آیت‌الله مبلغی در نشست تخصصی مطالعات قرآنی:

علوم انسانی باید «عینک فهم قرآن» باشند، نه رقیب آن / رد قاطع تطبیق‌های سطحی علوم تجربی بر آیات وحی

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: «امروز ما در کنار قرآنیم، اما کمتر از آن نظریه می‌سازیم. حدیث مشهور را بر زبان داریم که در تاریکی‌های شب به قرآن پناه برید، اما متاسفانه در پیچیدگی‌های زندگی جدید، کمتر از آن چراغ می‌افروزیم.»

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، آیت الله مبلغی نماینده مجمع جهانی فقه و عضو مجلس خبرگان رهبری با تاکید بر ضرورت خروج از بن‌بست مهجوریت تئوریک قرآن کریم، راهکار نجات علوم انسانی را استفاده از «روش تمهیدی» دانست و تصریح کرد: علوم بشری و دانش روز باید به مثابه عینک مفهومی برای استخراج نظریه‌های ناب از دل قرآن عمل کنند.

آیت‌الله احمد مبلغی در تازه‌ترین نشست تخصصی پیرامون «نظریه‌پردازی در حوزه‌های انسانی بر اساس قرآن»، با آسیب‌شناسی روند تفسیر در دوران معاصر، خواستار تحولی بنیادین در روش کشف اندیشه از کلام وحی شد.

وی سخنان خود را با طرح یک دغدغه بنیادین آغاز کرد و گفت: «امروز ما در کنار قرآنیم، اما کمتر از آن نظریه می‌سازیم. حدیث مشهور را بر زبان داریم که در تاریکی‌های شب به قرآن پناه برید، اما متاسفانه در پیچیدگی‌های زندگی جدید، کمتر از آن چراغ می‌افروزیم.»

چهار ساحت اندیشه‌ورزی قرآنی

نماینده مجلس خبرگان رهبری در ابتدای این نشست، رویارویی پژوهشگران با اندیشه‌ورزی دینی بر پایه قرآن را به چهار مقوله اصلی تقسیم کرد: استنباط نظریه از قرآن به صورت محض، استنباط نظریه از ترکیب وحی و غیروحی، استنباط روش از قرآن، و روش کشف اندیشه‌های علوم انسانی از قرآن.

وی با بیان اینکه این تقسیم‌بندی صرفاً یک صورت‌بندی منطقی نیست، بلکه کلید گشایش افق‌های تازه در علوم دینی است، افزود: «تفسیر فی‌نفسه گنجینه‌ای عظیم است، اما غالباً در افق اطلاعات ذهنی باقی می‌ماند یا کلیاتی غیرناظر به زندگی مدرن از آن استخراج می‌شود. مشکل اصلی ما در "روش" است و اگر این روش در حوزه و دانشگاه اصلاح شود، می‌توان شاهد رخدادی بزرگ در سپهر تفسیر بود.»

نقش علوم بشری در فهم قرآن؛ از تمهید تا تطبیق

نماینده ایران در مجمع جهانی فقه اسلامی در بخش اصلی سخنان خود، با تمرکز بر «استنباط نظریه از قرآن به صورت محض»، به تبیین جایگاه داده‌های بشری در این فرآیند پرداخت و گفت: «در این نوع استنباط، دانش بشری نقش "محتوایی" ندارد، بلکه نقش "تمهیدی" و ایجاد استعداد دارد. ذهن پژوهشگر به مدد داده‌های علمی مهیا می‌شود، زاویه دید می‌یابد، عینک مفهومی بر چشم می‌گذارد و ادبیات تحلیل را در اختیار می‌گیرد تا معانی نهفته در آیات را دریابد.»

وی با هشدار نسبت به خلط این روش با روش‌های التقاطی افزود: «گاهی نام علم در کنار تفسیر قرآن که می‌آید، ذهن‌ها دچار هراس شده و به یاد پروژه معروف "تطبیق علوم بر قرآن" می‌افتند. در دوره‌ای از روشنفکری دینی رواج داشت که واژگانی، چون "جن" را بر "میکروب" یا مفاهیم کیهانی قرآن را بر یافته‌های فیزیکی تطبیق می‌دادند. این روش فاقد وجاهت علمی است، زیرا با منسوخ شدن یک نظریه علمی، تفسیر قرآن نیز فرو می‌ریزد.»

مبلغی سه میدان اصلی تقاطع علم و تفسیر را «تمهیدی»، «تتمیمی» و «تطبیقی» برشمرد و با رد روش تطبیقی، بر تقویت روش تمهیدی (عام و خاص) تاکید کرد و افزود: «در تمهید عام، تحولات تاریخی ذهن جامعه را برای فهم آیاتی، چون داستان موسی و فرعون آماده می‌کند، همان‌گونه که در انقلاب اسلامی رخ داد. اما در تمهید خاص، نیازمند آگاهی‌های دقیق و تخصصی علمی هستیم تا چراغ راه ذهن مفسر شوند.»

سه شاهد قرآنی؛ از زیبایی‌شناسی تا جامعه‌شناسی

این نظریه‌پرداز حوزوی برای ملموس‌تر شدن ایده «روش تمهیدی»، سه نمونه کاربردی و شگرف از قرآن کریم را در حوزه‌های هنر، ارتباطات و علوم اجتماعی تشریح کرد:

معماری و زیبایی‌شناسی: وی با اشاره به آیه شریفه "و لکم فی‌ها جمال حین تریحون و حین تسرحون" گفت: «دانش امروز زیبایی را محصول نظم و تناسب می‌داند. این یافته بشری ذهن ما را آماده می‌کند تا راز تقدم بازگشت آرام گله‌ها در شامگاه بر پراکندگی صبحگاه در آیه را دریابیم؛ نشانه‌ای از برتری نظم و هماهنگی در نگاه خداوند که می‌تواند پایه‌گذار سیاست‌گذاری‌های فرهنگی و معماری شهری باشد.»

علوم ارتباطات: آیت‌الله مبلغی آیه "و قل لعبادی یقولوا التی هی احسن" را فراتر از یک توصیه اخلاقی ساده و یک نظریه ارتباطی دانست و خاطرنشان کرد: «یافته‌های علوم ارتباطات به ما می‌آموزد که ارتباط فراتر از واژه‌ها و شامل لحن و زبان بدن است. این دانش، تمهیدی است برای فهم عمق کلمه "احسن" در آیه که نشان می‌دهد بهترین ارتباط، ترکیبی از بهترین لحن، بیان و هماهنگی کردار و گفتار است.»

جامعه‌شناسی و مفهوم مکانت: وی با اشاره به داستان حضرت یوسف (ع) و تعبیر "مکنا لیوسف فی الارض" هنگام ورود یک کودک برده به خانه عزیز مصر، از مفاهیم جامعه‌شناختی بهره برد و تصریح کرد: «با وام گرفتن تفکیک میان "مکانت انتسابی" و "مکانت اکتسابی" در علوم اجتماعی، راز این آیه گشوده می‌شود. خداوند یوسف را در ساختاری قرار داد که امکان بالیدن داشت و این خودِ "مکانت" و سکوی پرواز بود. اینگونه یک مفهوم جامعه‌شناسی، کلید فهم آیه می‌شود.»

عصاره سخن: علوم بشری، غبار روبِ چشم جان

آیت الله مبلغی در پایان این نشست تخصصی، با جمع‌بندی نظریه «روش تمهیدی در زایش نظریه از کلام وحی» تاکید کرد: «جان کلام آن است که در این چارچوب معرفتی، دانش‌های بشری نه رقیب قرآن‌اند و نه حاکم بر آن. نقش آنها صرفاً آماده کردن ذهن و زدودن غبار از چشم جان است تا آیات الهی ژرف‌تر دیده شوند. علم، افق می‌گشاید و پرسش می‌آفریند، اما در نهایت، پاسخ اصیل از ژرفای اقیانوس بی‌کران قرآن بیرون کشیده می‌شود.»

انتهای پیام/

ارسال نظر