم تبلیغاتی»، بلکه نوعی «حماسه ملی-عرفانی» باشد.
اولین قسمت «روایت فتح» در فروردین ۱۳۶۶ از تلویزیون پخش شد. استقبال فراتر از حد انتظار بود؛ بهطوری که مردم در کوچه و بازار پای صحبت آوینی مینشستند و جبههها را از زاویه نگاه او میدیدند.
ب) ساختارشکنی در مستند جنگی
آوینی در «روایت فتح» قواعد مرسوم مستندسازی را شکست:
۱. صدای راوی، روح حاکم: برخلاف مستندهای معمول که صدا رویدادها را شرح میدهد، در «روایت فتح» صدای خود آوینی با لحنی شاعرانه، عرفانی و اندوهگین، تصاویر را تفسیر میکرد. او با جملاتی مثل «و اینجا کربلاست...» یا «این جوانان، از چه سخن میگویند؟ از آن چیزها که ما نمیفهمیم...» فضایی کاملاً متفاوت خلق میکرد.
۲. نادیده گرفتن کلیشههای نظامی: در این مستند تقریباً هیچ نقشه عملیات، تانک، هواپیما یا صحنه تیراندازی کلیشهای دیده نمیشود. آوینی عمداً از فیلمبرداری مستقیم درگیریها پرهیز میکرد. او میگفت: «ما آدم نمیکشیم که فیلمش را نشان دهیم؛ ما داریم حقیقت را جستوجو میکنیم.»
۳. سکوتها و لانگتاکهای معنادار: بسیاری از سکانسهای «روایت فتح» بسیار طولانی و با حداقل دیالوگ است. مثلاً نماهای ماندگار از رزمندهای که در حال شستن لباس یا نگاه کردن به افق است، چند دقیقه ادامه مییابد. آوینی معتقد بود «حقیقت» در همین سکوتها و لحظات معمولی خود را نشان میدهد.
ج) «روایت فتح» به مثابه یک آیین جمعی
با پخش هفتگی این مجموعه، پدیدهای فرهنگی شکل گرفت: خانوادهها پای تلویزیون جمع میشدند و «روایت فتح» را مثل یک مراسم مذهبی دنبال میکردند. آوینی توانسته بود جنگ را از یک واقعیت تلخ و دور، به یک «رویداد روحی-تاریخی» برای کل جامعه تبدیل کند.
· نوستالژی یک نسل: برای کسانی که دهه ۶۰ را درک کردند، آهنگ ابتدایی و صدای آوینی تداعیگر تمام خاطرات آن سالهاست.
· انتقال مفاهیم به نسل بعد: حتی کسانی که جنگ را ندیدهاند، با دیدن «روایت فتح» حس میکنند آن فضا را درک کردهاند. این همان هنر آوینی در خلق یک «واقعیت سینمایی» به جای «گزارش تاریخی» است.
د) فاجعه در فکه و پایان ناتمام
«روایت فتح» هرگز کامل نشد. آوینی در ۲۰ فروردین ۱۳۷۲ در منطقه عملیاتی فکه، هنگام ساخت یکی از قسمتهای این مجموعه، پای خود را روی مین گذاشت و به شهادت رسید. او با همان لباس خاکی و دوربینی که همواره همراهش بود، در همان سرزمینی که عاشقانه روایتش میکرد، جان داد.
گروه او بعدها چند قسمت دیگر را بر اساس یادداشتهایش کامل کردند، اما آن صدای خاص هرگز تکرار نشد. این «ناقص ماندن» خود به نمادی تبدیل شد؛ مثل یک روایت حماسی که راوی آن خود قهرمان داستان میشود.
ه) میراث یک ابتکار
تأثیر «روایت فتح» فراتر از یک مستند بود:
· الگوسازی برای سینمای دفاع مقدس: بعد از آوینی، تقریباً هر فیلم یا مستند جدی درباره جنگ، خود را مدیون نگاه او میداند.
· زایش «سینمای روایت فتح»: برخی منتقدان از ژانری به نام «سینمای روایتفتحی» یاد میکنند که ویژگیهایش: شاعرانگی، نگاه عرفانی، صدای راوی ویژه و پرهیز از شعارزدگی است.
· ماندگارترین اثر تاریخ تلویزیون ایران: تا امروز، هیچ مستند دیگری در ایران به اندازه «روایت فتح» بازپخش نشده و در حافظه جمعی مردم ریشه ندوانده است.
به زبان ساده، «روایت فتح» مثل این ماند که آوینی به جای دوربین خبری، یک آینه عرفانی جلوی جنگ گرفته بود. در آن آینه، مردم دیگر فقط آتش و دود نمیدیدند؛ آنها «انسانهایی را میدیدند که در حال پرواز به سوی حقیقتاند»؛ و همین رمز ماندگاری اوست.
آوینی و نظریه «بازپسگیری رسانه»؛ بومیسازی سینما بر پایه تفکر شیعی
آوینی باور داشت سینما ذاتاً یک رسانه غربی است؛ از این رو تلاش کرد با تغییر ذات و کارکرد آن (کشیدن «دندان مار»)، زبانی سینمایی در خدمت ارزشهای انقلاب اسلامی خلق کند.
انتهای پیام/