بازیگر مجموعه «سرو، سپید، سرخ» در گفت‌و‌گو با آنا:

از سر اعتقادم برای ایران در «سرو، سپید، سرخ» بازی کردم

بازیگر اپیزود «۰۹:۴۰» از مجموعه «سرو، سپید، سرخ» گفت: سوای اعتقادی که به این کار داشتم تفکرم این بود که باید در شرایط جنگی که هرکسی گوشه‌ای از کار را گرفته بود من هم باید کاری کنم. تنها سلاح ما هنرمندان، هنرمان است پس وقتی به من زنگ زدند با افتخار بر سر این کار رفتم. البته شرایط سختی بود و روزی ۱۶ ساعت کار می‌کردیم، اما دوست داشتم که کار کنم و باید تاکید کنم که به این کار افتخار می‌کنم.

علی غابشی بازیگر اپیزود «۰۹:۴۰» از مجموعه «سرو، سپید، سرخ» در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری آنا در توضیح ماهیت نقش خود در این داستان بیان کرد: من نقش کاراکتری به اسم ابوابراهیم را در این قصه داشتم؛ او جزو کسانی بود که از معاندین صدام در زمان حکومتش محسوب می‌شد که به دلیل مخالفت با صدام وارد ایران شده و در ایران زندگی کرده بودند؛ این آدم‌ها پس از سقوط صدام به عراق بازمی‌گردند؛ البته اینها جزو محبین ایران هستند. قبلا به آنان بدری‌ها یا کسانی که در پادگان بدر زندگی می‌کردند گفته می‌شد. در کل ابوابراهیم کاراکتری شریف و مومن و انسانی خوب است.

وی ادامه داد: من به دلیل جنوبی بودن با این آدم‌ها در خرمشهر و آبادان زندگی کرده‌ام و از آنان شناخت بسیاری داشتم؛ ضمن این که قبلا فیلمی به اسم «اینجا خانه من است» را درباره این آدم‌ها ساخته بودیم. بر این اساس شخصیت شناسی این کاراکتر برایم سخت نبود؛ پس از خواندن فیلمنامه با کمک دوستان موقعیت این کاراکتر را اتود زدیم و به رغم زمان کمی که در اختیار بود آن را خلق کردیم. البته به دلیل فشردگی زمان صرفا دو جلسه تمرین روخوانی داشتیم که اگر بیشتر بود شاید اتفاقات بهتری رخ می‌داد.

از سر اعتقادم برای ایران در «سرو، سپید، سرخ» بازی کردم

غابشی در پاسخ به این سوال که چه چیز باعث شده است تا در روز‌های جنگ بازی در این قصه را بپذیرد عنوان کرد: سوای اعتقادی که به این کار داشتم تفکرم این بود که باید در شرایط جنگی که هرکسی گوشه‌ای از کار را گرفته بود من هم باید کاری کنم. تنها سلاح ما هنرمندان، هنرمان است پس وقتی به من زنگ زدند با افتخار بر سر این کار رفتم. البته شرایط سختی بود و روزی ۱۶ ساعت کار می‌کردیم، اما دوست داشتم که کار کنم و باید تاکید کنم که به این کار افتخار می‌کنم.

این بازیگر با اشاره به چالش‌های این کار تصریح کرد: در روز‌های جنگ و زیر موشک و بمباران کارکردن سخت بود. یکی از مهمترین چالش‌های ما این بود که هرجایی را که فیلبمرداری می‌کردیم بمباران می‌شد و دیگر نمی‌توانستیم که به آن مکان بازگردیم و در همان مکان کار کنیم. دائم استرس داشتیم و روز آخر ما را گرفتند، چون از منطقه‌ای که به ما مجوز داده بودند خارج شده بودیم. از سوی دیگر ما در جاده قم و فرودگاه کار می‌کردیم و به دلیل وجود لانچر‌ها گوگرد و بو بسیار آزاردهنده بود و، چون بازی می‌کردیم نمی‌توانستیم از ماسک استفاده کنیم.

غابشی تاکید کرد: مهمترین پیام این قصه این است که اعتقاد کشور‌های همسایه و در اینجا کشور عراق وقتی همسو با ما باشند مشکل گشای بسیاری از مسائل است. کاش همه همسایه‌های ایران کنار هم و متحدمان بودند و در این صورت اتفاقی برای ایران نمی‌افتاد.

وی افزود: اتحاد در منطقه بسیار مهم است؛ وقتی همسایه‌ها با صلح کنار هم زندگی کنند، هیچ کشوری نمی‌تواند به ما تعرض کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر