پیشنهاد سردبیر
کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

واکاوی استراتژی جدید بروکسل در قبال تهران؛ دیپلماسی یا تقابل نمادین؟

پازل فشار اروپا علیه ایران

اقدام اخیر اتحادیه اروپا در تروریستی اعلام کردن سپاه، نه یک بن‌بست حقوقی، بلکه مانوری سیاسی برای بازگشت به میز قدرت است. در حالی که سایه سنگین سیاست‌های ترامپ بر قاره سبز سنگینی می‌کند، بروکسل با خروج از لاک دفاعی، مسیر خطرناک «جنگ روایت‌ها» را برگزیده است. اما آیا این شمشیر زنگ‌زده، بردی در معادلات میدانی خواهد داشت؟

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، فرشته مسلمی روزنامه نگار در یادداشتی نوشت: تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران از سوی اتحادیه اروپا، نه یک تصمیم حقوقی مستقل، بلکه اقدامی سیاسی در امتداد زنجیره تحریم‌ها، جنگ روایت‌ها و تلاش بروکسل برای بازیابی نقش ازدست‌رفته خود در پرونده ایران است.

این نقشی است که پس از سلطه‌گری‌های دولت ترامپ و انزوای فزاینده اروپا در معادلات جهانی، اکنون با هم‌صدایی و نقش‌آفرینی نیابتی دنبال می‌شود.

تصمیم اخیر اتحادیه اروپا برای قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست موسوم به سازمان‌های تروریستی را باید در بستر یک روند ممتد و هدفمند تحلیل کرد؛ روندی که از خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام آغاز شد، با تحریم‌های فزاینده و سکوت معنادار در برابر ترور فرماندهان ارشد ایرانی ادامه یافت و امروز به مرحله «برچسب‌سازی سیاسی» و جنگ شناختی رسیده است.

این اقدام، بیش از آنکه پاسخی به یک تهدید واقعی باشد، قطعه‌ای استراتژیک از پازل فشار سازمان‌یافته غرب علیه منافع ملی ایران محسوب می‌شود.

فراتر از حقوق؛ در خدمت سیاست

از منظر تاریخی و تطبیقی، تروریستی‌سازی نهاد‌های رسمی دولت‌ها سابقه‌ای محدود، اما پرهزینه در حقوق بین‌الملل دارد. تجربه‌های پیشین به وضوح نشان می‌دهد که چنین سیاستی نه تنها به تغییر رفتار بازیگر هدف منجر نشده و امنیت بیشتری تولید نکرده است، بلکه با تضعیف مرز‌های حقوق بین‌الملل، اعتبار نهاد‌های تصمیم‌گیر را کاسته و قوانین حاکم بر نظام بین‌الملل را با چالش جدی مواجه می‌کند. 
سپاه پاسداران، نهادی رسمی و قانونی در ساختار حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران است و برچسب‌زنی به آن، تصمیمی آشکارا سیاسی است که عدالت و حقوق را به حاشیه می‌راند.

این تصمیم مغرضانه از منظر راهبردی، حکایت از تلاش مذبوحانه اروپا برای خروج از «حاشیه معادلات» دارد. اتحادیه اروپا پس از خروج ترامپ از برجام، عملاً به بازیگری منفعل تبدیل شد که نه توان ایستادگی در برابر تحریم‌های ثانویه را داشت و نه اراده‌ای برای عملیاتی کردن تعهدات خود. از همین رو، حذف تدریجی اروپا از اتاق‌های واقعی تصمیم‌سازی درباره ایران، بروکسل را واداشته تا این خلأ قدرت را با کنش‌های نمادین پرهزینه، اما کم‌اثر جبران کند؛ کنش‌هایی که بیش از دیپلماسی، بر تقابل صلب تکیه دارند.

اروپای منزوی در مدار واشنگتن

این تلاش برای نقش‌آفرینی در شرایطی صورت می‌گیرد که سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه دونالد ترامپ در سال‌های اخیر، اروپا را به شدت منزوی کرده است. در چنین فضایی، سران قاره سبز به‌جای احیای استقلال راهبردی خود، مسیر آسان‌تر را برگزیده‌اند: هم‌صدایی با واشنگتن و ایقای نقش نیابتی. این رویکرد عملاً اروپا را به یک «عروسک‌گردانی» سیاسی در سایه سیاست‌های کاخ سفید نزدیک کرده است تا شاید از این طریق، دوباره در مدار تصمیمات کلان جهانی تعریف شوند.

در این میان، سابقه حمایت یا سکوت سرد غرب در برابر ترور رسمی فرماندهان ایرانی و استمرار تحریم‌های دارویی و اقتصادی، نشان می‌دهد که ادعا‌های حقوق بشری آنها، همواره تابع ملاحظات سیاسی بوده است. تروریستی‌سازی سپاه، ادامه همین منطق است؛ نیت اصلی چیزی جز افزایش فشار روانی و سیاسی بدون پذیرش مسئولیت پیامد‌های میدانی آن نیست.

در این میان، سابقه حمایت یا سکوت غرب در برابر ترور رسمی فرماندهان ایرانی و استمرار تحریم‌ها، نشان می‌دهد ادعا‌های حقوق بشری و نظم مبتنی بر قانون، تابع ملاحظات سیاسی است. تروریستی‌سازی سپاه نیز ادامه همین منطق است و نیتی غیر از افزایش فشار بدون پذیرش مسئولیت پیامد‌ها ندارد.

جنگ روایت‌ها و وارونه‌سازی حقیقت

در بعد رسانه‌ای، این اقدام کارکردی کاملاً نمادین دارد. مقامات اروپایی به خوبی می‌دانند که از نظر عملیاتی، این برچسب اثر جدیدی فراتر از تحریم‌های سنگین موجود ایجاد نخواهد کرد؛ بنابراین هدف اصلی، «مهندسی افکار عمومی» و مشروع‌سازی فشار‌های آتی است. با برجسته‌سازی گزینشی مفهوم تروریسم، تلاش می‌شود نقش کلیدی سپاه در مقابله با تروریسم واقعی در منطقه — از نابودی داعش تا مهار شبکه‌های تکفیری — به حاشیه رانده شود. این وارونه‌سازی حقیقت، بخشی از پروژه تثبیت روایت مطلوب غرب است تا دولت‌های اروپایی بتوانند از این رهگذر، امتیازی از ارباب قدرت در واشنگتن دریافت کنند.

تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران نه یک نقطه آغاز، بلکه ادامه مسیری است که از تحریم و ترور تا جنگ نرم امتداد یافته است. این اقدام، هم‌زمان نشانی از وابستگی راهبردی بروکسل به تصمیمات واشنگتن و تلاشی برای پر کردن خلأ ابتکار دیپلماتیک با کنش‌های رسانه‌ای است.

تجربه نشان داده است که این قبیل حرکات، نه تنها ایران را تضعیف نمی‌کند و اعتبار از دست رفته اروپا را بازنمی‌گرداند، بلکه تنها بن‌بست‌های پیشین را با ادبیاتی تندتر بازتولید کرده و منطقه را به سوی چالش‌هایی سوق می‌دهد که روزگاری نه چندان دور، همین نیرو‌های مقتدر ایرانی نقش محوری در خنثی‌سازی آنها داشتند.

بروکسل به‌جای بازگشت به دیپلماسی متوازن، مسیر پرتنش خوش‌خدمتی را انتخاب کرده است؛ آن هم در شرایطی که موقعیت استراتژیک این قاره، بیش از هر زمان دیگری توسط زیاده‌خواهی‌های ترامپ تهدید می‌شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر