پیشنهاد سردبیر
مردم بازنده رقابت قیمت و یارانه

تاخت‌وتاز قیمت‌ها و عقب‌ماندگی یارانه‌ها

تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

بانک اهداف زبان جدید دیپلماسی

در حالی که واشنگتن با اهرم تهدید به دنبال تحمیل خواسته‌های خود است، ایران با تکیه بر دکترین بازدارندگی فرامرزی، بانک اهداف منطقه‌ای را به عنوان متغیری تعیین‌کننده وارد معادلات کرد؛ راهبردی مقتدرانه که ثابت می‌کند دوران فریب در سراب مذاکرات به پایان رسیده است.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، واقعیت‌های سیاسی حاکم بر روابط ایران و ایالات متحده در سال‌های اخیر نشان‌دهنده یک شکاف عمیق میان ادعا‌های رسانه‌ای و اهداف پنهان امنیتی است. دستگاه دیپلماسی آمریکا همواره تلاش کرده تا میان دو پرونده کاملاً مجزای مذاکره و اقدام نظامی یک رابطه مستقیم و علیتی برقرار کند، به این معنا که تنها راه جلوگیری از جنگ، تن دادن به خواسته‌های حداکثری در پشت میز مذاکره است. اما تحلیل دقیق داده‌های امنیتی و بررسی رفتار دولتمردان آمریکایی، به ویژه پس از جنگ تحمیلی دوم، بطلان این گزاره را ثابت می‌کند.

تصمیم برای حمله نظامی در اتاق‌های فکر امنیت ملی آمریکا، تابعی از پیشرفت یا شکست مذاکرات نیست، بلکه صرفاً به برآورد آنها از قدرت پاسخگویی متقابل و هزینه جانی نیروهایشان بستگی دارد. در واقع، اگر واشنگتن حس کند که می‌تواند با هزینه‌ای پایدار به اهداف خود برسد، حتی در میانه گرم‌ترین گفت‌و‌گو‌های دیپلماتیک نیز از ابزار نظامی استفاده خواهد کرد.

دشمن در طول ۴۷ سال گذشته تمام ابزار‌های سخت و نرم خود را برای فلج کردن اراده ملی به کار گرفته است. از تحریم‌های خردکننده اقتصادی تا تلاش برای انزوای سیاسی، همگی در راستای یک هدف واحد یعنی بلعیدن ایران تعریف شده‌اند. وقتی سخن از بلعیدن به میان می‌آید، منظور نه یک استعاره سیاسی، بلکه یک برنامه عملیاتی برای تجزیه و فروپاشی حاکمیتی است. آنها به این نتیجه رسیده‌اند که نه دیپلماسی به تنهایی و نه تحریم به تنهایی قادر به مهار قدرت رو به رشد ایران نیست، لذا به سمت یک مدل ترکیبی تهاجمی حرکت کرده‌اند که در آن، مذاکره تنها نقشی برای خرید زمان و تضعیف آمادگی دفاعی ایفا می‌کند.

در برابر این هجمه سازمان‌یافته، تنها مؤلفه‌ای که توانسته است محاسبات دشمن را تغییر دهد، دکترین بازدارندگی فرامرزی است که لنگرگاه اصلی آن در قدرت منطقه‌ای ایران نهفته است. تاکیدات مکرر بر این نکته که هرگونه تعرض نظامی با پاسخی همه‌جانبه و منطقه‌ای مواجه خواهد شد، در واقع هدف قرار دادن نقطه ضعف اصلی رقیب یعنی عدم تحمل هزینه‌های انسانی سنگین است.

واشنگتن به خوبی می‌داند که جغرافیای نبرد آینده، محدود به مرز‌های ایران نخواهد بود و تمام منافع و نیرو‌های تحت امرش در منطقه، در بانک اهداف ایران قرار دارند. این سطح از آمادگی که پس از رزمایش‌های مقتدرانه بهمن ماه به اوج خود رسید، به طرف آمریکایی تفهیم کرد که شکست در مذاکره الزماً به معنای پیروزی در جنگ نیست، بلکه می‌تواند آغازی بر یک بحران موجودیتی برای حضور آنها در غرب آسیا باشد.

انتهای پیام/

ارسال نظر