واکاوی چرایی شکست آمریکایی-صهیونیستی در جنگ با ایران؛ درسهای استراتژیک از پیروزی ایران در جنگ ترکیبی
خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری؛ در پیچیدهترین و حساسترین مقطع زمانی منطقه، جمهوری اسلامی در برابر صفآرایی جبههای متحد از دشمنان، متشکل از آمریکا، رژیم صهیونیستی و عوامل منطقهای آنان، ایستادگی بینظیری از خود نشان داده است.
این تقابل و جنگ نهتنها آزمونی برای صلابت ملت ایران بود، بلکه صحنهای برای نمایش اقتدار و هوشمندی نظام اسلامی در خنثیسازی توطئههای چندلایه شد.
دشمنان، با اتکا بر تحلیلهای نادرست از شرایط داخلی و با گمان اینکه مسائل اقتصادی و به زعم دشمنان نارضایتی، زمینهساز فروپاشی یا تضعیف جدی مقاومت مردمی و ایران خواهد بود، به ایرن اسلامی تجاوز نظامی کردند.
دونالد ترامپ رئیس جمهور احمق و جنایتکار آمریکا با این تصور که ایران را در مدت دو روز میتواند تسلیم کند و بدون درنظر گرفتن اقتدار ملی و مردمی به ایران اسلامی تجاوز نظامی انجام داد، اما هررورز که از جنگ تحمیلی میگذشت دشمنان بیشتر به اقتدار ملی و مردمی و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی پی میبردند و با ضرباتی که رژیم فاسد صهییونیستی و آمریکای جنایتکار دریافت کرد موجب حیرت جهانیان شد و حال ترامپ قمارباز در باتلاقی گرفتار شده که خروج از آن به همین راحتیها نیست و مسئولان جمهوری اسلامی هم بارها اعلام کردند که هشدار داده بودیم اگر جنگی را آغاز کنید این بار خبری از آتشبس نخواهد بود و تمامی پایگاههای ِآمریکای جنایتکار و رژیم جعلی صهیونیستی زیر ضرب موشکهای ما خواهد بود.
اکنون که بیش از ۲۲ روز از تجاوز دشمن آمریکایی صهیونی به ایران اسلامی میگذرد دشمنان نهتنها به هیچیک از اهدافشان دست نیافتهاند، بلکه با سرافکندگی و شکست مفتضحانه بین مردم خودشان و مردم دنیا قرار دارند و در باتلاق خودخواسته گرفتار شدهاند.
خبرنگار آنا در این راستا گفتوگویی را با مهدی زارع رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد لارستان و تحلیلگر برجسته مسائل استراتژیک ترتیب داده است.
گپ و گفت آنا با زارع در پی میآید:
دشمنان آمریکایی صهیونی چگونه مقابل جمهوری اسلامی به زانو درآمدهاند؟
آنا: جناب دکتر، جنابعالی در ابتدا اشاره فرمودید که دشمنان جمهوری اسلامی ایران براساس مطالعاتی چند دههای و با توجه به شناخت از نقش رهبر معظم انقلاب و همچنین دادههای اخیر از شکافهای اجتماعی ناشی از فتنه دیماه و فشارهای اقتصادی، بهترین فرصت را برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی در مقطع کنونی یافته بودند. لطفاً این تحلیل را با جزئیات بیشتری تبیین کنید.
زارع: بله، دشمنان ما با تکیه بر تحلیلهای بلندمدت و شناخت دقیقی که از جایگاه و نقش رهبر انقلاب اسلامی داشتند، و همچنین با در دست داشتن اطلاعات جدید از شکافهای اجتماعی حاصل از فتنه دیماه و فشارهای اقتصادی فزاینده بر جامعه، به این جمعبندی رسیدند که زمان مناسبی برای ضربه نهایی به نظام جمهوری اسلامی فرا رسیده است.
آنها تصور میکردند با این فشارها و بهرهبرداری از نارضایتیهای طبیعی مردم، میتوانند نظام را در این فرصت طلایی از میان بردارند و به قول برخی مقامات کشورهای غیرهمسو، «سر ما را قطع کنند» تا جریان مقاومت در منطقه عملاً مضمحل شده و خاورمیانه دچار تحولات بنیادی مطابق با منافع رژیم جعلی و فاسد صهیونیستی و متحدانش شود. همچنین، پیشبینی میشد که کشورهای بزرگ دیگری نیز در تبعیت از این تحولات، تجزیه شوند.
آنا: به نظر میرسد که این برداشت دشمنان، تا حدودی در تقابل با واقعیتهای میدانی قرار گرفته است. جنابعالی در ادامه فرمودید، نقشه راه کشور که پیش از شهادت توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی تدوین شده بود و آمادگی نیروهای مسلح، موجب شد این نقشهها نقش بر آب شود. چگونه این آمادگی و نقشه راه توانستند این توطئه را خنثی کنند؟
زارع: دقیقاً همینطور است. برخلاف تصور دشمنان، نقشه راه و استراتژی کلان کشور که پیش از شهادت رهبر معظم انقلاب تدوین شده بود، به نیروهای مسلح آمادگی کاملی را بخشیده بود.
ترکیب این آمادگی با حضور پرشور و حمایتی مردم، موجب شد تا نقشههای دشمنان عملاً خنثی شود. در روزهای ابتدایی که آنها انتظار فروپاشی نظام را داشتند، شاهد عکسالعمل کاملاً متفاوتی بودیم؛ مردم به جای حضور در خیابانها علیه نظام، در حمایت از آن صفآرایی کردند.
از سوی دیگر، فرآیند جایگزینی رهبری به سرعت و با انتخاب فردی نزدیکترین به شهید در ابعاد فکری، عقیدتی و ایدئولوژیک انجام و این اقدامات موجب شد نظام سیاسی از مرحله خطر و بحران عبور کرده و عملاً سوار بر کار شود. طرح اولیه دشمنان در همان روزهای نخست خفه شد و استراتژی دفاع، پشیمان کردن دشمن و بازدارندگی درازمدت در دستورکار رهبران نظامی و سیاسی ایران قرار گرفت که این روند همچنان ادامه دارد.
ایران با همسایگان خود تعاملاتی برقرار کرد و ترکیه نیز به دلیل درک خطر تجزیه ایران، با احتیاط بیشتری رفتار کرد. از سوی دیگر، کشورهای عربی نیز با صرف هزینههای هنگفت برای ایجاد یک منطقه امن اقتصادی، تصور نمیکردند ایران نگاه «خانه شیشهای» آنها را هدف قرار دهد.
جمهوری اسلامی با برقراری تعامل دیپلماتیک و سیاسی، توانست درک مشترکی با برخی همسایگان خود، از جمله ترکیه، ایجاد کند. ترکیه به خوبی متوجه شده بود که بحث «خاورمیانه بزرگ» و تجزیه ایران در صورت تحقق، در نهایت کشورهای منطقه ازجمله خود ترکیه را نیز در معرض تهدید قرار خواهد داد.
این درک متقابل موجب شد ترکیه با وجود برخی سیاستهای گذشته، در قبال مسئله تجزیه مناطق شمال غرب و غرب ایران با احتیاط بیشتری عمل کند.
در مورد کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، آنها با صرف تریلیونها دلار تلاش کرده بودند تا منطقهای امن و جذاب برای سرمایهگذاری اقتصادی ایجاد کنند. تصور آنها این بود که جمهوری اسلامی، با توجه به فشارهای وارده، قادر به مداخله جدی در این «خانه شیشهای» نخواهد بود و روند فروپاشی آن بهزودی اتفاق خواهد افتاد و جای آن را حکومتی همسو با منافع آنها خواهد گرفت. این نگاه رویایی که به دنیا فروخته بودند، توسط اقدامات ایران و رویکرد جدید آن در منطقه، زیر سوال رفت.
تلهای که دشمنان آمریکایی صهیونیخود در آن گرفتار شدند
آنا: در تحلیل خود به نقش دولت امارات متحده عربی و همچنین منافع آمریکا و رژیم جعلی و فاسد صهیونیستی در منطقه اشاره کردید. جنابعالی فرمودید که جمهوری اسلامی منافع این دو کشور را به چالش کشید و آنها را در موضع انفعال قرار داد. این چالشها و پیامدهای آن برای منافع آمریکای جنایتکار و رژیم جعلی و کودککُش صهیونیستی چگونه بود؟
زارع: جمهوری اسلامی به صورت ویژه، منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی را که به عنوان «لانه فساد» در منطقه رخنه کرده بودند، هدف حملات استراتژیک خود قرار داد و عملاً آنها را محدود ساخت. این رویکرد موجب شد تا آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی احساس کنند که در صورت ایجاد اجماع مستقیم علیه ایران یا ورود به جنگ مستقیم، تمامی زیرساختها و منافع آنها در منطقه به خطر خواهد افتاد و آمال و رویاهای چند دههای آنها نقش بر آب خواهد شد. به همین دلیل، آنها با احتیاط فراوانی در این جنگ ناعادلانه و نابرابر که توسط شیطان بزرگ و شیطان کوچک شکل گرفته بود، قدم برداشتند، هرچند که شیطنتهای خود را نیز همچنان دنبال میکردند.
جمهوری اسلامی ایران از چند عامل کلیدی در این جنگ نابرابر بهره برده است:
نخست. قدرت مردمی: حضور پرشور و حمایت قاطع مردم، یکی از ارکان اصلی مقاومت بوده است. این حضور نشاندهنده عمق پایگاه اجتماعی نظام و وفاداری مردم به آرمانهای آن است.
دوم. نیروهای مسلح: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با آمادگی کامل و توانمندیهای دفاعی و بازدارندگی بالا، پشتیبان اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامی در این رویارویی بودهاند.
شناخت نقاط ضعف دشمنان: با درک عمیق از وضعیت خانههای شیشهای دشمنان و نقاط ضعف استراتژیک آنها، ایران توانسته است واکنشهای مؤثری را طراحی و اجرا کند.
استفاده حداکثری از موقعیت ژئوپلیتیک: بهرهبرداری هوشمندانه از موقعیت جغرافیایی ایران ازجمله کنترل آبراههای حیاتی مانند تنگه هرمز و ظرفیت استفاده از بابالمندب ابزارهای مؤثری برای ایجاد چالش در اقتصاد جهانی و بازدارندگی علیه دشمنان بوده است.
این عوامل در کنار هم موجب شدهاند تا دشمنان ایران در جای خود بنشینند و نتوانند به اهداف شوم خود دست یابند.
آنا: و سخن پایانی...
زارع: دشمنان ایران بهزودی درک خواهند کرد که این کشور، با تکیه بر اصول و پایههای مستحکم خود، توانایی مقاومت در برابر فشارهای خارجی را دارد و مسیری متفاوت از سرنوشت کشورهایی چون سوریه، ونزوئلا یا عراق را طی میکند. بخش مهمی از این «پیچ تاریخی» و گردنه سخت، با تکیه بر همین عوامل ذکر شده، ازجمله قدرت مردمی و توانمندی نیروهای مسلح، عبور کردهایم.
انشاءالله با ادامه همین رویکرد و حفظ انسجام ملی، بخش باقیمانده نیز با موفقیت طی خواهد شد و دشمنان ایران پشیمان از خطای خود خواهند شد.
انتهای پیام/