بازخوانی اقتصاد مقاومتی ضرورت راهبردی برای پایداری و عدالت؛ وقت ساختن یک مدل مقاوم رسیده است
به گزارش خبرگزاری آنا، در طول دهههای گذشته، اقتصاد ایران همواره یکی از اصلیترین اهداف فشار، تحریم و عملیات تضعیف از سوی دشمنان خارجی بوده است؛ موضوعی که ریشههای آن را باید فراتر از مسائل مقطعی و صرفاً سیاسی جستوجو کرد. بررسی تحولات خبری، اسناد تحریمی و تحلیلهای مراکز پژوهشی بینالمللی نشان میدهد که اقتصاد ایران به دلیل ماهیت راهبردی، ظرفیتهای بزرگ و نقش آن در استقلال سیاسی کشور، همواره در کانون توجه و تقابل قدرتهای رقیب قرار داشته است.
ایران از نظر منابع طبیعی، موقعیت ژئوپلیتیکی و توان انسانی، یکی از معدود کشورهایی است که میتواند بدون وابستگی ساختاری به نظام سلطه، مسیر توسعه مستقل را دنبال کند. قرار گرفتن در چهارراه انرژی جهان، دسترسی همزمان به آبهای آزاد، بازارهای آسیایی، اروپایی و منطقهای و برخورداری از ذخایر عظیم نفت، گاز، معادن و صنایع پایه، اقتصاد ایران را به یک بازیگر بالقوه اثرگذار در معادلات جهانی تبدیل کرده است. همین ظرفیت بالقوه، در نگاه دشمنان، تهدیدی برای نظم اقتصادی مطلوب آنان محسوب میشود؛ نظمی که بر وابستگی کشورها، فروش مواد خام، واردات فناوری و تبعیت از سازوکارهای مالی تحت کنترل قدرتهای بزرگ استوار است.
فشار اقتصادی برای تغییر رفتار سیاسی
تضعیف اقتصاد ایران نه یک هدف مستقل، بلکه ابزاری برای تحقق اهداف سیاسی و امنیتی است. تجربه تاریخی نشان میدهد هرگاه اقتصاد کشوری تحت فشار معیشتی قرار گیرد، قدرت تصمیمگیری مستقل، انسجام اجتماعی و توان مقاومت سیاسی آن نیز هدف قرار میگیرد. به همین دلیل، تحریمها بهطور مشخص بر نقاطی متمرکز شدهاند که مستقیماً با زندگی مردم، درآمدهای ارزی، سیستم بانکی، تجارت خارجی و سرمایهگذاری گره خوردهاند. گزارشهای رسمی نهادهای تحریمکننده بهروشنی نشان میدهد که «فشار اقتصادی برای تغییر رفتار سیاسی» یکی از کلیدواژههای اصلی در طراحی این سیاستها بوده است.
در عین حال، اقتصاد ایران به دلیل ساختار درونزا و تجربه طولانی مقابله با محدودیتها، به یک الگوی ناخواسته برای سایر کشورها تبدیل شده است. تابآوری نسبی اقتصاد، ادامه صادرات انرژی، رشد صنایع داخلی، توسعه شرکتهای دانشبنیان و حفظ حداقلی از ثبات اقتصادی در شرایط تحریمهای بیسابقه، این پیام را مخابره میکند که میتوان خارج از چارچوبهای تحمیلی نیز زنده ماند و رشد کرد. همین تجربه، اگر تقویت و تکثیر شود، میتواند الهامبخش سایر کشورها باشد و این دقیقاً همان چیزی است که دشمنان تمایلی به وقوع آن ندارند.
روایتسازی منفی و بزرگنمایی مشکلات
از منظر رسانهای و جنگ شناختی نیز اقتصاد ایران همواره در معرض روایتسازی منفی قرار داشته است. بزرگنمایی مشکلات، نادیده گرفتن دستاوردها، القای بنبست اقتصادی و پیوند زدن مستقیم همه چالشها به ساختار داخلی، بخشی از راهبردی است که هدف آن تضعیف اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی است. این در حالی است که حتی گزارشهای نهادهای بینالمللی، در لایههای آماری خود، به رشد بخشهایی از اقتصاد ایران، افزایش صادرات غیرنفتی در برخی سالها و توسعه زیرساختهای صنعتی و فناورانه اذعان دارند؛ اما این دادهها کمتر به روایت غالب رسانهای راه پیدا میکند.
در مجموع، اقتصاد ایران همواره مورد هدف قرار میگیرد، زیرا مستقل بودن آن، با منافع دشمنان سازگار نیست. هر گامی که به سمت کاهش وابستگی، تقویت تولید داخلی، توسعه زنجیره ارزش و اصلاح ساختارهای اقتصادی برداشته میشود، در واقع بخشی از معادله فشار را خنثی میکند. از همین رو، حفظ و تقویت اقتصاد ملی، صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه بخشی از امنیت ملی و اقتدار راهبردی کشور به شمار میرود؛ واقعیتی که دشمنان بهخوبی آن را درک کردهاند و به همین دلیل، اقتصاد ایران را همواره در خط مقدم تقابل خود قرار دادهاند.
نظام اقتصادی کشور در برابر انواع بحرانها
مصطفی زمانیان، استاد دانشکده حکمرانی و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی آنا با اشاره به دلایل آسیبپذیری مزمن اقتصاد ایران اظهار کرد: واقعیت این است که نظام اقتصادی کشور در برابر انواع بحرانها، اعم از بحرانهای داخلی، خارجی، سیاسی، امنیتی و حتی صنعتی، بهشدت آسیبپذیر است.
