پیشنهاد سردبیر
آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

در آنا بخوانید:

آتش اغتشاش از پلتفرم‌ها شعله کشید!

اغتشاش ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، محصول سال‌ها روایت‌سازی خشونت‌محور در پلتفرم‌ها بود؛ جایی که آتش نرم روشن شد و امروز خیابان را شعله‌ور کرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا؛ آتش اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ناگهان از خیابان‌ها زبانه نکشید؛ پیش از آن، سال‌ها زیر پوست روایت‌ها، سریال‌ها و تصویر‌هایی شعله‌ور شده بود که خشونت را عادی، قانون را مضحک، انقلاب را پشیمانی و وطن را یک اشتباه تاریخی نشان می‌داد. خیابان فقط آخرین صحنه بود؛ سناریو از مدت‌ها قبل روی پلتفرم‌های نمایش خانگی نوشته شده بود.
 
خیابان؛ نقطه انفجار یک روایت طولانی

این در حالی است که حوادث تروریستی روز‌های ۱۸ و ۱۹ دی، فقط جان ده‌ها انسان بی‌گناه را نگرفت؛ اعتماد اجتماعی را زخمی کرد، زیرساخت‌ها را سوزاند و شهر را به میدان جنگ بدل ساخت. آمبولانس‌ها، بانک‌ها، اماکن عمومی و خودرو‌های مردم در آتش خشم فرو رفتند.
اما آنچه کمتر دیده شد، منشأ فرهنگی این خشونت بود؛ خشونتی که نه در خیابان، بلکه در ذهن‌ها شکل گرفته بود.

باید در نظر داشت «اغتشاش»، یک اتفاق ناگهانی نیست؛ یک روند است. روندی که از تصویر شروع می‌شود، در ذهن نهادینه می‌شود و روزی در خیابان فوران می‌کند.

پلتفرم‌ها؛ کارخانه تولید خشونت نرم

در سال‌های اخیر، پلتفرم‌های نمایش خانگی با سریال‌هایی پرزرق‌وبرق، اما پرخشونت، ذائقه بخشی از جامعه را تغییر دادند. در این تولیدات، «خشونت» یک راه‌حل است؛ قمه‌کشی، چاقوکشی، خون‌ریزی، انتقام، مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی، به بخشی از زیست عادی شخصیت‌ها تبدیل شده‌اند.

برخلاف سریال‌های کلاسیک که خشونت را استثنا می‌دانستند، در این آثار خشونت قاعده است. شخصیت‌ها نه از قانون می‌ترسند، نه از پیامد؛ بلکه قانون مانع است، پلیس مضحک، و نظم اجتماعی دشمن آزادی فردی معرفی می‌شود.

این روایت‌ها، آرام و بی‌سر و صدا، ذهن جوان را برای طغیان آماده می‌کنند. خشونت بدون شرم؛ آموزش نافرمانی در قاب سرگرمی در بسیاری از این سریال‌ها، مصرف مواد مخدر، روابط بی‌قید، قانون‌گریزی و توهین به هنجار‌های اجتماعی نه تنها تقبیح نمی‌شود، بلکه جذاب، قهرمانانه و حتی رمانتیک جلوه داده می‌شود.

قهرمان کسی است که «خط قرمز‌ها را می‌شکند»؛ نه کسی که جامعه را حفظ می‌کند.

جامعه‌شناسان معتقدند تکرار چنین تصاویر و روایت‌هایی، «عادی‌سازی خشونت» و «قبح‌زدایی از قانون‌شکنی» را در پی دارد. وقتی نوجوان و جوان، ساعت‌ها با چنین جهان‌بینی‌ای زندگی می‌کند، خیابان برای او ادامه طبیعی همان داستان‌هاست؛ فقط با بازیگران واقعی.

بازسازی رژیم گذشته؛ پروژه سفیدشویی تاریخی

در کنار ترویج خشونت، برخی پلتفرم‌ها وارد میدان خطرناک‌تری شده‌اند: بازسازی جذاب و بزک‌شده از رژیم پهلوی. سریال «تاسیان» نمونه بارز این جریان است؛ اثری که انقلاب ۵۷ را نه یک خیزش مردمی، بلکه یک خطای تاریخی و مردم آن دوران را نادان، هیجانی و پشیمان نشان می‌دهد!

