نگاهداری در یادداشتی عنوان کرد؛

تلاشی برای «علم کُشی»

رئیس مرکز پژوهش های مجلس، در یادداشتی عنوان کرد که حمله به دانشگاه شریف و مراکز علمی در جنگ اخیر، نمود دیگری از تلاش دیرپای رژیم صهیونیستی و آمریکا برای «علم کُشی» در ایران بود.

به گزارش خبرگزاری آنا، بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، در یادداشتی عنوان کرد که متجاوزان در جنگ اخیر با دستاویز قرار دادن کاربرد دوگانه، مشغول تلاش برای «علم‌کُشی» و حمله به کل زنجیره پیشرفت علمی در ایران بودند.

متن این یادداشت به شرح زیر است.

حمله به دانشگاه شریف و مراکز علمی در جنگ اخیر، نمود دیگری از تلاش دیرپای رژیم صهیونیستی و آمریکا برای «علم‌کُشی» در ایران بود که البته همچون تلاش‌های گذشته آنها، ناکام و بدون نتیجه باقی خواهد ماند. در واقع، علاوه بر محکومیت و انزجار، باید به بی‌سوادی و نادانی طراحان چنین حملاتی تاسف خورد که نمی‌دانند ایران به درازای تاریخ در قله علم، تمدن و پیشرفت جهان قرار داشته است و تهاجم‌هایی از این بزرگ‌تر نتوانسته‌اند، عقل ایرانی را از تلاش برای گشودن افق‌های جدید منصرف کنند.

در این حملات، مضحک‌ترین مغالطه‌ای که برای توجیه حملات علیه نهاد علم در ایران به کار گرفته می‌شود، مغالطه هدف‌گیری زیرساخت‌های علمی و صنعتی با «کاربرد دوگانه» است. تا پیش از این، برای دهه‌ها ترور بزدلانه دانشمندان و نخبگان ایران در علوم مختلف (به‌ویژه دانشمندان هسته‌ای) با برساختن تصویر کاربری دوگانه از ذهن دانشمندان، از تمامی موازین انسانی و حقوقی عبور می‌کرد. در جریان جنگ شرافت نیز، دشمنان و ویران‌طلبان، دست در دست یکدیگر این مغالطه را به حد اعلا رساندند و برای دانشگاه‌ها و آزمایشگاه‌های تحقیقاتی مورد بهره‌برداری دانشجویان، حتی برای پل‌های شهری و نیروگاه‌های تامین‌کننده برق شهروندان نیز کاربرد دوگانه تصویر کردند.

در اینکه مغالطه کاربرد دوگانه پوششی برای مقابله با پیشرفت، ممانعت از توسعه و «علم‌کُشی» در ایران است شکی وجود ندارد. با این حال، تناقض درونی این مغالطه هنگامی آشکارتر می‌شود که به مسیر بکارگیری علوم و فناوری‌های نوین برای کشتار سازمان‌یافته انسان‌ها توسط متجاوزین این جنگ توجه کنیم. ایران در جنگ شرافت با دو بازیگری رویاروست که یکی از آنها، تنها بکارگیرنده سلاح هسته‌ای در تاریخ نوع بشر بوده و دیگری، علاوه بر توسعه سلاح هسته‌ای در خفا، بیش از هفت دهه فلسطین را به آزمایشگاه صنایع تسلیحاتی و نظامی خود مبدل ساخته است.

حتی در هوش مصنوعی، به‌عنوان جدیدترین و فراگیر تحول فناورانه دهه حاضر، طرف‌های آغازکننده این تجاوز، پیشگام استفاده نظامی و تسلیحاتی به‌شمار می‌روند. رژیم صهیونیستی استفاده نظامی از هوش مصنوعی را پیش از غزه، در ایست‌های بازرسی پرشمار کرانه باختری با بکارگیری فناوری تشخیص چهره در سامانه موسوم به «ولف پک» آغاز کرده بود. اما بکارگیری سامانه‌های پشتیبان تصمیم (مانند سامانه‌های «لوندر» و «گاسپل») در جنگ غزه اولین نمونه استفاده نظام‌مند از هوش مصنوعی برای کشتار به شمار می‌رفت. سامانه «لوندر» به تنهایی در هفته‌های ابتدایی جنگ غزه برای گزینش ۳۷ هزار هدف، مورد استفاده قرار گرفت و نقشی برجسته در قربانی کردن غیرنظامیان، به‌ویژه زنان و کودکان، فلسطینی ایفا کرد. امروز بر هیچ‌کس پوشیده نیست که واحد ۸۲۰۰ ارتش رژیم صهیونیستی، در پیوند نزدیک با غول‌های فناوری ابری و هوش مصنوعی، به دنبال اشاعه و توسعه «روش‌های کشتار جمعی فناورانه» می‌گردد. در واقع، بار مشارکت و همدستی در این جنایت فناورانه آنچنان بر سینه برخی افسران و سربازان صهیونیست سنگینی کرده که در گفت‌و‌گو با رسانه‌های تحقیقی، زبان به اعتراض گشوده‌اند و درباره تایید بدون مداخله و فله‌ای اهداف معرفی شده توسط هوش مصنوعی در جنگ غزه افشاگری کرده‌اند.

استفاده ایالات متحده از سامانه‌های مشابه در جنگ شرافت، نیز اخیرا افشا شده است. آمریکا در ساعات اولیه این جنگ، مدعی هدف‌گیری هزار نقطه در ایران شد و رسانه‌ها، مدتی بعد، به تفصیل درباره استفاده از سیستم هوشمند «ماون» متعلق به شرکت «پالانتیر» و ادغام آن با هوش مصنوعی ابری شرکت «آنتروپیک» برای گزینش اهداف حملات پرده‌برداری کردند. برخی منابع حتی مدعی شدند که حملات به نقاط مسکونی و مراکز آموزشی و درمانی حاصل اتکای مطلق به خروجی همین سامانه‌هاست؛ هرچند که شواهد و قرائن هدف‌گیری عامدانه این مراکز را تایید می‌کنند و نباید جنایت‌های عامدانه دار و دسته اپستین را به خطای فناورانه تقلیل داد.

به بیان خلاصه، نباید از این نکته غافل شد که متجاوزان با دستاویز قرار دادن کاربرد دوگانه، مشغول تلاش برای «علم‌کُشی» و حمله به کل زنجیره پیشرفت علمی در ایران (از دانشمند و دانشگاه گرفته تا دستاورد‌های علمی در زیرساخت‌ها و صنایع) بودند و خود به شکلی متناقض، با بکارگیری نظامی آخرین پیشرفت‌های علمی، مشغول اشاعه و توسعه «روش‌های کشتار جمعی فناورانه» هستند و باید در این میان بار دیگر بر اهمیت نقش علم و فناوری بومی در ارتقای توانمندی‌های دفاع تاکید کرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر