طعنه روزنامه‌نگاران اسرائیلی به ایرانیان حامی جنگ

مُهر تأیید بر جنگ‌طلبی نتانیاهو نزنید/او با پوشش «آزادی ایرانیان» جنگ‌افروزی می‌کند

در گزارش ضدجنگ روزنامه هاآرتص آمده است که موضع حمایتی برخی از ایرانیان ساکن در دیگر کشور‌ها از تهاجم علیه ایران، در خدمت روایت رسمی جنگ قرار می‌گیرد و به جنگ طلبی نتانیاهو مشروعیت می‌بخشد.

به گزارش خبرگزاری آنا، پیش از آغاز تهاجم دولت تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در پیام‌هایی خطاب به مردم ایران تأکید کرد که هدف عملیات نظامی اسرائیل حکومت ایران است و نه مردم. او در یکی از پیام‌های خود گفت تحولات پیش‌رو می‌تواند «فرصتی تاریخی» برای ایرانیان باشد تا سرنوشت خود را در دست بگیرند. این پیام‌ها که در رسانه‌هایی مانند «تایمز اسرائیل» منتشر شدند، تلاش داشتند جنگ را در قالبی متفاوت از یک درگیری صرفا امنیتی معرفی کنند؛ جنگی که به قول آنها به آزادی مردم ایران می‌انجامد.

این پیام مورد توجه و تقدیر وطن‌فروشان ایرانی و طرفداران رضا پهلوی قرار گرفت و آنها با بهره‌گیری از یک تلویزیون فارسی زبان با گردانندگانی معلوم الحال فعالیت شدیدی را علیه ایران انجام داده و از انجام عملیات نظامی علیه وطن و هم‌وطنانشان حمایت کردند. با این اوصاف، اما این روایت به سرعت با تردید و نقد بخشی از روزنامه‌نگاران و تحلیلگران اسرائیلی روبه‌رو شد. در میان این صدا‌های منتقد این استدلال بیش از همه به‌چشم آمد که بهانه «آزادی مردم ایران» صرفا یک چارچوب سیاسی برای مشروعیت‌بخشی به اقدام نظامی است. حمایت دیاسپورای وطن‌فروش از حمله نظامی نیز مورد تمسخر این منتقدان اسرائیلی قرار گرفت.

یکی از این نقد‌ها را آلوف بن، سردبیر روزنامه «هاآرتص» در یادداشتی که ۷ مارس ۲۰۲۶ (۱۶ اسفند ۱۴۰۴) در روزنامه «گاردین» منتشر شد، مطرح کرد. بن در این مقاله هشدار می‌دهد که بی‌ثبات شدن کشوری به بزرگی ایران می‌تواند پیامد‌های غیرقابل پیش‌بینی برای منطقه داشته باشد. به نوشته او حتی اگر هدف اعلام‌شده جنگ، تضعیف حکومت ایران باشد، نتیجه چنین روندی ممکن است تبدیل ایران به کشوری بی‌ثبات یا حتی «دولت شکست‌خورده» باشد؛ وضعیتی که بیش از هر چیز مردم ایران را تحت‌تأثیر قرار خواهد داد. از این منظر او استدلال می‌کند که ادعای کمک به مردم ایران باید در پرتو پیامد‌های واقعی جنگ ارزیابی شود، نه صرفاً در سطح شعار‌های سیاسی.

همچنین نوعا لاندو؛ روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی در «هاآرتص» در یادداشتی که ۱۱ مارس ۲۰۲۶ (۲۰ اسفند ۱۴۰۴) در این روزنامه منتشر شد، به شکاف در افکار عمومی اسرائیل درباره جنگ با ایران اشاره کرد. او در این مقاله نوشت که حتی در میان کسانی که حمله به ایران را از منظر امنیتی ضروری می‌دانند، تردید‌های جدی درباره این ادعا وجود دارد که جنگ می‌تواند به تغییرات سیاسی مثبت در ایران منجر شود. لاندو یادآوری می‌کند که تجربه‌های دو دهه گذشته در خاورمیانه، از عراق تا لیبی، نشان داده است که مداخله‌های نظامی خارجی اغلب به بی‌ثباتی طولانی‌مدت منجر شده‌اند، نه به گذار سریع به دموکراسی.

در برخی تحلیل‌های منتشرشده در هاآرتص بحث دیگری نیز مطرح شده است: واکنش ایرانیان خارج از کشور (دیاسپورا). در گزارشی که ۵ مارس ۲۰۲۶ (۱۴ اسفند ۱۴۰۴) در بخش امنیتی این روزنامه منتشر شد، اشاره شده که بخشی از اپوزیسیون ایرانی در دیاسپورا از فشار نظامی علیه حکومت ایران استقبال کرده‌اند و آن را فرصتی برای تضعیف ساختار قدرت در این کشور می‌دانند. نویسندگان این تحلیل ضمن تعجب و تمسخر چنین استقبالی، هشدار داده بودند که چنین موضعی در خدمت روایت رسمی جنگ قرار می‌گیرد و به جنگ طلبی نتانیاهو مشروعیت می‌بخشد.

به گفته این تحلیلگران وقتی دولت اسرائیل هدف واقعی خود از جنگ را پنهان کرده و آن را اقدامی برای «کمک به مردم ایران» معرفی می‌کند، اشاره به حمایت برخی از فعالان سیاسی ایرانی در خارج از کشور می‌تواند به تقویت این روایت کمک کند. در حالی که در واقعیت دیدگاه ایرانیان خارج از کشور درباره جنگ بسیار متنوع و گاه متضاد است. بسیاری از فعالان مدنی و سیاسی ایرانی نیز نسبت به پیامد‌های انسانی و اقتصادی جنگ هشدار داده‌اند.

این تحلیل‌ها همچنین به یک مسئله مهم دیگر اشاره می‌کنند: فاصله میان تجربه جنگ و نگاه سیاسی از بیرون. برخی از روزنامه‌نگاران اسرائیلی نوشته‌اند که حمایت از اقدام نظامی از خارج از کشور ممکن است با واقعیت‌های انسانی جنگ فاصله داشته باشد. حتی اگر هدف اعلام‌شده تضعیف حکومت ایران باشد، پیامد‌های مستقیم جنگ، از جمله تلفات غیرنظامیان، تخریب زیرساخت‌ها و فشار اقتصادی در نهایت متوجه مردم عادی خواهد بود.

 

 

انتهای پیام/

ارسال نظر