مصادره مطالبات اقتصادی مردم به ابزار جنگ شناختی

از تحریک تا آشوب؛ چگونه اعتراض اقتصادی مردم توسط سلبریتی‌ها مصادره شد؟

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، ناشی از فشار‌های اقتصادی و نگرانی معیشتی مردم بود، اما برخی سلبریتی‌های خارج‌نشین این اعتراض‌ها را از مسیر اصلی خود منحرف کرده و به ابزاری برای آشوب، دوقطبی‌سازی و جنگ شناختی تبدیل کردند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری آنا، اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ ریشه در واقعیت‌های انکارناپذیر اقتصادی جامعه دارد؛ از تورم فزاینده و فشار مستمر بر طبقه متوسط و فرودست گرفته تا نگرانی عمیق خانواده‌ها نسبت به آینده معیشتی. این اعتراض‌ها در ذات خود، بیانگر مطالبه عدالت اقتصادی و ثبات در سیاست‌های معیشتی بود و انتظار می‌رفت با پذیرش این نارسایی‌ها از سوی مسئولان، زمینه‌ای برای گفت‌وگوی ملی و اصلاح سیاست‌ها فراهم شود.

با این حال، هم‌زمان با کاهش تحرکات میدانی، جریانی از سلبریتی‌های خارج‌نشین با اظهارنظر‌های هیجانی وارد میدان شدند؛ نه برای همدردی با مردم یا پیگیری مطالبات اقتصادی، بلکه با هدف مصادره این اعتراض‌ها و سوق‌دادن آنها به مسیر آشوب، نفرت‌پراکنی و دوقطبی‌سازی اجتماعی. در این میان، رفتار اشکان خطیبی نمونه‌ای آشکار از این رویکرد است؛ کنشی که حتی در واکنش به اثری هنری از محسن چاوشی، به توهین آشکار به ساحت مقدس حضرت علی (ع) انجامید. رفتاری که نه یک واکنش احساسی، بلکه بخشی از الگویی خطرناک در زمین نیرو‌های آشوب‌طلب به شمار می‌رود.

این اقدام، نه از سر خشم لحظه‌ای است و نه برخاسته از دغدغه معیشت مردم. توهین به یکی از مقدس‌ترین شخصیت‌های دینی و اخلاقی جامعه، به‌ویژه شخصیتی، چون امیرالمؤمنین علی (ع) که نماد عدالت، اخلاق و دفاع از محرومان است، در تعارض آشکار با هر ادعای مردم‌دوستی قرار دارد. چنین رفتاری، بیش از آن‌که بیان اعتراض باشد، تلاشی آگاهانه برای جلب توجه، تولید شوک رسانه‌ای و تثبیت جایگاه فردی در چرخه مصرف رسانه‌ای بیرون از کشور است؛ نوعی «شکار شخصی» در پوشش اعتراض.

در واقع، این الگو نشان می‌دهد که چگونه برخی چهره‌ها با عبور از مرز‌های اخلاقی و اعتقادی جامعه، می‌کوشند مطالبه اقتصادی مردم را به ابزاری برای پروژه‌های برون‌مرزی بدل کنند. توهین به باور‌های دینی، نه کمکی به بهبود معیشت می‌کند و نه صدای مردم را بلندتر می‌سازد؛ بلکه عملاً زمینه‌ساز تحریک خشونت، تعمیق شکاف اجتماعی و بی‌اعتبارسازی اصل اعتراض می‌شود.

افرادی که سال‌هاست از متن زندگی واقعی مردم و مسئولیت اجتماعی هنر فاصله گرفته‌اند، پس از از دست دادن پشتوانه حرفه‌ای در داخل کشور، برای بقا در چرخه توجه رسانه‌ای، نقشی تازه برگزیده‌اند و به پیاده‌نظام رسانه‌ای جریان آشوب بدل شده‌اند. در این مسیر، اخلاق، باور‌های دینی و انسجام اجتماعی، نخستین قربانیان این کنش فرصت‌طلبانه‌اند.

واقعیت آن است که اعتراضات اقتصادی تنها زمانی می‌تواند به اصلاح سیاست‌ها و ارتقای حکمرانی اقتصادی منجر شود که در مسیر عقلانی، مدنی و اجتماعی باقی بماند. اما این سلبریتی‌ها، با طرحی از پیش طراحی‌شده، اعتراض را از بستر واقعی آن جدا کرده و به صحنه تقابل هویتی، تحقیر اجتماعی و تحریک آشوب سوق می‌دهند؛ مسیری که هیچ نسبتی با منافع مردم ندارد.

تناقض زمانی آشکارتر می‌شود که این افراد، سال‌ها خارج از زیست واقعی مردم و دغدغه‌های روزمره آنان زندگی می‌کنند، اما از فرسنگ‌ها دورتر، دیگران را به کنش‌های پرهزینه در داخل کشور ترغیب می‌کنند. اوج این فرصت‌طلبی، زمانی است که در کنار توهین به مقدسات، از چهره‌هایی، چون ترامپ ـ که صراحتاً از حمله به ایران سخن گفته ـ طلب حمایت می‌شود؛ رفتاری که ماهیت واقعی این ادعا‌های به‌ظاهر مردمی را عیان می‌کند.

این کنش‌های سوگیرانه، هر ناظر منصفی را با این پرسش مواجه می‌سازد که توهین به باور‌های دینی مردم چه نسبتی با اعتراض اقتصادی دارد و چگونه می‌توان ادعای دفاع از معیشت را با بی‌اخلاقی آشکار و جریحه‌دار کردن احساسات عمومی جمع کرد؟

پاسخ، در سطحی عمیق‌تر، به «جنگ شناختی» بازمی‌گردد؛ جایی که هدف، حل مسئله اقتصاد نیست، بلکه جابه‌جایی میدان اعتراض از مطالبه معیشتی به ستیز هویتی، فرسایش سرمایه اجتماعی و تشدید دوقطبی‌سازی است. در این چارچوب، سلبریتی‌های خارج‌نشین با ادبیاتی تحقیرآمیز و تحریک‌کننده، مسیر گفت‌و‌گو و اصلاح را مسدود کرده و انرژی اجتماعی اعتراض را به سمت ناامنی و بی‌ثباتی سوق می‌دهند؛ نتیجه‌ای همسو با منافع آشوبگران، نه مردم.

بی‌تردید، اعتراض معیشتی زمانی مولد و اثرگذار است که در مدار قانون، عقلانیت و گفت‌وگوی اجتماعی حرکت کند و به اصلاح ساختار‌ها بینجامد. سلبریتی‌هایی که از بیرون مرز‌ها با توهین به باور‌های دینی، تحقیر مردم و تحریک آشوب سخن می‌گویند، نه نماینده مطالبات جامعه‌اند و نه دغدغه‌مند معیشت. آنان در بزنگاه‌های حساس، به مهره‌های جنگ شناختی بدل می‌شوند و نقششان، جابه‌جایی میدان مطالبه‌گری و آسیب به انسجام اجتماعی است؛ در حالی که مسیر واقعی عدالت اقتصادی، از تقویت عقلانیت عمومی و پیگیری نهادی می‌گذرد، نه از هیاهوی چهره‌هایی که بر طبل تنش و آشوب می‌کوبند و در بهترین حالت، بازیگران نمایش آشوب‌اند، نه بیشتر.

انتهای پیام/

ارسال نظر