هنر، مسؤولیت و مرز خطرناک بوقچیگری دشمن
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، در جامعه اسلامی، هنر امری خنثی نیست. زیرا هنرمند حامل معناست و کنش او در میدان افکار عمومی اثر میگذارد. از همین رو، در منظومه فکری انقلاب اسلامی، هنرمند یک عنصر تزئینی نیست، بلکه بخشی از جبهه فرهنگی جامعه تلقی میشود؛ جبههای که مأموریت آن، روایت حقیقت، تقویت امید اجتماعی و جلوگیری از مصادره رنجهای مردم به نفع دشمنان این سرزمین است.
پروژه بیرونکشیدن هنرمند از جایگاه فرهنگی
با این حال، آنچه در سالهای اخیر شاهد آن بودهایم، تلاش سازمانیافتهای برای خارجکردن هنرمند از این جایگاه و تبدیل او به ابزار جنگ شناختی علیه نظام اسلامی است. فشارهایی که بر برخی بازیگران و هنرمندان وارد میشود، خودجوش و محصول اختلافنظر فرهنگی نیست؛ بلکه در بسیاری موارد، بخشی از یک الگوی آشنا در پروژههای بیثباتسازی است.
از سکوت تا تفکیک اعتراض و آشوب؛ جرمهای نابخشودنی!
نمونههای عینی این فشارها کم نیست. در حوادث سال ۱۴۰۱، شاهد بودیم که برخی هنرمندان صرفاً به دلیل سکوت، یا بهخاطر تفکیک قائلشدن میان اعتراض و آشوب، هدف هجمههای سنگین مجازی، تهدید و تحریم کاری قرار گرفتند. اظهارات صریح مهران رجبی درباره ضربوشتم خیابانی یا گلایههای علنی کاظم نوربخش از فشار برای واکنش اینستاگرامی در حمایت از آشوب، تنها نمونههایی از واقعیتی است که معمولاً پشت نقاب «آزادیخواهی» پنهان میشود.
اجبار به همصدایی؛ وقتی سکوت هم تحمل نمیشود
در همین فضا، برخی هنرمندان تصمیم گرفتند از شبکههای اجتماعی کنارهگیری کنند؛ تصمیمی شخصی که میتوانست محترم شمرده شود. اما واکنش جریان فشار، مبتنی بر احترام به انتخاب نبود، بلکه تشدید حمله بود؛ تا جایی که با راهاندازی صفحات جعلی به نام برخی هنرمندان، تلاش شد مواضعی خلاف نظر واقعی آنان منتشر شود. این رفتارها نشان میدهد مسئله، «بیان آزاد» نیست، بلکه اجبار به همصدایی است.
مقاومت آگاهانه؛ نه بیتفاوتی، نه محافظهکاری
در نقطه مقابل، شاهد هنرمندانی نیز بودهایم که علیرغم فشارها، ایستادگی کردند. این ایستادگی به معنای بیتفاوتی نسبت به مشکلات مردم نبود، بلکه از سر تشخیص دقیق صحنه بود. آنان فهمیدند که دشمن، از درد واقعی مردم بهعنوان سوخت پروژه خود استفاده میکند و هنرمند، اگر بیمحابا وارد این بازی شود، عملاً به بوقچی همان جریانی تبدیل میشود که هیچگاه خیرخواه ملت ایران نبوده است.
همراهیهای هیجانی؛ وقتی تجربه عقب مینشیند
اما باید منصف بود: همه همراهیها الزاماً از سر عناد نیست. بخشی از هنرمندان، بهویژه چهرههای جوانتر، در معرض بمباران رسانهای، تهدید به حذف و القای ترس از انزوا قرار گرفتند و در این فشار روانی، واکنشهایی نشان دادند که بعدها خودشان نیز از تبعاتش متعجب شدند. دشمن دقیقاً روی همین نقطه ضعف حساب باز میکند؛ جایی که تجربه، بصیرت و تحلیل جای خود را به هیجان لحظهای میدهد.
هنرمند مصرفشده؛ بیمسئولیتترین خروجی جنگ رسانهای
مسئله اصلی اینجاست که این همراهیها، در نهایت به سود چه کسی تمام میشود؟ تجربه نشان داده است که پس از فروکشکردن بحران، رسانههای معاند و اتاقهای فکر بیرونی، هیچ مسئولیتی در قبال هنرمند مصرفشده نمیپذیرند. آنچه باقی میماند، کارنامهای مخدوش، اعتماد ازدسترفته بخشی از جامعه و گاه بنبست حرفهای است. در مقابل، هنرمندانی که مقاومت کردند، اگرچه در کوتاهمدت هزینه دادند، اما در بلندمدت سرمایه اجتماعی و اعتبار خود را حفظ کردند.
نقد بله؛ فریاد در زمین دشمن، نه
بنابراین از منظر جامعه اسلامی، وظیفه هنرمند نه سکوت مطلق است و نه فریاد در زمین دشمن. هنرمند میتواند و باید منتقد باشد، اما نقدی که در چارچوب منافع ملی، استقلال کشور و امنیت اجتماعی تعریف میشود. اعتراض، زمانی ارزشمند است که به اصلاح منجر شود؛ نه زمانی که به آشوب، ناامنی و بازشدن مسیر دخالت بیگانگان ختم شود.
بازتعریف مسئولیت هنرمند در جنگ ترکیبی
در نهایت، آنچه امروز بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، بازتعریف مسئولیت هنرمند در جامعه اسلامی است. هنرمند نه مأمور توجیه مشکلات است و نه مجاز به تبدیلشدن به بلندگوی دشمن. در چنین شرایطی، فشارهای سازمانیافته برای کشاندن هنرمندان به مواضع رادیکال، بخشی از جنگ ترکیبی علیه ایران است؛ جنگی که هدف آن، تخریب انسجام اجتماعی از درون است.
داوری تاریخ؛ هزینهها میگذرند، حافظه ملی میماند
پس تمایز میان «مقاومت آگاهانه» و «همراهی هیجانی» تعیینکننده است. هنرمندی که در برابر فشار میایستد، الزاماً بیدرد یا محافظهکار نیست؛ بلکه ممکن است دقیقاً به دلیل درک عمیقتر از پیامدها، مسئولانهتر رفتار کند. در حالی که آینده جامعه با همین انتخابهای عقلانی و پرهزینه ساخته میشود. پس اگر هنر قرار است در خدمت مردم باشد، نخستین شرطش این است که اسیر پروژه دشمن نشود؛ حتی اگر هزینه این ایستادگی، حذف، تخریب یا فشار باشد. تاریخ نشان داده است که این هزینهها موقتی هستند، اما داوری جامعه و حافظه ملی، ماندگار است.
انتهای پیام/
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس