آواز پرندگان، راهی ساده برای کاهش استرس
در گفتوگویی با پرفسور «کریستوف راندلر» (Christoph Randler)، استاد زیست شناسی دانشگاه توبینگن، جزئیات این پژوهش و پیامدهای آن برای زندگی شهری و طراحی پارکها را بررسی کردهایم.
دکتر «کریستوف راندلر» (Christoph Randler)، استاد زیستشناسی در دانشگاه اِبرهارد کارلز توبینگن آلمان، از پژوهشگران برجسته در حوزه رفتار پرندگان، آموزش زیستشناسی و مطالعات مربوط به پرندهنگری است. او در رتبهبندیهای علمی بینالمللی در شمار یک درصد برتر دانشمندان جهان قرار دارد و بر اساس تحلیلهای کتابسنجی، یکی از اثرگذارترین نویسندگان در پژوهشهای مرتبط با پرندهنگری شناخته میشود. راندلر همچنین برنده جایزه انجمن پرندهشناسی آلمان است.

پروفسور کریستوف راندلر، استاد زیستشناسی در دانشگاه اِبرهارد کارلز توبینگن آلمان
برای شروع، چه چیزی الهام بخش شما و همکارانتان برای مطالعه ارتباط میان آواز پرندگان و بهزیستی انسان بود؟
ما تحت تاثیر مجموعه روبهرشدی از شواهد قرار گرفتیم که نشان میدهد قرار گرفتن در معرض طبیعت برای سلامت روان مفید است؛ اما هنوز به طور شگفتآوری اطلاعات کمی داریم که دقیقا کدام عناصر مشخص طبیعت مسئول این اثرات هستند. آواز پرندگان یکی از شاخصترین و رایجترین صداهای طبیعی است که به ویژه در بهار و تابستان تجربه میشود.
اما آوازها و صداهای پرندگان اغلب در تمام طول سال شنیده میشوند؛ برای مثال در مناطق معتدل، برخی گونهها از اواخر ژانویه شروع به آواز خواندن میکنند. برای بهبود بهزیستی مردم، لازم است سازوکارهایی را که سلامت را ارتقا میدهند بهتر بشناسیم.
چرا فکر میکنید صداهای طبیعی و بهویژه آواز پرندگان میتوانند بر وضعیت ذهنی ما اثر بگذارند؟
تصور میشود صداهای طبیعی از طریق چندین سازوکار بر وضعیت ذهنی اثر میگذارند. از دیدگاه تکاملی، آواز پرندگان میتواند نشانه محیطی امن و سرشار از منابع باشد.
از نظر روانشناختی، صداهای طبیعی معمولا نسبت به سروصدای شهری فشار شناختی کمتری دارند و به توجه اجازه میدهند بازیابی شود (بر اساس نظریه بازیابی توجه).
آواز پرندگان به طور خاص از نظر صوتی پیچیده است، اما تهدیدآمیز نیست؛ بنابراین میتواند هم آرامش ایجاد کند و هم توجه ما را بهآرامی درگیر سازد، به شکلی که به بازیابی ذهن کمک میکند. این ترکیب میتواند به بازگشت آرامش احساسی و کاهش آثار استرس کمک کند.
هدف اصلی آزمایش شما در باغ گیاهشناسی دانشگاه توبینگن چه بود؟
هدف اصلی ما این بود که بررسی کنیم آیا یک پیادهروی نیم ساعته (بدون راهنمایی یا برنامه ویژه) در یک پارک (که شرایطش برای آزمایش تحت کنترل شده)، میتواند بهزیستی روانی را بهتر کند و شاخصهای فیزیولوژیک استرس را کاهش دهد یا نه و اینکه آیا توجه آگاهانه به آواز پرندگان این اثرات را تقویت میکند.
ما دو متغیر را به طور آزمایشی کنترل کردیم: یک: افزایش آواز پرندگان از طریق پخش صدای ضبط شده آنها.
