در گفت‌و‌گوی تفصیلی آنا با عضو هیئت علمی دانشگاه مطرح شد

جادوی مقاومت؛ ایستادگی ایران چگونه معادلات جهانی را به هم ریخت؟/ از توهم پیروزی ترامپ تا واقعیت میدان

قدرت آمریکا در دنیای امروز لرزان به نظر می‌رسد، این را در جنگ تحمیلی رمضان به عینه مشاهده کردیم، به‌طوری که مقاومت قهرمانانه مردم ایران، معادلات جهانی را دگرگون کرد و ترامپ با توهم پیروزی، خود را در باتلاقی انداخت که چیزی جز شکست برای هژمونی آمریکا به ارمغان نیاورد، البته این داستان، جادوی مقاومت است که جهانیان را انگشت به دهان گذاشته است.

خبرگزاری آنا؛ دنیای پرآشوب سیاست بین‌الملل، جایی که قدرت‌های بزرگ برای حفظ هژمونی خود دست و پا می‌زنند، ایستادگی یک ملت می‌تواند چون صاعقه‌ای، تمام معادلات را بر هم زند. داستان ایران و مقاومت بی‌بدیلش در برابر فشارهای فزاینده آمریکا و تجاوز نظامی و جنایت آمریکایی صهیونی نه‌تنها خار چشم دشمنان بود، بلکه نقشی تعیین‌کننده در بازتعریف نظم جهانی ایفا کرد.

این تقابل، آزمونی سخت برای ادعای شکست‌ناپذیری آمریکا بود و جهانیان شاهد بودند که چگونه یک "ابرقدرت" در برابر اراده ملتی تسلیم‌ناپذیر، ناگزیر به عقب‌نشینی شده است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور جنایتکار آمریکا، با تکیه بر غرور و خودبزرگ‌بینی، در رؤیای تکرار پیروزی‌های گذشته، ایران را هدفی سهل‌الوصول پنداشت. او که تحت تأثیر تبلیغات فریبنده اندیشکده‌ها و رسانه‌های صهیونیستی قرار گرفته بود، ایران را کشوری ضعیف و در آستانه فروپاشی تصور می‌کرد. این تصور اشتباه، او را به سمت اقداماتی "احمقانه" سوق داد، اقداماتی که نه‌تنها به اهدافش نرسید، بلکه با مقاومت قاطع ایران، هیمنه و اقتدار پوشالی آمریکا را در هم شکست و چهره‌ای جدید از قدرت‌های جهانی ترسیم کرد.

این گزاره، روایت شکست یک توهم است؛ توهم پیروزی آسان، توهم فروپاشی یک ملت و توهم تداوم سلطه بی‌چون و چرای آمریکا. ایستادگی ایران، نه‌تنها ضربه‌ای مهلک به اعتبار آمریکا وارد کرد، بلکه نشان داد که در عصر حاضر، قدرت واقعی در اراده ملت‌ها نهفته است، ملتی که با تکیه بر مقاومت و انسجام داخلی، می‌تواند بر بزرگترین قدرت‌های جهان نیز فائق آید و معادلات جهانی را به نفع خود تغییر دهد.

آمریکا که به خیال خام خود تصور می‌کرد ایران، ونزوئلاست و می‌تواند به‌راحتی بلایی که سر ونزوئلا آورد سر ایران هم بیاورد، اکنون در چنان تله ای گرفتار شده که خروج از آن ممکن نیست.

ترامپ با توهم پیروزی بر جمهوری اسلامی و فروپاشی ایران اسلامی، آمریکا را در معرض فروپاشی قرار داده و به زعم کارشناسان و مقامات آمریکایی به هیچکدام از اهداف شوم خود در تجاوز نظامی به ایران دست نیافت و دست از پا درازتر به لانه خود برخواهد گشت.

خبرنگار آنا درراستای بررسی ابعاد تجاوز نظامی آمریکایی صهیونی به کشورمان و وضعیت اسفبار آمریکایی‌ها در بین مردم شان و بین سایر کشورها و ملت‌ها و بی‌آبرویی رژیم جنایتکار آمریکا گفتگویی را یا مهدی زارع رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد لارستان و تحلیلگر مسائل بین‌الملل ترتیب داده است.

گپ و گفت آنا با زارع در پی می‌آید:

تحلیل ابعاد سیاسی و رسانه‌ای تحولات اخیر

آنا: موضوعی که قصد داریم به آن بپردازیم، تحولات اخیر در عرصه سیاست خارجی آمریکا و نقش ایران در این میان است. در جنگ تحمیلی اخیر آمریکایی صهیونی یا ایران اسلامی رویکرد و شخصیت خودبزرگ‌بین دونالد ترامپ، تأثیر قابل توجهی بر روابط آمریکا با متحدین خود و همچنین جایگاه این کشور در عرصه بین‌المللی داشته است و رئیس جمهور جنایتکار آمریکا با گرفتاری در تنگنای جنگ با ایران و شکست فضاحت‌بار برای خروج از این باتلاق به التماس افتاده و از متحدان اروپایی خود کنم خواسته که یک به یک درخواست آمریکا را رد کرده‌اند، نقش این ویژگی شخصیتی را در واکنش‌های بین‌المللی به چالش‌های اخیر ترامپ چگونه ارزیابی می‌کنید؟

زازع: بله، شخصیت خودشیفته و خودبزرگ‌بین ترامپ، عاملی کلیدی در ایجاد تنش و عدم همراهی میان آمریکا و متحدین سنتی خود، از جمله کشور‌های اتحادیه اروپا و کانادا بوده است.

