جلوگیری از سالخوردگی با خوردن یک غذای دریایی کمتر شناخته شده
کوزهداران (Ascidiacea) ردهای از جانوران بیمهره دریازی از زیرشاخه آبدزدکان دریایی هستند. براساس اطلاعات دانشنامه بریتانیکا کوزهداران عمدتا جانورانی ساکن (ثابت شده به طور دائم روی یک سطح) و سیبزمینیشکل هستند که در تمام دریاها، از منطقه جزر و مدی تا عمیقترین نقاط، یافت میشوند. آنها معمولا روی پایههای اسکله، بدنهی کشتیها، سنگها، صدفهای بزرگ دریایی و پشت خرچنگهای بزرگ زندگی میکنند. برخی گونهها بهصورت انفرادی زندگی میکنند و برخی دیگر در گروهها یا کلونیها ساکن هستند.
کوزهداران منابعی از ترکیبات طبیعی متنوع هستند که برای زیستپزشکی و کشف دارو مورد توجه ویژه قرار دارند. برای مثال، Ecteinascidia turbinata، یک کوزهدار کلونیال، مادهای به نام ترابکتدین (ET-۷۴۳) تولید میکند که دارای خواص ضدسرطانی است و در درمان سارکومهای بافت نرم (سرطانهایی که در بافتهای حمایتی مانند عضله و چربی منشا میگیرند) استفاده میشود.
کوزهداران منبع عکس: Britannica
حالا در پژوهشی تازه طبق گزارش «سایتکدیلی» (SciTechDaily)، پژوهشگران دانشگاه شیانجیاگتونگ-لیورپول، دانشگاه استنفورد، دانشگاه شانگهای ژیاو تونگ و دانشگاه آکادمی علوم چین ترکیباتی به نام «پلاسمالوژنها» را آزمایش کردند که در کوزهداران، یک نوع بیمهره دریایی، فراوان یافت میشود.
این مولکولها (پلاسمالوژنها) برای بدن انسان بیگانه نیستند. در واقع، حدود یک پنجم فسفولیپیدها (نوعی چربی حیاتی سازنده دیواره یا غشای سلولهای)ی بافتهای انسانی پلاسمالوژن هستند و سطوح بالایی از آنها در مغز، قلب و سلولهای ایمنی یافت میشود. با این حال، این سطوح با افزایش سن به تدریج کاهش مییابند و در افرادی که به بیماریهای زول عصبی مانند آلزایمر و پارکینسون مبتلا هستند، سطح آنها کمتر است.
برای بررسی اینکه آیا افزایش سطح پلاسمالوژن میتواند تغییرات ناشی از افزایش سن را بازگرداند، پژوهشگران مطالعهای دوماهه روی موشهای ماده مسن انجام دادند که از نظر سنی تقریبا با انسانهای در اواخر میانسالی قابل مقایسهاند. موشها در طول آزمایش دوزهای روزانه پلاسمالوژن دریافت کردند. در پایان آزمایش، نتایج نشان دهنده بهبودهای واضح و قابل توجه بود.
کوزهداران، منبع اصلی این ترکیبات، در رژیمهای سنتی کره (meonggeی یا 멍게) و ژاپن (hoya یا ホヤ) معمولا به صورت خام مصرف میشوند.
موشهایی که این مکمل را دریافت کردند، در آزمونهای حافظه و یادگیری عملکرد به مراتب بهتری داشتند. آنها همچنین دچار تغییرات فیزیکیِ قابل مشاهدهای شدند؛ از جمله موهایی ضخیمتر، تیرهتر و براقتر که نشان میدهد تاثیر این ترکیب تنها محدود به مغز نیست و بر کل بدن اثر میگذارد.
پروفسور «لی فو»، نویسنده مسئول این پژوهش میگوید: «یافتههای ما نشان میدهد که پلاسمالوژنها ممکن است نه تنها روند افتِ تواناییهای شناختی را متوقف کنند بلکه حتی بتوانند اختلالات شناختی ناشی از پیری مغز را معکوس نمایند. علاوه بر این، در موشهای سالخوردهای که پلاسمالوژن دریافت کردند، رویش موی تازه و سیاهرنگی مشاهده شد که نسبت به موهای موشهای همسنِ فاقد مکمل، ضخیمتر و براقتر بود».
نوسازی مسیرهای عصبی در مغز سالخورده
بهبود تواناییهای شناختی با استفاده از «آزمون هزارتوی آبی موریس» اندازهگیری شد که آزمایشی رایج برای سنجش یادگیری و حافظه فضایی است. در این آزمون، موشها باید جای سکوی پنهان درون استخر را به خاطر بسپارند. موشهای مسن معمولً در این کار دچار مشکل میشوند و مسیر طولانیتر و زمان بیشتری برای یافتن سکو صرف میکنند. اما پس از دریافت مکمل پلاسمالوژن، موشهای درمان شده مسیر هزارتو را بسیار کارآمدتر طی کردند و رفتارشان بیش از پیش به حیوانات جوانتر شباهت داشت.
زمانی که پژوهشگران بافت مغز را بررسی کردند، به توضیح ساختاری روشنی دست یافتند. پیری معمولا با کاهش تعداد سیناپسها ـ یعنی اتصالات ارتباطی بین نورونها ـ همراه است. این اتصالات برای شکلگیری حافظه و پردازش اطلاعات حیاتیاند. در موشهای درمانشده، نهتنها از میزان کاهش سیناپسها کاسته شده بود، بلکه سیناپسهای جدیدی نیز فعالانه در حال شکلگیری بودند. تصویربرداری با وضوح بالا نشان داد که در هیپوکامپ – بخشی از مغز که برای حافظه نقش کلیدی دارد – تعداد وزیکولهای سیناپسی بیشتر و اتصالات عصبی سالمتری دیده میشود.
گروه پژوهشی این یافتهها را در سطح مولکولی نیز تایید کرد. ژنها و پروتئینهای مرتبط با انعطافپذیری سیناپسی و نورونزایی (فرآیند تولید نورونهای جدید) در موشهایی که پلاسمالوژن دریافت کرده بودند، به طور قابل توجهی فعالتر بودند. این نتایج نشان میدهد که مغز نه تنها اتصالات موجود را حفظ میکند بلکه در حال بازسازی و نوسازی شبکه عصبی خود است.
یافته مهم دیگر: التهاب
با افزایش سنِ مغز، سلولهای ایمنی موسوم به میکروگلیا ممکن است بیشفعال شوند و التهابی مزمن ایجاد کنند که به نورونها آسیب میرساند. این پژوهش نشان داد که درمان با پلاسمالوژن این بیشفعالی را کاهش داده و در نتیجه پاسخ ایمنی مغز را آرامتر و متعادلتر میکند. به این ترتیب، محیطی مساعدتر برای ترمیم و بازسازی بافت عصبی فراهم میشود.
چگونه پلاسمالوژنها عمل میکنند؟
هرچند سازوکار دقیقِ این فرآیند هنوز به طور کامل روشن نشده است، چند توضیح محتمل مطرح شده است. پلاسمالوژنها به خوبی شناخته شدهاند که میتوانند ویژگیهای فیزیکی غشای سلول را تغییر دهند و آن را انعطافپذیرتر سازند. این انعطافپذیری برای سیناپسها حیاتی است؛ جایی که انتقال سریع پیامهای عصبی به ارتباط موثر میان نورونها وابسته است.
پروفسور فو میگوید: «ما دریافتیم که پلاسمالوژنها به طور چشمگیری تعداد مولکولهایی را افزایش میدهند که در رشد و تکامل نورونها و سیناپسها نقش دارند. این یافته نشان میدهد که پلاسمالوژنها میتوانند فرآیند بازسازی عصبی را تقویت کنند».
«شواهد فزایندهای وجود دارد که نشان میدهد پلاسمالوژنها مستقیما بر ویژگیهای ساختاری سیناپسها تاثیر میگذارند. این ترکیبات میتوانند سیالیت و انعطافپذیری غشای سیناپسی را افزایش دهند و در نتیجه انتقال پیامهای عصبی میان نورونها را تحت تأثیر قرار دهند».
افزون بر این، ممکن است ارتباطی با روده نیز وجود داشته باشد. پژوهشهای جدید نشان میدهد که میکروارگانیسمهای ساکن روده میتوانند از طریق محور روده–مغز بر سلامت مغز اثر بگذارند.
او ادامه میدهد: «برخی پژوهشها نشان دادهاند که پلاسمالوژنهای موجود در رژیم غذایی میتوانند ترکیب میکروارگانیسمهای روده را تغییر دهند. گزارشهای فراوانی حاکی از آن است که رابطه میان این ریزاندامگان و مغز، بر روند زوال عصبی تاثیرگذار است. ممکن است تاثیر پلاسمالوژنها بر این ارتباط، عامل بهبود یادگیری و حافظه مشاهده شده در این مطالعه باشد».
شواهد فزاینده از مطالعات حیوانی اخیر
مطالعات حیوانی منتشرشده در سال ۲۰۲۵ این ایده را تقویت کردهاند که پلاسمالوژنهای غذایی میتوانند برای پیری و مدلهای بیماری مفید باشند.
برای نمونه، در یک مطالعه بر روی مدل موشی دچار کاهش شناختیِ مرتبط با سن، مشاهده شد که پلاسمالوژنها (PLS) حافظه فضایی را حدود ۴۴ درصد بهبود میدهند. همچنین سطح پروتئینهای سیناپسی مانند PSD‑۹۵ در هیپوکامپ افزایش یافت و نشانگرهای التهاب مغز کاهش پیدا کرد. نکته قابل توجه اینکه پلاسمالوژنها در معیارهای شناختی و بیوشیمیایی عملکردی بهتر از فسفولیپیدهایی مانند فسفاتیدیلکولین (PC) و فسفاتیدیلسرین (PS) نشان دادند.
به همین ترتیب، در یک مدل موشی دچار کاردیومیوپاتی اتساعی (ضعف عضله قلب)، مشخص شد که مصرف خوراکی آلکیلگلیسرولها که موجب افزایش سطح پلاسمالوژنها میشود، این لیپیدها را در بافت قلب بازیابی کرده و به کاهش اختلال عملکرد قلبی و عوارض مرتبط با آن کمک میکند. با این حال، این مزایا عمدتا در موشهای نر مشاهده شد؛ چرا که بهبود وضعیت قلبی در آنها با ایجاد پروفایلهای سالمتری از لیپیدها و پروتئینها همراه بود.
از حیات دریایی تا درمانهای آینده
پروفسور فو آنقدر به یافتههای پژوهش اعتماد دارد که خود نیز آنها را در روال روزانهاش گنجانده است.
وی میگوید: «ما برای نخستینبار نشان دادهایم که مکملهای پلاسمالوژن میتوانند به عنوان یک راهبرد مداخلهای بالقوه برای متوقف کردن زوال عصبی و تقویت بازسازی عصبی عمل کنند. مصرف خوراکی پلاسمالوژنها ممکن است یک روش درمانی عملی برای بهبود عملکرد شناختی در سالمندان باشد».
با این حال، باید توجه داشت که این نتایج از مطالعات حیوانی به دست آمدهاند و زیستشناسی انسان بسیار پیچیدهتر است. با وجود این، اگر اثرات مشابهی در انسانها تایید شود، تولید یک قرص برای کندکردن روند پیری شاید آنقدرها هم دور از دسترس نباشد؛ بهویژه اگر از ترکیباتی بهره ببرد که در کوزهداران یافت میشوند.
پژوهشهای مرتبط دیگر
پژوهش دیگری با عنوان «لیپیدهای پلاسمالوژن: مکانیسم عملکردی و مشارکت آنها در سرطانهای گوارشی» و نشان میدهد تغییرات در متابولیسم پلاسمالوژن ممکن است در ایجاد انواع مختلف سرطان مشارکت داشته باشد. براساس یک پژوهش دیگر به نام «پلاسمالوژنها و بیماریهای التهابی مزمن» کاهش سطح پلاسمالوژنها را با فرآیندهای التهابی در بدن مرتبط میداند.
کوزهداران تنها حیواناتی نیستند که پژوهشگران با آزمایش بر روی آنها در راستای کند کردن روند سالخوردگی قدم برمیدارند. پژوهشگران با بررسی موش حفار برهنه، دریافتند که نسخه خاصی از پروتئین cGAS در بدن این حیوان، برخلاف پستانداران دیگر، به جای اختلال، به ترمیم آسیبهای دیاِناِی کمک شایانی میکند. این کشف، پس از مهندسی ژنتیکی این پروتئین در سلولهای انسانی و مگس میوه، منجر به افزایش چشمگیر طول عمر و کاهش نشانههای پیری در آنها شد. این یافته، در کنار تحقیقاتی که نقش محافظتی پلاسمالوژنها در کوزهداران و انسان را نشان میدهد، استراتژیهای زیستی متنوعی را برای مقابله با پیری در طبیعت آشکار میسازد و امید به توسعه درمانهای ضدپیری را افزایش میدهد.
انتهای پیام/