یزدان‌پناه در گفت‌وگو با آنا:

محور مقاومت، نقطه اصلی اختلاف در مذاکرات اسلام‌آباد/ تضمین چین مهم اما مشروط است

کارشناس مسائل بین‌الملل می‌گوید: آمریکا در برابر التزام ایران به راهبرد حمایت از مقاومت، سیاست بی‌رحمانه تهاجمی و جنگ را در پیش خواهد گرفت و با توجه به اصل اختلاف تهران-واشنگتن، هر نوع مذاکره و هر نوع توافقی، صرفاً یک توافق سطحی، ظاهری و گذرا خواهد بود.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر اصول «عزت، حکمت و مصلحت» و با نگاهی واقع‌بینانه به تحولات میدانی و بین‌المللی، پای میز گفت‌و‌گوهای اسلام‌آباد نشست؛ بی‌آنکه از خط‌مشی‌های راهبردی و دستاورد‌های جبهه مقاومت عدول کند.

در همین ارتباط، خبرنگار آنا گفت‌وگویی با «کیومرث یزدان‌پناه» استاد جغرافیای سیاسی و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران داشته است.

وی با واکاوی چشم‌انداز تنش‌ها و سناریو‌های محتمل پس از مذاکرات، تأکید می‌کند که سیاست ایران در قبال محور مقاومت و رژیم صهیونیستی، به‌عنوان کانون اصلی اختلافات راهبردی، سرنوشت هر گونه مذاکره‌ای را رقم خواهد زد. 

رسانه‌ها؛ واقع‌نگر باشند، نه هیجان‌زده

یزدان‌پناه با تأکید بر لزوم نگرش واقع‌بینانه به فرآیند مذاکرات، اظهار کرد: رسالت رسانه در شرایط حساس کنونی، پوشش منطقی و مبتنی بر منافع و امنیت ملی است. دامن‌زدن به فضای هیجانی یا تحلیل‌های غیرفنی، نه‌تنها کمکی به پیشبرد اهداف ملی نمی‌کند، بلکه ممکن است به انحراف افکار عمومی و تضعیف موضع چانه‌زنی کشور بینجامد.

عدم توافق فوری در اسلام‌آباد؛ پایان راه نیست

کارشناس ارشد مسائل ژئوپلیتیک درباره عدم دستیابی به توافق نهایی در مرحله اول گفت‌و‌گو‌های اسلام‌آباد بیان داشت: با توجه به ۴۷ سال بی‌اعتمادی، خصومت و درگیری میان ایران و آمریکا، همین که دو کشور پس از این همه سال، مقامات عالی‌رتبه خود را برای گفت‌و‌گو روانه یک میز کردند، خود گامی رو به جلو محسوب می‌شود. بنابراین، عدم نتیجه‌گیری فوری به‌معنای بن‌بست مطلق نیست؛ بلکه فرآیندی پیچیده و زمان‌بر است.

سه گره اصلی: هرمز، غنی‌سازی، محور مقاومت

یزدان‌پناه با اشاره به طرح ۱۰بندی ایران و طرح ۱۵بندی آمریکا، سه محور را تعیین‌کننده سرنوشت مذاکرات دانست و گفت: بازگشایی تنگه هرمز، عبور و مرور آزادانه بدون هیچ‌گونه کنترل یا عوارض از اولویت‌های واشنگتن است؛ همچنین موضع آمریکا در خصوص توقف کامل غنی‌سازی نیز تغییر نکرده است.

وی افزود: محور مقاومت و سیاست ایران نسبت به رژیم صهیونیستی به عنوان کانون اصلی اختلاف است.

یزدان‌پناه با تأکید بر محور سوم تصریح کرد: فراموش نکنیم که اسرائیل عامل اصلی دو جنگ اخیر منطقه (۱۴۰۴ و تمدید آن به ۱۴۰۵) بود. در استراتژی امنیت ملی آمریکا، «امنیت اسرائیل» به‌عنوان یک مولفه پایدار تعریف شده است. از سوی دیگر، ایران در سال‌های اخیر تمام سیاست‌های خود را بر محور مقاومت و با هدف نابودی رژیم صهیونیستی متمرکز کرده است. 

استاد جغرافیای سیاسی در تکمیل این بحث استدلال کرد: آمریکا در برابر التزام ایران به راهبرد حمایت از مقاومت، سیاست بی‌رحمانه تهاجمی و جنگ را در پیش خواهد گرفت و با توجه به اصل اختلاف ایران و آمریکا، هر نوع مذاکره و هر نوع توافقی، صرفاً یک توافق سطحی، ظاهری و گذرا خواهد بود. 

یزدان‌پناه در ادامه این تحلیل افزود: با این اوصاف، ممکن است اسرائیل هر زمان که تمایل داشته باشد؛ به اهداف و منافعی در ایران حمله کند. حتی ممکن است آمریکا بدون توجه به دستاورد‌های این جنگ و هر گونه توافق با ایران، برای مدتی نامشخص هر گونه عملیات نظامی علیه ایران را متوقف کند و حتی اسرائیل مستقلاً اقدام به عملیات نماید.

سناریوی شکست مذاکرات

این استاد کارشناس مسائل بین الملل درباره پیامد‌های احتمالی بن‌بست مذاکرات در مهلت باقی‌مانده (۹ روز) گفت: اگر مذاکرات به معنای واقعی به بن‌بست بخورد، آمریکا می‌تواند یک مرحله نظامی سهمگین و مخرب‌تر از جنگ ۴۰ روزه اخیر را علیه ایران آغاز کند. آسیب‌زدن به زیرساخت‌های حیاتی، ناکارآمدسازی اقتصادی و درگیر کردن ایران در بحران‌های چندجانبه، از اهداف قطعی چنین سناریویی است.

وی درباره تهدید ترامپ به «محاصره دریایی» توضیح داد: محاصره دریایی به‌معنای مهار تنگه هرمز نیست؛ بلکه به‌معنای قطع کامل صادرات و واردات ایران است. هر کشتی، با هر پرچمی، اگر قصد ورود به آب‌های ایران را داشته باشد، هدف قرار خواهد گرفت. چنین محاصره‌ای حداکثر سه ماه قابل‌تداوم است، اما در همین بازه کوتاه، فشار‌های اقتصادی و امنیتی بی‌سابقه‌ای بر کشور تحمیل خواهد شد.

تضمین چین؛ مشروط و دوطرفه

یزدان‌پناه با اشاره به سفر احتمالی ترامپ به چین، این رویداد را نقطه عطفی احتمالی در سرنوشت تنش‌ها دانست و یادآور شد: اگر این سفر محقق شود، چین قطعاً از آمریکا خواهد خواست که استراتژی‌های نظامی و حملات علیه ایران را تعدیل کند و اسرائیل را مهار نماید. از سوی دیگر، پکن ممکن است از تهران نیز بخواهد که نسبت به سیاست‌های منطقه‌ای خود تجدیدنظر جدی کند.

وی ادامه داد: اگر چین مستقیماً وارد این پرونده شود، می‌توانیم امیدوار باشیم که به پایان جنگ و کاهش درگیری‌ها نزدیک‌تر شویم. اما اگر جنگی رخ دهد، تبعات آن می‌تواند بسیار ویرانگرتر از گذشته باشد.

یزدان‌پناه در پاسخ به پرسشی درباره اظهارات سفیر ایران در پکن مبنی بر «ضمانت چین» تاکید کرد: اظهارات رحمانی فضلی قطعاً خودسرانه نیست و برآمده از رایزنی‌ها با وزارت خارجه چین است. اما نکته کلیدی اینجاست که تضمین‌های چین مشروط به پذیرش یک سری خواسته‌ها و تغییر سیاست‌ها از سوی هر دو طرف جنگ خواهد بود.

 لزوم‌ هماهنگی رسانه‌ها با گفتمان عملیاتی کشور 

یزدان‌پناه در پایان، با انتقاد از فضای رسانه‌ای کنونی، خاطرنشان کرد: در این شرایط، رسانه باید هماهنگ با گفتمان عملیاتی کشور حرکت کند، نه تحت تأثیر شبکه‌های رادیکالی که پذیرش واقعیت‌های دیپلماتیک برایشان مطلوب نیست. اگر سیاست کلان کشور متمرکز بر اتخاذ تصمیم‌های راهبردی باشد، رسانه‌ها نیز باید مورد پالایش قرار گیرند و سیاست‌هایشان کاملاً کنترل‌شده باشد؛ نه اینکه هرکس به‌صورت خودسرانه هر خبری را پمپاژ کند و دودش به چشم امنیت و آینده کشور برود.

استاد جغرافیای سیاسی در نهایت گفت: ما در آستانه روز‌های بسیار سرنوشت‌سازی قرار داریم. آنچه سفارت ایران در چین اعلام کرد، باید جدی گرفته شود. مطمئناً چین یک‌طرفه پیش نخواهد رفت و اگر قرار باشد تضمینی بدهد، حتماً از طرفین درگیری نیز تضامین رسمی و شفافی خواهد گرفت تا این بحران فروکش کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر