برای سروش رفیعی و رفیعی ها که حالشان خوب نیست و مجبوری بازی می کنند
به گزارش خبرگزاری آنا، شکست پرسپولیس در انزلی مقابل ملوان، فراتر از یک ناکامی جدولی، رونمایی از بحرانی بود که ریشه در تمرکز و تعهد بازیکنانش دارد. سرخپوشان در روزی که دور از شأن نام خود ظاهر شدند، با خطای پنالتی سروش رفیعی بازی را واگذار کردند؛ بازیکنی که این روزها بیش از آنکه در میانه میدان اثرگذار باشد، در حاشیه و مقابل دوربینها خبرساز شده است.
اگرچه نمیتوان از نقش مدیریت، یارگیریهای اشتباه پیشفصل و حتی سردرگمی تاکتیکی کادر فنی چشمپوشی کرد، اما نوک پیکان انتقادات امروز به سمت کسی است که خوب حرف زدن را میداند و همواره راه فرار از بحرانها را بلد بوده است. سروش رفیعی، که در سال ۱۴۰۱ نیز رویهای مشابه را در پیش گرفته بود، بار دیگر در فضای ملتهب پس از حوادث تلخ دی ماه، مسیری را انتخاب کرده که به جای اقناع هوادار، پرسشهای بزرگی را ایجاد میکند.
سروش رفیعی پس از بازی با چادرملو مدعی شد که «حال هیچ کس خوب نیست» و بازیکنان «به اجبار» بازی میکنند. درک حال نامساعد جامعه و ورزشکاری که خود عضوی از همین مردم است، دشوار نیست؛ اما مسئله زمانی پیچیده میشود که این «بیمیلی به بازی»، به توجیهی برای افت فاحش فنی و عدم تمرکز در زمین تبدیل گردد.
اینجاست که باید میان مسئولیت اجتماعی و تعهد حرفهای تفکیک قائل شد. چطور میتوان از یک سو دم از بازی اجباری و «شرمندگی از فوتبال» زد اما از سوی دیگر برای دریافت قراردادهای چند ده میلیاردی، لحظهای درنگ نکرد؟
این پارادوکس «تعهد مالی - مسئولیت اجتماعی»، دقیقاً همان نقطهای است که هوادار را آزار میدهد. اگر بازیکنی احساس میکند شرایط روحیاش اجازه نمیدهد با تمام توان در زمین باشد، صداقت حرفهای حکم میکند که این موضوع را با سرمربی در میان بگذارد و حتی از بخشی از دستمزد خود بگذرد؛ نه اینکه با یک بازی بیانگیزه و اشتباهاتی نظیر پنالتی بازی ملوان، سرمایههای باشگاه و دلخوشی هواداران را به خطر بیندازد.
اشتباه فنی رفیعی در بازی مقابل ملوان را نباید صرفاً یک خطای تصادفی دانست؛ این اشتباه، خروجی مستقیم ذهنی است که جای دیگری سیر میکند. وقتی بازیکن با پیشفرض «مجبوری بازی کردن» وارد زمین میشود، ناخودآگاه تمرکز لازم برای تصمیمگیری در لحظات حساس را از دست میدهد.
سروش رفیعی و بازیکنانی که نگاهی مشابه دارند، باید به این نکته بیندیشند که در روزگار تلخ و دشوار، شاید همین ۹۰ دقیقه فوتبال تنها پنجره امید و دلخوشی برای بخشی از جامعه باشد. آیا گرفتن همین دلخوشی اندک با بازیهای بیروح و بیانگیزه، در تضاد با همان شعارهای مردمی نیست؟
امتیازاتی که پرسپولیس این روزها به سادگی از دست میدهد، با ژستهای اجتماعی باز نمیگردد. احترام به مردم، بیش از آنکه در کلمات و آه کشیدن در میکسدزون باشد، در احترام به تعهدی است که بازیکن نسبت به پیراهن تیم و وقت هوادار دارد. اگر حال کسی خوب نیست و توان بازی ندارد، ایستادن در صف اول دریافت قرارداد و همزمان نالیدن از «اجبار»، چیزی جز تناقض در رفتار و گفتار نیست.
انتهای پیام/
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس