«پروانه»؛ روایت جسورانه فیلمساز با تکیه بر ذهنیت و تجربه بصری
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، محمدرضا کاظمی ـ فیلم سینمایی «پروانه» به کارگردانی محمد برزوییپور، از آن دست آثاری است که نه میشود با برچسب شاهکار دربارهاش اغراق کرد و نه انصاف اجازه میدهد در ردیف آثار شکستخورده جشنواره امسال قرارش داد. «پروانه» بیش از هر چیز فیلمی است که تلاش میکند با تکیه بر فرم، مخاطب را درگیر جهان ذهنی شخصیت اصلیاش کند و در همین مسیر، بخش مهمی از امتیازهایش را به دست میآورد.
یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم، فرم روایی و اجرای بصری آن است. فیلمبرداری حسابشده، قاببندیهای دقیق و استفاده نسبتاً هوشمندانه از جلوههای ویژه کامپیوتری، به «پروانه» کمک کرده تا فضای ذهنی و ناپایدار قصه باورپذیر از آب دربیاید. جلوههای ویژه در اینجا نه برای خودنمایی، بلکه در خدمت روایت به کار گرفته شدهاند؛ نکتهای که در سینمای ایران هنوز هم امتیاز مهمی محسوب میشود. جهان فیلم، بهویژه در سکانسهایی که مرز واقعیت و خیال کمکم مخدوش میشود، از نظر بصری جذاب و کنترلشده است.
از طرف دیگر «پروانه» در سطح مضمون، وارد قلمرو سایکودرام میشود؛ جایی که فیلم در ابتدا با ظاهری جنایی آغاز میشود و مخاطب را وارد فضایی پرتعلیق و رازآلود میکند، اما هرچه جلوتر میرویم، لایههای تازهای از روایت آشکار میشود. تغییر ژانر تدریجی فیلم از یک روایت جنایی به اثری روانشناختی، یکی از جسورانهترین انتخابهای فیلمساز است، آن هم به عنوان یک کارگردان فیلم اولی که تصور میشود باید با کمترین ریسک اثرش را به روی پرده سینماها بفرستد. این چرخش، اگرچه ممکن است برای بخشی از مخاطبان غافلگیرکننده یا حتی گیجکننده باشد، اما در مجموع به هویت فیلم کمک میکند و نشان میدهد با اثری طرفیم که قصد داشته فراتر از الگوهای آشنا حرکت کند.
در عین حال، فیلم در برخی مقاطع میتوانست در پرداخت دراماتیک دقیقتر عمل کند. انتقال از دنیای بیرونی به جهان ذهنی شخصیت اصلی، هرچند از نظر فرمی قابل دفاع است، اما در بعضی لحظات نیاز به ظرافت روایی بیشتری دارد تا پیوند عاطفی مخاطب با قصه حفظ شود. با این حال، همین انتخاب جسورانه در تغییر لحن و ژانر، «پروانه» را از بسیاری از آثار محافظهکار جشنواره متمایز میکند.
باوجود این تفاسیر، اما «پروانه» ضعفهای غیرقابل انکاری هم داشت که نمیتوان آنها را نادیده گرفت، از بازیهایی که میتوانست بهتر و حساب شدهتر باشد، تا دیالوگهایی که اگر قوت بیشتری داشتند، در جذابتر شدن کلیت کار اثرگذار بودند. سکانسهای تقابل مهدی پاکدل و هومن برق نورد، از بن مایههای اصلی فیلم است که روند قصه در آنجا شکل میگیرد و مخاطب به مرور از دل همین مکالمات (که در ابتدا بازجویی و در انتها جلسه تراپی است) با زاوایای مختلف ماجرا آشنا میشود. در این بین بازیهای هر دو نفر به ویژه هومن برق نورد در بخش اول فیلم بسیار دیدنی است، اما هرچه فضای او از پلیس خشن به روانشناس تغییر میکند، کیفیت بازی هم پایین میآید.
در کل میتوان گفت پروانه فیلمی است که بیش از آنکه متکی به دیالوگ یا داستان خطی باشد، روی فضا، ذهنیت و تجربه بصری حساب باز کرده است. اثری که شاید بینقص نباشد، اما تلاشش برای ورود به قلمرو سایکودرام و استفاده جدی از امکانات بصری، آن را به تجربهای قابل احترام در جشنواره فجر امسال تبدیل میکند؛ فیلمی که نشان میدهد سازندهاش جسارت تجربهگری دارد و مسیرش را آگاهانه انتخاب کرده است.
انتهای پیام/
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس