ضرورت صیانت از هویت ملی

رخداد‌های اخیر در برخی دانشگاه‌های پایتخت، بار دیگر بحث نسبت میان آزادی بیان و حفظ نظم آموزشی را برجسته کرده است؛ موضوعی که در پرتو رفتار‌های ساختارشکنانه محدود، ضرورت اجرای دقیق آیین‌نامه‌های انضباطی و صیانت از نماد‌های ملی را یادآور می‌شود.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، بروز تجمعات پراکنده در برخی دانشگاه‌های مطرح کشور طی روز‌های اخیر، پرده از واقعیتی تلخ و هشداردهنده برداشت که فراتر از یک اعتراض ساده دانشجویی است؛ این وقایع نشان‌دهنده نفوذ عمیق و لایه‌برداری شده جنگ شناختی به سطوح پنهان تربیتی و معرفتی در بدنه دانشگاهی است. در حالی که اکثریت نجیب، آگاه و پرکار دانشجویان ایران بر مسیر کسب علم و اخلاق استوار مانده و سرمایه‌های آینده کشور محسوب می‌شوند، اقلیتی محدود تحت تأثیر شدید زیست مجازی و القائات رسانه‌ای، فضای مقدس دانشگاه را به تریبونی برای بازنشر شعار‌های جریان‌های معاند تبدیل کرده‌اند. این گسست میان واقعیت‌های میدانی و ادراک ذهنی این افراد، زنگ خطری برای نهاد‌های فرهنگی و آموزشی است تا بازنگری جدی در فرآیند‌های اقناعی خود داشته باشند.

فضای آکادمیک ایران در روز‌های منتهی به اسفندماه، شاهد پارادوکسی آشکار و تامل‌برانگیز میان دو مفهوم مطالبه‌گری و ساختارشکنی بود. گزارش‌های متقن میدانی از محیط‌هایی نظیر دانشگاه امیرکبیر نشان می‌دهد که شعار‌های سرداده شده در این تجمعات، عملاً هیچ نسبتی با نیاز‌های واقعی صنفی، رفاهی، آموزشی یا دغدغه‌های علمی دانشجویان ندارد. این انحراف آشکار نشان می‌دهد که حرکت‌های مذکور، نه از متن نقد سازنده، بلکه محصول نوعی تصرف عدوانی ذهن جوانانی است که در حباب‌های رسانه‌ای بیگانه غوطه‌ور شده و به صورت سیستماتیک از واقعیت‌های ملموس جامعه خود گسسته‌اند. باید با صراحت پرسید که کدام جریان و با چه سازوکاری، هویت ملی و علقه وطنی دانشجوی ایرانی را به نقطه‌ای از مسخ‌شدگی رسانده که به پرچم خود – که نماد خون هزاران شهید و اعتبار بین‌المللی کشور است – اهانت می‌کند؟ این سطح از بیگانگی با خویشتن، تنها با یک سناریوی دقیق برای فروپاشی اراده ملی قابل توجیه است.

نقش استاد-سلبریتی‌ها

بخش بزرگی از این بحران هویتی و رادیکالیسم بی‌ریشه را باید در متون درسی وارداتی و به ویژه در رویکرد ناصواب برخی اساتید جست‌و‌جو کرد. متأسفانه در برخی دانشکده‌های علوم انسانی و هنر، به جای تدریس علم نافع و گره‌گشا، نوعی نفرت‌پراکنسی سیستماتیک نسبت به داشته‌های ملی و دستاورد‌های بومی تدریس می‌شود. این اساتید که غالباً در نقش سلبریتی‌های دانشگاهی ظاهر می‌شوند، با سیاه نمایی مطلق از وضعیت کشور، بذر ناامیدی را در دل جوان مستعد ایرانی می‌کارند تا او را به عنصری معترض و فراری از مسئولیت‌های ملی تبدیل کنند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که لیدر‌های فکری این جریانات، با بهره‌گیری هوشمندانه از مصونیت‌های آکادمیک و تریبون‌های رسمی نظام، به دنبال ایجاد یک گسست معرفتی عمیق میان نسل جوان و آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی هستند. هدف نهایی این پروژه، تهی کردن ذهن دانشجو از مبانی فکری مستقل و هموار کردن راه برای پذیرش بی‌چون و چرای تهاجم فرهنگی و هژمونی غرب است. این دسته از اساتید با تبدیل کلاس درس به سنگر مخالفت‌های سیاسی و جناحی، عملاً رسالت مقدس معلمی و دانش‌پروری را به مسلخ برده‌اند. در این میان، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری باید به طور جدی پاسخگو باشد که چرا فرآیند اصلاحات ساختاری، بازنگری در سرفصل‌های علوم انسانی و پاکسازی محیط‌های علمی از این غده‌های بدخیم فکری با تاخیری چنین طولانی و هزینه‌زا مواجه شده است؟

ضرورت انضباط در محیط آکادمیک

حفظ شأن و اعتبار بین‌المللی دانشگاه‌های ایران، در گروی اجرای بی‌کم‌وکاست و دقیق آیین‌نامه‌های انضباطی و حاکمیت قانون است. مدارا با کسانی که حریم علم را با میدان جنگ اشتباه گرفته‌اند، نه یک فضیلت اخلاقی، بلکه ظلمی بزرگ به اکثریت قانون‌مداری است که برای تحصیل علم هزینه می‌دهند و وقت می‌گذارند. دانشگاه همواره به عنوان دماسنج جامعه شناخته می‌شود، اما اگر این دماسنج خود دچار اختلال در عملکرد شود و تحت تأثیر ویروس‌های نفوذی قرار گیرد، بدون شک کل پیکره جامعه دچار آسیب‌های جبران‌ناپذیر خواهد شد. بنابراین، بازگشت به مرجعیت قانون، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت گریزناپذیر برای بقای نهاد علم است.

مهار هوشمند این وضعیت، یعنی تفکیک دقیق صف «منتقد دلسوز و وطن‌پرست» از «مزدور رسانه‌ای و عنصر نفوذی». منتقد به دنبال اصلاح ساختار برای اعتلای کشور است، اما عنصر هنجارشکن به دنبال تخریب بنیان‌ها برای خوشامد بدخواهان ایران است. برای بازگرداندن مدیریت دانشگاه به دست اکثریت پرکار، متعهد و نخبه، راهی جز پایان دادن به دوران ملاحظه‌کاری‌های بی‌مورد و مماشات با اقلیت هنجارشکن وجود ندارد. باید پذیرفت که ساحت علم، جای قلدری و اهانت به مقدسات نیست.

انضباط انقلابی در محیط دانشگاه، به هیچ وجه به معنای بستن فضای گفت‌و‌گو، نقد یا آزاداندیشی نیست؛ بلکه دقیقاً به معنای ایجاد بستری امن و عقلانی برای تبادل آرا است، به گونه‌ای که هیچ اقلیت سازمان‌یافته‌ای نتواند با ایجاد ارعاب و هتاکی، صدای عقلانیت را خفه کند. صیانت از امنیت ملی در سنگر علم، وظیفه‌ای است که هم بر دوش مدیران دانشگاهی و هم بر عهده تشکل‌های دانشجویی اصیل قرار دارد تا اجازه ندهند اعتبار جهانی دانشگاه‌های بزرگ تهران، قربانی بازی‌های سیاسی شکست‌خورده و پروژه‌های امنیتی بیگانگان شود. بازگشت اقتدار به محیط‌های آموزشی، مقدمه جهش علمی در گام دوم انقلاب و تضمین‌کننده شکوفایی نسلی است که به هویت ایرانی-اسلامی خود افتخار می‌کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر