زنگ خطر برای نهاد علم / از اعتراض تا آنارشی آموزشی

تجمعات محدود، اما پر بازتاب هفته نخست اسفند در برخی دانشگاه‌های تهران، بیش از آنکه مطالباتی صنفی باشد، نشانه تلاش اقلیتی سازمان‌یافته برای ایجاد شکاف هویتی در محیط‌های علمی است؛ اقدامی که با هتاکی به پرچم، از چارچوب اعتراض مدنی عبور کرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، تکرار سناریو‌های فرسوده و کلیشه‌ای در صحن دانشگاه‌های بزرگ تهران طی هفته نخست اسفندماه، بیش از آنکه نشان‌دهنده پویایی برخاسته از بطن جنبش دانشجویی باشد، نشان از تلاشی مذبوحانه برای تبدیل نهاد علم به کانون تقابل‌های ضد ملی دارد. گویی جریانی خاص اصرار دارد که پیوند ناگسستنی میان دانشجو و وطن‌دوستی را با طرح‌های دیکته‌شده مخدوش سازد. در این میان، برخورد قاطع با هرگونه جسارت به پرچم، نه یک انتخاب مدیریتی ساده، بلکه ضرورتی حیاتی برای صیانت از حریم مقدس دانشگاه و پاسداری از میراث معنوی یک ملت است. دانشگاه که باید مهد عقلانیت و تضارب آرا باشد، نباید اجازه دهد که نماد‌های هویتی‌اش وجه‌المصالحه بازی‌های سیاسی قرار گیرد.

تلاطم‌های هدایت‌شده در روز‌های گذشته، بیش از آنکه برآمده از مطالبات واقعی و صنفی بدنه دانشجویی باشد، بازنمایی آشکار از یک پروژه امنیتی با هدف ایجاد شکاف عمیق در پیکره نخبگانی کشور است. این تحرکات که با برنامه‌ریزی‌های دقیق رسانه‌ای در خارج از مرز‌ها همسو شده است، تلاش می‌کند تا فضای نقد منصفانه را به بیراهه ساختارشکنی بکشاند. آنچه در برخی دانشگاه‌ها گذشت، پرده‌برداری از جریانی بود که با عبور آگاهانه از مرز‌های نقد و اعتراض قانونی، مستقیماً هویت ملی را هدف قرار داد. 

جسارت به پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران در قلب تپنده علم، زخمی عمیق بر پیکره غرور ملی است که به هیچ عنوان نمی‌توان با واژه تسامح از کنار آن گذشت. پرچم هر کشور، فراتر از یک پارچه رنگین، عصاره جان‌فشانی‌ها و شناسنامه تاریخی یک ملت است و توهین به آن، توهین به تمامیت ارضی و اشتراکات ملی همه ایرانیان، فارغ از هرگونه سلیقه سیاسی، محسوب می‌شود.

ریشه‌های آنارشی آموزشی  

این اقدامات رادیکال، نه بیانگر پویایی و نشاط دانشجویی، بلکه نشان‌دهنده نفوذ کد‌هایی است که خارج از مرز‌ها برای استقرار نوعی آنارشی آموزشی بازنویسی شده‌اند. هدف نهایی این پروژه، فلج کردن روند تولید علم و تبدیل کلاس‌های درس به سنگر‌های تقابل خیابانی است تا از این طریق، مرجعیت علمی ایران در منطقه دچار خدشه شود. بررسی دقیق وقایع اخیر نشان می‌دهد که طراحان این آشوب‌ها، به دنبال جایگزینی هیاهو به جای گفت‌و‌گو هستند تا صدای اکثریت خاموش و نخبگانی که دغدغه پیشرفت کشور را دارند، در میان فریاد‌های هتاکانه گم شود. در واقع، آنچه تحت عنوان آزادی بیان تبلیغ می‌شود، در عمل به ابزاری برای سرکوب آزادی تحصیل و آرامش روانی سایر دانشجویان تبدیل شده است.

تار و پود رادیکالیسم در پوشش دانشجو

مشاهدات میدانی و تحلیل‌های دقیق از وقایع اخیر نشان می‌دهد که هسته اصلی این تحرکات، اقلیتی سازمان‌یافته هستند که آگاهانه از ادبیات هتاکانه و رفتار‌های ساختارشکن برای تحریک عواطف عمومی استفاده می‌کنند. این گروه کوچک، اما پرصدا، با بهره‌گیری از تکنیک‌های جنگ روانی، سعی دارند خود را نماینده کل جامعه دانشگاهی معرفی کنند، در حالی که پیوند ارگانیکی با بدنه اصلی دانشجویان ندارند. بررسی آماری حوادث ۴ و ۵ اسفند در دانشگاه‌های صنعتی شریف و امیرکبیر گویای این واقعیت تلخ است که این تجمعات با حضور فیزیکی حداقلی، اما با بازتاب تصویری حداکثری در فضای مجازی همراه بوده است. هدف از این بزرگ‌نمایی رسانه‌ای، جایگزین کردن تصویر جعلی بحران ساختگی به جای واقعیت آرامش علمی در فضای عمومی است.

این افراد با سوءاستفاده ابزاری از سعه‌صدر و نگاه پدری نظام آموزشی، ساحت مقدس دانشگاه را به محلی برای اجرای منویات و منشورت‌های رسانه‌های معاند تبدیل کرده‌اند. آنها به خوبی می‌دانند که برای ضربه زدن به اقتدار یک کشور، باید ابتدا نهاد‌های هویت‌ساز آن را از درون تهی کرد. تفاوت بنیادین میان دانشجوی دغدغه‌مند که به دنبال اصلاح امور و بهبود شرایط صنفی و اجتماعی است، با عنصر مأموریت‌دار، در میزان تعهد به نماد‌های ملی نهفته است؛ جایی که اولی نقد را ابزاری برای اعتلا و سازندگی می‌بیند و دومی، از هر فرصتی برای تخریب و ویرانی پیوند‌های ملی بهره می‌برد. دانشجوی واقعی، پرچم را چتری برای وحدت می‌داند، اما عنصر رادیکال، آن را مانعی برای رسیدن به اهداف ویرانگر خود می‌بیند.

پایان مدارا با هتاکان به هویت ملی

تعلیق سه دانشجوی خاطی در دانشگاه تهران که در وقایع اخیر نقش لیدری و هتاکی داشتند، نخستین گام قانونی و قاطع در مسیر بازگرداندن نظم و انضباط به محیط‌های آموزشی محسوب می‌شود. این اقدام نه یک برخورد سلیقه‌ای، بلکه پاسخی به مطالبه عمومی اساتید و دانشجویانی است که از تبدیل شدن محیط علم به عرصه تاخت‌وتاز رادیکال‌ها به ستوه آمده‌اند. دانشگاه نباید و نمی‌تواند به پناهگاهی امن برای افرادی تبدیل شود که ابتدایی‌ترین اصول مدنی و تعهدات ملی، یعنی احترام به پرچم رسمی کشور را زیر پا می‌گذارند. چرا که پذیرش چنین هنجارشکنی‌هایی، به معنای به رسمیت شناختن بی‌قانونی در نهادی است که خود باید مروج قانون‌مداری باشد.

صیانت از حرمت پرچم، خط قرمز غیرقابل عبوری است که تخطی از آن، به معنای خروج داوطلبانه از دایره نخبگی و ورود به عرصه رفتار‌های مجرمانه تلقی می‌گردد. نخبگی لوازمی دارد که نخستین آن، درک جایگاه منافع ملی و احترام به مقدسات مشترک یک ملت است. کسی که به نماد سرزمین خود اهانت می‌کند، پیش از هر چیز، صلاحیت اخلاقی خود را برای حضور در مسند‌های نخبگانی از دست داده است. از این رو، دستگاه‌های متولی و مدیریت دانشگاه‌ها موظفند با قاطعیت و بدون تاثیرپذیری از جوسازی‌های رسانه‌ای، با هرگونه حرکتی که کیان دانشگاه و هویت ملی را تهدید می‌کند، برخورد کنند. آینده علمی کشور در گروی حفظ ثبات و امنیت محیط‌هایی است که در آن، تفاوت آرا محترم شمرده می‌شود، اما خیانت به اصول ملی، هرگز بی‌پاسخ نمی‌ماند.

انتهای پیام/

ارسال نظر