«زمانه»؛ پدافند یا آفند؟

برنامه تلویزیونی «زمانه» را می‌توان یکی از اصلی‌ترین برنامه‌های تاثیرگذار در عرصه پدافندی رسانه‌ای در زمان جنگ دانست.

گروه فرهنگ خبرگزاری آنا ـ لیلا مهدوی در یادداشتی اختصاصی نوشت: به سبب زندگی در شرایط جنگی و توجه به ظرفیت‌های روایی، چه از منظر کنش‌های اجتماعی و اثر بخشی و چه حتی از منظر تاریخ شفاهی، برنامه زمانه توجه بسیاری از مردم را به خود جلب کرده است. این که یک برنامه که در ساعات پایانی شبانه روز پخش می‌شود، اما مخاطب قابل توجهی را پای صفحه نمایش‌گر می‌کشاند به نظر من مهم و قابل تامل است.

زمانه از همان تیتراژش آغاز می‌شود. یعنی برخلاف برنامه‌هایی که تا حالا دیده بودم، زمانه با تیتراژ‌های متفاوت و بنابر اتمسفر جامعه از همان نقطه شروع آنتن آغاز می‌شود و نیاز به مقدمه‌چینی ندارد. تیتراژبرنامه زمانه مثل طرح جلد یک کتاب است. نقطه اول مواجهه مخاطب. برای این‌که یک اثر بتواند مخاطب را جذب کند|، باید سکون و تعادل ذهنی مخاطب را بهم بزند و او را درگیر سوال کند. این یعنی ایجاد انگیزه برای همراه شدن. زمانه توانسته است در نقطه شروع به‌خوبی برای مخاطب ایجاد انگیزه کند تا او را به فرآیند حل مسئله بکشاند. در محتوای فرهنگی این یک نقطه قوت محسوب می‌شود. چیزی که آسان به دست نمی‌آید و اگر دست داد بسیار ارزش‌مند است. چون ذهن مخاطب دیگر با برنامه درگیر می‌شود و می‌نشیند پای آن. ما در ادبیات و مدیوم داستان اصطلاحا به آن قلاب می‌گوییم. زمانه قلاب را به خوبی درگیر می‌کند و این یکی از ویژگی‌های شناختی برنامه زمانه است. این که می‌گویم ویژگی شناختی به دلیل این است که زمانه از منظر تجربه و حواس پنجگانه توانسته است وارد ذهن مخاطب شود. وقتی مردم برنامه را تماشا میکنند درگیر تجربه‌های زیستی فراوانی می‌شود و خودش را می‌تواند در موقعیت‌های ادراکی مختلفی محک بزند. این منوط به قشر خاصی از جامعه نمی‌شود. یعنی زمانه را نه می‌توان یک برنامه عامه پسند دانست و نه صرفا یک برنامه فرهیختگانی.

در فضای رسانه و در بسته‌های فرهنگی، برگ برنده این است که تو بتوانی با محتوای پاکیزه و دغدغه‌مند مخاطب عامه و معمولی را جذب کنی. به نظر من زمانه به‌خاطر چینش محتوایی و البته میزانسن هوشمندانه و مطالعه شده‌اش می‌تواند طیف وسیعی از مخاطبان را جذب کند.

