سراغ چت‌بات‌ها برویم یا با خودمان حرف بزنیم

گفت و گو
یک مطالعه درباره «خودگویی» نشان می‌دهد حرف زدن با خود، برخلاف تصور رایج، رفتاری عجیب نیست و بخشی از فرایند طبیعی فکر کردن، تنظیم احساسات و حل مسئله است؛ اما چت‌بات‌های هوش مصنوعی نیز شکل دیگری از گفت‌وگو را پیش روی انسان گذاشته‌اند. گفت‌وگویی که همیشه در دسترس است و برای هر سوالی، یک پاسخ آماده دارد. اکنون پرسش اینجاست که سراغ چت‌بات‌ها برویم یا با خودمان حرف بزنیم؟

به گزارش خبرگزاری آنا، به نقل از «Futura Sciences»؛ بسیاری از افراد هنگام انجام یک کار، با صدای بلند با خودشان صحبت ‌می‌کنند، مراحل انجام یک کار را مرور می‌کنند و برای انجام کاری به خودشان دستور می‌هند یا بعد از یک اتفاق ناخوشایند، ماجرا را برای خودشان توضیح می‌دهند. این رفتار در روانشناسی با عنوان «خودگویی» یا Self-talk شناخته می‌شود.

وقتی با خودمان حرف می‌زنیم چه اتفاقی می‌افتد؟

خودگویی فقط به حرف زدن با صدای بلند محدود نیست و می‌تواند گفت‌وگوی درونی و افکاری را نیز شامل شود که فرد در ذهن خود با خودش دارد. پژوهش‌های این حوزه نشان داده‌اند که خودگویی می‌تواند در فرایندهایی مانند حل مسئله، تمرکز، خودتنظیمی، خودبازاندیشی و کنترل رفتار نقش داشته باشد. همچنین یک مقاله از ۴۷ مطالعه درباره خودگویی نشان داده است که انواع مختلف خودگویی، از جمله خودگویی مثبت و انگیزشی، می‌تواند با بهبود عملکرد همراه باشد.

در واقع، وقتی فرد با خودش می‌گوید «اول این کار را تمام کن و بعد سراغ آن یکی برو»، فقط در حال حرف زدن نیست؛ بلکه ممکن است در حال سازمان‌دهی افکار و هدایت رفتار خود باشد. این موضوع در گزارش Futura-Sciences نیز مورد توجه قرار گرفته است؛ جایی که پژوهش‌های چند دهه روانشناسی درباره دلایل و کارکردهای گفت‌وگو با خود بررسی شده‌اند.

آیا نحوه حرف زدن با خود اهمیت دارد؟

مطالعات روان‌شناختی نشان داده‌اند که خودگویی می‌تواند در تنظیم هیجان نیز نقش داشته باشد. برای نمونه، پژوهشگران در مطالعه‌ای که در مجله Scientific Reports منتشر شده، بررسی کردند که استفاده از نام خود به جای ضمیر «من»، هنگام فکر کردن درباره یک تجربه منفی چه اثری دارد. نتایج نشان داد این نوع خودگویی می‌تواند واکنش‌های هیجانی مرتبط با خود را کاهش دهد و به ایجاد نوعی فاصله روان‌شناختی کمک کند.

به بیان ساده، ممکن است میان این دو جمله، «من چرا اینقدر عصبانی‌ام؟» و «تو، چرا اینقدر عصبانی هستی؟» تفاوت وجود دارد. در حالت دوم، فرد می‌تواند کمی از موقعیت فاصله بگیرد و آن را مانند ناظری بیرونی بررسی کند، اما یک طرف جدید نیز وارد این گفت‌وگو شده است و آن هم چت‌بات‌های هوش مصنوعی است.

بنابراین خودگویی فقط بیان افکار نیست و به نوعی یکی از ابزارهای ذهن برای مدیریت موقعیت‌های مختلف به شمار می‌رود.

زمانی که به جای خودمان از AI سوال می‌پرسیم، چه اتفاقی می‌افتد؟

تا چند سال پیش، اگر مسئله‌ای ذهنمان را درگیر می‌کرد، به طور معمول چند راه داشتیم. می‌توانستیم با خودمان فکر کنیم، چیزی بنویسیم، با دوست یا اعضای خانواده حرف بزنیم یا از یک متخصص کمک بگیریم، اما امروزه کافی است یک چت‌بات را باز کنیم و سوالمان را بنویسیم. به نظرت چه کار کنم؟ چرا این‌طور احساس می‌کنم؟ آیا این تصمیم درست است؟ و یا برای این مسئله چه راه‌حلی پیشنهاد می‌کنی؟

تفاوت چت‌بات با ابزارهایی مانند موتور جست‌وجو یا ماشین‌حساب در این است که چت‌بات فقط یک پاسخ ارائه نمی‌کند، بلکه می‌تواند گفت‌وگو را ادامه دهد، پرسش‌های قبلی را در نظر بگیرد و پاسخ خود را متناسب با جریان مکالمه تغییر دهد. به همین دلیل، این فناوری به‌تدریج وارد بخشی از فرایندی شده که پیش‌تر در ذهن خودمان یا در گفت‌وگو با دیگران انجام می‌دادیم.

