پیشنهاد سردبیر
پاتولوژی ترس در کاخ سفید / قمار مرگبار ترامپ بر سر پرستیژ

گزارش آنا از واکنش‌های عصبی واشنگتن به فرسایش بازدارندگی

پشت‌پرده آزادسازی قیمت نان در اتاق‌های فکر خاص

آیا بلاگر‌های اقتصادی دولت را به سوی خودکشی معیشتی هل می‌دهند؟

شکار اهداف درشت و کند در آب‌های محصور

بن‌بست هژمونی آمریکا در تله جغرافیایی خلیج‌فارس

حراج آینده در بورس آلودگی!

ذبح آموزش پای ناکارآمدی صنعتی

در گفت‌وگو با آنا مطرح شد

از میانجی‌گری تا حاشیه‌نشینی؛ اروپا زیر سایه مذاکرات

یک کارشناسان حوزه سیاست خارجی می‌گوید اتحادیه اروپا که روزگاری به‌عنوان میانجی مؤثر در مذاکرات هسته‌ای ایران شناخته می‌شد، اکنون نقشی حاشیه‌ای و بی‌اثر یافته است. شکاف‌های داخلی، وابستگی مالی و امنیتی به آمریکا، رقابت‌های ژئوپلیتیکی و اتخاذ تصمیم‌های نادرست، این اتحادیه را به سمت افول تدریجی سوق می‌دهد.

«عابد اکبری» کارشناس حوزه سیاست خارجی و مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، درباره به حاشیه رانده شدن نقش اتحادیه اروپا در مذاکرات هسته‌ای ایران اظهار کرد: کاهش نقش اتحادیه اروپا نتیجه برهم‌کنش عوامل داخلی ساختاری و تحولات بیرونی ژئوپلیتیکی است. از منظر داخلی، اتحادیه اروپا با بحران مزمن در سیاست خارجی مشترک مواجه است. سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه همچنان تابع اصل اجماع است و این امر توان واکنش سریع و مؤثر آن را به‌شدت محدود می‌کند. علاوه بر این، پس از خروج بریتانیا، اروپا یکی از بازیگران اصلی دیپلماتیک خود در پرونده ایران را از دست داده است؛ کشوری که هم تجربه تاریخی در پرونده ایران داشت و هم پیوند راهبردی با آمریکا را به‌طور مؤثر مدیریت می‌کرد.

بازگشت آمریکا و تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی

وی ادامه داد: از منظر خارجی، بازگشت آمریکا به نقش محوری در مدیریت مستقیم مذاکرات، عملاً جایگاه اروپا را از «میانجی فعال» به «تسهیل‌گر فنی» تنزل داد. هم‌زمان، تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی جهانی - به‌ویژه جنگ اوکراین و تقابل راهبردی غرب با روسیه - تمرکز سیاسی و دیپلماتیک اروپا را از پرونده ایران منحرف کرده و اولویت‌های امنیتی آن را بازتعریف نموده است.

اکبری افزود: اختلافات میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا نقش مهمی در تضعیف وزن دیپلماتیک آن ایفا کرده است. شکاف میان کشورهایی که رویکرد سخت‌گیرانه‌تری نسبت به ایران دارند و کشورهایی که بر حفظ کانال‌های دیپلماتیک تأکید می‌کنند، مانع شکل‌گیری یک موضع منسجم و قابل اتکا شده است. این اختلافات موجب شده پیام‌های اتحادیه اروپا برای طرف ایرانی گاه متناقض، مبهم و فاقد ضمانت اجرایی تلقی شود و در نتیجه قدرت چانه‌زنی آن کاهش یافته است.

نقش فعلی اروپا در مدیریت مذاکرات

این کارشناس مسائل بین‌الملل تصریح کرد: در شرایطی که آمریکا هدایت مستقیم مذاکرات را بر عهده دارد، نقش اتحادیه اروپا به شکل محسوسی به حاشیه رانده شده است. اروپا دیگر نقش «معمار چارچوب مذاکرات» را ایفا نمی‌کند، بلکه بیشتر به انتقال‌دهنده پیام‌ها، هماهنگ‌کننده جلسات و حافظ برخی روندهای حقوقی محدود شده است. این واقعیت ساختاری نشان می‌دهد تا زمانی که ابزارهای اصلی فشار و امتیازدهی در اختیار آمریکا است، اروپا نقش فرعی خواهد داشت، مگر آنکه بتواند استقلال عملی در حوزه اقتصادی و مالی ایجاد کند.

اکبری با اشاره به محدودیت‌های عملی اروپا ادامه داد: اگرچه اتحادیه اروپا از نظر نظری مجموعه‌ای گسترده از ابزارها در اختیار دارد، اما وابستگی ساختاری نظام مالی اروپا به نظام مالی آمریکا اثرگذاری این ابزارها را کم‌اثر کرده است. ناکامی سازوکارهایی مانند اینستکس نمونه روشنی از شکاف میان ادعا و توان اجرایی اروپا است. از منظر سیاسی نیز محدودیت‌های داخلی، فشار افکار عمومی و وابستگی امنیتی به آمریکا باعث شده اروپا نتواند تضمین‌های معتبر و بلندمدت به ایران ارائه دهد و در نتیجه، نقش آن در محاسبه هزینه–فایده مذاکرات کاهش یابد.

پیامدهای فراتر از مذاکرات هسته‌ای

وی با بیان دیدگاه طرف ایرانی گفت: ناتوانی اتحادیه اروپا در اجرای تعهدات اقتصادی برجام پس از خروج آمریکا، آسیب جدی به اعتبار سیاسی و حقوقی آن وارد کرده است. هرچند اروپا به‌صورت رسمی با خروج آمریکا از برجام مخالفت کرد، اما در عمل نتوانست از منافع اقتصادی وعده‌داده‌شده به ایران محافظت کند. این شکاف میان گفتار و کردار باعث شده اعتماد ایران به اتحادیه اروپا به‌عنوان یک بازیگر مستقل کاهش یابد و اروپا بیش از پیش به‌عنوان «شریک سیاسیِ فاقد قدرت اجرایی» تلقی شود.

اکبری در پایان تأکید کرد: به حاشیه رفتن اتحادیه اروپا در پرونده هسته‌ای ایران پیامدهایی فراتر از این پرونده دارد. کاهش اعتبار اروپا به‌عنوان میانجی بی‌طرف و مؤثر در منازعات منطقه‌ای، از دست رفتن فرصت‌های اقتصادی و انرژی‌محور در تعامل با ایران و منطقه، و تقویت نقش بازیگران رقیب مانند چین و روسیه از جمله پیامدهای این روند است. اگر اتحادیه اروپا نتواند شکاف میان ادعای «استقلال راهبردی» و توان عملی خود را کاهش دهد، با چالش تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یک بازیگر درجه دوم در تحولات خاورمیانه مواجه خواهد شد.

انتهای پیام/

ارسال نظر