این ویژگی  موجب شده تا بسیاری از این متحدین، در مواجهه با شکست‌ها یا چالش‌های پیش روی ترامپ، احساس ناراحتی عمیقی نکنند و حتی در مواردی، انتظار شکست و رسوایی او را داشته باشند. این رویکرد، از توانایی آمریکا در ایجاد اجماع و ائتلاف بین‌المللی کاسته و تصویر این کشور را در جهان خدشه‌دار کرده است.

اقدام عجولانه اخیر ترامپ در تجاوز نظامی به ایران آنطور که انتظار پیروزی قاطع، همانند آنچه در مورد ونزوئلا تصور می‌شد، محقق نشد و اقدام مذکور، به نظر می‌رسد ناشی از برآوردی نادرست از موقعیت بوده است. ترامپ با این تصور که می‌تواند پیروزی مشابهی را که در مورد ونزوئلا انتظار داشت، تکرار کند، گامی شتابزده برداشت. او احتمالا قصد داشت تا این پیروزی را به عنوان دستاوردی بزرگ در کارنامه خود ثبت کرده و با اتکا به آن، به تحقیر و توهین نسبت به دیگران ادامه دهد. اما مقاومت قاطع ایران، معادلات را تغییر داد.

هیمنه و هژمونی آمریکا چگونه درهم شکست؟

 آنا: مقاومت ایران در این میان، چه تاثیری بر "هیمنه" و "هژمونی" آمریکا در اذهان عمومی جهان گذاشت؟

زارع: این همان نقطه‌ی عطف کلیدی بود. یا وجود ترس و واهمه‌ای که قدرت نظامی آمریکا برای بسیاری ایجاد می‌کرد، ایستادگی ایران موجب شکستن این هیمنه و هژمونی انتزاعی در ذهن‌ها شد. تصویر آمریکا این شیر بی یال و دم به‌عنوان یک قدرت نظامی شکست‌ناپذیر، خدشه‌دار شد. در حالی که پیشتر، قدرت‌های اروپایی برای جلب همکاری آمریکا در مسائلی، چون گرینلند یا اوکراین، دست به دامان این کشور بودند، اکنون وضعیت معکوس شده است. آمریکا اکنون نیازمند کمک و همراهی دیگران برای خروج از باتلاق فعلی است.

آنا: با توجه به این تحولات، نقش شخصیت سیاسی ترامپ در عدم همکاری مقامات و قدرت‌های جهانی با آمریکا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

زارع: شخصیت و رویکرد سیاسی ترامپ، عاملی بسیار مهم و موثر در بی‌اعتمادی و عدم همراهی قدرت‌های جهانی با آمریکا بوده است. رویکرد انزواگرایانه و غیرقابل پیش‌بینی او، موجب شده تا متحدین سنتی نیز در اتخاذ مواضع مشترک با آمریکا تردید کنند.

آنا: در ادامه، به بحث تصویرسازی منفی از جمهوری اسلامی ایران و اتهامات تبلیغاتی دروغین که توسط اندیشکده‌ها، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های آمریکایی مطرح می‌شد، می‌پردازیم. آیا ترامپ در تله این تبلیغات دروغین گرفتار شد؟ تحلیل شما از این تصویرسازی چگونه است و چه تصوری از جامعه ایران در ذهن آنها شکل گرفته بود که منجر به چنین اقداماتی شد؟

زارع: دقیقاً. تصویرسازی منفی و اتهامات بی‌اساس که با هدف تضعیف جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی صورت می‌گرفت، نقش مهمی در گمراه کردن ترامپ و همراهانش ایفا کرد. این تبلیغات، ایران را به عنوان یک دولت ضعیف و آسیب‌پذیر معرفی می‌کرد و ترامپ را به اشتباه انداخت تا تصور کند می‌تواند به راحتی به اهداف خود دست یابد. این تصویرسازی غلط، مبنای اقداماتی قرار گرفت که از منظر ما، "احمقانه" تلقی می‌شود.

 نقش رژیم جعلی و کودک‌کُش صهیونیستی و گروه‌های صهیونیستی در رسانه‌های بین‌المللی و هدایت افکار عمومی در راستای منافع خود، انکارناپذیر است. بسیاری از رسانه‌های مطرح دنیا تحت تأثیر لابی‌های صهیونیستی قرار دارند.

نقش شخص بنیامین نتانیاهو به‌عنوان یک چهره افراطی با نگاه آخرالزمانی، در هدایت سیاست‌های رژیم صهیونیستی و تأثیرگذاری بر سیاست خارجی آمریکا بسیار پررنگ است. او با نگاه آخرالزمانی و مذهبی خود، دولت صهیونیستی را هدایت می‌کند و تأثیر عمیقی بر سیاست خارجی ایالات متحده دارد.

این نگاه، به‌خصوص در حلقه اول ترامپ، از جمله افرادی، چون استیو بنن، بازتاب یافته است. نتانیاهو توانست با بهره‌گیری از این نزدیکی دیدگاه‌ها و همچنین نقاط ضعف احتمالی ترامپ (مانند مسائل مربوط به جزایر)، او را به سمت درگیری با ایران سوق دهد.

ترامپ در تله نتانیاهو

آنا: آیا می‌توان گفت که ترامپ به عنوان "منجی" قوم یهود و عاملی برای پیروزی، در دام این نگاه آرمان‌گرایانه و آخرالزمانی گرفتار شد؟

زارع: بله، به نظر می‌رسد نتانیاهو و حلقه اطرافیانش، ترامپ را با این نگاه آرمان‌گرایانه و آخرالزمانی وارد این عرصه کردند. آنها تلاش کردند تا او را به‌عنوان شخصیتی معرفی کنند که می‌تواند به تحقق آرمان‌های قوم یهود و پیروزی نهایی کمک کند. این رویکرد، به‌خصوص با توجه به شخصیت دمدمی مزاج و هیجانی ترامپ، توانست او را متقاعد به ورود به این درگیری کند.

آنا: با وجود این توطئه‌ها و فشار‌های رسانه‌ای، شما معتقدید که واقعیت در عرصه میدان قابل پنهان‌سازی نیست. واکنش افکار عمومی جهان و جنبش‌های ضد جنگ و ضد صهیونیستی را در مواجهه با این هجمه‌های رسانه‌ای چگونه می‌بینید؟

زارع: دقیقاً. واقعیت میدان، دیر یا زود آشکار می‌شود. امروز شاهدیم که افکار عمومی جهان، نگاهی انتقادی به بسیاری از تولیدات رسانه‌ای و هجمه‌های صهیونیستی دارند. اقدامات در دادگاه‌های اروپا و آمریکا در قبال جنگ غزه، و همچنین جنبش‌های ضد جنگ و ضد افراطیگری در سراسر جهان، نشان‌دهنده این است که ابزار‌های رسانه‌ای همیشه نمی‌توانند حقایق را از مردم پنهان کنند.

آنا: اجازه دهید به سراغ پیش‌فرض‌های راهبرد تجاوز نظامی برویم. براساس مشاهدات و تحلیل‌های موجود، به نظر می‌رسد دشمن پیش از تجاوز نظامی، دو پیش‌فرض کلیدی را مد نظر داشته است. اولین پیش‌فرض، وضعیت قومیت‌ها ایران بوده است. آیا تصور دشمن این بود که قومیت‌ها از مداخله ث تجاوز نظامی استقبال خواهند کرد و توان نظامی ایران تضعیف خواهد شد؟

زارع: بله، این یکی از پیش‌فرض‌های مهم دشمن بود. آنها گمان می‌کردند که با تضعیف توان نظامی ایران و مخالفت قومیت‌ها با جمهوری اسلامی و همراهی با دشمنان، مناطق مرزی دچار تنش شده و فشار بر قدرت مرکزی افزایش خواهد یافت. این گروه‌های تجزیه‌طلب، با اتکا به سازماندهی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، انتظار داشتند که اقداماتشان در راستای راهبرد فروپاشی ایران موثر واقع شود.

پیش‌فرض دوم، بحث اتحاد کم‌سابقه منطقه‌ای علیه ایران بود. دشمن تصور می‌کرد که پس از تجاوز نظامی، کشور‌های منطقه در نهایت در کنار آمریکا قرار خواهند گرفت و ایران، به عنوان یک نظام "فروماندست" و فاقد جسارت، از هدف قرار دادن کشور‌های همسایه و پایگاه‌های دشمنان خودداری خواهد کرد که این حربه دشمن هم شکست خورد.

دشمنان تصور می‌کردند با شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، نظام دچار فروپاشی خواهد شد. آنها روی فعال شدن گروه‌های تجزیه‌طلب حساب ویژه‌ای باز کرده بودند. اما حضور حماسی مردم و حمله بی‌امان نیرو‌های مسلح، موجب حفظ انسجام ملی شد و نقشه دشمن برای ایجاد شکاف، ناکام ماند.

جمهوری اسلامی همزمان که با دشمنان اصلی خود، یعنی رییم فاسدوجعلیصهیونیستی و آمریکای جنایتکار درگیر بود، با گروه‌های تجزیه‌طلبی که قصد سوءاستفاده از شرایط را داشتند نیز قاطعانه برخورد کرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر