تاب‌آوری در دل طوفان‌ها/ تأملی بر آزمون‌های یک ملت با اراده

استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران، در یادداشتی با روایت تجربه‌ای شخصی از کلاس کاراته، به تبیین مفهوم تاب‌آوری در سطح ملی پرداخته و با مرور حوادث و چالش‌های سال‌های اخیر، این رخدادها را زمینه‌ساز تقویت پایداری، خوداتکایی و انسجام جامعه ایرانی دانسته است.

سید حسام سیدین، استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران، در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری آنا نوشت: اولین جلسه تمرین کلاس کاراته‌ام را هنوز، چون تصویری زنده در قاب خاطراتم به یاد دارم. برای هر نفر حریفی انتخاب شد؛ حریف من یکی از شاگردان پیشکسوت باشگاه بود، دندان‌پزشکی با پنج سال سابقه ورزشی و کمربند مشکی. مربی به او سفارش کرد که جلسه اول من است و مراقب ضربه‌ها باشد. اما من، در سودای خام خویش، خود را پیل‌تنی می‌پنداشتم و چندان پروای احتیاط نداشتم. با نخستین ضربه‌ای که بر سینه‌ام نشست، گویی صدای خرد شدن استخوانی را در قفسه سینه‌ام حس کردم. درد امانم را برید و تمرین متوقف شد.

با وجود آن تجربه تلخ، شعله اشتیاقم به این هنر رزمی فرو ننشست و دو ماه بعد دوباره به تمرین بازگشتم. این بار اما، با درس‌هایی که از آن خامیِ دردناک آموخته بودم، ماجرا متفاوت بود. با احتیاطی آگاهانه، خشت‌به‌خشت مقاومت و پایداری را در وجود خود تقویت کردم. ثمره آن شد که با وجود سنگین‌تر و سهمگین‌تر شدن ضربات حریف، دیگر آن صدای شوم شکستن در سینه‌ام نپیچید.

این خاطره از مقاومت جسم را بازگو کردم تا به داستان عروج بلند این ملت به قله برسم و به فلسفه آن ضربه‌هایی اشاره کنم که بر پیکره نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد آمده است.

اگر به تاریخ معاصر سرزمینمان بنگریم، نمونه‌های روشنی از همین روند را مشاهده می‌کنیم. سال‌های طولانی تحریم‌های کمرشکن اقتصادی، فشار‌های فراوانی بر مردم و کشور وارد کرد و زندگی را در بسیاری از عرصه‌ها دشوار ساخت. اما همین سختی‌ها، به‌تدریج ما را واداشت تا راه‌های تازه‌ای بیابیم؛ راه‌هایی برای کاهش وابستگی و اداره بهتر شرایط اضطراری.

چالش خشکسالی نیز نمونه‌ای دیگر بود. تغییرات اقلیمی و کاهش منابع آبی، کشور را ناگزیر ساخت تا در شیوه‌های کشاورزی و مدیریت منابع آب تجدیدنظر کند. سیاست‌های صرفه‌جویی، افزایش بهره‌وری آب، تغییر الگوی کشت و زرع و توسعه روش‌های نوین آبیاری، همگی محصول مواجهه با همین شرایط دشوار طبیعی بودند.

در عرصه مدیریت کلان کشور، ضربه‌ای سخت آن‌گاه بر بدنه نظام وارد شد که با شهادت آیت‌الله رئیسی و جمعی از خادمان ملت، کشور ناگهان با فقدان یکی از عالی‌ترین مقامات اجرایی خود مواجه شد. این حادثه تلخ، اندوهی عمیق در دل مردم نشاند و خلأیی سنگین در فضای مدیریتی کشور ایجاد کرد. با این حال، ملت ما بار دیگر ناگزیر شد درس سازگاری با فقدان را بیاموزد؛ درسی که پیش‌تر نیز در سال‌های آغازین انقلاب تجربه کرده بود، اما گذر زمان آن خاطرات را به حاشیه رانده بود. این واقعه یادآور شد که استمرار حرکت یک جامعه، تنها به حضور افراد وابسته نیست، بلکه به پایداری نهاد‌ها و اراده جمعی مردم گره خورده است.

پس از این حوادث، گویی جریان زمان شتاب بیشتری گرفت و آزمون‌های پی‌درپی در برابر جامعه قرار گرفت؛ آزمون‌هایی که هر یک ظرفیت صبر، پایداری و تاب‌آوری کشور را به محک می‌گذاشت. عملیات‌های «وعده صادق ۱ و ۲» نخستین نشانه‌های این آزمون‌ها بودند؛ آزمایشی برای سنجش توانمندی‌های نظامی کشور و نیز آماده‌سازی تدریجی مردم برای مواجهه با فراز و فرود‌های بزرگ‌تر.

اما ضربه سنگین بعدی، جنگ تحمیلی دوازده‌روزه بود؛ نخستین مواجهه جدی نظام مقدس جمهوری اسلامی و مردم قهرمان ایران با دشمن صهیونیسم. در این دوران دشوار، تعدادی از فرماندهان تراز اول و تأثیرگذار کشور از دست رفتند. با پایان جنگ، نقایص ما در حوزه‌های نظامی، اداری و اجتماعی شناسایی شد و به‌تبع، روند اصلاح و جبران آنها آغاز گردید؛ هرچند این روند در حوزه‌های مختلف با سرعت و شدت متفاوتی پیش رفت، اما مسیر اصلاح به‌صورت پیوسته ادامه یافت.

در این اثنا، ناترازی برق نیز پدید آمد و موجی از نارضایتی ایجاد کرد. با این حال، مردم آموختند چگونه با خاموشی‌ها سازگار شوند و راه‌های تاب‌آوری را بیابند. در ادامه این مسیر پرفرازونشیب، ناترازی آب نیز به چالش‌های پیشین افزوده شد و جامعه در مسیر کاهش پیامد‌های آن گام برداشت؛ به‌گونه‌ای که این پیامد‌ها به‌تدریج با همت مردم مدیریت شد.

متأسفانه حادثه‌ای تلخ، غم‌انگیز و شوک‌آور نیز در روز‌های هجدهم و نوزدهم دی‌ماه رخ داد. با این حال، فرصت اندکی برای مهار پیامد‌های آن وجود داشت و همین امر، ضرورت آمادگی بیشتر برای مواجهه با بحران‌های آینده را یادآور شد.

وَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است، و بسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما شر است؛ و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.

تاب‌آوری جامعه، در پی این بلا‌های پی‌درپی، با هدایت و تدبیر فوق‌العاده مقام معظم رهبری شهید، افزایش یافت و به‌تدریج به همان نقطه‌ای رسید که در یکی از فرمایشاتشان اشاره کردند که آینده نشان خواهد داد چه کسی ضعیف شده است؛ و سرانجام، با اندوه فراوان به اسفندماه رسیدیم؛ جایی که در ماه مبارک رمضان «ذبح عظیم» رخ داد و رهبر عزیزمان به همراه جمعی از فرماندهان غیور به شهادت رسیدند. اکنون اگر تصور کنیم چنین رویدادی در میانه جنگ دوازده‌روزه رخ می‌داد، به‌سادگی می‌توان پیامد‌های آن را حدس زد. اما چنان‌که در بیانات آن قائد شهید آمده بود، یکی از جلوه‌های شگفت این دوران، «مبعوث شدن مردم» بود؛ روحیه‌ای شگفت‌انگیز از مقاومت و حضور که توانست آثار ناآرامی‌های دی‌ماه و حوادث چهارشنبه‌سوری را به‌کلی کمرنگ کند. شکست طبس دوم نیز از دستاورد‌های همین تاب‌آوری و لطف الهی است.

مجموع این رخدادها، با افزایش تاب‌آوری نظام مقدس جمهوری اسلامی و مردم غیور ایران، مرا به این نتیجه رساند که در پسِ پرده حوادث، تدبیری الهی جریان دارد و عنایت خاص امام زمان (عج) امور را هدایت می‌کند. این مسیر همچنان ادامه دارد تا آن‌گاه که به پیروزی نهایی بینجامد و زمینه‌ساز تعجیل در ظهور حضرت ولی‌عصر (عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) شود؛ از این‌رو یقین دارم که در نهایت، شکستی در کار نخواهد بود.

انتهای پیام/

ارسال نظر