پیشنهاد سردبیر
پشت‌پرده حضوردلالان ترامپ در میز مذاکرات ژنو

آیا بازدارندگی ایران در ژنو حراج می‌شود؟

حضور حلقه اول وفاداران ترامپ در ژنو، بیش از آنکه نشانه‌ای از نیت صادقانه برای حل منازعات باشد، پرده‌برداری از یک آفند دیپلماتیک جهت مهار توانمندی‌های راهبردی ایران است. واشنگتن که در محاسبات میدانی با سد تسخیرناپذیر دفاعی تهران برخورد کرده، اکنون می‌کوشد از دریچه‌ی مذاکرات بیزنسی، همان اهداف براندازانه را در زرورق میانجی‌گری‌های منطقه‌ای به کرسی بنشاند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، اعزام چهره‌های بدنامی، چون جرد کوشنر و استیو ویتکاف به ژنو، نشان‌دهنده تغییر ماهیت مذاکرات از یک گفت‌وگوی بین‌المللی به یک معامله تهاجمی است.

واشنگتن با این ترکیب، به دنبال آن است تا دکترین تجاری‌سازی امنیت را به دستگاه محاسباتی ایران تحمیل کند. آنها قصد دارند با پوشش میانجی‌گری‌های منطقه‌ای، ایران را در تله‌ای گرفتار کنند که در آن، امتیازات نقد دفاعی در برابر وعده‌های نسیه اقتصادی معامله شود.

تضاد آشکار میان چراغ‌سبز‌های نمایشی مارک روبیو و عربده‌های تغییر ساختار ترامپ در ایرفورس‌وان، ثابت می‌کند که دیپلماسی برای کاخ سفید، صرفاً ابزاری برای فرسایش توانمندی‌های درونی ایران و ایجاد یک امید کاذب در بدنه اجتماعی است تا در لحظه مناسب، ضربه نهایی را وارد آورند.

اعتراف به بن‌بست

بازگشت آمریکا به میز مذاکره، نه از سر حسن‌نیت، بلکه محصول یک استیصال راهبردی است. قدرت بازدارندگی ایران، معادلات کلاسیک نظامی در واشنگتن را به بن‌بست کشانده است. 
اعترافات پنهان در لایه‌های امنیتی آمریکا نشان می‌دهد که آنها از زمین بزرگ‌تر درگیری هراس دارند؛ زمینی که در آن هیچ پناهگاهی برای متحدان منطقه‌ای آمریکا و شریان‌های انرژی رژیم صهیونیستی باقی نخواهد ماند. واشنگتن به خوبی می‌داند که گزینه نظامی علیه ایران، یک خودکشی استراتژیک است و پاسخ تهران محدود به جغرافیا نخواهد بود. لذا، چرخش به سمت ژنو، یک عقب‌نشینی تاکتیکی برای مهار قدرتی است که در میدان نبرد، مهارناپذیر نشان داده است.

هدف، خلع سلاح است

تجربه تاریخی برجام به ما یادآوری می‌کند که هرگونه مصالحه بدون رفع ساختاری و تضمین‌شده تحریم‌ها، صرفاً تثبیت یک اهرم فشار دائمی است. تیم ترامپ به دنبال آن است که با گشودن پرونده‌های جدید موشکی و منطقه‌ای، ایران را در یک مارپیچ عقب‌نشینی قرار دهد. هدف نهایی آنها، نه حل اختلاف، بلکه خلع سلاح تدریجی ایران تحت پوشش دیپلماسی است. آنها می‌خواهند چرخ‌دنده‌های قدرت سخت کشور را متوقف کنند تا سایه تهدید را برای همیشه بر سر ایران نگه دارند. مذاکره‌ای که نیت آن کاهش موقت تنش باشد، خطرناک‌تر از خود تنش است، چرا که اقتدار ملی را به بازی می‌گیرد.

تنها زبان مورد فهم واشنگتن

منطق دفاعی ایران ایجاب می‌کند که در برابر تله ژنو با صلابت برخورد شود. تنها عامل بازدارنده آمریکا از ماجراجویی نظامی، قدرت موشکی و نفوذ راهبردی ایران است، نه لبخند‌های تصنعی دلالان در سوئیس. هرگونه عقب‌نشینی در حوزه‌های بازدارندگی، به معنای دعوت از دشمن برای حمله است.

در دنیایی که ترامپ امنیت را یک کالا می‌بیند، ایران باید ثابت کند که اقتدار ملی‌اش غیرقابل معامله است. مسیر عبور از بن‌بست فعلی، نه در هتل‌های ژنو، بلکه در استمرار تقویت بنیه‌های دفاعی و ایستادگی بر خطوط قرمزی است که امنیت کشور را طی دهه‌ها تضمین کرده است. لبخند‌های جرد کوشنر، پوششی بر خنجر زهرآگین واشنگتن است؛ نباید اجازه داد دیپلماسی دلالی، جایگزین دکترین اقتدار شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر