آنا بررسی کرد؛

دیپلماسی پشت درهای بسته؛ وقتی تریبون‌ها از حقیقت می‌ترسند

امروز مسئله حضور یا عدم حضور ایران در مونیخ و داووس نیست. مسئله این است که غرب می‌خواهد انحصار روایت را حفظ کند؛ برای همین همان‌هایی که تریبون را از ایران می‌گیرند؛ پشت درهای بسته کانال‌های دیپلماسی را باز نگه می‌دارند و این یعنی: ایران را می‌توان از سالن‌ها بیرون گذاشت، اما نمی‌توان از معادلات حذف کرد.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، «عرض خود می‌برند و زحمت ما می‌دارند»؛ این جمله‌ای بود که اسماعیل بقائی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی، در واکنش به لغو دعوت‌نامه رسمی وزیر امور خارجه کشورمان از سوی دست‌اندرکاران کنفرانس امنیتی مونیخ به زبان آورد. بقائی با صراحت توضیح داد: «آن‌هایی که مدام از گفت‌وگو، آزادی بیان و تعامل سخن می‌گویند، طاقت شنیدن صحبت‌های وزیر امور خارجه یک کشور را ندارند.»

تنها دو روز بعد، همین رویکرد تکرار شد و مجمع جهانی اقتصاد نیز از ممانعت سیدعباس عراقچی از حضور در اجلاس داووس خبر داد؛ اجلاسی که قرار است از ۱۹ تا ۲۳ ژانویه برگزار شود. این‌جا بود که تناقض، نه در حاشیه، که در متن سیاست غربی خودنمایی کرد.

دیپلماسی باشد اما بی‌صدا!

اما همان طرف‌هایی که تریبون‌ها را به روی وزیر خارجه ایران می‌بندند، هم‌زمان از «ضرورت دیپلماسی» سخن می‌گویند و از فعال‌بودن کانال‌های ارتباطی حرف می‌زنند. همین جمعه گذشته، «استیو ویتکاف» نماینده ویژه آمریکا مدعی شد «واشنگتن دیپلماسی با ایران را ترجیح می‌دهد» و روزنامه «واشنگتن‌پست» برای تکمیل این تصویر نوشت که ویتکاف مستقیماً به نگرانی متحدان عرب آمریکا گوش داده و خواستار پرهیز از دور جدیدی از تنش با ایران شده است.

بقائی هم در نشست هفتگی روز یکشنبه به صراحت گفت کانال‌های رسمی ایران و آمریکا (دفاتر حافظ منافع) برقرار است و حتی کانال موسوم به «ویتکاف ـ عراقچی» نیز هر زمان لازم باشد مورد استفاده قرار می‌گیرد. از نظر ایران، «در این گزاره که دیپلماسی چیز خوبی هست، تردیدی وجود ندارد» اما مسئله این است که از نظر طرف مقابل (آمریکا و دنیای غرب) دیپلماسی وقتی پذیرفتنی است که بی‌سر و صدا، بی‌تصویر و بی‌هزینه باشد؛ نه وقتی قرار است ایران در برابر دوربین‌ها از حقوق خود، از امنیتش و از واقعیت‌های منطقه سخن بگوید.

به عبارت بهتر، آن‌ها نامش را گفت‌وگو گذاشته‌اند، اما به محض آنکه نوبت به شنیدن صدای متفاوت می‌رسد، درها را می‌بندند.

 وقتی روایت رسمی غرب خط قرمز است

از این منظر، محرومیت وزیر امور خارجه ایران از حضور در اجلاس امنیتی مونیخ و سپس پس‌گرفتن دعوت رسمی مجمع جهانی اقتصاد در داووس، نه یک تصمیم اجرایی ساده، که سندی آشکار از دیپلماسی گزینشی غرب است؛ دیپلماسی‌ای که فقط تا جایی اعتبار دارد که روایت رسمی به چالش کشیده نشود.

روایت رسمی غرب همان است که از زبان «لیندسی گراهام» سناتور ارشد جمهوری‌خواه می‌شنویم مبنی بر اینکه «وزیر خارجه ایران سخنگوی رژیمی است که شهروندان خود را می‌کشد و اگر نخبگان اروپایی از او برای حضور در داووس (یا نشست مونیخ) دعوت کنند، قطب‌نمای اخلاقی خود را دور می‌اندازند»!

اما روایت ایران که در توییت عراقچی در واکنش به حذف از اجلاس داووس منتشر شد، چیز دیگری می‌گوید: «ما باید از مردم خود در برابر تروریست‌های مسلح و کشتار‌هایی به سبک داعش که آشکارا توسط موساد حمایت می‌شد دفاع می‌کردیم.»

همچنین، او خطاب به آنهایی که صدای او را فقط به این دلیل که با منافع و روایت‌های از پیش‌ساخته‌شان هم‌خوانی ندارد، خاموش کرده‌اند، می‌گوید: مجمع جهانی اقتصاد می‌تواند تظاهر به برخورد «اخلاقی» کند، اما خوب است حداقل در این «تظاهر» رفتار دوگانه نداشته باشد.

فرش قرمز داووس برای متهم اصلی!

این رفتار دوگانه زمانی عریان‌تر می‌شود که می‌بینیم، در داووس، دفاع ایران از مردم خود در برابر تروریسم، به دستاویزی برای حذف عراقچی تبدیل می‌شود، اما نسل‌کشی ده‌ها هزار فلسطینی حتی مانع حضور و عرض‌اندام مقامات اسرائیلی در همین مجمع نشده است.

با این اوصاف، مسئولان برگزاری اجلاس داووس می‌توانند ادعای اخلاق‌مداری کنند، اما وقتی دعوت از قربانیان را لغو و فرش قرمز را برای متهمان به جنایت پهن می‌کنند، این ادعا چیزی جز نمایش نیست.

در همین فضاست که گراهام سناتور ارشد جمهوری‌خواه، از اسرائیل سر در می‌آورد و «بنیامین نتانیاهو» را در آغوش می‌کشد؛ نخست‌وزیری که نامش با ویرانی غزه و کشتار بیش از ۷۰ هزار انسان گره خورده است.

این رفتار نه از سر جهل، که نشانه وقاحت استاندارد دوگانه‌ای است که در آن، قاتلان مشروع‌اند و مدافعان، مطرود.

ایران را نمی‌شود از معادلات حذف کرد

امروز مسئله حضور یا عدم حضور ایران در مونیخ و داووس نیست. مسئله این است که غرب می‌خواهد هم انحصار تریبون‌ها را حفظ کند و هم انحصار روایت را. غرب می‌خواهد از دیپلماسی حرف بزند، اما فقط وقتی که طرف مقابل، حقوق هسته‌ای خود را فراموش کند، از توان دفاعی‌اش بگذرد و در برابر اشغالگری سکوت کند!

این دوگانگی مواضع شاید دل ما را به درد بیاورد اما یک روی دیگر سکه را هم نشان می‌‎دهد: ایران را می‌توان از سالن‌ها بیرون گذاشت، اما نمی‌توان از معادلات حذف کرد.

برای همین همان‌هایی که تریبون را از ایران می‌گیرند؛ پشت درهای بسته کانال‌های دیپلماسی را باز نگه می‌دارند، غافل از اینکه با این رفتارهای متناقض تشت رسوایی خود را محکم‌تر از هر زمان دیگری به زمین می‌کوبند.

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در نشست ۲۸ دی‌ماه به‌درستی گفت حذف از کنفرانس امنیتی مونیخ (و حالا هم مجمع داووس) بیش از آنکه ایران را از یک سکو محروم کند، اعتبار همان سکوها را زیر سؤال می‌برد. وقتی نهادی که خود را نماد «آزادی بیان» می‌داند، تحت فشار سیاسی دعوت‌نامه رسمی‌اش را لغو می‌کند، دیگر نه از استقلال خبری است و نه از  فرهنگ تسامح.

 

 

انتهای پیام/

ارسال نظر