پیشنهاد سردبیر
پایان مأموریت «پیمانکاران آشوب» در بزنگاه مذاکرات مسقط 

گزارش آنا از پشت‌پرده بازداشت ۴ عنصر کلیدی حلقه «ضدوفاق» و متلاشی شدن شبکه سایه

کابوس «پاسخ آنی»؛ چرا عقربه‌های جنگ در مسقط متوقف شد؟

واکاوی تغییر دکترین نظامی پنتاگون از «ضربه اول» به «انفعال استراتژیک»

 قمار با کارت‌های سوخته 

چرا واشنگتن همزمان با لبخند در مسقط تحریم جدید وضع می‌کند؟

عقب نشینی کاخ سفید و سکوت رسانه‌های عبری در برابر گرز تهران

چرا دکترین جنگ منطقه‌ای ترامپ را به زانو درآورد؟

فیلم‌های فجر ۴۴ از نگاه آنا؛

«کارواش»؛ تعلیق روایی در یک پرونده ملتهب/ وقتی «پولشویی» کابوس قهرمان می‌شود

ریتم مناسب، روایت منسجم و پرهیز از شلوغ‌کاری‌های مرسوم، «کارواش» را به اثری قابل تماشا تبدیل کرده است.

گروه فرهنگ خبرگزاری  آنا، نساء نیکوـ «کارواش» بیش از آنکه درباره فساد اقتصادی باشد، درباره نحوه روایت فساد در سینمای امروز ایران است؛ روایتی که اغلب ترجیح می‌دهد در حاشیه امن حرکت کند. فیلم احمد مرادپور، با وجود سوژه ملتهب و شخصیت محوری جذاب، در نهایت تصمیم می‌گیرد به‌جای شکافتن مسئله، آن را مدیریت کند.

داستان با معرفی کاوه، مامور اداره مالیات، آغاز می‌شود؛ مردی که مرگ یکی از همکارانش در جریان پیگیری پرونده‌های اقتصادی، او را به شخصیتی مصمم، اما فرسوده بدل کرده است. این پیش‌فرض، ظرفیت بالایی برای شکل‌گیری یک تریلر اجتماعی دارد؛ ظرفیتی که فیلم در سطح روایت حفظ می‌کند، اما در سطح تحلیل، از آن فاصله می‌گیرد.

یکی از نقاط قوت «کارواش»، تعلیق روایی آن است. مرادپور به‌خوبی می‌داند چگونه اطلاعات را قطره‌چکانی در اختیار تماشاگر بگذارد و او را در وضعیت انتظار نگه دارد. فیلم از این منظر، شبیه به آثار سریالی سال‌های اخیر است و حتی در فضاسازی، یادآور آقازاده می‌شود. با این تفاوت که «کارواش» سعی می‌کند لحن سینمایی‌تری داشته باشد و از اغراق‌های تلویزیونی فاصله بگیرد.

اما همین شباهت، به یک دام تبدیل می‌شود. فیلم به‌جای آنکه از تجربه سریال‌ها عبور کند، در همان مختصات باقی می‌ماند. شخصیت‌ها اغلب تک‌بعدی‌اند و روابط، بیشتر کارکرد داستانی دارند تا دراماتیک. فساد اقتصادی، نه به‌عنوان یک ساختار، بلکه صرفاً به‌مثابه مانعی در مسیر قهرمان تعریف می‌شود.

در حوزه بازیگری، فیلم نمره قبولی می‌گیرد، اما درخشان نمی‌شود. بازی‌ها عمدتاً متوسط‌‌اند. حسین مهری تنها بازیگری است که موفق می‌شود به نقش خود وزن بدهد. او کاوه را نه یک قهرمان اغراق‌شده، بلکه کارمندی خسته و لجوج تصویر می‌کند؛ شخصیتی که بیش از آنکه قهرمان باشد، در حال فرسایش است. این انتخاب بازی، به واقع‌گرایی فیلم کمک می‌کند، اما ضعف فیلمنامه اجازه نمی‌دهد این شخصیت به لایه‌های پیچیده‌تری برسد.

مشکل اصلی «کارواش» در پایان‌بندی آن عیان می‌شود. پایانی که به‌جای جمع‌بندی دراماتیک، به کلیشه‌های آشنا پناه می‌برد و همه‌چیز را در چارچوبی امن می‌بندد. این پایان، نه از دل منطق داستان بیرون می‌آید و نه با مسیری که شخصیت طی کرده، هم‌خوانی کامل دارد. گویی فیلم در آخرین لحظه، از تبعات حرف‌هایش می‌ترسد.

در سینمای جهان، تریلر‌های اقتصادی موفقاز «همه مردان رئیس‌جمهور» تا آثار معاصرزمانی اثرگذارند که فساد را به‌مثابه یک سیستم به تصویر بکشند، نه یک پرونده. «کارواش»، اما ترجیح می‌دهد فساد را شخصی کند، محدود کند و در نهایت، بی‌خطر سازد.

با این حال، نباید از نکات مثبت فیلم غافل شد. ریتم مناسب، روایت منسجم و پرهیز از شلوغ‌کاری‌های مرسوم، «کارواش» را به اثری قابل تماشا تبدیل کرده است. فیلم نشان می‌دهد احمد مرادپور به زبان ژانر مسلط است، اما هنوز در عبور از مرز‌های محتوایی، محتاط عمل می‌کند.

«کارواش» نه شکست است و نه موفقیت کامل؛ بلکه نمونه‌ای گویا از وضعیت سینمای اجتماعی امروز ایران است: سینمایی که مسئله را می‌شناسد، ابزارش را دارد، اما در لحظه تصمیم، ترجیح می‌دهد ترمز کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر