خطر کجا در کمین است؟/ جزیره خارگ یا بندر چابهار؟

خطر اصلی تهدید نظامی علیه ایران نه از سمت جزیره خارگ در خلیج فارس، بلکه از محور جنوب‌شرقی کشور و بندر راهبردی چابهار در دریای عمان در کمین است؛ جایی که احتمال اجرای سناریویی شامل بمباران هوایی، پیاده‌سازی تفنگداران دریایی آمریکا و بهره‌گیری از گروه‌های تروریستی نظیر جیش‌الظلم وجود دارد.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا-حسین خوانساری عتیق نوشت: نظر به محدود بودن و زیر ضربه رفتن امکانات آمریکا و پایگاه‌های آن در خلیج فارس و همچنین دور بودن مسیر‌های تدارکاتی دشمن به جزائر ایرانی و کوتاه‌تر بودن مسیر دسترسی به جزایر از طرف ایران، امکان انجام عملیات برای طرف آمریکائی به سمت جزائر ایرانی به خصوص جزیره خارگ بسیار اندک است. اما از طرف دیگر با توجه به برخی فعالیت‌های طرف آمریکائی مبنی بر ارسال ناو هواپیمابر فورد به دریای عمان و نیز ارسال ناوگروه تریپولی به همراه تفنگداران دریائی از ژاپن به سوی دریای عمان، امکان انجام عملیات از طرف منتهی الیه جنوب شرقی ایران با سناریوی زیر بسیار محتمل است.  

سناریوی محتمل شامل حمله هواپیما‌های موجود در ناو‌ها از عمق دریا و بمباران شدید ساحل و سپس تصرف ساحل توسط نیروی تفنگدار دریائی و گرفتن سرپل توسط ایشان در منتها الیه جنوب شرقی کشور و به طور اخص تسخیر بندر چابهار به عنوان مسدود سازی دروازه ایران به سمت اقیانوس خواهد بود. با توجه به برد موشک‌های دریایی ایران، مطمئنا فاصله ناو‌ها از ساحل ایران بالا بوده و تا حد رسیدن برد جنگنده‌های ناو‌ها به ساحل خواهد بود. این نقطه از خاک کشور به خاطر نزدیک بودن به خاک پاکستان و فعالیت گرو‌های تروریستی آمریکائی/صهیونیستی از قبیل جیش الظلم امکان استفاده از این نیرو‌های پلید را نیز به عنوان پیاده نظام پیشرو فراهم می‌سازد. استفاده از این منطقه باعث می‌گردد تا دشمن علاوه بر حمله زمینی و هوائی و تصرف سرزمینی، در صورت پذیرش شکست با فرار به سمت پاکستان خود را از هر گونه حمله و خسارت بیشتر حفظ نموده و در صورت عدم حرکت برنامه طبق روال با به جا گذاردن نیرو‌های تروریست و فرار از جبهه امکان حفظ نیرو‌های خود را با عقب نشینی به خاک همسایه داشته باشد.

چنین حمله‌ای مطمئنا با رضایت کشور‌های مانند پاکستان و هند و تا حد زیادی با کمک هند به عنوان تداکاتچی بوده و هر دو کشور با از میان رفتن تهدیدی به نام بندر آزاد چابهار موافق خواهند بود. انجام چنین عملیاتی در کوتاه و میان مدت می‌تواند ابهت از دست رفته آمریکا را به عنوان یک نیروی هژمون جهانی بازسازی کند.

در صورت موفق بودن عملیات و تصرف بندر چابهار، ایران از چندین مزیت نسبی سرزمینی محروم گردیده و مزیت‌های اساسی ذیل برای نیروی دشمن فراهم می‌گردد.  

مواردی از قبیل:
۱- عدم امکان ارسال امن نفت به چین، زیرا به خاطر وجود درگیری، امکان تحرک نفتکش‌ها نبوده و ضمنا دست آمریکا برای مصادره نفت ایران در منتها الیه آب‌های سرزمینی ایران باز خواهد بود. یعنی آمریکا هم می‌تواند مانند تنگه هرمز که تحت اختیار ایران است از ارسال نفتکش‌های ایرانی به سمت آب‌های ازاد جلوگیری کند.

۲- بندر چابهار به عنوان بندری که رو به اقیانوس هند قرار دارد، پل بندری ایران برای ارسال صادرات و نیز به خصوص دریافت امن کالا‌های اساسی به دور از هیاهوی تنگه هرمز بوده و تسخیر این بندر می‌تواند برای واردات این کالا‌ها به کشور محدودیت ایجاد نماید.

۳- هر بندری با دارا بودن انبار‌های متعدد کالا‌های ورودی و خروجی دارای منابع متعدد غذایی دپو شده می‌باشد که می‌تواند در وحله اول تدارکات خوبی برای نیروی متخاصم باشد.

۴- در صورت عملیات حتمی ایران برای بازپس گیری بندر، ایران مجبور به انجام عملیاتی پرهزینه بوده و عملا مجبور به از بین بردن امکانات و مزیت‌های سنگین ایجاد شده در این بندر به دست خود می‌گردد.

 ۵- انجام عملیات زمینی و یا موشکی برای بازپس گیری بندر می‌تواند توجه و تمرکز ایران را از تنگه هرمز و مرز‌های غربی و شمالی کم کرده و دست دشمن را برای تحرکات مذبوحانه در آن مناطق بازتر خواهد ساخت.

۶- وضعیت جغرافیائی محدوده جنوب شرقی ایران بیابانی و کم جمعیت بوده و دست ایران برای بسیج نیروی مردمی برای مواجهه با نیروی اجنبی بسته‌تر است؛ به این ترتیب دشمن امکان پیشروی سریعتر و راحت‌تر را داشته و امکان پشتیبانی هوایی برایش بیشتر فراهم خواهد بود.

۷- با توجه به وجود هسته‌های ترور و نفوذ تروریست‌ها در نقاط شهری و سابقه ایشان در نا امن سازی شهری، امکان استفاده از این نیرو‌ها در شهر‌های اصلی به منظور برهم زدن تمرکز نیروی مدافع برای دشمن فراهم‌تر خواهد بود؛ امری که با وجود برخی افراد مزدور در قالب معتمد، ریش سفید و ... می‌تواند تشدید گردد.

۸- تصرف یک بندر مهم علاوه بر ایجاد شائبه شکست در نیروی خودی، باعث ایجاد روحیه شکست ناپذیری در حریف گردیده و ضمنا یادآور دوران استعماری در تسخیر بنادر و سپس فشار به ایران برای عقب نشینی از دستاورد‌ها و حق حاکمیتی خود است، چنانچه در وقایعی مانند محاصره هرات و تسخیر جنوب توسط انگلیس، این امر تجربه گردیده است.

 ۹- با مشاهده امکان پیروزی دشمن توسط دیگر شرکاء آمریکا، امکان مشارکت ایشان در این جنگ افزوده گردیده و شاید منجر به ایجاد یک اجماع جهانی علیه ایران گردد.

علت احتمال بالای این سناریو:

۱- این منطقه یعنی دریای عمان در اختیار ارتش قهرمان جمهوری اسلامی ایران بوده و نوع تسلیحات ارتش (پهپاد + موشک کروز) به نسبت سپاه از تنوع و برد مورد نیاز کمتری برای یورش به عمق دریا برخوردار است.  

۲- نیروی دریائی ارتش از زیردریائی‌ها و ناو‌های بزرگ با قابلیت پنهان کاری کم برخوردار است که تا هم اکنون نیز این نیرو در آب متحمل خسارات فراوان شده و تا حد بسیار زیادی از قابلیت‌های آن برای مقابله با نیروی دریائی دشمن کاسته شده است؛ در مقایسه، نیرو‌های پرتعداد و به کارگیری تاکتیک زنبور‌های سرخ سپاه عملا به خاطر متکی بودن به تدارکات ساحلی و برد کم قایق‌ها منحصر به آب‌های خلیج فارس بوده و این قایق‌ها برای انجام عملیات و حضور در آب‌های آزاد با دشواری‌های زیادی رو‌به‌رو خواهند بود.

۳- از طرف دیگر ارتش یک نیروی کلاسیک بوده و وجود نیروی انسانی سرباز وظیفه به عنوان مرکز ثقل عملیاتی، دشواری هائی را برای مبارزه با دشمن در مقایسه با نیروی انسانی داوطلب بسیجی برای سپاه ایجاد می‌نماید؛ یعنی به صورت پیش فرض انگیزه نیروی سرباز اجباری از انگیزه نیروی داوطلب بسیجی پائینتر و ترس آن در مواجه با نیروی متخاصم بالاتر است.

۴- پدافند هوایی شرق کشور به خاطر احساس امنیت از طرف شرق و محاسبه نشدن چنین خطری در دکترین نظامی ایران از پدافند هوایی غرب و مرکز کشور به مراتب ضعیفتر بوده و امکان انجام عملیات هوائی بر علیه ایران از طرف شرق و جنوب شرقی بسیار آسانتر خواهد بود.  

۵- ناوگروه فورد دارای چندین ناو محافظ و یک ناو هواپیما بر به همراه بیش از ۱۰۰ هواپیمای جنگی بوده که به همراه ناو گروه تریپولی (دارای بیش از ۲۰ هواپیمای F-۳۵) دارای بیش از ۱۲۰ هواپیمای جنگی با باک پر، مهمات مصرف نشده، چند صد تیر موشک‌های کروز و تازه نفس می‌باشند. البته ممکن است از سمت پایگاه دیگوگارسیا نیز به طور همزمان چندین بمب افکن B-۵۲ و یا B-۱/B-۲ برای شدت بخشیدن به بمباران استفاده گردد.

پاسخگوئی به سناریوی احتمالی:

با توجه به اینکه این سناریو دارای سه ضلع (ناوگروه فورد + ناوگان تریپولی حامل تفنگدارن دریائی آمریکا + پیاده نظام تروریست از قبیل جیش الظلم) برای پیاده سازی است. در صورت شکست یک ضلع از این مثلث خبیث امکان انجام عملیات توسط دیگر اضلاع از بین رفته و کل برنامه با شکست رو‌به‌رو خواهد گردید. پس ضربه با ناو فورد قبل از حضور در دریای عمان از طریق یمن، قلع و قمع تروریست‌ها پیش از ورود و یا سازماندهی و ضمنا ایراد ضربه به ناوگروه تریپولی از طریق زیردریایی‌های ارتش در آب‌های آزاد و یا حتی حرکات انتحاری با هدف غرق و یا ایراد صدمه شدید پیش از رسیدن آن به نزدیکی ایران می‌تواند هر کدام موجب شکست چنین عملیاتی گردد.

البته ان شاء الله این سناریو عملی نگردیده و با درایت نیرو‌های مسلح کشور و پشتیبانی خداوند متعال و مقاومت مردمی، درفش پیروزی بر بلندای قله‌های جهان و به اسم جمهوری اسلامی ایران علم خواهد گردید.

انتهای پیام/

ارسال نظر