دو: بالا بردن آگاهی شرکتکنندگان نسبت به آواز پرندگان از طریق نشانههای کلامی.
مطالعه چگونه طراحی شد و شرکتکنندگان در طول پیادهروی چه کاری انجام دادند؟
شرکتکنندگان در یک پیادهروی هدایت شده نیم ساعته در باغ گیاهشناسی شرکت کردند. بسته به شرایط آزمایشی، دستورالعملهای متفاوتی به آنها داده شد؛ برای مثال، از برخی خواسته شد که به طور مشخص روی آواز پرندگان تمرکز کنند، در حالی که دیگران صرفا بدون توجه هدایتشده قدم زدند.
در یکی از شرایط، آواز اضافی پرندگان از گونههای انتخاب شده از طریق بلندگوهای نامحسوسی در مسیر پخش شد. پیش و پس از پیادهروی، شرکتکنندگان ارزیابیهای روانشناختی را تکمیل کردند و ما اندازهگیریهای فیزیولوژیک را نیز جمعآوری کردیم تا تغییرات مرتبط با استرس را دنبال کنیم.
ما از یک طرح عاملی (Factorial) ۲ × ۲ به علاوه یک گروه کنترل با هدفون نویزکنسلینگ [حذف کننده سروصدای محیط] استفاده کردیم تا این سازوکارها را به صورت نظاممند بررسی کنیم.
در مجموع ۲۳۳ شرکتکننده (میانگین سن ۳۱.۵ سال، محدوده سنی ۱۸ تا ۷۵ سال) در مطالعه حضور داشتند. آنها به طور تصادفی به پنج گروه تقسیم شدند:
آواز طبیعی پرندگان، بدون هیچ تذکر خاص (گروه کنترل)، آواز طبیعی پرندگان + یادآوری برای توجه کردن (گروه ۱)، آواز تقویتشده پرندگان از طریق بلندگوها، بدون تذکر (گروه ۲)، آواز تقویتشده + یادآوری برای توجه کردن (گروه ۳) و هدفونهای نویزکنسلینگ (گروه کنترل منفی).
چه نوع اندازهگیریهای روانشناختی و فیزیولوژیک انجام دادید و چرا اینها برای درک بهزیستی اهمیت داشتند؟
ما سنجههای خودگزارشیِ (گزارش شخصی) خلقوخو، استرس ادراک شده و بهزیستی را جمعآوری کردیم تا تجربه ذهنی شرکتکنندگان را ثبت کنیم. علاوه بر این، شاخصهای فیزیولوژیک مرتبط با تنظیم استرس را نیز اندازهگیری کردیم؛ مانند پارامترهای قلبیعروقی و یا نشانگرهای زیستی استرس (برای مثال ضربان قلب یا سنجههای مرتبط، بسته به طراحی شما).
ترکیب دادههای روانشناختی و فیزیولوژیک ضروری است؛ زیرا بهزیستی هم یک فرایند ذهنی و هم زیستی است. گزارشهای شخصی شرکتکنندگان به ما میگویند افراد چه احساسی دارند، در حالی که اندازهگیریهای فیزیولوژیک نشان میدهند بدن چگونه پاسخ میدهد.
آزمایش شما شامل گروههای مختلفی از شرکتکنندگان بود. میتوانید توضیح دهید این گروهها چه تفاوتی با یکدیگر داشتند؟
این طراحی مطالعه به ما امکان داد اثرات قرار گرفتن ساده در معرض آواز پرندگان را از اثرات توجه عمدی و ذهنآگاهانه جدا کنیم و همچنین آوازهای طبیعی را با صداهای پرندگان که به طور مصنوعی تقویت شده بود مقایسه کنیم.
