گاردین: جنگ ترامپ علیه ایران به بن‌بست رسیده است

با گذشت بیش از پنج هفته از آغاز حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، یک تحلیل در روزنامه گاردین می‌گوید جنگی که قرار بود عملیاتی سریع و تعیین‌کننده باشد، اکنون به درگیری فرسایشی تبدیل شده است؛ در حالی که تنگه هرمز بسته شده، بازارهای انرژی دچار آشفتگی شده‌اند و نه نشانه‌ای از فروپاشی حکومت ایران دیده می‌شود و نه اجماع بین‌المللی مورد انتظار واشنگتن شکل گرفته است.

به گزارش خبرگزاری آنا، یک تحلیلگر روزنامه گاردین می‌نویسد جنگی که دونالد ترامپ آن را به‌عنوان عملیاتی «سریع و قاطع» علیه ایران آغاز کرد، اکنون وارد ششمین هفته خود شده؛ جنگی که نه تنها به اهداف اعلام‌شده نرسیده، بلکه با بسته شدن تنگه هرمز، افزایش حملات تلافی‌جویانه ایران در منطقه و آشفتگی بازار‌های انرژی، به بحرانی پیچیده تبدیل شده است.

نسرین مالک، ستون‌نویس گاردین، در تحلیلی با اشاره به اینکه دولت آمریکا تصور می‌کرد حمله نظامی می‌تواند به سرعت ساختار قدرت در ایران را تضعیف کرده و حتی به تغییر حکومت منجر شود، نوشت: آنچه اکنون در میدان رخ داده کاملاً متفاوت از این تصور است. نه نشانه‌ای از فروپاشی حکومت ایران دیده می‌شود و نه تحولات داخلی به سمت شورش عمومی حرکت کرده است.

به نوشته این تحلیل، یکی از اشتباهات اصلی واشنگتن ترکیبی از «غرور و ناآگاهی» بوده است؛ تصوری که بر اساس آن آمریکا گمان می‌کرد برتری نظامی‌اش به‌سرعت نتیجه جنگ را تعیین می‌کند و متحدانش نیز بدون تردید در کنار آن قرار خواهند گرفت. اما در عمل بسیاری از سناریو‌های پیش‌بینی‌شده محقق نشده‌اند.

در حالی که در آغاز جنگ برخی رسانه‌ها و تحلیلگران آمریکایی از آن به‌عنوان اقدامی تاریخی برای «بازطراحی خاورمیانه» یاد می‌کردند و حتی پیش‌بینی می‌شد جنگ ظرف چند هفته پایان یابد، اکنون بحث‌ها در واشنگتن بیشتر حول خطر گرفتار شدن در «باتلاق جنگی» و یافتن راهی برای خروج آبرومندانه از بحران شکل گرفته است.

مالک در ادامه تأکید می‌کند یکی از محاسبات اشتباه آمریکا، دست‌کم گرفتن توانایی ایران در جنگ نامتقارن بوده است. به گفته او، ایران برای ایجاد اختلال در منطقه لزوماً به برتری نظامی کامل نیاز ندارد؛ حملات مداوم با پهپاد‌های ارزان‌قیمت و موشک‌ها طی هفته‌های گذشته توانسته‌اند امنیت انرژی در خلیج فارس را مختل کرده و هزینه‌های اقتصادی و امنیتی جنگ را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهند.

این تحلیلگر همچنین بسته شدن تنگه هرمز را یکی از مهم‌ترین ابزار‌های فشار ایران توصیف می‌کند. به نوشته او، حتی در درگیری‌های قبلی نیز احتمال بستن این گذرگاه حیاتی مطرح بود و کشور‌های منطقه بیش از هر چیز نگران همین سناریو بودند؛ زیرا اختلال در این مسیر دریایی می‌تواند اقتصاد جهانی و بازار انرژی را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد.

به باور نویسنده گاردین، یکی دیگر از محاسبات اشتباه واشنگتن انتظار برای شکل‌گیری شورش داخلی در ایران بود؛ سناریویی که در شرایط بمباران خارجی و حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی عملاً غیرواقع‌بینانه است و حتی می‌تواند به انسجام داخلی بیشتر در برابر تهدید خارجی منجر شود.

مالک در ادامه می‌نویسد مسئله اساسی این است که ساختار سیاسی ایران طی دهه‌ها در شرایط فشار، تحریم و تقابل با آمریکا شکل گرفته و به همین دلیل ظرفیت بالایی برای تحمل هزینه‌ها و ادامه درگیری در بلندمدت دارد. در چنین چارچوبی، مفهوم «پیروزی» برای ایران لزوماً به معنای شکست کامل طرف مقابل نیست، بلکه به معنای حفظ بقا و ادامه بازی در برابر قدرت برتر است.

به اعتقاد او، همین تفاوت در تعریف پیروزی سبب شده جنگی که قرار بود کوتاه و تعیین‌کننده باشد، به درگیری‌ای فرسایشی با هزینه‌های رو به افزایش تبدیل شود؛ درگیری‌ای که نه تنها منطقه خاورمیانه، بلکه اقتصاد جهانی و بازار‌های انرژی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

این تحلیل در پایان تأکید می‌کند آنچه اکنون در برابر آمریکا قرار دارد، صرفاً یک نبرد نظامی نیست، بلکه تقابل دو نگاه متفاوت به قدرت و پیروزی است؛ تقابلی که می‌تواند طولانی‌تر و پیچیده‌تر از آن چیزی باشد که در آغاز جنگ تصور می‌شد.

انتهای پیام/

ارسال نظر