پیشنهاد سردبیر
پاتولوژی ترس در کاخ سفید / قمار مرگبار ترامپ بر سر پرستیژ

گزارش آنا از واکنش‌های عصبی واشنگتن به فرسایش بازدارندگی

پشت‌پرده آزادسازی قیمت نان در اتاق‌های فکر خاص

آیا بلاگر‌های اقتصادی دولت را به سوی خودکشی معیشتی هل می‌دهند؟

شکار اهداف درشت و کند در آب‌های محصور

بن‌بست هژمونی آمریکا در تله جغرافیایی خلیج‌فارس

حراج آینده در بورس آلودگی!

ذبح آموزش پای ناکارآمدی صنعتی

پایان دیپلماسی رمانتیک در هزارتوی مذاکرات

هزارتوی دیپلماسی در ژنو این‌بار در آستانه تقابل دو نگاه متفاوت قرار گرفته است؛ نگاهی که امنیت را به کالایی قابل معامله تبدیل می‌کند و نگاهی که اعتبار هر توافق را تنها در جریان واقعی پول و تجارت می‌سنجد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، فضای پیش‌روی دور دوم مذاکرات نشان می‌دهد که تهران با کوله باری از تجربه، قصد دارد ثابت کند میز مذاکره تنها زمانی مشروعیت دارد که نتایج آن در ترازنامه‌های بانکی و شریان‌های نفتی قابل لمس باشد، نه صرفاً در بیانیه‌های مشترک.

توهم سرمایه‌گذاری در عصر مهار

ایده ایجاد منافع مشترک برای مهار بدعهدی آمریکا، که از سوی تیم اقتصادی وزارت امور خارجه دنبال می‌شود، با یک پرسش تاریخی مواجه است؛ چگونه می‌توان قصاب توافقات را به شریک استراتژیک تبدیل کرد؟ خوش‌بینی نسبت به پیشنهاد مشارکت واشنگتن در میادین نفتی و معدنی ایران، با نادیده گرفتن ماهیت راهبرد مهار همه‌جانبه همراه است؛ راهبردی که در ساختار سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا ریشه‌دار تلقی می‌شود.

جریان موسوم به ترامپیسم، با وجود فهم زبان اقتصاد، سرمایه را نه به‌عنوان ابزاری برای صلح، بلکه به‌عنوان ابزاری برای اعمال فشار دنبال می‌کند؛ رویکردی که به نام دونالد ترامپ گره خورده است. مشارکت دادن کشوری که در مقاطع حساس، از دارو تا قطعات هواپیما را در اختیار ایران قرار نداد، در منابع حیاتی کشور، نیازمند واقع‌گرایی امنیتی سخت‌گیرانه است؛ چرا که در منطق قدرت، وابستگی متقابل تنها زمانی به ثبات می‌انجامد که توازن قوا حفظ شود.

رئالیسم اقتصادی و عبور از صبر هزینه‌زا

تأکید بر عدم شرطی‌سازی اقتصاد، به‌عنوان یکی از نشانه‌های بلوغ سیاسی درحال حاضر مطرح است. این رویکرد به‌نوعی پاسخ به محاسباتی تلقی می‌شود که تلاش داشتند با نگه‌داشتن اقتصاد ایران در وضعیت نه جنگ و نه صلح، جسارت توسعه را محدود کنند.

قرار دادن رفع تحریم‌های مالی به‌عنوان شرط ورود به هرگونه توافق، بیانگر این است که ایران دیگر حاضر نیست هزینه توافق‌های نمادین را با معیشت مردم پرداخت کند. پذیرش حق غنی‌سازی از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز در این چارچوب به‌عنوان نتیجه ایستادگی فنی و توانمندی هسته‌ای ایران مطرح شده است؛ واقعیتی که طرف مقابل را به پذیرش شرایط جدید وادار کرده است.

مهندسی موازنه در برابر هژمونی

دیدار سه‌جانبه ایران، روسیه و چین، پیامی روشن برای تندرو‌های مستقر در کاخ سفید دارد، دوران جهان تک‌قطبی به پایان رسیده است؛ این هماهنگی تاکتیکی، علاوه بر افزایش وزن چانه‌زنی ایران در ژنو، نشانه شکل‌گیری نوعی همگرایی در برابر فشار‌های اقتصادی غرب تلقی می‌شود.

توافق بر سر اقدامات مشترک، این معنا را دارد که اگر واشنگتن بار دیگر بخواهد از ابزار آژانس برای فشار سیاسی استفاده کند، با واکنشی هماهنگ مواجه خواهد شد. این همسویی، به تهران امکان می‌دهد با اطمینان بیشتری بر شروط اقتصادی خود پافشاری کند، چرا که مسیر تنفس اقتصاد کشور دیگر صرفاً به کانال‌های غربی محدود نیست.

آزمون صداقت در میدان عمل

ایران با طرح پیشنهادی خود تلاش کرده تمامی بهانه‌ها را از میان بردارد و تأکید کند که اگر توافقی پایدار مدنظر است، گشایش در حوزه مالی باید در عمل رخ دهد.
در این چارچوب، هرگونه بازگشت به الگوی وعده در برابر تعلیق می‌تواند پیامد‌هایی فراتر از بن‌بست‌های پیشین داشته باشد.

انتهای پیام/

ارسال نظر