سرگشتگی راهبردی آمریکا در جنگ علیه ایران

گزارش نشنال اینترست نشان می‌دهد سیاست‌های متناقض دونالد ترامپ در همراهی با اقدامات بنیامین نتانیاهو، آمریکا را وارد جنگی کرده که نه اهداف روشنی دارد و نه با منافع کلان این کشور در منطقه همخوانی دارد.

به گزارش خبرگزاری آنا، دونالد ترامپ مدت‌ها مخالف دخالت نظامی ایالات متحده در جنگ‌های خاورمیانه بود. او دولت‌های قبلی را به دلیل دخالت نظامی در منطقه، به ویژه در عراق، به باد انتقاد گرفته بود. اما در عین حال برخلاف شعار‌های اولیه‌اش مبنی بر «اول آمریکا» به جنگی که خواسته اسرائیل بود، کشیده شد، بدون اینکه به درستی در مورد عواقب احتمالی این ماجراجویی، به ویژه تأثیر آن بر جریان نفت و گاز از طریق خلیج فارس، مشاوره دریافت کند.

اینکه ترامپ اکنون متوجه شده است که حمله به ایران یک اقدام نادرست از جانب او بوده است، در تلاش‌های ناامیدانه او برای یافتن راه فراری از طریق مذاکره با تهران از طریق واسطه‌هایی از جمله پاکستان، مصر و ترکیه، کاملاً مشهود است.

علیرغم انکار بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، مبنی بر اینکه اسرائیل آمریکا را مجبور به ورود به جنگ کرده است، اگر به زمان حمله به ایران نگاه کنیم، این موضوع بدون شک ثابت می‌شود. این حمله در ۲۸ فوریه در بحبوحه مذاکرات جاری در ژنو بین ایران و ایالات متحده با هدف حل اختلاف بر سر برنامه هسته‌ای ایران آغاز شد. مذاکره‌کنندگان برای مشورت با مدیران خود استراحت کرده بودند و قرار بود تیم‌های فنی آنها در ۲ مارس ملاقات کنند. این اقدام با آغاز جنگ توسط اسرائیل و ایالات متحده، با شکست مواجه شد.

اینکه دولت ترامپ هنگام پیوستن به حمله اسرائیل هیچ هدف مشخصی در ذهن نداشت، با اهداف متغیر و اغلب متناقضی که توسط رئیس جمهور، کابینه او و سخنگویان مختلف مطرح شده است، نیز نشان داده می‌شود. این اهداف از «تسلیم بی‌قید و شرط» تا «تغییر رژیم» و «باز نگه داشتن تنگه هرمز» و «کاهش قابلیت‌های ایران» و هر چیزی بین این موارد متغیر بوده است.

از سوی دیگر، اسرائیلی‌ها اهداف مشخصی را تعریف کرده بودند: کاهش قابلیت‌های ایران تا حدی که تا ۵۰ سال دیگر بهبود نیابد، روی کار آوردن یک رژیم مطیع در تهران که هرگز سلطه اسرائیل بر خاورمیانه را به چالش نکشد، و اگر این نتایج امکان‌پذیر نباشد، ایجاد یک دولت شکست‌خورده یا مجموعه‌ای از دولت‌های کوچک.

نشنال اینترست تاکید می‌کند که اسرائیل به ایالات متحده نیاز داشت تا به این مبارزه بپیوندد چرا که قابلیت‌های لازم برای دستیابی به این اهداف را نداشت. اسرائیل سرانجام توانست دولت ساده‌لوح ایالات متحده را متقاعد کند که ایران یک تهدید قریب‌الوقوع است، در حالی که چنین تهدیدی وجود نداشت.

بنابر این تحلیل اسرائیل نگران تهدیدی که جنگ با ایران می‌توانست برای منابع انرژی جهانی ایجاد کند، نبود، زیرا برای واردات نفت خود به تنگه هرمز وابسته نیست. همچنین نگران امنیت و رفاه اقتصادی کشور‌های عربی خلیج فارس که متحد ایالات متحده هستند و احتمالاً متحمل انتقام ایران خواهند شد، نبود.

با پیشرفت جنگ و معطوف شدن توجه بین‌المللی به خلیج فارس، اسرائیل از مه جنگ برای پیشبرد الحاق کرانه باختری استفاده کرده است. اسرائیل همچنین تحت پوشش مبارزه با حزب‌الله، حملات خود به لبنان را نیز پیش برد

نشنال اینترست تاکید می‌کند که نابودی دولت ایران، الحاق کرانه باختری و اشغال نامحدود جنوب لبنان مستقیماً با منافع آمریکا در خاورمیانه در تضاد است. اهداف ایالات متحده در درجه اول شامل ثبات منطقه‌ای در خاورمیانه، عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای و جریان آزاد نفت و گاز از منطقه غنی از انرژی است که برای حفظ تعادل اقتصاد بین‌المللی ضروری است.

بنابر این تحلیل تمام این اهداف اصلی توسط جنگ آغاز شده توسط اسرائیل علیه ایران تهدید می‌شوند و مهمترین نکته آن که ایران علیرغم هدفگذاری اسرائیل برای سرنگونی، هیچ نشانه‌ای از فروپاشی و ضعف نشان نمی‌دهد.

انتهای پیام/

ارسال نظر