پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

10:13 28 / 06 /1396
دکتر خسرو مزرعی*

اصول و لوازم تحول فرهنگی

در علوم و دانش فرهنگی که رشته‌ها و زمینه‌های متعدد و متنوعی را در بر می گیرد، چند موضوع از اهمیت خاصی برخوردار است که توجه و اهتمام جدی صاحب نظران و متولیان، مدیران و مجریان فرهنگی را می طلبد و بدون آن، تغییرات پی‌درپی اما بی اثر به فروافتادگی و ازهم‌گسیختگی بیش‌تر و سرانجام، فروپاشی و در نتیجه عقب ماندگی مزمن یک نظام سیاسی، جامعه و ملت منجر می شود.


در برون‌رفت و گریز از چنین وضعیتی اصول و لوازمی را باید اولا بدرستی فهمید و ثانیا تمام و کمال به آنها عمل کرد و تداوم آن را مدنظر قرار داد. از آن جمله به اختصار می توان موارد زیر را یادآور شد:
اول) فرهنگ، مبنا و زیربنای همه تحولات و توسعه رو به تعالی جامعه بشری به شمار می رود و نگاه کالایی آن هم دست چندمی به آن کاملا نادرست و زاویه انحرافی فاجعه آفرین است.


تمام تغییرات و تحولات رشدنگر و توسعه محور، زمانی به نتیجه مطلوب خواهند رسید که فرهنگ را مبنای کارها دانسته و به آن ملتزم باشیم.


دوم) دستیابی به دستاوردهای تاثیرگذار، فاخر و ماندگار فرهنگی، نیازمند نوعی اجماع حکومتی و اجتماعی نسبت به تعریف و کارویژه ها و روش های کارآمد علمی در راستای حوزه گسترده فرهنگی است، زیرا در تنوع و تعدد خارج از سطح و میزان متعارف آن، شاهد نابهنجاری تفکری، روشمندی، عملیاتی، نظارتی و تصحیح‌گری و ... خواهیم بود.


سوم) فرهنگ، اساس دیگر حرکت ها و فعالیت های اجتماعی به معنای عام آن است، اما فروکاستن آن به صرف تغییرات ظاهری و جابه‌جایی افراد، بی توجه به ساخت و انتشار و فراگیری یک مدل و الگوی مدیریت فرهنگی که توانایی بروزرسانی خود را با شرایط و اقتضائات زمانی و مکانی داشته باشد، نه تنها به تحول توسعه نگر و انسان مدار و توحیدگرا نمی انجامد بلکه برعکس، به هدررفت سرمایه های بالقوه و بالفعل و تغییر نگاه عمومی به جایگاه آن ختم می شود.


چهارم) در مسیر تحول فرهنگی ساختارمند و هدفمند با تکثر خارج از حد نیاز مراجع و مراکز تصمیم گیری و اجرایی، قابلیت ها بشدت تحلیل خواهند رفت و انگیزه ها تضعیف و سرمایه های مادی و معنوی و نیروی انسانی، بیش از هر زمان و موقعیت دیگری آسیب پذیر می شوند.


در مدیریت کارآمد، افراد نقش مهمی را ایفا می کنند ولی نباید فراموش کنیم که اگر روش ها و روندها، از پشتوانه مستحکم علمی و تجربی برخوردار نباشند، نابسامانی رو به تزاید، چنان فراگیر می شود که عملا عرصه مدیریت را از هم فرو می پاشاند.


پنجم) از لوازم و ضرورت های دیگر موفقیت در تحول فرهنگی، اجتناب جدی و دوری از شعارزدگی و سیاسی بازی و باندگرایی و نگرش ها و اقدامات جناحی و فردمحورانه است. بویژه زمانی که این تحول قرار باشد در فضای علمی دانشگاه و مراکز آموزش عالی اتفاق بیفتد که به طور حتم بی توجهی به داشته ها و توانمندی های درون سازمانی و دخالت مراکز و افراد برون سیستمی، به آن صدمات و خسارت های جبران ناپذیری وارد می سازد.


ششم) تحول به طرح و نقشه منطقی و عالمانه و اجرای روندی به دور از شتابزدگی و تعجیل تخریبی نیازمند است. مرحله بندی اجرایی با درنظرگرفتن اولویت ها، لازمه و اصل پذیرفته شده در این باره به شمار می رود. هر نوع کندروی و تندروی و خروج از ظرفیت و آستانه تحمل سازمانی و نیز بی توجهی به افزایش تدریجی بسترهای پذیرشی و آستانه تحمل تغییرات و تحولات، سمی مهلک در حیات سازمانی است.


هفتم) دیگر نکته ای را که لازم است به آن اهتمام مستمر داشته باشیم، تلاش در برقراری رابطه ای منطقی و عقلایی بین واقعیت ها و حقیقت های تحولات فرهنگی است. آرمان گرایی و واقع گرایی، دو مقوله بنیادین در مدل موفق توسعه و تحول تلقی می شوند.


این اتفاق خوشایند هنگامی رخ می دهد که سیاست سازان، سیاستگذاران و مجریان و ناظران، نیروهای فرهنگی به معنای درست آن باشند و برآمده از استعداد و توانایی ذاتی و اکتسابی خود به ابن مرتبه رسیده باشند نه برخوردار از رانت های فرهنگی در تصدی مسئولیت فرهنگی که در این زمینه سخن بسیار است.


هشتم) اعتقاد و التزام به چرخه نخبگان در بالندگی فرهنگی نقش مهمی دارد به شرط آن که تربیت نیروی انسانی نخبه در دستور کار مسوولان این حوزه باشد و از انسداد و توقف و سکون و رکود چرخش نخبگان ممانعت ورزند. اگرچه در باب تعریف نخبه و نحوه شناسایی و تربیت و بکارگیری آنان، مطالب جزیی و ریز و ظریف و دقیقی وجود دارد که در این موجز نمی گنجد.


امیدواریم پس از گذشت نزدیک به 40 سال از پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس جمهوری اسلامی، بویژه در عصر پرشتاب تهاجم های فرهنگی ویرانگر، فرهنگ و تحولات فرهنگی، نقش و جایگاه حقیقی و واقعی خودش را پیدا کند.
*معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی گرگان


انتهای پیام/

ارسال نظر