پیادهروی نیمساعته در همه شرایط اثرات کلی قوی داشت:
احساسات مثبت به طور معنیداری افزایش یافت
از ۳.۵۸ ± ۰.۷۱ به ۴.۴۰ ± ۰.۵۲
(t = −۲۱.۳۳, p <۰۰۱) [یعنی نتیجه بسیار معنادار است و احتمال تصادفی بودن کمتر از ۰.۱٪ است]
کورتیزول ۳۲.۸٪ کاهش یافت
از ۱۰.۱۵ به ۶.۸۲ نانومول بر لیتر
(t = ۱۴.۳۳, p <۰۰۱)
ضربان قلب ۲.۶٪ کاهش یافت
از ۷۶.۸۵ به ۷۴.۸۲ ضربه در دقیقه
(t = ۴.۱۶, p <۰۰۱)
فشار خون دیاستولیک به طور اندک، اما معنیدار کاهش یافت
(−۱.۵%, p =.۰۲۴)
فشار خون سیستولیک کاهش کوچکی نشان داد؛ اما این کاهش معنیدار نبود.
بنابراین در مجموع، حتی یک پیادهروی ساده ۳۰ دقیقهای در طبیعت نیز به طور معناداری بهزیستی عاطفی را بهبود و شاخصهای فیزیولوژیک استرس را کاهش داد.
بخش جالبی از مطالعه شامل پخش آواز پرندگان کمیاب از طریق بلندگوها بود. چرا این عنصر را اضافه کردید و گونههای پرندگان چگونه انتخاب شدند؟
ما شرایط بلندگو [آواز پرندگان از طریق بلندگو پخش میشد] را اضافه کردیم تا بررسی کنیم آیا افزایش غنای آواز پرندگان یا تنوع آن میتواند بهزیستی را بیشتر تقویت کند یا نه. اگر «افزایش میزان آواز پرندگان» به طور خودکار به فواید بیشتری منجر میشد، انتظار داشتیم اثرات قویتری در این شرایط مشاهده شود.
گونههای انتخاب شده بهگونهای بودند که از نظر صوتی متمایز باشند و در برخی موارد کمتر شنیده شوند؛ اما همچنان از نظر اکولوژیک برای منطقه قابل قبول باشند. این کار به ما امکان داد چشمانداز صوتی را غنی کنیم بدون اینکه آشکارا مصنوعی به نظر برسد.
به بیان دیگر، افزودن صدایهای بیشتر پرندگان از طریق بلندگوها اثرات مثبت را تقویت نکرد.
ما گونههایی را انتخاب کردیم که در مناطق نزدیک (در حدود ۳۰ تا ۵۰ کیلومتر اطراف) زندگی میکنند؛ اما در نزدیکی محل مطالعه زادآوری نمیکنند تا پرندگان بومی منطقه «آزار» نبینند.
پیش از مطالعه، از شرکتکنندگان در آزمایشگاه خواستیم میزان دلپذیری آواز ۱۲۳ گونه مختلف پرنده را ارزیابی کنند و ما خوشایندترین آوازها را انتخاب کردیم، در حالی که همزمان معیارهای بالا نیز در آنها رعایت شده بود.
نتایج اصلی آزمایش پس از پیادهروی نیمساعته از نظر کاهش استرس و تغییرات بهزیستی چه بود؟
در مجموع، شرکتکنندگان پس از پیادهروی نیمساعته در باغ گیاهشناسی بهبود در خلقوخو و کاهش استرس نشان دادند. با این حال، قویترین بهبودها در گروهی مشاهده شد که به طور فعال روی آواز پرندگان تمرکز کرده بودند.
جالب این بود که افزودن صداهای اضافی پرندگان از طریق بلندگوها، به طور معنیداری بهزیستی را فراتر از آواز طبیعی پرندگان افزایش نداد. این نشان میدهد کیفیت درگیر شدن با محیط ممکن است مهمتر از صرفا افزایش ورودی صوتی باشد.
این موضوع همچنین به سمت مفهوم ذهنآگاهی اشاره دارد: توجه کردن به آواز پرندگان مفید است.