در نتیجه، بخشی از فعالیت‌هایی که پیش‌تر در ذهن فرد، روی کاغذ یا در گفت‌وگو با دیگران انجام می‌شد، اکنون می‌تواند با یک سیستم هوشمند انجام شود.

آیا هوش مصنوعی بخشی از فکر کردن ما را انجام می‌دهد؟

در اینجا مفهوم برون‌سپاری شناختی یا Cognitive Offloading اهمیت پیدا می‌کند. برون‌سپاری شناختی به زبان ساده یعنی انسان بخشی از فعالیت ذهنی خود را به یک ابزار بیرونی واگذار کند.

گوشی شماره تلفن‌ها را به خاطر می‌سپارد و GPS مسیر را پیدا می‌کند و ماشین‌حساب محاسبات را انجام می‌دهد. در همه این موارد، بخشی از کاری که مغز می‌توانست انجام دهد، به یک ابزار سپرده می‌شود. چت‌بات‌ها یک گام جلوتر رفته‌اند و می‌توانند در نوشتن، ایده‌پردازی، مقایسه، تحلیل و حتی تصمیم‌سازی نیز مشارکت کنند.

بیتا بهرامی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه آزاد واحد پزشکی تهران، در گفت‌وگو با خبرنگار آناتک با اشاره به انعطاف‌پذیری مغز و اهمیت استفاده از توانایی‌های شناختی، بر این نکته تاکید کرده است که اگر بخشی از فعالیت‌های ذهنی مانند تصمیم‌گیری و حل مسئله به طور دائم به ابزارها سپرده شود، فرصت تمرین این توانایی‌ها نیز کمتر خواهد شد.

البته برون‌سپاری شناختی اتفاق بدی نیست و انسان از گذشته برای افزایش توانایی‌های خود از ابزار استفاده کرده است. مسئله اصلی این است که کدام بخش از فرایند را به ابزار می‌سپاریم و کدام بخش را برای خودمان نگه می‌داریم.

آیا سرعت بیشتر به معنای فکر بهتر است؟

یکی از مزیت‌های اصلی هوش مصنوعی، سرعت بالای آن در تولید پاسخ است؛ اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد سرعتی که کاربر احساس می‌کند، همیشه با زمان واقعی انجام کار یکسان نیست.

در مطالعه‌ای درباره «برون‌سپاری شناختی و توهم سرعت» که بیش از هزار نفر در آن مشارکت داشتند، پژوهشگران بررسی کردند استفاده از AI چه اثری بر میزان تلاش ذهنی و برداشت افراد از سرعت انجام کار دارد.

نتایج نشان داد استفاده از هوش مصنوعی در برخی وظایف با کاهش تلاش ذهنی احساس‌شده همراه بود، در حالی که زمان واقعی انجام برخی فعالیت‌ها تفاوت چشمگیری نداشت. پژوهشگران از این پدیده با عنوان «توهم سرعت» یاد کرده‌اند.

به این ترتیب، ممکن است کاربر احساس کند با کمک AI فرایند بسیار سریع‌تر شده است، در حالی که بخشی از تفاوت ایجادشده به کاهش تلاش ذهنی خود او مربوط باشد.

ساره پیمان، روانشناس عمومی و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد تهران غرب، نیز در گفت‌وگو با آناتک درباره اهمیت تجربه کردن فرایند یادگیری و نقش خطا در رشد شناختی صحبت کرده است. از این منظر، مسئله فقط درست بودن پاسخ نهایی نیست؛ بلکه فرایندی که فرد برای رسیدن به آن پاسخ طی می‌کند نیز اهمیت دارد.

چگونه AI وارد تصمیم‌های شخصی می‌شود؟

ورود AI به تصمیم‌های شخصی، موضوع را یک مرحله جدی‌تر می‌کند. کاربران ممکن است برای انتخاب رشته تحصیلی، مسیر شغلی، نحوه برخورد با یک مسئله یا ارزیابی گزینه‌های مختلف از چت‌بات‌ها کمک بگیرند.

در این شرایط، یکی از مفاهیم مهم در روانشناسی «عاملیت» است. عاملیت به زبان ساده یعنی فرد همچنان خود را تصمیم‌گیرنده اصلی زندگی‌اش بداند و مسئولیت انتخاب‌های خود را بر عهده بگیرد.

