پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

یادداشت مسعود آب‌پرور، کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون درباره نمایش «بیگانه»

«بیگانه»ای درگیرکننده

مسعود آب‌پرور، کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون درباره نمایش «بیگانه» یادداشتی منتشر کرد.

به گزارش گروه فرهنگی آنا، در متن یادداشت مسعود آب‌پرور، کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون آمده است:


همه آن استانداردهایی که در آثار کامو و بینش و فلسفه‏‌ای که دارد، می‌بینیم، در نمایش مسعود دلخواه متبلور است. با توجه به جریان غالبی که اکنون در نمایش‌‏هایی که در سطح شهر تهران اجرا می‌شوند وجود دارد، طبیعتا وقتی به تماشای نمایش «بیگانه» می‌نشینید، در ابتدای کار و با توجه به نوع اثر، کمی دنبال کردن آن دشوار است اما به محض اینکه آدرنالین شما متوازن می‏‌شود و با ریتم نمایش همراه می‏‌شوید، «بیگانه» به شدت شما را همراه خودش درگیر می‏‌کند.


زمانی که بروشور کار را می‏‌خواندم، برایم کمی از سمت دلخواه نگرانی وجود داشت و نگران بودم که آیا آداپته کردن متن درست صورت گرفته است یا نه اما اکنون باید بگویم اینجا نمایشی دیدم که اگر کسی کامو را نخوانده باشد و با متن رمان آشنایی نداشته باشد به شدت فکر می‌‏کند که این اثر از روی یک نمایشنامه ساخته شده است، یعنی شما یک نمایشنامه را روی صحنه می‏‌بینید و نه یک داستان! در واقع کار به‌قدری غنای تصویری داشت که کاملا روی صحنه تجسم نمایشی اثر را می‌بینید.


استفاده از بعضی میکروفن‏‌ها و افکت‏‌های صوتی یا موسیقی خاصی که ریتم درام را حفظ کرده؛ عالی است. همچنین در بعضی صحنه‌ها بازیگران به ‏شدت ریتمشان را با ریتم موسیقی متوازن می‌کردند، این اتفاقی است که ما در تئاترمان کمتر شاهدش هستیم.


درباره میزانسن و چیدمان روی صحنه، باز هم همه چیز متوازن بود و هر چیز سرجایی که باید، قرار داشت؛ هر جایی که باید تعادل روانی درام به هم می‏ریخت ما می‌‏دیدیم که تابع آن میزانسن و وزن صحنه هم، به‏هم می‏‌ریخت و در جاهایی که اساسا می‏‌بایست همه چیز متعادل و متوازن باشد علی‌‏القاعده ما می‌‏دیدیم که این تعادل و توازن در کار وجود دارد. من کارم سینماست و با کادر سروکار دارم از هر زاویه که نگاه می‌‏کردم قاب‏ها و عکس‌‏های سینمایی غنی را شاهد بودم.


اگر به این مساله که کامو مربوط دو یا سه نسل پیش‏تر از ما است فکر نکنیم، واقعا احساس می‌کنیم که کار روز را تماشا می‏‌کنیم، چون در «بیگانه» بحث به‌هم ریختن ارزشها مطرح می‌شود و در واقع شما می‏‌بینید که انگار اکنون نیز همین ارزش‏ها در جامعه به‌هم ریخته است.


انگار در آن نهیلیسم و نیست‌‏انگاری که زمانی به عنوان یک فلسفه و بینش خاص تلقی می‏‌شد و فانتزی محسوب می‏‌شد، قرارگرفته‌‏ایم. در نمایش «بیگانه» معلوم نیست که شخصیت اصلی را به خاطر کشتن آن مرد محاکمه می‏‌کنند و یا به علت مادری که دفن کرده و اقداماتی که بعد از دفن مادرش انجام داده است و در واقع این به‌هم ریختن ارزش‏هاست و اینکه دائم در حال تکان‌های شدید عصبی هستیم که الان چه اتفاقی دارد می‏‌افتد و وقتی این‌ها را با بیرون مطابقت می‏‌دهیم، می‌‏بینیم که همین اتفاقات و همین ماجراها به اشکال مختلف در جامعه وجود دارد.


فیلسوف بار سنگین هستی را در تمام اعصار به دوش می‌کشد و وقتی که در مدار فلسفه قرار می‏‌گیرد ارتعاشات آن در واقع همه دوران‌ها را در برمی‌‏گیرد. آن فکر و اندیش‌ه‏ای که به واسطه نمایش «بیگانه» در کار و یا حتی در خود کامو سراغ می‏‌گیریم؛ نشانگر این ماجراست که آن تفکر و آن نحوه تفکر تسری پیدا کرده و در نهایت ما شاهد آن چیزی هستیم که او آن‏ دوره دیده بود. این اتفاق برای من اعجاب‌‏انگیز بود.


یک نمایش بسیار جدی، خوب با سطح بسیار استاندارد و البته بالاتر از استاندارد دیدم، از اجرا شدن نمایش «بیگانه» بسیار خرسندم. دیدن چنین نمایش‌هایی برای همه مطلوب است.


انتهای پیام/

ارسال نظر