پیشنهاد سردبیر
«خرمشهر ۴» بن‌بست‌شکن میز مذاکرات

تبیین دکترین هماهنگی سردار و سفیر در عصر جدید قدرت 

خط قرمز جدید برای داوطلبان شورا‌ها

چه کسانی از قطار انتخابات شورا‌ها پیاده می‌شوند؟

18:00 25 / 11 /1404

نشانه‌های پیوند مادر و کودک در تارهای مو ثبت می‌شود‌

رابطه عاطفی میان مادر و کودک تنها در آغوش‌ها، نگاه‌ها و لحظه‌های روزمره شکل نمی‌گیرد؛ دانشمندان نشان داده‌اند که این پیوند می‌تواند به‌صورت ردپایی زیستی در بدن ثبت شود. آن هم جایی غیرمنتظره‌ای مانند تار‌های مو.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد سطح بلندمدت هورمونی به نام «اکسی‌توسین» (Oxytocin) که به هورمون پیوند و دلبستگی شهرت دارد، نه‌تنها در رفتار‌های محبت‌آمیز مادران بازتاب می‌یابد، بلکه به‌طور تدریجی در ساختار مو‌های مادر و کودک ذخیره می‌شود؛ نشانه‌ای بیولوژیکی از رابطه‌ای که ماه‌ها و شاید سال‌ها شکل گرفته است.

پیوند عاطفی که در بدن حک می‌شود

سال‌هاست روان‌شناسان می‌دانند تماس بدنی، توجه عاطفی و تعامل گرم میان والدین و فرزندان نقشی کلیدی در رشد هیجانی کودکان دارد. اما اکنون دانش زیست‌شناسی اجتماعی نشان می‌دهد این ارتباط تنها یک تجربه ذهنی یا رفتاری نیست، بلکه در سطح مولکولی نیز ثبت می‌شود.

طی پژوهش‌های انجام شده، دانشمندان دریافتند مادرانی که سطح بلندمدت بالاتری از اکسی‌توسین دارند، معمولاً رابطه‌ای گرم‌تر، پاسخگوتر و احساسی‌تر با کودکان پیش‌دبستانی خود برقرار می‌کنند. جالب‌تر آنکه سطح این هورمون در بدن مادر و کودک اغلب هم‌جهت حرکت می‌کند؛ گویی بدن‌های آنها در یک ریتم زیستی مشترک تنظیم می‌شود.

چرا بزاق نمی‌تواند تصویر واقعی پیوند را نشان دهد

سال‌ها اندازه‌گیری اکسی‌توسین بیشتر از طریق نمونه بزاق انجام می‌شد. اما مشکل این روش آن است که مقدار این هورمون می‌تواند در عرض چند دقیقه به‌شدت تغییر کند. لمس، استرس، هیجان یا حتی یک آغوش کوتاه می‌تواند موجی لحظه‌ای از ترشح اکسی‌توسین ایجاد کند. پژوهش‌های پیشین نشان داده‌اند نتایج بزاق از یک روز به روز دیگر نوسان شدیدی دارد؛ در نتیجه تنها تصویری گذرا از وضعیت هورمونی ارائه می‌دهد، نه یک الگوی پایدار. در مقابل، مو مانند یک آرشیو زیستی عمل می‌کند.

مو؛ دفترچه خاطرات شیمیایی بدن

همان‌طور که پیش‌تر برای اندازه‌گیری «کورتیزول» (Cortisol) یا همان هورمون استرس، استفاده شده بود، دانشمندان اکنون از مو برای بررسی اکسی‌توسین بهره گرفته‌اند.
بر اساس گزارش منتشر شده در سایت علمی «اِرف» (Earth)؛ هنگامی که مو رشد می‌کند، مقدار اندکی از هورمون‌های در گردش خون در تار‌های آن به دام می‌افتد. به این ترتیب، هر چند سانتی‌متر مو می‌تواند میانگین هورمونی چند هفته یا چند ماه گذشته را ثبت کند.
این روش نوسانات لحظه‌ای را حذف می‌کند و تصویری تدریجی از وضعیت زیستی فرد ارائه می‌دهد؛ درست مانند خود رابطه والد و کودک که طی زمان ساخته می‌شود، نه در یک لحظه.

مشاهده رابطه مادر و کودک در زندگی واقعی

در مطالعه‌ای منتشر شده در «ساینس دایرکت» (Science Direct)، پژوهشگران از ۲۸ مادر و کودک سه تا پنج‌ساله نمونه مو گرفتند. سپس تعامل آنها را در زمان بازی آزاد مشاهده کردند و میزان گرمی عاطفی، پاسخ‌گویی و درگیری هیجانی را ارزیابی کردند. پس از آن، داده‌های رفتاری با سطح اکسی‌توسین ذخیره‌شده در مو مقایسه شد. نتیجه این بود که هرچه سطح بلندمدت اکسی‌توسین مادر بالاتر بود، رابطه عاطفی ثبت‌شده نیز گرم‌تر و هماهنگ‌تر به نظر می‌رسید.

یکی از یافته‌های شگفت‌انگیز این بود که کودکان معمولاً سطح اکسی‌توسین بالاتری از مادران داشتند. اما درون هر زوج مادر و کودک، مقدار این هورمون تمایل داشت با هم افزایش یا کاهش یابد. این هم‌جهتی می‌تواند حاصل ژنتیک مشترک، محیط مشترک یا الگو‌های رفتاری روزمره باشد و یا ترکیبی از هر سه. اگرچه این مطالعه نمی‌تواند نشان دهد کدام عامل مقدم است، اما آشکار می‌کند بدن مادر و کودک در سطحی عمیق‌تر از آنچه تصور می‌شد به هم متصل باقی می‌مانند.

وقتی زیست‌شناسی کودک نقش تنظیم‌کننده دارد

تأثیر سطح اکسی‌توسین مادر زمانی قوی‌تر است که سطح این هورمون در کودک پایین تا متوسط باشد. اما زمانی که کودک خود سطح بالایی از اکسی‌توسین داشت، شیمی بدن مادر نقش کمتری در کیفیت تعامل ایفا می‌کرد. این موضوع نشان می‌دهد رابطه عاطفی یک مسیر یک‌طرفه نیست. زیست‌شناسی کودک نیز می‌تواند رفتار مادر را تقویت یا تعدیل کند. پیوند عاطفی حاصل گفت‌وگویی زیستی میان دو بدن است، نه فرمانی یک‌سویه از والد به فرزند.

هورمون پیوند؛ پیام‌رسان شیمیایی اعتماد، آرامش و دلبستگی

در مرکز بسیاری از رفتار‌های اجتماعی انسان، مولکولی کوچک، اما قدرتمند نقش‌آفرینی می‌کند؛ یعنی اکسی‌توسین. این ماده که هم‌زمان یک هورمون و یک «انتقال‌دهنده عصبی» (Neurotransmitter) به‌شمار می‌رود، در ناحیه‌ای از مغز به نام «هیپوتالاموس» (Hypothalamus) تولید و از طریق «غده هیپوفیز» (Pituitary Gland) وارد جریان خون می‌شود.

اکسی‌توسین در نخستین لحظات تولد فعال می‌شود؛ زمانی که تماس پوست با پوست میان مادر و نوزاد برقرار می‌شود، ضربان قلب‌ها به هم نزدیک می‌شود و نخستین پیوند عاطفی شکل می‌گیرد. این هورمون با کاهش فعالیت مدار‌های استرس در مغز، به‌ویژه سیستم «آمیگدالا» (Amygdala)، احساس امنیت و آرامش را تقویت می‌کند و هم‌زمان حساسیت فرد به نشانه‌های اجتماعی مانند چهره، صدا و لمس را افزایش می‌دهد.

پژوهش‌های پیشین از جمله مقاله منتشر شده در سایت «پاب مد» (Pub Mad)؛ نشان داده‌اند که اکسی‌توسین در شکل‌گیری اعتماد میان انسان‌ها، ایجاد همدلی، تقویت صمیمیت روابط و حتی همکاری اجتماعی نقشی کلیدی دارد. افرادی که سطح بالاتری از این هورمون را تجربه می‌کنند، معمولاً واکنش‌های عاطفی گرم‌تری نشان می‌دهند و بهتر می‌توانند هیجان دیگران را درک کنند.

در رابطه مادر و کودک، اکسی‌توسین مانند یک تقویت‌کننده زیستی عمل می‌کند. هر تماس محبت‌آمیز، هر لبخند پاسخ‌دهنده و هر لحظه مراقبت، ترشح بیشتری از این هورمون را تحریک می‌کند؛ و همین افزایش شیمیایی، تمایل به مراقبت و نزدیکی بیشتر را دوباره تقویت می‌کند. به این ترتیب چرخه‌ای مثبت شکل می‌گیرد که هم رفتار و هم زیست‌شناسی رابطه را به‌طور هم‌زمان عمیق‌تر می‌کند.

محدودیت‌های علمی

پژوهشگران هشدار می‌دهند که این نتایج هنوز مقدماتی است. نمونه کوچک و تمرکز بر یک گروه خاص مانع تعمیم فوری نتایج به همه خانواده‌ها می‌شود. همچنین هنوز مشخص نیست آیا اکسی‌توسین بالا موجب رابطه بهتر می‌شود یا رابطه گرم و صمیمی باعث افزایش اکسی‌توسین. احتمالاً هر دو فرآیند هم‌زمان رخ می‌دهد و یک چرخه تقویتی ایجاد می‌کند.

آینده پژوهش‌های پیوند زیستی

دانشمندان قصد دارند در آینده پدران را نیز وارد مطالعات کنند، خانواده‌ها را طی سال‌ها دنبال کنند و بررسی کنند آیا برنامه‌های آموزشی والدگری می‌توانند هم رفتار و هم الگوی هورمونی را تغییر دهند یا نه.
از آنجا که مو تغییرات آرام، کند و پایدار را ثبت می‌کند، می‌تواند ابزار قدرتمندی برای مطالعه تأثیر بلندمدت روابط انسانی باشد؛ نه فقط لحظه‌های کوتاه آزمایشگاهی.

یافته‌های تازه نشان می‌دهد پیوند میان مادر و کودک تنها در خاطره‌ها و رفتار‌ها زنده نیست، بلکه به‌آرامی در بدن هر دو حک می‌شود. تار‌های مو، که زمانی تنها نشانه‌ای ظاهری از رشد بودند، اکنون به آرشیوی زیستی از رابطه‌های انسانی تبدیل شده‌اند.

این پژوهش تصویری عمیق‌تر از عشق، مراقبت و دلبستگی ارائه می‌دهد؛ رابطه‌ای که نه‌تنها در قلب و ذهن، بلکه در شیمی بدن نیز جریان دارد. لحظه‌های کوچک روزمره، همان آغوش‌ها و توجه‌های ساده، تنها احساس خوب نمی‌سازند؛ آنها به‌مرور زیست‌شناسی رابطه را شکل می‌دهند و در بدن نسل بعدی ماندگار می‌شوند.

انتهای پیام/

ارسال نظر