الهه خوشنویس، روانشناس کودک و نوجوان، در گفت‌وگو با آناتک درباره پیامدهای واگذاری تصمیم‌های مهم به سیستم‌های هوشمند و اهمیت حفظ نقش انسان در این فرایند صحبت کرده است.

بر این اساس، میان استفاده از هوش مصنوعی برای بررسی گزینه‌ها و واگذاری تصمیم نهایی تفاوت وجود دارد. در حالت اول، فناوری می‌تواند اطلاعات و دیدگاه‌های بیشتری در اختیار فرد قرار دهد؛ اما در حالت دوم، ممکن است بخشی از مسئولیت تصمیم‌گیری از انسان به الگوریتم منتقل شود.

البته این مسئله، زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که فرد به جای بررسی پیشنهاد AI، آن را بدون ارزیابی بپذیرد.

هوش مصنوعی دستیار است یا جایگزین؟

استفاده از هوش مصنوعی به معنای کاهش توانایی‌های ذهنی نیست. اگر کاربر از AI برای پیدا کردن اطلاعات، بررسی یک ایده، نقد استدلال یا پیدا کردن نقاط ضعف تصمیم خود استفاده کند، این فناوری می‌تواند نقش یک ابزار کمکی داشته باشد. تفاوت زمانی ایجاد می‌شود که فرد به جای استفاده از AI برای تقویت فرایند فکر کردن، از آن بخواهد این فرایند را به طور کامل انجام دهد.

بهنام هادی، کارشناس هوش مصنوعی و استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد ملارد، در گفت‌وگو با آناتک نیز بر استفاده از هوش مصنوعی به عنوان ابزار کمکی و ضرورت پرهیز از وابستگی به آن تأکید کرده است.

به این ترتیب، می‌توان میان دو نوع استفاده تفاوت قائل شد؛ در یک حالت کاربر ابتدا فکر می‌کند و سپس از AI برای بررسی نتیجه کمک می‌گیرد و در حالت دیگر، از همان ابتدا تصمیم‌گیری را به سیستم می‌سپارد.

وابستگی از کجا شکل می‌گیرد؟

مسئله فقط به تصمیم‌گیری محدود نمی‌شود و رابطه عاطفی کاربران با چت‌بات‌ها نیز در پژوهش‌های جدید مورد توجه قرار گرفته است.

یک مطالعه آزمایشی با مشارکت ۹۸۱ نفر و بررسی بیش از ۳۰۰ هزار پیام ارتباط میان استفاده از چت‌بات‌ها و شاخص‌هایی مانند تنهایی، وابستگی عاطفی و استفاده مشکل‌ساز را بررسی کرد.

نتایج این پژوهش نشان داد میزان و نوع استفاده از چت‌بات‌ها و همچنین ویژگی‌های فردی کاربران می‌تواند در تجربه آنها از تعامل با این ابزارها مؤثر باشد.

به همین دلیل، صرف صحبت کردن با یک چت‌بات را نمی‌توان به خودی خود نشانه وابستگی دانست. مسئله زمانی اهمیت پیدا می‌کند که کاربر به تدریج احساس کند برای تصمیم‌گیری، حل مشکلات یا مدیریت احساسات خود نمی‌تواند بدون کمک AI عمل کند.

چگونه به خود بازگردیم؟

مسئله اصلی انتخاب میان خودگویی و گفت‌وگو یا هوش مصنوعی نیست. هر دو می‌توانند بخشی از فرایند فکر کردن باشند، اما نقش آن‌ها یکسان نیست.

خودگویی به فرد فرصت می‌دهد افکار و احساسات خود را مرور و مسئله را از زاویه خودش بررسی کند. هوش مصنوعی نیز می‌تواند در مرحله بعد، اطلاعات بیشتری ارائه دهد، استدلال فرد را بررسی کند یا زاویه‌ای متفاوت به او نشان دهد. بنابراین می‌توان یک الگوی ساده، مانند ابتدا فکر کردن، سپس استفاده از AI برای بررسی و در نهایت تصمیم‌گیری توسط خود فرد، را در نظر گرفت.

در چنین شرایطی، هوش مصنوعی به جای آنکه جایگزین فکر کردن شود، می‌تواند به ابزاری برای بهتر فکر کردن تبدیل شود. شاید در عصر چت‌بات‌ها، مسئله اصلی این نباشد که با خودمان حرف بزنیم یا با ماشین؛ بلکه مهم این است که پیش از سپردن فکر و تصمیم به الگوریتم، هنوز فرصتی برای شنیدن صدای خودمان داشته باشیم.

استفاده آگاهانه از هوش مصنوعی زمانی معنا پیدا می‌کند که این فناوری در خدمت توانایی‌های ذهنی انسان قرار بگیرد، نه اینکه به تدریج جای آن‌ها را بگیرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر