نقش تعیینکننده مردم در دوران جنگ و بازسازی؛ صرفهجویی در انرژی، معادل شلیک یک موشک به دشمن
به گزارش خبرگزاری آنا، علی مروی رئیس اندیشکده کسب و کار-در دو هفته اخیر مطرح شده که قرار است مذاکراتی بر روی متنی که از سوی ایران ارائه شده انجام شود. طبیعتاً ایران در این مذاکرات خط قرمزهای مهمی دارد و رعایت این خطوط قرمز برای رسیدن به هرگونه توافق ضروری است. همچنین امتیازات و شروطی که مد نظر ایران است باید مورد پذیرش قرار گیرد. در صورتی که این شرایط محقق شود، میتوان امیدوار بود که این روند به یک توافق صلح منجر شود.
با این حال، دو وضعیت قابل تصور است. نخست اینکه ممکن است ــ هرچند احتمال آن زیاد نباشد ــ توافقی حاصل نشود و در نتیجه جنگ ادامه پیدا کند. حالت دوم این است که توافق شکل بگیرد و کشور وارد مرحله بازسازی پس از جنگ شود. در هر دو حالت، نقش مردم عزیز کشورمان نقشی فوقالعاده حیاتی و کلیدی است.
همانگونه که تا امروز نیز شاهد بودهایم، مردم نقش بسیار مهم و منحصر بهفردی ایفا کردهاند. حضور مردمی عملاً ریسک شورشهای عمومی را به صفر رسانده و این حضور مستمر، پرشور و دلسوزانه، اعتمادبهنفس قابل توجهی را برای نظامیان و مسئولان کشور به همراه داشته است. این حضور البته تنها به حضور میدانی در خیابانها محدود نمیشود. اگر بخواهیم به موفقیتی کامل دست پیدا کنیم، لازم است این مشارکت مردمی به میدانهای دیگری نیز گسترش یابد.
یکی از این میدانها، کمک مردم برای مدیریت بهتر کشور در شرایط جنگی و همچنین دوران پس از جنگ است. سال گذشته نیز کشور با مسئله ناترازی انرژی مواجه بود و مردم با صرفهجویی در مصرف و همراهی با سیاستهای مدیریت مصرف، کمک کردند تا کشور بتواند این مسیر را با دشواری کمتری طی کند.
اکنون، اما مفهوم «صرفهجویی» تا حدی تغییر کرده است. با توجه به اینکه بخشی از زیرساختهای کشور هدف قرار گرفته و بازسازی آنها زمانبر است، صرفهجویی دیگر صرفاً یک توصیه اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از مقاومت ملی محسوب میشود. آقای صفاآبادی اصفهانی چند روز پیش در یک شبکه خبری نکته جالبی را مطرح کردند و گفتند: «صرفهجویی مردم در حوزه انرژی در شرایط کنونی، مانند شلیک یک موشک به سمت دشمن است.»
در شرایط جنگی، طبیعتاً جنگ هزینههای سنگینی دارد. اگر کشوری بخواهد مقاومت مستمر داشته باشد و بتواند در یک جنگ طولانیمدت پاسخ دشمن را به بهترین شکل بدهد، لازم است تأمین مالی جنگ به شکل مناسبی صورت گیرد. تحقق این مسئله نیز مستلزم آن است که بخشی از منابع کشور به پشتیبانی از خط مقدم منتقل شود.
برای مثال، توسعه توان موشکی، تداوم تولید موشکها و سایر تجهیزات دفاعی نیازمند منابع مالی قابل توجهی است. البته کشور ذخایر و ظرفیتهای خود را دارد، اما کمک مردم نیز در این مسیر بسیار مؤثر است. این کمکها گاهی مستقیم هستند؛ همانگونه که در ایران و حتی در میان برخی ملتهای دیگر که با مردم ایران همدل هستند، شاهد کمکهای مالی مستقیم بودهایم.
با این حال، روشهای دیگری از کمک نیز وجود دارد. سادهترین و در دسترسترین آن، صرفهجویی در مصرف انرژی است؛ چراکه انرژی در واقع معادل پول نقد است.
برای درک بهتر این موضوع میتوان یک مثال ساده زد. فرض کنید بخشی از تأسیسات یک میدان گازی مانند پارس جنوبی هدف قرار گرفته و برای بازگرداندن آن به مدار تولید، هم زمان و هم هزینه قابل توجهی لازم است. در مقابل، اگر خانوادهها تنها چند درجه دمای خانههای خود را در زمستان کاهش دهند، اثر آن میتواند معادل تولید یک یا دو فاز پارس جنوبی باشد.
به همین ترتیب، در فصل گرما نیز اگر مردم اندکی گرمای بیشتر را تحمل کنند و فشار کمتری بر شبکه برق وارد شود، نتیجه آن مشابه صرف منابع عظیم برای بازسازی یا افزایش ظرفیت نیروگاهی خواهد بود. حتی در شرایط عادی و بدون آسیب به زیرساختها نیز چنین صرفهجوییهایی میتواند منابع ارزشمندی را برای تقویت توان کشور در برابر دشمنان فراهم کند.
در سالهای اخیر، مفهوم «تابآوری اقتصادی» بارها مطرح شده است. اکنون با شرایط پیشآمده، مردم بیش از گذشته با اهمیت توان دفاعی کشور آشنا شدهاند و میدانند که بخشی از منابع کشور باید به تقویت این توان اختصاص یابد. با این حال، پرسش مهمی که در میان مردم مطرح میشود این است که در دوره آتشبس یا پس از پایان جنگ، چگونه میتوان همان روحیه ایستادگی و همراهی را در مسیر کمک به صنعت دفاعی و سایر بخشهای کشور ادامه داد.
واقعیت این است که در هر جنگی، حتی در جنگهایی که یک کشور در آن پیروز شده است، دوران پس از جنگ دورهای بسیار حساس است و نیازمند همبستگی ملی است. دشمن ما در این مدت دهها هزار واحد مسکونی را تخریب کرده و به زیرساختهای انرژی و بسیاری از زیرساختهای عمرانی کشور آسیب رسانده است؛ نمونه اخیر آن نیز آسیب به برخی پلها بود.
بازسازی این زیرساختها نیازمند منابع مالی قابل توجهی است. اگر دولت بخواهد بدون پشتوانه مردمی به سراغ این بازسازیها برود، ممکن است پیامدهای تورمی ایجاد شود که در نهایت فشار آن دوباره بر دوش مردم خواهد بود.
اما اگر زمینه مشارکت عمومی فراهم شود، میتوان این مسیر را با هزینههای کمتر و سرعت بیشتری طی کرد. این مشارکت میتواند به شکلهای مختلفی باشد؛ از کمکهای مستقیم گرفته تا استفاده از ابزارهای مالی مانند اوراق مشارکت یا اوراق قرضالحسنه برای بازسازی زیرساختها. بسیاری از شهروندان ممکن است بتوانند سرمایه خود را در بازارهایی با سود بالاتر به کار بگیرند، اما ترجیح دهند برای کمک به بازسازی کشور در چنین طرحهایی مشارکت کنند.
در کنار این موارد، صرفهجویی داوطلبانه در مصرف انرژی نیز نقش بسیار مهمی دارد. این اقدام میتواند فشار بر نیروگاهها، پالایشگاهها و سایر زیرساختهای انرژی را کاهش دهد و منابعی ایجاد کند که بازگرداندن تأسیسات آسیبدیده به مدار تولید را بدون ایجاد تورم ممکن سازد و در عین حال سرعت بازسازی را افزایش دهد.
تجربه کشورهای مختلف در تاریخ نشان میدهد که برای عبور موفق از دوران جنگ و بازسازی، مجموعهای از مؤلفههای بنیادین وجود دارد که مهمترین آنها «سرمایه اجتماعی» است. به عبارت دیگر، بزرگترین ثروت هر جامعه نیروی انسانی آن است.
برای نمونه، اگر به جنگهای جهانی اول و دوم نگاه کنیم، یکی از عوامل مهم قدرتگیری آمریکا مشارکت گسترده مردم در اقتصاد جنگ و پس از جنگ بود. حتی در حوزه مواد غذایی، طرحهایی مانند «باغهای پیروزی» اجرا شد که مردم را تشویق میکرد در حیاط خانهها یا باغچههای خود سبزیجات و محصولات غذایی تولید کنند تا فشار بر سیستم تأمین غذا کاهش یابد و منابع بیشتری برای پشتیبانی از جبههها آزاد شود.
در کنار این سرمایه اجتماعی، ایران از یک مزیت مهم دیگر نیز برخوردار است و آن ظرفیت عظیم نیروی انسانی متخصص است. در شاخص موسوم به STEM که مخفف Science (علوم)، Technology (فناوری)، Engineering (مهندسی) و Management یا Mathematics است، ایران از نظر سهم فارغالتحصیلان در میان چند کشور اول جهان قرار دارد. این بدان معناست که کشور از نظر نیروی انسانی متخصص ظرفیت بسیار بالایی دارد.
البته گاهی این موضوع موجب نگرانی نیز میشود، زیرا بخشی از این ظرفیت انسانی در خارج از کشور به کار گرفته شده و کشورهای مختلف تلاش میکنند این نیروی انسانی توانمند را جذب کنند. از چین گرفته تا برخی کشورهای رقیب یا حتی متخاصم، همگی برنامههای ویژهای برای جذب این سرمایه انسانی دارند. با این حال، واقعیت آن است که بخش مهمی از موفقیتهای کشور نیز مرهون همین نیروی انسانی در داخل کشور بوده است.
این نیروی انسانی در واقع پیشران اصلی پیشرفت کشور در فناوریهای مختلف است؛ بهویژه در حوزههایی که به اصطلاح «تغییردهنده قواعد بازی» هستند، مانند هوش مصنوعی. توسعه چنین فناوریهایی پیش از هر چیز به نیروی انسانی توانمند نیاز دارد و ایران از این منظر ظرفیت قابل توجهی در اختیار دارد. اگر این ظرفیت انسانی به درستی به کار گرفته شود، میتوان از آن به عنوان اهرمی برای توسعه سایر مؤلفههای پیشرفت نیز استفاده کرد.
در کنار آن، با استفاده از مشارکت مردم میتوان زیرساختهای فیزیکی کشور را نیز با سرعت بیشتری توسعه داد و شرایط را نهتنها به وضعیت قبل بازگرداند، بلکه آن را ارتقا داد.
تجربه تاریخی ایران نیز نشان میدهد که تهدیدها میتوانند به فرصت تبدیل شوند. در دوران جنگ تحمیلی و سالهای پس از آن، با وجود فشارهای ناشی از جنگ و تحریم، کشور در بسیاری از حوزهها به سمت توسعه دانش بومی حرکت کرد. از حوزه پزشکی گرفته تا حوزههای فنی و مهندسی، نیازهای جنگ موجب شد بسیاری از ابتکارات و توانمندیهای داخلی شکل بگیرد.
برای مثال، در حوزه پزشکی به دلیل تعداد زیاد مجروحان جنگی، نیاز به روشهای نوین درمانی و امدادرسانی باعث شد پیشرفتهای قابل توجهی در برخی شاخههای پزشکی حاصل شود. در حوزههای فنی و مهندسی نیز، از مهندسی رزم گرفته تا ساخت سازههای پیچیده عمرانی مانند پلها و زیرساختهای مقاوم، تجربههای ارزشمندی شکل گرفت که بعدها در توسعه کشور مورد استفاده قرار گرفت.
به همین دلیل، در دوران بازسازی نیز میتوان از همین تجربیات بهره برد. بسیاری از زیرساختهایی که امروز آسیب دیدهاند، در فرآیند بازسازی میتوانند با فناوریهای جدیدتر و پیشرفتهتر بازطراحی و نوسازی شوند. به بیان دیگر، این تهدید میتواند به فرصتی برای جهش فناوری تبدیل شود؛ فرصتی که حتی در برخی حوزهها امکان چند پله ارتقا و پیشرفت سریعتر را برای کشور فراهم میکند.
اگر سرمایه اجتماعی مردم، توان علمی نیروی انسانی و برنامهریزی دقیق مدیریتی در کنار یکدیگر قرار گیرد، دوران بازسازی میتواند نهتنها دوره ترمیم خسارتها، بلکه نقطه آغاز یک جهش جدید در توسعه زیرساختی و فناوری کشور باشد.
انتهای پیام/