راستش نه قصد تحلیل صحنه را دارم و نه علمش را. اما در برنامه زمانی یک اثر بخشی خاص به چشم می‌آید که به واسطه فاصله‌گذاری‌های زمانی مناسب از پدیده‌های اجتماعی به دست آمده است. ما در عرصه روایت با بهتر بگویم عرصه برخورداری از اثر فرهنگی معیشتی یک واقعه اجتماعی، نیازمند «استراتژی نگاه» هستیم. یعنی نگاه آگاهانه هم از طریق کلوزآپ و پرداختن به خود رویداد اجتماعی و در زمانی نزدیک به آن که امکان نگاه بی‌واسطه و برداشت مستقیم را میسر می‌سازد و هم از طریق تصویر لانگ‌شات و دیدن آن واقعه اجتماعی در بستر جامعه و محیط پیرامون که امکان تاثیرگذاری و کنش‌های متقابل رویداد موردنظر را نسبت به جامعه فراهم می‌سازد و برای پرداختن به آن ما نیازمند گذر زمان هستیم تا بتوانیم داده‌ها را منظم و به فرضیه و نظریه نزدیک کنیم. برنامه زمانه به چنین ویژگی خوبی برای برخورداری از واقعه و روایت آن دست‌یافته است. راستش من گاهی برای این‌که بتوانم شرایط روز جامعه را از نگاه مردم دیگر تحلیل کنم به تماشای زمانه می‌پردازم، چون همان‌طور که گفتم توانسته است طیف وسیعی را با خود همراه کند. برای همین برنامه، علاوه بر پرداختن به کنش‌های جمعی که از رسالت‌های این برنامه است، دارد کنش‌های فردی را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد.

یکی دیگر از دلایلی که زمانه را عرصه روایی خوبی کرده است، پرداختن به مطالبات مردم و توجه ویژه به عدالت اجتماعی است. زمانه با برقراری امکان ارتباط دوسویه با عامه مردم خاصه توسط مجریان محترم، یکی از رسالت‌های خود را توجه به عدالت اجتماعی معرفی می‌کند و اگر از مردم درباره زمانه سوال کنی می‌توانی این نکته را به خوبی دریافت کنی.

همه اینها را گفتم تا برسم به بزنگاه کنونی و مواجهه با جنگ. زمانه را می‌توان یکی از اصلی‌ترین برنامه‌های تاثیرگذار در عرصه پدافندی رسانه‌ای در زمان جنگ دانست. زمانه به‌خاطر رویکرد مردمی خود تاثیر خوبی در میدان مردمی دفاع گذاشته است. یکی از کار‌هایی که در برنامه زمانه هوشمندانه دنبال شده است دعوت از مهمانان ویژه است. عوامل برنامه ضمن رصد دقیق جامعه به تفاوت‌های فردی مردم در جامعه بسیار توجه می‌کنند و اگر بخواهیم از منظر روان‌شناختی به موضوع نگاه کنیم، زمانه فرصت خوبی به انواع تفکر و سلیقه‌ها می‌دهد و شاید برای همین تنوع فکری است که مخاطب به برنامه اعتماد می‌کند و قاب مخصوص و مورد پسند خودش را از بین‌قاب‌های مختلفی که هرشب ارائه می‌شود، پیدا می‌کند. به شخصه می‌خواهم از شب حضور سرکار خانم دکتر راحیل شمسایی در زمانه حرف بزنم. وقتی خانم دکتر به زبان ساده و صمیمی از خدمات روان‌شناختی تیم شان در معراج شهدا حرف می‌زدند برای من داستان‌نویس که حوزه فعالیتم مطالعه زنان و نگاه زنانه به اجتماع است، شنیدن حرف‌های ایشان هم سهل بود و هم ممتنع. این را از آن بابت می‌گویم که خانم دکتر به زبان کاملا ساده و واقع‌گرایانه از خاص‌ترین بزنگاه‌های احساسی مردم در معراج شهدا در اوج احساسات و محنت‌ها و از دست‌دادن‌ها می‌گفتند.

یا روایت دست‌اول و شنیده نشده از سرکار خانم مهدیه اسفندیاری که ۴۰۰ روز به جرم ایرانی بودن در بند زندان بود. یا خیلی مهمانان دیگر که هر کدام با حرف و هوای تازه وارد میزانسن اصلی برنامه می‌شدند و فضا را تازه می‌کردند.این نگاه خاص در انتخاب مهمان‌هایی که سخت به ذهن می‌رسند به نظر من بسیار ارزشمند است و دغدغه مردمی زمانه را نشان می‌دهد.

 

انتهای پیام/

ارسال نظر