در این روایت‌ها، ایرانِ پیش از انقلاب، سرزمین رفاه، عشق، آزادی و تمدن تصویر می‌شود؛ بی‌آنکه اثری از استبداد، ساواک، تبعیض، وابستگی و سرکوب دیده شود. این تصویرسازی یک پروژه فرهنگی ـ سیاسی است.

هم‌زمانی معنادار؛ وقتی سریال‌ها با آشوب هم‌صدا می‌شوند

نکته قابل‌تأمل آن است که هم‌زمان با آشوب‌های اخیر، شبکه‌های سلطنت‌طلب خارجی، سریال «تاسیان» را در کنداکتور خود قرار دادند. باید گفت این هم‌زمانی، تصادفی نیست؛ بلکه نشانه هم‌راستایی یک جریان رسانه‌ای فراملی است که می‌کوشد روایت واحدی از تاریخ، هویت و آینده ایران بسازد.

برخی از بازداشت‌شدگان نیز در بازجویی‌ها به تأثیر مستقیم این سریال‌ها اشاره کرده‌اند؛ یکی از آنها گفته است: «تحت تأثیر رسانه قرار گرفتم؛ فیلمی هم بود به نام تاسیان. این خیلی بیشتر دامن زد به این قضیه. ازمردم ۵۷ و انقلاب بدم می‌آید، آنها آدم‌های بدی بودند که الان پشیمان شدند…!» این جمله، سند یک جنگ روایت‌ها است.

جنگ نرم؛ وقتی سرگرمی تبدیل به سلاح می‌شود

در دنیای امروز، جنگ‌ها فقط با موشک و تفنگ نیست؛ با تصویر، داستان، سریال و سرگرمی هم می‌جنگند. پلتفرم‌های نمایش خانگی، اگر بدون نظارت فرهنگی و مسئولیت اجتماعی عمل کنند، می‌توانند به ابزار جنگ نرم تبدیل شوند؛ ابزاری که نه از مرز‌ها عبور می‌کند، نه صدا دارد، اما ذهن‌ها را تصرف می‌کند. وقتی خشونت زیبا می‌شود، قانون مسخره می‌شود، تاریخ تحریف می‌شود و هویت ملی بی‌ارزش جلوه داده می‌شود، جامعه آرام‌آرام آمادگی فروپاشی پیدا می‌کند؛ فروپاشی‌ای که در خیابان‌ها دیده می‌شود، اما ریشه‌اش در ذهن‌هاست.

مسئولیت فرهنگی؛ هنر آزاد، اما نه بی‌مسئولیت

هیچ‌کس منکر آزادی هنر نیست؛ اما آزادی بدون مسئولیت به هرج‌ومرج فرهنگی می‌انجامد. هنرمند، تهیه‌کننده و پلتفرم، فقط تولیدکننده محتوا نیستند؛ آنها معماران ذهن نسل آینده‌اند. همان‌طور که هیچ‌کس اجازه ندارد غذای مسموم توزیع کند، کسی هم نباید خوراک فرهنگی مسموم به جامعه بدهد.

سؤال اساسی این است: آیا پلتفرم‌ها خود را صرفاً شرکت تجاری می‌دانند، یا نهاد فرهنگی؟ آیا مسئولیتی در قبال امنیت روانی، هویتی و اجتماعی جامعه احساس می‌کنند؟

آتش از تصویر شروع می‌شود

اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی تنها یک بحران امنیتی نبود؛ یک بحران فرهنگی بود که سال‌ها زیر پوست جامعه شکل گرفته بود. آتش خیابان، بازتاب آتش ذهن بود و آتش ذهن، حاصل روایت‌هایی بود که خشونت را قهرمان، قانون را دشمن و گذشته را رؤیا نشان دادند. اگر امروز با این جریان فرهنگی برخورد نشود، فردا خیابان دوباره غافلگیرمان خواهد کرد؛ چراکه قبل از هر آشوب خیابانی، یک آشوب روایی در جریان است.

انتهای پیام/

ارسال نظر