پایان جنگ و تعریف واقع بینانه از موفقیت

یک تحلیلگر سیاسی نوشت: جنگ رمضان با همه درد و رنجش، فصل نوینی در تاریخ ایران گشود: ۴۰ روز مقاومت در برابر اتحاد بی‌سابقه قدرت‌های جهانی، نه تنها خطوط دفاعی را حفظ کرد، بلکه دستاوردهای استراتژیکی چون اعمال اقتدار بر تنگه هرمز و ضربات مهلک به پایگاه‌های دشمن را به ارمغان آورد. این رویداد، تعریف واقع‌بینانه‌ای از موفقیت ارائه داد—پیروزی نه در نبود هزینه‌ها، که در تبدیل تهدید به فرصت و ایستادگی تا پای جان.

به گزارش خبرگزاری آنا، علی جمشیدی در یادداشتی اختصاصی نوشت: جنگ رمضان برای ما بسیار دردناک بود، علاوه بر آسیب به کشور و دارایهایمان، بسیاری از هموطنان و اعضای خانواده هایشان را از دست دادیم و تاسفبارتر از همه، پاره تن ملت، رهبر عزیزمان دیگر بین ما نیست ولی خب این همه ماجرا نیست چرا که برخی دستاورد‌های حاصل شده در این حدودا ۴۰ روز در ردیف قله‌های وقایع مهم و تاریخ ساز ایران و اسلام قابل دسته بندی هستند.

۱. مردم ایران ۴۰ روز در مقابل پیشرفته‌ترین و مجهزترین ارتش‌های تاریخ بشریت ایستادند و نه تنها حتی یک گام عقب نرفتند که به داشته هایشان موارد مهمی را هم اضافه کردند. به گواه تاریخ هیچ نمونه دیگر و حتی مشابهی از این موضوع وجود خارجی ندارد و حالا می‌توان مقاومت در جنگ رمضان را به عنوان یک برگ زرین تاریخ ورق زد.

۲. ما در جنگ احزاب دوم پیروز شدیم. ترامپ دیوانه و ارتش منحصر‌به‌فرد آمریکا و اسرائیل با همراهی پشت پرده فرانسه، انگلیس، آلمان و ... و میدان داری عیان عربستان سعودی، امارات، بحرین، کویت، قطر و اردن به جنگ با ایران آمدند تا ملت را در هم شکنند و به قول نماد فساد تیم اپستین تمدن با شکوه ایران را نابود کنند. ایران ۴۰ روز در مقابل ورژنی از یک جنگ جهانی یا به عبارت اسلامی آن جنگ احزاب ایستاد و نه باج داد و نه خاک داد و نه اورانیوم. شما بشمارید یک به چند جنگیدیم! یک به ۱۰ یا ..

۳. در این جنگ دشمن را به معنای واقعی منکوب کردیم، چرا که صرف نظر از دستاورد‌های مثل اعمال حاکمیت تاریخی بر هرمز که بعداً در مورد آن هم خواهم گفت، همه اهداف پیدا و پنهان آنها در این جنگ محقق نشد که این خود معنی عکس از مفهوم «پیروزی بزرگ» است.

الف. قرار بود اورانیوم ایران نابود یا دزدیده شود، که آن افتضاح تاریخی به بار آمد و با عملیات به موقع نیرو‌های نظامی ایران، ۱۲ هواگرد آمریکا از هواپیما‌های سی ۱۳۰ گرفته تا هلیکوپتر‌های بلک هاوک نابود شدند و ارتش آمریکا در شهر‌های اصفهان زمینگیر شد.

ب. قرار بود توان موشکی ایران نابود شود که این هدف هم نه تنها محقق نشد که حتی لازم نشد درب دیگر شهر‌های موشکیمان را باز کنیم و لذت بخش مهمی از این توان دست نخورده باقی ماند.

ج. می‌خواستند رژیم ایران را عوض کنند، که خب خامنه‌ای شهید رفت و آئینه تمام نمای او و یک نسخه جوان و مقتدر از وی با حمایت عظیم مردم ایران به رهبری رسید. ۴۰ شب است که عکس سید مجتبی سر دست مردم در خیابان است و لبیک به او بر زبانشان و اندیشکده‌های جهانی هم به صرافت تحلیل عقاید و عملکرد وی.

به این موضوع اضافه کنید که آمریکا توانست بعد از ۴۷ سال دوباره یک موج و خیزش عمیق و ریشه دار مردمی علیه استکبار را در ایران ایجاد کند و حالا در قلب و مغز فرزندان خردسال ایران هم چرایی و لزوم ایستادگی و مقاومت در مقابل زورگویی آمریکا و اسرائیل موج می‌زند.

وحدت این روز‌های مردم ایران و پشتیبانی آنها از حاکمیت جمهوری اسلامی بی نظیر و تاریخی است.

د. رژیم صهیونسیتی از بعد از ماجرای ۷ اکتبر تمام تلاش خود را کرد که سرپنجه‌های مقاومت از جمله حزب الله سرافراز در لبنان را از بین ببرد. هزاران تن بمب بر سر مردم لبنان ریخت و تصور می‌کرد با ترور مجاهد نستوه سیدحسن نصرالله و برخی فرمانده‌هان مقاومت این جریان نابود شده است. حزب الله، اما در این جنگ نشان داد که نه تنها نابود یا تضعیف نشده که توانمندی‌های خارق العاده‌ای در بعد ۷ اکتبر به دست آورده است. شلیک‌های پر حجم موشک‌های پیشرفته در جنگ اخیر و نقطه زنی‌های حزب الله مثال زدنی بود و نوید یک موج جدید از حرکت مقاومت اسلامی در لبنان را دارد.

علاوه بر حزب الله، در این جنگ یمنی‌ها که قرار بود میدان دار مرحله جدیدی از جنگ باشند، اساسا فرصت بازی حدی پیدا نکردند و توان و ظرفیتشان ماند برای آینده تا عندالزوم به کار گرفته شود.

در کنار حشدالشعبی دوباره جان گرفت، با مجوز رسمی دولت عراق و با حکم تاریخی مرجعیت شیعی ضربات مهلکی بر پیکر دشمن وارد کرد.

ه. قرار بود از غرب کردها، از شرق تروریست‌های تکفیری و از جنوب آمریکایی‌ها وارد ایران شوند، هرکدام منطقه‌ای را تسخیر کرده و تجزیه ایران را استارت بزنند. خب چه شد؟ در اقلیم کردستان سازمان رزم دشمن از گروهک‌های مسلح تا مستشاران امریکایی، انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی ضرباتی از ایران و حشدالشعبی خورده که تا تاریخ برقرار استان و تاریخ نویسان هستند فراموش نشود. می‌گویند قیمت سوراخ موش در اقلیم نجومی شده است.

در شرق، اما مردم مسلمان از کشمیر تا کابل و هرات و. دل و دینشان با مردم ایران بود. روایت حمایت تاریخ و همدلی این جماعت با مردم ایران یا حماسه منحصر‌به‌فرد و یک اتفاق تاریخی در آن سرزمین است که حتما برکات آن در آینده بیشتر خواهیم شنید.

در جنوب ایران که جزایری، چون بوموسی، تنب‌ها و ... روزی دست پرتغالی‌ها بوده و روز بعد انگلیس و فردای آن آمریکا و ... امروز نماد ایستادگی و مقاومت هستند. تکه‌های جداناشدنی از پیکر ایران که مقاومت کردند و دشمن را عقب بردند. خیلی‌ها تصویرشان این بود با طولانی شدن جنگ امکان اضافه شدند چند جزیره دیگر به ایران وجود خواهد داشت، مثلا زرکوه یا حتی بحرین.

فراموش نکنیم ضربات مهلک ایران به پایگاه ناوگان پنجم دریایی ایالات متحده در بحرین و پایگاه پشتیبانی عملیات زمینی آنها در علی السلام و العدیری کویت تاریخ را به دو بخش تقسیم کرد و به همه ثابت کرد میتوان در مقابل آمریکا ایستاد و به او ضربات مرگبار وارد کرد.

۴. ایران بعد از قرن‌ها عقب نشینی و از دست دادن سرزمین و اقتدار خود، امروز و در سایه جنگ رمضان یک دستاورد تاریخی دارد. اعمال اقتدار بر یک گذرگاه استراتژیک به نام هرمز و استفاده از آن به عنوان یک برگ برنده و تحت تأثیر قرار دادن اقتصاد بسیاری از کشور‌های جهان از آن موضوعاتی است که شاید چندین نسل قبل‌تر از ما هم در ایران نمونه آن را ندیده‌اند. این اعمال اقتدار حالا یک برگ برنده و ابزار بزرگ چانه زنی حتی جلوتر و قوی‌تر از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم است و می‌بایست دیپلمات‌ها و مقامات سیاسی ایران در مذاکرات صلح تا آخرین لحظه از آن حفاظت و صیانت کنند و حافظ دستاورد نیرو‌های نظامی کشور باشند.

۵. در این جنگ ایران با کدام ابزار تسلیحاتی خود بر دشمن پیروز شد؟ چه ظرفیتی از جانب ما به مقابله با چه ظرفیت نظامی تسلیحاتی و اطلاعاتی از دشمن رفته و چه ابعادی از موفقیت را به‌دست آورده است؟

در اینجا لازم است دوباره به مطلع بحث برگردیم، ما در این ۴۰ روز در مقابل پیشرفته‌ترین ارتش‌های تاریخ بشریت ایستادیم. تجهیزات آمریکا و اسرائیل به صورت شگفت انگیز پیشرفته است از هواپیما‌های F۳۵ گرفته تا پهپادها، ناو‌های هواپیمابر، سامانه‌های راداری و ....

این تجهیزات و تسلیحات حاصل میلیارد‌ها دلار سرمایه‌گذاری و سال‌ها فعالیت علمی و بعضا حرکت در مرز‌های علم جهان است.

جمع هزین‌های مربوط به بودجه نظامی آمریکا در یک سال گا‌ها تا هزار میلیارد دلار‌ها می‌رسد و این در حالی است که نه هزینه‌های نظامی که کل درآمد ایران در سال حدود یک دهم بودجه نظامی آمریکاست.

از طرفی فعالیت در عرصه موشکی ما نهایتا از میانه جنگ تحمیلی با عراق آغاز شده و پیشرفت پر سرعت آن هم برای یکی دو دهه اخیر است، پیشرفتی که در سایه محدودیت‌های مالی و تحریم‌های بین‌المللی ایجاد شده است.

علاوه بر این در یک نگاه واقع بینانه ما در بخش‌های دیگر مانند مانند توسعه جنگنده‌های نظامی، سامانه‌های راداری و پدافندی و سیستم‌های رصد و پایش ماهواره‌ای در ابتدای راه هستیم و هنوز نیازمند حرکت پرشتابیم.

به این موارد فقدان حمایت‌های لجستیکی و اطلاعاتی کشور‌های دیگر به ایران را هم اضافه کنید، امری که دشمن در آن محدودیتی ندارد و توان نظامی و اطلاعاتی تعداد زیادی از کشور‌ها تحت عنوان اعضای ناتو در اختیار دارد.

ما وقتی یک موشک شلیک میکنیم عمدتا مبتنی بر اطلاعات بومی مختصات جغرافیایی هدف را به دست آورده و به آن حمله می‌کنیم که این خود طبیعتاً احتمال موفقیت را کم میکند در حالی که دشمن علاوه بر اطلاعات حاصل از عملیات جاسوسی که در برخی موارد موفق شده جزییات دقیقی از اهداف درون ایران را جمع‌آوری کند، با تجمیع داده‌های ماهواره‌ای و سنجش از دور ناتو به ما حمله می‌کند.

البته مد نظر داشتن همه این تفاوت هاست که مشاهده نتایج میدان جنگ، مجاهدت و موفقیت دانشمندان صنایع نظامی و رزمندگان خبره ایرانی را عیان میکند و البته نیروی ایمان آنها را به رخ می‌کشد.

 

انتهای پیام/

ارسال نظر