پیشنهاد سردبیر
مردم بازنده رقابت قیمت و یارانه

تاخت‌وتاز قیمت‌ها و عقب‌ماندگی یارانه‌ها

تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

عضو هیئت علمی گروه هنر دانشگاه آزاد اسلامی:

تعطیلی در آفرینش محال است؛ زندگی حتی در دل رنج و ناامیدی ادامه دارد

عضو هیئت علمی گروه هنر دانشگاه آزاد اسلامی تهران جنوب، در یادداشتی تاکید می‌کند که خلق کردن تنها به معنای شاهکار ساختن نیست و حتی در روزهای سخت و پر از سوگ و ترس، ادامه دادن کارهای کوچک، تربیت فرزند، نوشتن، تدریس و ایجاد رابطه سالم، شکل‌هایی از آفرینش و احترام به زندگی هستند. او می‌گوید: «زندگی همیشه ادامه دارد؛ سؤال این است با ما، یا بدون ما؟»

حمیده جعفری عضو هیئت علمی گروه هنر دانشگاه آزاد اسلامی تهران جنوب در یادداشتی نوشت:

فیلسوفان یک قاعده‌ی ساده و در عین حال عمیق دارند: «تعطیلی در آفرینش محال است.»

یعنی زندگی، حتی وقتی فرو می‌ریزد، حتی وقتی زخمی است، حتی وقتی در سوگ است، باز هم در حال ساختن است. مسئله این نیست که آیا چیزی خلق می‌شود یا نه؛ مسئله این است که ما آگاهانه در این خلق شریک هستیم یا منفعلانه زیر آوارش می‌مانیم.

در نگاه فلسفی، بودن یعنی «در حالِ شدن».

هیچ لحظه‌ای خنثی نیست.

هیچ روزی صفر نیست.

یا داریم چیزی می‌سازیم، یا داریم اجازه می‌دهیم چیزی بدون ما ساخته شود.

تعطیلیِ کامل، فقط یک توهم است. در روزهایى که شرایط آرام است، خلق کردن آسان‌تر دیده می‌شود:

کلاس‌ها برگزار می شود، پروژه‌ها جلو می‌روند، برنامه‌ها روشن‌اند، آینده قابل تصور است.

اما در این زمانه، ناامیدی جمعی، سوگ، جنگ بی‌ثباتی اقتصادی و ترسِ مزمن، اینجاست که این قاعده معنای واقعی‌اش را نشان می‌دهد.

در چنین زمان‌هایی، خلق کردن دیگر به معنای «شاهکار ساختن» نیست.

گاهی خلق کردن یعنی:

- صبح از تخت بیرون آمدن، وقتی هیچ انگیزه‌ای نداری

- ادامه دادنِ یک کار کوچک، وقتی افق مبهم است

- تربیت کردنِ یک کودک، وقتی خودت پر از ترسی

- نوشتن، تدریس، درمان، یاد دادن، گوش دادن

- ساختن یک رابطه‌ی سالم، وسط دنیای ناسالم

- کاشتن یک بذر، وقتی معلوم نیست فردا چه می‌شود.

اینها «کار‌های معمولی» نیستند؛ در این روز‌ها اینها شکل‌هایى از آفرینشگرى هستند.

آلبر کامو جایی می‌گوید: «در میانه زمستان، فهمیدم در درونم تابستانی شکست‌ناپذیر وجود دارد.»

این تابستان، همان نیروی آفرینش است، همان چیزی که حتی زیر برفِ اندوه و ترس، خاموش نمی‌شود.

قاعده‌ی فیلسوف را می‌شود این‌طور کامل‌تر کرد:

تعطیلى در آفرینش محال است؛ اما تعطیلى در مسئولیتِ آفرینش، ممکن و خطرناک است.

یعنی ما می‌توانیم از خلق کردن شانه خالی کنیم، اما زندگی همچنان خلق می‌کند، آن‌وقت، به‌جای معنا، پوچی می‌سازد، به‌جای پیوند، نفرت، به‌جای عشق، بی‌حسی.

در روز‌های سوگ جمعی، خیلی‌ها می‌پرسند:

«آیا الان وقت زندگی‌کردن است؟ وقت شادی است؟ وقت ساختن است؟»

پاسخ فلسفی این است:

بله، دقیقاً همین الان وقت این چیزهاست.

نه به معنای انکار درد، بلکه به معنای وفادار ماندن به زندگی، در دلِ درد.

خلق کردن، احترام گذاشتن به رنج است، یعنی اجازه نمی‌دهیم رنج، آخرین کلمه داستان باشد.

یک جمله مکمل برای این قاعده می‌تواند این باشد:

زندگی همیشه ادامه دارد؛ سؤال این است: با ما، یا بدون ما؟

و شاید عمیق‌ترش:

در تاریک‌ترین زمان‌ها، خلق کردن یک انتخاب نیست؛ یک مسئولیتِ انسانی است.

وقتی جهان آشفته است، کسی که هنوز کتاب می‌نویسد، کلاس برگزار می‌کند، کسب‌وکار سالم می‌سازد، فرزند پرورش می دهد، هنر می‌آفریند، گفت‌وگوی صادقانه راه می‌اندازد، دارد بی‌سر و صدا می‌گوید:

«من تسلیم رنج و ناامیدی نمی‌شوم.»

و این، ساده نیست؛ شجاعانه است؛

و این بزرگترین احترام به زندگى است. "

انتهای پیام/

ارسال نظر