نقشه مائوئیستی برای پایتخت؛ استراتژی براندازی چریکها از جنگلهای هیرکانی چگونه باطل شد؟
خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری؛ سال ۱۳۶۰، یکی از بحرانیترین سالهای پس از انقلاب اسلامی بود. کشور همزمان با جنگ تحمیلی دشمن بعثی با حمایت و پشتیبانی آمریکای جنایتکار، غرب و استکبار جهانی با موج وسیعی از فعالیتهای تروریستی و عملیاتهای مسلحانه سازمانیافته در داخل بهخصوص گروهک چپگرا با ایدئولوژیهای مارکسیستی دست و پنجه نرم میکرد.
استراتژی براندازی از شمال
این گروهکهای ضد انقلاب، پس از شکست در عرصه سیاسی و نظامی در مراکز بزرگ شهری به دنبال ایجاد مناطق خاکستری یا پایگاههای آزاد در مناطق کوهستانی و جنگلی بودند.
جنگلهای انبوه هیرکانی مازندران بهخصوص در محورهای صعبالعبور اطراف آمل، بهدلیل تراکم پوشش گیاهی، بهترین گزینه برای ایجاد اردوگاهها، پادگانهای آموزشی و تدارک عملیاتهای خرابکارانه و تروریستی علیه تأسیسات نظامی، دولتی و افراد مؤثر در انقلاب اسلامی به شمار میرفت.
در نهایت گروهک مارکسیستی کاری از پیش نبرد و با حضور مردم در صحنه شکست سختی را متحمل شد.
خبرنگار آنا درراستای بازخوانی حماسه ۶ بهمن آمل ۱۳۶۰ و ماجرای حمله چریکها گفتوگویی را با رضا غریبی معاون اجرایی و توسعه منابع پژوهشکده تاریخ معاصر ترتیب داده است.
گپ و گفت آنا با غریبی در پی میآید:
آنا: محور اصلی گفتوگو ما، ریشهها و زمینههای شکلگیری توطئه مسلحانه گروههایی است که ششم بهمن ۱۳۶۰ با عنوان گروهک مارکسیستی چپ در آمل شکل گرفت، عواملی که موجب شکلگیری این توطئه شد و چرایی انتخاب شهرستان آمل بهعنوان کانون عملیات را تشریح کنید.
استفاده مارکسیستها از روشهای مائوئیستی برای سرنگونی نظام
غریبی: بسم الله الرحمن الرحیم. جریان ششم بهمن سال ۶۰ در واقع یک نقطه عطف در تاریخ ملت ایران محسوب میشود.
از این جهت که اتحادیه کمونیستهای ایران که خود را «سربداران» مینامیدند، به همراه جریان مائوییستی، که البته قبل از انقلاب اسلامی نیز فعال بودند، پس از انقلاب اسلامی، با توجه به مشی مسلحانهای که در پیش گرفتند و فقدان هرگونه مشروعیت در جامعه ایرانی، دست به این اقدام زدند.
شما توجه داشته باشید که در شهریورماه سال ۱۳۵۹، جنگ تحمیلی ایران اسلامی با رژیم بعثی عراق آغاز شده بود و در شرایط جنگی، این اتحادیه شروع به جذب نیرو از کردستان کرد و جمعیت جمعآوری شده را به آمل و جنگلهای اطراف آن منتقل کرد تا مسلط شوند.
هدف اصلی آنها استفاده از روشهای مائوئیستی برای سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلامی بود؛ یعنی قصد داشتند از مناطق کوچک شروع کنند تا در نهایت به پایتخت و تهران برسند.
یکی از دلایل انتخاب شهرستان آمل، نزدیکی آن به شهر تهران بود و علت ریشهایتر نیز، خصومت عمیق آنها با اسلام، امام خمینی(ره) و اساساً انقلاب اسلامی بود.
آنها این توقع را نداشتند که ملت ایران در فروردین ۱۳۵۸، جمهوری اسلامی و قانون اساسی مبتنی بر اسلام را بهعنوان مبنای کار خود انتخاب کند. این نکته بسیار مهمی است؛ مردم ایران تکلیف خود را با گروههای مارکسیست و چپ مشخص کرده بودند.
همچنین، خاطره اشغال ایران در شهریور ۲۰ توسط قوای شوروی و لطماتی که در آذربایجان وارد شد و سیاستهای استالین، همچنان در ذهن مردم بود.
آنا: اشاره کردید که مردم ایران پیشتر موضع خود را نسبت به این جریانها مشخص کرده بودند. سابقه مقاومت مردمی در برابر فعالیتهای مشابه مانند حوادث سیاهکل، چگونه در مقاومت مردم آمل تأثیرگذار بود؟
غریبی: در قضیه سیاهکل که مربوط به رژیم پهلوی بود، مردم در همکاری با حکومت پهلوی علیه چریکهای فدایی عمل کردند و آنها را لو دادند و با این جریانها برخورد شد.
در قضیه ششم بهمنماه ۱۳۶۰ هم با توجه به استقرار نیروهای مهاجم در اطراف آمل، آنها توانستند شهر را برای چند ساعت (حدود دو ساعت) اشغال کنند، اما پس از آن، به یاری پاسداران، سپاه، پلیس و نیروهای مردمی بسیج، شهر پس گرفته شد و این نشان میداد که نگاه مهاجمان به موضوع بسیار متوهّمانه بوده است.
علل شکلگیری عملیات نیز همانطور که اشاره شد، تلاش برای ایجاد یک جبهه دیگر در پشت جبهه رزمندگان اسلام بود تا تمرکز نیروهایی که در خط مقدم جبهه جنوب و غرب با رژیم بعث عراق درگیر بودند، به هم ریخته شود.
هدف آنها این بود که ایران نتواند در دو جبهه توان نظامی خود را حفظ کند و به نظر میرسد که تشکیلات رژیم بعثی عراق نیز کمکهای تسلیحاتی و مالی قابل توجهی به این گروه برای ایجاد جبههای در شمال کشور اعطا کرد، اما این اقدام ناموفق ماند.
هویت دینی، اسلامی و شیعی آمل عامل بطلان نقشه چریکها بود
آنا: میتوان گفت روحیه مقاومت برآمده از حماسه ششم بهمن آمل، تداوم یافته و در حوادث اخیر، نظیر فتنه دیماه (دیماه ۱۴۰۴) خود را نشان داده است؟
غریبی: بله، به طور قطع. شهرستان آمل خاستگاه تشیع و مردم متدین و روحانیت متدینی بوده که سالها فعالیت تبلیغی داشتهاند؛ نخستین کانونهای تشیع در منطقه آمل شکل گرفته و مردم آن باور و اعتقاد عمیقی به اسلام و تشیع دارند و هیچگونه قرابت فکری با جریانهای مارکسیستی نداشتهاند.
این مقاومت در ذات مردم ایران نهادینه شده و شما سالها قبل، مقاومت میرزاکوچکخان جنگلی در منطقه شمال (گیلان و مازندران) و مقاومتهای تاریخی مردم ایران، چه پیش از اسلام و چه پس از آن، در برابر نیروهای بیگانه و افکار برگرفته از آنها را مشاهده میکنید.
پس از سالها تبعید، امام خمینی(ره) پیروز شدند و جایگاه مرجعیت شیعه در کنار روحانیت شیعه و باورهای دینی و مذهبی سبب شد که مردم آمل حماسهای تاریخی خلق کنند.
این نشان میدهد که این حماسه امروز نیز ادامه دارد و حماسه لشکر ۲۵ کربلا در دوران دفاع مقدس، حماسه مردم استان مازندران در مقابله با گروهک تروریستی داعش و همینطور در اغتشاشات اخیر (دیماه ۱۴۰۴) که گروهکهای تروریستی تلاش کردند با الگوبرداری از مدلهای دیگر، با آتش زدن اموال عمومی، مردم را به صحنه بیاورند، مجدداً شاهد همراهی نکردن مردم بودیم و ملت ایران با حضور در راهپیمایی عظیم حماسه ۲۲ دیماه را خلق کردند.
ریشهها و هویت دینی، اسلامی و شیعی که متأثر از روح عاشوراست، به این سادگیها نیست که در برابر تعرضات بیگانگان، مردم ایران سکوت کنند و از منظر من، حماسه ششم بهمن یکی از روزهایی است که باید بیشتر به آن پرداخته شود.
در اغتشاشات اخیر اراذل و اوباش و افرادی که آموزش دیده آمریکا و رژیم صهیونیستی بودند درصدد بودند با تهدید مردم و به آتش کشیدن اموال عمومی آنان را به صحنه اغتشاش بیاورند، اما مردم بصیر، انقلابی و ولایی ایران اسلامی بازهم دشمنان خارجی و داخلی ازجمله اغتشاشگران را ناکام گذاشتند و حماسه عظیم ۲۲ دیماه ۱۴۰۴ را آفریدند و ریشهها و هویت دینی، اسلامی و شیعی که منبعث از روح عاشوراست را به رخ دشمنان کشیدند.
خوشبختانه با محور حماسه ششم بهمن مردم آمل چندین فیلم هم ساخته شده؛ از جمله فیلم سینمایی که در جشنواره فجر سال گذشته با نام «بازی خونی» به کارگردانی حسین میرزامحمدی و تهیهکنندگی سعید پروینی نمایش داده شد و بخش قابل توجهی از آن فضا را به تصویر کشید.
آنا: درمورد نام «سربداران» که این گروه برای خود برگزیده بودند، تفکیک تاریخی مهمی وجود دارد، آیا این انتخاب نام، صرفاً تلاشی برای مصادره یک هویت تاریخی نبود؟
غریبی: دقیقاً. قیام سربداران، یک قیام شیعی اصیل علیه سلطان مغول بود. زمانی که سربداران روی کار آمدند، شهید اول را دعوت کردند تا برایشان کتاب فقهی بنویسند؛ مانند کتاب لمعه که برای آنها نوشته شد.
حال، این آقایانی که مقتدای خود را افکار کمونیستی (مائو) میدانند، چگونه میتوانند این نام را بر خود نهند؟ افکار کمونیستی هرگز در فضای ایران قابلیت رشد نداشت؛ اگر قرار بود رشد کند، باید در دهه ۲۰، ۳۰ و ۴۰ توسط حزب توده انجام میشد که آن فضاها را داشتند یا حتی پیش از آنکه شوروی تشکیل شده بود. در آن زمان نیز امکان رشد این افکار در کشور وجود نداشت.
جنبه گروههای غربگرا نیز به همین منوال است؛ سالهاست تلاش میکنند افکار غربزدگی را به خورد ملت ایران دهند، تا جایی که سیدحسن تقیزاده میگفت «میخواهند از فرق سر تا نوک پا غربی شویم»، اما مقاومتی که وجود دارد، استقامتی است که در تمام نقشههای دوران رژیم فاسد پهلوی یا جنگ تحمیلی و حتی اکنون در شبکههای اجتماعی راه به جایی نبرده است.
آنا: پس میتوان نتیجه گرفت که استفاده از عنوان «سربداران» توسط گروه مارکسیستی، تلاشی برای بهرهبرداری از یک نام مقدس بود، در حالی که افکار آنها با آن قیام شیعی در تضاد کامل قرار داشت؟
غریبی: دقیقاً. چون افکار آنها با افکار امام خمینی(ره) در تضاد بود، آنها راهی جز این نداشتند که از یک اسم مقدس استفاده کنند تا بتوانند به افکار نامقدس خود برسند.
فرمانده عملیات در آن زمان، سردار ناصر شعبانی بود که اشاره کردهاند مردم عادی آمل، مفهوم «سربداران» تاریخی را نمیشناختند. پس از انقلاب، سریال سربداران ساخته شد و آنها از این عنوان برای استفاده ابزاری بهره بردند تا از یک قیام ملی و شیعی، برای مقاصد خود استفاده کنند.
انتهای پیام/