حمایت همهجانبه ظرفیتهای رسانهای، اقتصادی و اجتماعی کشور برای همراهسازی جامعه با اصلاحات، یک ضرورت اجتنابناپذیر است و بدون این همراهی، دستیابی به اهداف اصلاحات اقتصادی ممکن نخواهد بود
وی گفت: ما در دورههایی از تاریخ معاصر کشور، حتی زمانی که فضای سیاسی و بینالمللی چندان هم علیه ایران نبود، باز هم با چالشها و مشکلات جدی اقتصادی مواجه بودیم. امروز که شرایط خارجی سختتر شده، این مشکلات همچنان ادامه دارد و حتی تشدید شده است.
این استاد دانشگاه افزود: مسئله اصلی این است که ما هنوز به یک «مدل کلان اقتصادی» که بتواند دو شرط اساسی مورد تأکید رهبر انقلاب در سیاستهای اقتصاد مقاومتی، یعنی درونزایی و بروننگری را بهطور همزمان محقق کند، دست نیافتهایم. مدلی که هم بتواند با جهان تعامل مؤثر داشته باشد و از فرصتهای جهانی استفاده کند و هم به سطحی از خوداتکایی و پایداری برسد که در شرایط مختلف، تابآوری لازم را داشته باشد.
زمانیان تأکید کرد: چنین مدلی در حال حاضر در اقتصاد کشور وجود ندارد و اگر کسی بخواهد امروز برای اقتصاد ایران راهحلی بیندیشد، چارهای جز اصلاح این نظام آسیبپذیر ندارد. در فقدان این تدبیر، نه مذاکرات میتواند مشکل ما را حل کند و نه تحریمها لزوماً اوضاع را بدتر میکند؛ بلکه ما در همین شرایط به هدررفت منابع، فرصتها و ظرفیتهای کشور ادامه خواهیم داد.
وی ادامه داد: از همین رو، نباید از نوسانات سیاسی و اقتصادی بیش از حد ترسید و نه باید از برخی تحولات مقطعی، مانند گشایشهای دیپلماتیک، بیش از اندازه خوشحال شد. مسئله اصلی، اصلاح ساختارهای بنیادین اقتصاد است.
پایداری، تابآوری و استمرار در اقتصاد
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به مفهوم اقتصاد مقاومتی گفت: ما سالها پیش پیشنهادی را مطرح کردیم مبنی بر اینکه بهجای واژه «اقتصاد مقاومتی» از اصطلاح «اقتصاد استقامتی» استفاده شود. در زبان فارسی، واژه «استقامت» بهتر میتواند مفهوم پایداری، تابآوری و استمرار را منتقل کند.بخش خصوصی نیز وقتی از اقتصاد مقاومتی صحبت میشود، بیشتر مفهوم تابآوری و درونزایی را درک میکند. به همین دلیل، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک بازاندیشی جدی هستیم؛ بازاندیشیای که هم از منظر نهادی و نهادمندی، هم از حیث فرآیندی و هم از منظر سیاستگذاری، اقتصاد کشور را برای شرایطی آماده کند که احتمالاً در آینده نیز دشوارتر خواهد شد.
زمانیان با تأکید بر فوریت اصلاحات اقتصادی تصریح کرد: امروز زمان آزمون و خطای دوباره نیست. اقتصاد کشور در شرایطی قرار دارد که نیازمند تصمیمات شجاعانه و فوری است.
وی با اشاره به اصلاحات اخیر در حوزه سیاستهای ارزی گفت: پس از سالها، اصلاحات اقتصادی بهویژه در حوزه ساماندهی نظام ارزی کشور کلید زده شدو به نظر من، یکی از فرصتهای کمنظیر امروز کشور، اجتماعیسازی سیاست ارزی است.
مفهوم صحیح اصلاح یارانههای زنجیرهای
این کارشناس اقتصاد کلان توضیح داد: اجتماعیسازی سیاست ارزی به این معناست که مردم باید باور کنند هدف دولت از اصلاحات ارزی، بازگرداندن یارانهها به حلقه انتهایی زنجیره و افزایش شفافیت است. اما متأسفانه نه بانک مرکزی و نه وزارت اقتصاد نتوانستهاند مفهوم صحیح اصلاح یارانههای زنجیرهای و پیامدهای مثبت آن را بهدرستی به مردم منتقل کنند.
وی افزود: همین ضعف در تبیین باعث شده تصور عمومی این باشد که دولت صرفاً میگوید منابع ارزی ندارد و از مردم میخواهد فشارها را تحمل کنند. در حالی که مردم از این سیاستها بوی عدالت استشمام نمیکنند، حال آنکه مهمترین ظرفیت این اصلاحات، گسترش عدالت در بهرهمندی از یارانههای عمومی است.
زمانیان خاطرنشان کرد: اکنون گام نخست این اصلاحات برداشته شد، امتداد اجتماعی این سیاستها اهمیت فوقالعادهای دارد. دولت باید بهصورت شفاف به مردم گزارش دهد که چه میزان ارز به کشور بازگشته، سرعت بازگشت ارز چگونه افزایش یافته و نتیجه این اقدامات چه تأثیری بر رفاه عمومی و توزیع عادلانه یارانهها داشته است.
انتهای پیام/