یافتههای شما نشان میدهد توجه کردن به آواز پرندگان بیش از صرفا شنیدن آن در پسزمینه بهزیستی را تقویت میکند. چرا توجه متمرکز چنین تفاوتی ایجاد میکند؟
توجه متمرکز ممکن است غوطهوری حسی را عمیقتر کند و یک حالت ذهنآگاهانه ایجاد کند. وقتی افراد عمدا گوش میدهند، از شنیدن منفعل به گوش دادن فعال تغییر جهت میدهند.
این کار میتواند ارتباط عاطفی را تقویت کند، نشخوار فکری را کاهش دهد و توجه به لحظه حال را افزایش دهد؛ یعنی عواملی که به بازگشت آرامش پس از استرس کمک میکنند.
به بیان دیگر، آواز پرندگان میتواند به عنوان دروازهای برای توجه ذهنآگاهانه در طبیعت عمل کند.
آواز پرندگان پخششده از بلندگوها بهزیستی را بیش از آواز طبیعی بهبود نداد. این موضوع درباره تجربه اصالت در طبیعت چه چیزی به ما میگوید؟
این یافته نشان میدهد اصالت و زمینه اهمیت دارند. افراد ممکن است آگاهانه یا ناخودآگاه نسبت به این حساس باشند که نشانههای محیطی تا چه حد به طور طبیعی در یک اکوسیستم زنده جای گرفتهاند.
صرفا تقویت یا افزایش مصنوعی آواز پرندگان لزوما اثر آرامشبخش طبیعت را بیشتر نمیکند. این موضوع نشان میدهد فواید طبیعت فقط به مقدار صداها و محرکها مربوط نیست بلکه به هماهنگی محیط و حس طبیعی بودن آن برای انسان هم بستگی دارد.
چه توصیه عملی به افرادی دارید که میخواهند حتی در محیطهای شهری روزمره از فواید طبیعت برای سلامت روان بهرهمند شوند؟
حتی بازدیدهای کوتاه از پارکهای محلی نیز میتواند مفید باشد. یافتههای ما نشان میدهد تمرکز عمدی بر صداهای طبیعی ممکن است این اثرات را تقویت کند.
یک تمرین ساده میتواند این باشد: هنگام پیادهروی، چند دقیقه مکث کنید و آگاهانه گوش دهید. به صداهای مختلف پرندگان توجه کنید، ریتم آنها را بشنوید و متوجه شوید از کجا میآیند.
این تغییر کوچک در توجه میتواند اثر آرامشبخش فضاهای سبز روزمره را بهطور قابل توجهی افزایش دهد. لازم نیست گونههای پرندگان را با یک اپلیکیشن یا ابزار خاص شناسایی کنید.
در نهایت، یافتههای شما چه پیامدهایی برای طراحی پارکها و فضاهای سبز در آینده دارد؟
یافتههای ما نشان میدهد برنامهریزی شهری نباید فقط بر فضای سبز و زیبایی بصری تمرکز کند بلکه کیفیت صوتی محیط هم مهم است.
طراحی فضاهای سبزی که از تنوع زیستی پرندگان حمایت میکند-از طریق کاشت گیاهان بومی، ایجاد ساختارهای زیستگاهی، و کاهش آلودگی صوتی- میتواند به طور غیرمستقیم به بهزیستی انسان کمک کند.
مهمتر اینکه نتایج همچنین نشان میدهد ایجاد محیطهایی که افراد را به درگیری ذهنآگاهانه تشویق میکنند نیز میتواند سودمند باشد؛ برای مثال از طریق نصب تابلوهایی که مردم را به گوش دادن دعوت میکنند، یا قرار دادن نیمکتهایی برای آرامش در بخشهای ساکتتر پارک؛ جایی که «سر و صدای شهری» یا سر وصدای انسانساخت وجود ندارد و آواز پرندگان بهتر تجربه میشود.
انتهای پیام/