آخرین خبر از بحث فیلمنامه بچه مهندس 4؟
- آقای سعدی چیزهایی در این مورد گفتهاند و من چیز تازهای برای گفتن ندارم، ضمن اینکه آقای سعدی تأکید داشتند که تا چیزی مسجل نشده و از فیلترش نگذشته ترجیحاً رسانهای نشود به خاطر اینکه فعلاً در مراحل پیشتولید و همان کارهایی که خودشان خبر دادند هستیم. 10 تا 12 قسمتی که آماده است و حالا کارهای ابتدایی برای پیش تولید و خودشان هم خبر دادند که إنشاءالله از آبان کلید بخورد. در همین حد.
بحث فیلمنامه کامل تمام شده؟
- نه، هنوز در حال نگارش هستیم. بعد از سه، چهار بار نوشتن طرح بالاخره یک طرحی را به اجماع رسیدیم و بعدش هم الان در مرحله نگارش هستیم. در قسمت 0109 تقریباً مشخص است و ما هم داریم بقیهاش را مینویسیم.
شخصیتهای قبلی و اصلی بدون تغییر حضور دارند؟
- شخصیت اصلی ما جواد جوادی است و شخصیتهای فرعی در قسمتهای قبلی هم همینطور بود که به فراخور قصه آمدند ملحق شدند و بعضیهایشان به فراخور قصه یک مأموریتی داشتند که شخصیت اصلی را به آن مأموریت یا هدفش برسانند و حالا رفته رفته در فصل بعدی کنار گذاشته شدند. همان فرمول در فصل چهار هم اتفاق میافتد.
خیلیها فکر میکردند جذابیت بچه مهندس یک به خاطر بازیگران کودک و آن فضای خاصی که داشت بود و همینطور بچه مهندس 2. شما به عنوان یک فیلمنامهنویس استاد در این حوزه که تدریس هم دارید میکنید، آن تمهیداتی که اندیشیدید تا این جذابیت حفظ شود چیست؟ چه در این کار یا کارهایی که از نگاه شما دنبالهدار است؟
- به هر صورت تجربه نشان داده که کارهایی که دنبالهدار بوده، خدا را شکر کارهای موفقی بوده. به دلیل اینکه سعی کردیم شخصیتهایی را خلق کنیم که ملموس بوده و پایشان روی زمین باشد. به خصوص حالا در بچه مهندس، در بازیگران ما سلبریتی نیاوردیم که آن نقش را بالا بکشد، این نقش است که باعث شده بعضی از بازیگرانی که کمنام یا گمنام هستند دیده شوند. به این دلیل است که سعی کردیم آن شخصیتها و قصهها درست باشد. قهرمانی که میسازیم را مردم باورش کنند، حرف مردم را بزنند، حرف نماینده همان نسلی را بزند که هستش. اگر نوجوان است، حرف نماینده آن نسل را بزند و اگر جوان است حرفهایی را بزند که مطالبات جوانان است و خواستههای آنهاست، نقدی دارد، بالاخره شور جوانی دارد، عشق است، بالاخره مباحثی که در روانشناسی جوانان وجود دارد را ما آوردیم و سعی کردیم صادقانه رفتار کنیم، ماجرا بگوییم، در آن آب نبندیم. اینها باعث شده که شخصیتها و قصه مورد استقبال مردم و برخی از مدیرانمان قرار بگیرد.
بهنوعی سلبریتی نداشتن برخلاف خیلی از آثار برای بچه مهندس امتیاز بوده.
- ما تقریباً سلبریتیسازی کردیم. سریالهایی بودند که میآمدند در کستینگ میگفتند ما فلان بازیگر را میآوریم که مثلاً این قدر فالوور و محبوبیت داشته باشد ولی فرمول بچه مهندس این نبود. فرمول بچه مهندس بازیگران توانمندی که میتوانند بار این نقش را به عهده بگیرند. نگاه کنید در همین فصل سه چندین نفر از نقشهای اصلی ما خیلی بازیگران، البته این غلط است، بازیگرانی که حالا فالووربالا هستند و میلیونی محبوبیت دارند استفاده نکردیم چون اصل و مبنا را روی توانمندی بازیگر گذاشتیم. بازیگرانی که در این کار بودند آدمهای توانمندی بودند حالا شاید رنگ و جذابیتهای آن بازیگران فالوور بالا را ندارند ولی برای خودشان یک وزنه و بازیگران توانمندی بودند. به هر حال نقش هم آنها را به چالش انداخت و باعث شد یک ویژگی جدید از آن بازیگر دیده شود و تبدیل به چهرههای محبوب شوند.
برنامه خودتان این است که فیلمنامه تمام و کمال آماده شود کار کلید بخورد یا مثلاً همزمان احتمال تغییر دارد؟ سریهای قبلی به چه صورت بود؟
- از نظر منِ فیلمنامهنویس این است که تا لحظه آخر فیلمبرداری، فیلمنامه پویا و زنده است و حضانتش برعهده نویسنده است. من معمولاً با گروه تولید در تعامل هستم. اگر مواردی پیش بیاید که مثلاً حالا من نشستهام توی اتاقم فیلمنامهای نوشتهام، در ذهنم یکسری ویژگیها دارد، حالا بازیگر میآید به آن جان میدهد و پیشنهاداتی دارد، طبیعتاً پیشنهادش را به من میدهد، اگر قانع شدم سر همان صحنه، من در بچه مهندس فصل قبلی مدام با آفیش بودم، 70 تا 80 درصد سر صحنه بودم. یعنی همزمان که فیلمنامه را جلو میبردند، همزمان هم فیلمنامه را ترمیم میکردم بر اساس نگاه کارشناسی بچههایی که در تولید هستند. بر اساس ضرورت، تولید یا بضاعت، اینها را چیز میکردم. پس تا آخرین لحظه فیلمبرداری و حتی تدوین، فیلمنامهنویس باید در خدمت تیم باشد تا از اثرش مراقبت کند. اگر این کار را نکند، هزار سلیقه دیگر میآیند و در اثر دست میبرند. این وظیفه فیلمنامهنویس است. مثلاً سر تدوین همین بچه مهندس سه هم بعضاً پیش آمده بود که آقای غفاری میگفت بیا اینجا مثلاً ما یک گفتگوی تلفنی داریم، احتیاج داریم آنور گفتگوی تلفنی را که حالا در فیلمنامه نبوده را بیاوریم و لحاظ کنیم، من نشستم گفتگوی آنور را نوشتم و بازیگر مورد نظر آمد صدایش را ضبط کردند به اضافه اینکه مثلاً موقع گفت و شنود یکی از شخصیتها با یکی که پشت خط هست را بشنویم.
یعنی همانجوری که میگویند سر هر کاری باید بالای سر کار باشی، این هم همانجور است.
- بله. نمیشود. بچه یتیم نیست که رهایش کنی. باید اثر را حضانت کنی. من هستم که برای اثر حرمت قائل میشوم. وقتی من حرمت قائل نشوم، دیگران که دلشان برای اثر نمیسوزد. ممکن است اثر را مُثله کنند. نمیدانند دیدگاه تویِ نویسنده چیست، بر اساس سلیقه خودشان امکان دارد اعمال کنند و اثر به بیراهه برود و یک چیز دیگری شود. به همین دلیل باید اندیشهای را که تو جاری و ساری میکنی، از آن حفاظت هم بکنی.
انتهای پیام/
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس