پیشنهاد سردبیر
پایان مأموریت «پیمانکاران آشوب» در بزنگاه مذاکرات مسقط 

گزارش آنا از پشت‌پرده بازداشت ۴ عنصر کلیدی حلقه «ضدوفاق» و متلاشی شدن شبکه سایه

کابوس «پاسخ آنی»؛ چرا عقربه‌های جنگ در مسقط متوقف شد؟

واکاوی تغییر دکترین نظامی پنتاگون از «ضربه اول» به «انفعال استراتژیک»

 قمار با کارت‌های سوخته 

چرا واشنگتن همزمان با لبخند در مسقط تحریم جدید وضع می‌کند؟

عقب نشینی کاخ سفید و سکوت رسانه‌های عبری در برابر گرز تهران

چرا دکترین جنگ منطقه‌ای ترامپ را به زانو درآورد؟

وطن را از بُن جان دوست دارم

شاعر و دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی قطعه شعری را برای ایران اسلامی سروده است.

به گزارش خبرنگار آنا، عبدالرضا مدرس‌زاده شاعر و دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشان قطعه شعری را برای ایران اسلامی به زبان شیرین فارسی سروده و نیم نگاهی به استاد مسلم شعر فارسی فردوسی بزرگ داشته است که از نظرتان می‌گذرد:

 برای ایران اسلامی عزیزم

خدا داند که در اوج ارادت
وطن را از بن جان دوست دارم
چگونه از خیال من شود پاک
که عشقش در رگ و در پوست دارم

به چشم من جز این نقشی ندارد:
وطن؛ ترکیبی از احساس و ایمان 
بنای محکم عشقی که برپاست. 
نمی‌سازد مرا از آن پشیمان 

دلم گر زینت اسلام دارد. 
به لوح سینه باشد نام ایران
خراب ِ حال خوش در این دعایم:
که آبادی بود فرجام ایران

اگر فردوسی ایران پرستی. 
به پای شاهنامه رنج برده‌است
دگر در این هزاره هیچ محمود‌
نمی‌گوید که این فرهنگ مرده‌است

نه‌تنها بایزید و پیر مهنه
چو هجویری همه شیخ تمام‌اند
صدوق و فیض و صدرا و بهایی
نماد فقه و عرفان و کلام‌اند

به یمن عشق و عرفان، حال این ملک
سراسر جز مقام معنوی نیست
میان بوستان این گلستان
نسیمی خوش چو عطر مثنوی نیست

کسی که بهر خاک و باور خویش
فداکاری و ایثار است کارش
همیشه جان به کف باشد به تاریخ
سلیمانی است نامش یا که آرش

شکسته چنگ و پا و دام دشمن
به دست قهرمان مردان گمنام
نیاورده به چنگ خویش این خاک
نه چنگیز و نه تیمور و نه صدام

دهان شوم آنان که به این پاک
نظر دارند پر خاک و لجن باد
دعاگوی وطن با لطف ایزد
گلاب و قند و گل طعم دهن باد

زبان فارسی شهد است و شکر
که شوری در سخن گستردن انداخت
بنای فکر و فرهنگش به پا باد
کسی که از شرف با این زبان ساخت

انتهای پیام/

ارسال نظر